یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
وطن بدون ملک
بعضی گمان میکنند برای آنکه جایی وطن انسان شود لاجرم باید آنجا خانه بخرند و مالک ملکی باشند؛ یا برای وطن دوم یا وطن شغلی حتماً مغازهای به نامشان باشد. چنین نیست. تمام مراجع فرمودهاند نیازی به داشتن ملک نیست. همین که آنجا اسکان داری ولو استیجاری، یا حتی مدتی طولانی مهمان کسی باشی در جایی، ولی قصد داری دیگر آنجا بمانی و آنجا را وطن خود قرار دهی — ولو فعلاً جایی نداری و مثلاً مهمان طبقهٔ دوم خانهٔ فامیل یا رفیق هستی و هنوز اجاره نکردهای — همین که قصد کردی جایی بمانی، آنجا دیگر وطنت میشود.
نوسان حال و پرسش از نفاق
در خصوص قلبی که دچار نفاق شده، دیروز سؤالی طرح شد و پاسخش گفته شد. امروز سؤال دیگری: گاهی — و بسیار هم پیش میآید، با دلایل متعدد که جایش باید بحث شود — حالمان فراز و نشیب دارد. یک روز خوبیم یک روز بد. وقتی در هیئتیم، در جماعت اهل ایمانیم، در مسجدیم، در محضر عالم یا عارفی هستیم — حتی آنان که محضر پیامبر بودند — حالمان بسیار خوب است. البته گاهی در همین جاها نیز حال بد است و آن فاجعه است؛ اما معمولاً در اینگونه جاها حال خوب است. حرم که میرویم حال خوش میشود. چون از اینجا فارغ میشویم حال بد میشود؛ دیگر آن آدم نیستیم. از هیئت که بیرون میآییم و به کسب و کار و اجتماع میرویم دوباره حال بد میشود. آیا این نشان نفاق است؟ آدم دوگانه میشود؛ دو دل؛ آن نیست که آنجا بود. این سؤال بسیار مهم است.
پاسخ امام صادق و پیامبر
همین سؤال را از پیامبر و از امام صادق علیهمالسلام پرسیدهاند. از امام صادق چنین پرسیدند که حالمان بسیار فراز و نشیب پیدا میکند؛ آیا نشانهٔ نفاق است؟ حضرت سریع فرمودند: همین که دلنگرانی داری نشانهای است که نفاق نیست. این خود کد است؛ دلنگرانی که نکند نفاق باشد نشانهٔ آن است که نفاق نیست. نفاق یعنی اصلاً طرحریزی و برنامهریزی میکنی و میخواهی که اینگونه باشد.
از پیامبر چگونه پرسیدند؟ گفتند وقتی پیش شماییم حالمان بسیار خوب است؛ به محض آنکه به بازار و کار و کسب میرویم آن حالی که پیش شما بودیم نداریم. پیامبر نکتهٔ بسیار مهمی فرمودند که مدخل فهم عمیق است و معمولاً توجه نمیشود. فرمودند اگر آن حالی که محضر ما هستید را بتوانید حفظ کنید وقتی هم که از ما فارغ شدید — یعنی:
«إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا» (فصلت/۳۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کسانی که گفتند پروردگار ما خداست سپس استقامت ورزیدند.
اگر بتوانید رعایت کنید و استقامت به خرج دهید، صراحت آیه بعدش چیست؟ تتنزل علیهم الملائکه. گفتار پیامبر آن است که اگر بتوانید خود را حفظ کنید ملائکه نازل میشوند و با شما مصافحه میکنند. معمولاً همین را میگوییم و رد میشویم. پس سؤال تا حدودی جواب داده شد: نه، نشانهٔ نفاق نیست؛ نشانهٔ غفلت است؛ باید مراقب باشیم غافل نشویم.
ملائکه و تقویت جنبهٔ عقلی
اما آن نکتهٔ مهم که پیامبر فرمود ملائکه میآیند و مصافحه میکنند: ملائکه جنسشان چیست؟ عالم مجرداتاند؛ عقولاند؛ عقل محضاند؛ جنسشان عقل است. اینکه پیامبر فرمود ملائکه به شما نازل میشوند یعنی اگر بتوانید در مسیر ما مراقب غفلت باشید — در حضر و سفر، در حضور و جلوت و خلوت — همیشه مراقب باشید دچار غفلت نشوید و همیشه در حالت حضور باشید، جنبهٔ عقلیتان تقویت میشود. جنبهٔ عقلی که تقویت شد آثارش تنزل الملائکه است.
«تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ» (فصلت/۳۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): فرشتگان بر آنان فرود میآیند.
ملائکه هر جا نمیروند؛ جایی نازل میشوند که بحث عقلی و علمی باشد. اصلاً عقل را خدا برای رشد علمی داده است. اگر میخواهی حالت بد نشود برو سراغ کار عقلی؛ برو سراغ کار علمی. این نکتهٔ ظریفی است که به آن توجه نمیشود.
آیهٔ شهد الله و چهار دسته
آیهٔ هجده سورهٔ آلعمران را ببینید؛ جزو آن چهار دسته آیاتی است که شیخ حر عاملی در وسائل میگوید وقتی خدا دستور نزول قرآن داد این چهار دسته به عرش معلق ماندند و به خدا گلایه کردند که قدر ما را نمیدانند. پیداست بسیار با عظمتاند. خدا فرمود بروید؛ هر کس بعد از هر نماز شما را بخواند من هر روز هفتاد بار نگاهش میکنم؛ در هر نگاه هفتاد حاجتش را روا میکنم — که این باید بحث شود: این نگاه چیست و حاجتها چیست. یک دستهاش آیهٔ هجده آلعمران است؛ معروف به آیهٔ شهد الله:
«شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ» (آل عمران/۱۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا گواهی داد که معبودی جز او نیست، و فرشتگان و صاحبان دانش نیز.
فرمودهاند اسم اعظم اینجاست. والملائکة و اولو العلم؛ در تعابیر فرمودهاند اولو العلم اهلبیتاند و وجه اتمش اهلبیتاند. هر صاحب خردی هم؛ کسی که به علم و معرفت دست یابد همپای ملائکه میشود. و اولو العلم با ملائکه همسفر میشود در شهادت بر شهد الله که خدا شاهد است انه لا اله الا هو. عظیمترین شهادت عالم را صاحب علم همقطار و همسفر میشود؛ چیز کمی نیست.
کار عقلی در برابر خیال
الان کار عقلی چقدر داریم؟ از خود بپرسیم چقدر کار عقلی و علمی داریم و چقدر برای کارهای مالی و مادی و امرار معاش و تفریح و خوشگذرانی و اوقات فراغت صرف میکنیم؛ خداوکیلی چقدر برای کار علمی و عقلی وقت میگذاریم؟ اصلاً مردم فراریاند. عبارتی دردناک از شیخ طوسی: و کثرت عند الخیالة؛ اکثر مردم خیالاتیاند؛ همنشین با خیال. بگو میخواهیم خاطره بگوییم هزار نفر میآید؛ فیلم پخش کنیم هزار نفر میآید. و وحدت عند العقول الکشف؛ وحدتاند و اوحدی؛ عدهٔ قلیلی دنبال کشف عقلی و علمیاند. کار علمی کن؛ در منبر بحث علمی و برهان ارائه بده فرار میکنند؛ میگویند این چه میگوید؛ دیوانهمان کرده؛ اینجا را کرده کلاس درس؛ یک داستان بگو؛ یک مثل. وقتی طرف میگوید نفهمیدم یک مثال بگو یعنی رفته به عالم مثال و خیال؛ کار عقلی نکرده. قرآن میفرماید کذلک نضرب الامثال للناس؛ خدا ضرب مثل میکند؛ و باز میفرماید همین مثلها را لا یعقلها الا العالمون؛ فقط علما تعقل میکنند. کار عقلی و علمی کجاست در هیئتها و جلسات؟
نهیب دربارهٔ جایگاه علمی
ختم کلام نهیبی است: مدیون صاحب این جایگاه هستید. اگر بخواهید به امثال گوینده به نگاه یک آخوند بازاری بنگرید که چهار کلام حکمی بگوید که خودت در تحریرالوسیله میبینی و وقتت را بگیرد تا حدیث بگوید و نماز بخواند و برود، مدیونی اگر اینگونه نگاه کنی. اگر فکر میکنید کسی که اینجاست — هر که باشد — جایگاه عقلی و علمی ندارد سریع عوضش کنید؛ بگویید یکی دیگر بیاید از جهت علمی رشد دهد. اگر این کار را نکنی به خود خیانت کردهای و به او و به همه. فاجعه آنجاست که بنشینیم بگوییم این بحثها سنگین است؛ ثقیله؛ مال کلاس درس است؛ ولش کن حاجی یک حدیث بگو برویم. این دیگر فاجعه میشود. عاقبت ختم به خیر باد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.