ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته سلام علیکم و رحمة الله.

بعضیا گمان می‌کنند برای اینکه جای وطن انسان بشه لاجرم باید حتما اونجا خونه بخرن و مالک یه ملکی، خونه‌ای چیزی باشن.

[نفس عمیق] یا برای وطن دوم‌شون یا وطن شغلی‌شون اونجا حتما یه مغازه‌ای به نامشون باشه و اینطوری نیست.

تمام مراجع فرمودن نیازی به داشتن ملک نیست.

همین که شما اونجا اسکان داری ولو به استیجاری یا حتی یه مدت طولانی مهمان حتی کسی باشی، یه جایی ولی قصد داری دیگه اونجا بمونی و اونجا رو وطن خودت قرار بدی.

ولی فعلا جایی رو نداری.

فعلا مثلا مهمان طبقه دوم خونه فامیلت، رفیقت خالیه، فعلا اونجایی حتی یه جایی هم اجاره هم نکردی.

توجه کردی؟

همین که قصد کردی جایی بمونی، اونجا دیگه وطنت میشه.

[نفس عمیق] در خصوص قلبی که دچار نفاق شده، دیروز یک سوالی رو طرح کردیم و پاسخش رو گفتیم.

[نفس عمیق] یه سوال دیگه‌ای رو هم امروز طرح کنیم.

اونم اینه که گاهی اوقات میشه ماها البته خیلی هم پیش میاد، دلایل متعددی هم داره که به جاش باید بحث بشه.

حالمون هی فراز و نشیب داره.

یه روز خوبیم، یه روز بدیم.

وقتی تو هیئتیم، در جماعت اهل ایمانیم، تو مسجдим، در محضر یه عالمیم، یک آدم عارفیم.

حتی اون‌هایی که محضر پیغمبر بودن.

اینو حالمون خیلی خوب و خوشه.

اینطوری هست.

البته اینم پیش میاد که گاهی اوقات آدم تو اینجور جاها هم حالش بد باشه، این دیگه خیلی فاجعه‌ست.

[نفس عمیق] اما معمولا تو اینجور جاها حال ما خوبه.

حرم که میریم خیلی حالمون خوش میشه.

وقتی که از اینجا فارغ میشیم حالمون بد میشه.

اصلا دیگه اون آدم نیستیم.

وقتی از هیئت میایم بیرون میریم تو کسب و کاسبی و محیط کارمون و اجتماع و اینا دوباره حالمون بد میشه.

آیا-- این سؤال اینجاست که آیا این نشان نفاقه؟

خب آدم دوگانه میشه دیگه.

به قولی دو دل میشه.

اونی نیست که اونجا بود.

این سؤال خیلی مهمه.

جالبه که بدونید همین سؤالو هم از پیغمبر و هم از امام صادق علیهم الصلاة والسلام پرسیدن.

از امام صادق صلی الله علیه این چنین پرسیدن که آقا ما حالمون خیلی فراز و نشیب پیدا می‌کنه.

آیا این نشانه نفاقه؟

حضرت سریع فرمودن همین که دلنگرانی این نشونه‌ایه که نفاق نیست.

این خودش کُده.

دلنگرانی که نکنه نفاقه.

این نشونه‌ایه که نفاق نیست.

نفاق یعنی اصن طرح‌ریزی می‌کنی، برنامه‌ریزی می‌کنی.

اصن می‌خوای که اینطوری باشه.

[نفس عمیق] از پیغمبر چطوری پرسیدن؟

پرسیدن که آقا ما وقتی پیش شماییم حالمون خیلی خوبه.

به محض اینکه میریم تو بازار و کار و کسب و این‌ها حالمون بد میشه.

اون حالی که پیش-- حالا شاید نگفتن بد میشه.

میگن اون حالی که پیش شما بودیمو نداریم.

پیغمبر فرمودن که اگر شما-- یه نکته بسیار مهمی رو اینجا پیغمبر اشاره کردن که خودش یک مدخل ورودی به یک بحث بسیار مهم و فهم عمیقیه [نفس عمیق] که من معمولا ندیدم اینجا رو مورد توجه قرار بدن.

میگن میرن روایتو، اونجا کجاست؟

اینکه پیغمبر فرمود اگر اون حالی که محضر ما هستید رو بتونید حفظش کنید [نفس عمیق] وقتی هم که از ما فارغ شدید، اگر بتونید حفظش کنید یعنی ان الذین قالوا ربنا الله اون ثمة تقاموا رم بتونید رعایت کنید، استقامت بخرجید.

صراحت آیه قرآن چیه بعدش؟

تتنزل علیهم الملائکه.

اون آیه ش گفتار پیغمبره فرمود اگر بتونید خودتونو حفظ کنید، ملائکه نازل میشن با شما مصافحه می‌کنند.

همینو میگیم رد میشیم.

یا حالا این خودش یک دلیله که بر-- پس سؤال جواب داده شد تا حدودی که نه، این نشانه نفاق نیست.

این نشانه غفلته.

باید مراقب باشیم، غافل نشیم.

اما اون خیلی نکته مهمیه که پیغمبر فرمود ملائکه میان با شما مصافحه می‌کنند.

ملائکه جنسشون چیه عزیزانی؟

عالم مجرداتن دیگه، عقولن.

عقل م-- اونا عقل محضن.

جنسشون عقله.

اینکه پیغمبر می‌فرمود ملائکه به شما نازل میشن یعنی اگر بتونید در مسیر ما مراقب غفلت باشید در راه ما چه در ه-حضر، چه در سفر، چه در حضور، چه در جلوت، چه در خلوت همیشه مراقب باشید دچار غفلت نشید، همیشه در حالت حضور باشید [نفس عمیق] یعنی شما جنبه عقلیتون تقویت میشه.

جنبه عقلی شما که تقویت شد آثارش میشه تنزل الملائکه.

تتنزل علیهم الملائکه بر ایشان ملائکه نازل می‌شوند.

ملائکه هرجا که نمیرن که.

مل-ملائکه جایی نازل میشن که بحث، بحث عقلیه، بحث علمیه.

اصن عقلو خدا اومده داده برای رشد علمی.

اگه بخوای حالت بد نشه برو سراغ کار عقلی.

برو سراغ کار علمی.

این اون نکته ظریفیه که بهش توجه نمیشه.

آیه هجده سوره آل عمران رو برید ببینید جزو اون چهار تا دسته آیاتیه که عرض کردیم شیخ حر عاملی تو وسائل شیعه‌ش میگه وقتی خدا دستور نزول قرآن داد، این چهار دسته به عرش معلق موندن، به خدا گلایه کردن که قدر ما رو نمی‌دونن.

پیداست خیلی اینا با عظمتن این چهار دسته که خدا فرمود برید هرکس بعد از هر نمازش شما رو بخونه من هر روز هفتاد بار نگاهش می‌کنم.

در هر نگاه هفتاد حاجتش رو روا می‌کنم که این باید بحث بشه.

این نگاه چیه؟

حاجت‌ها چیه؟

یه دستش این آیه هجده سوره آل عمرانه که شهد الله معروف به آیه شهد الله.

شهد الله أنه لا إله إلا هو که فرمودن این اسم اعظم اینجاست.

والملائكة وعُلُّو العِلْم.

البته در تعابیر فرمودن این اول علم اهل بیتن اما وجه اتمش اهل بیتن.

هر صاحب خردی هم پیداست کسی که به علم و معرفت دست پیدا کنه همپای کی میشه؟

والملائكة بعد میگه و اول علم با ملائکه همسفر میشه.

جالبه در چی؟

در شهادت بر شهد الله که خدا شاهده که انه لا اله الا هو.

عظیم‌ترین شهادت عالم رو کسی که صاحب علمه باهاش چی میشه؟

هم قطار میشه، همسفر میشه.

چیز کمی نیست.

الان کار عقلی چقدر ما داریم؟

آقا جون سؤال، خودم از خودم سؤال کنم ما چقدر کار عقلی، تو حاجی جون چقدر کار عقلی و علمی داری؟

چقدر داری برای کارهای مالی و مادی و امرار معاشت و تفریحت و خوش گذرونی و اوقات فراغتت صرف می‌کنی؟

خداوکیلی چقدر داری برای کار علمی و عقلی وقت می‌گذاری؟

اصلاً فراری‌اند مردم.

یه عبارتی داره شیخ طوسی علیه الرحمه خیلی دردناکه این روایت.

می‌فرماید و کثرت عند الخیالة عرفو اکثر مردم خیالاتی‌اند.

هم‌نشین با خیال.

الان شما بگو آقا ما می‌خوایم خاطره بگیم هزار نفر آدم میاد.

فیلم پخش کنیم هزار نفر آدم میاد.

و وحدت عند العقول اكشف.

وحدت، اوحدی، عده قلیلی‌اند که دنبال کشف عقلی و علمی‌اند.

شما کار علمی بکن.

تو منبرت بیا بحث علمی، برهان ارائه بده فرار می‌کنند.

بابا این چی میگه حاجی دیونه ما رو بی کار گیر آورده.

اینجا رو کرده کلاس درس.

آقا یه داستان بگو، یه مثل به قول اساتید ما وقتی طرف میگه آقا من نفهمیدم یه مثال بگو یعنی رفته تو عالم مثال و خیالش.

نمی‌فهمه کار عقلی نکرده.

مثال بگو یعنی من نمی‌فهمم.

مثل بزن.

قرآن هم متأسفانه انقدر ما فهممون امثال من کم بوده.

می‌فرماید کذلک نضرب الأمثال للناس.

خدا همش ضرب مثل می‌کنه.

تازه باز می‌فرماد همینم، همین مثل‌هایی هم که خدا تو قرآن میاره لا يعقلها الا العالم، عامل، عالمون.

فقط علما می‌فهمن، تعقل می‌کنند.

همین ضرب مثال، مثال‌هایی که قرآن هی میاره که ما بفهمیم بازم همینه.

کار عقلی، کار علمی کردن کو؟

تو هیأت‌ها، تو جلسات، تو.

لذا من ختم کلامو یه نکته‌ای حالا نهیب‌وار به همه شما عرض می‌کنم که اصلاً و ابداً شما مدیون صاحب این [نفس عمیق] جایگاه هستید که اگر بخواهید به امثال من و این‌ها به نگاه یک آخوند بازاری که بیاد چهار تا کلام مثلاً احکامی بگه که خودتم تو تحریر الوسیله می‌تونی ببینی و وقتتو بگیره تا حدیث بگه و نماز بخونه و بگه بره.

مدیونی اگه بخوای اینطوری نگاه کنی.

اگر فکر می‌کنید کسی که اینجاست هرکی می‌خواد باشه منم یا هر کس دیگه‌ای، اون جایگاه عقلی و علمی رو نداره سریع عوضش کنید.

بگید آقا یکی دیگه بیاد از جهت علمی به ما رشد بده.

اگر این کارو نکنی به خودت خیانت کردی، به منم خیانت کردی، به همه خیانت کردی و فاجعه اونجاست که بیایم بشینیم بگیم بابا این بحث‌ها سنگینه.

نمی‌دونم ثقیله.

این بحثا مال کلاس درسه.

ولش کن حاجی آقا یه حدیث بگو بریم.

این دیگه خیلی فاجعه میشه.

ان‌شاءالله عاقبت ما ختم به خیر بشه.

به برکت صلوات بر محمد آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد