بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته سلام علیکم و رحمة الله.
یه مقدار رو بحث وطن کار کنیم تو احکام که به عنوان نمونه از رهبر عزیزمون سؤال شده که آیا اگر کسی در یک شهری به دنیا بیاد لکن اونجا نمونه بره.
دقت کنید یه جا به دنیا بیاد چون ما گمانمون اینه که معمولا وطن اصلی اونجاییه که طرف به دنیا اومده.
حالا سؤال اینه ما اونجا به دنیا اومدیم اما رشد و نمو نکردیم.
بردنمون یه جای دیگه.
آیا اونجایی که به دنیا اومدیم وطنمونه یا جایی که رشد و نمو کردیم؟
رهبر عزیزمون فرمودن که جایی که وطن اصلیت حساب میشه صرفا جایی نیست که به دنیا میای بلکه باید مدتی اونجا رشد و نمو هم داشته باشی و البته اعراض هم نکرده باشی.
یعنی از اون و-وطنت اعراض نکنی بگی خب دیگه من نمی خوام اونجا وطنم باشه برم یه جای دیگه.
پس در حقیقت سه تا شرط میشه وطن، وطن اصلی ها، وطن دوم رو نمیگم.
وطن اصلی سه تا شرط؛ یک اونجا به دنیا اومدی، دو رشد و نمو کردی، سه اعراض نکردی.
اونجا وطن اصلیت حساب میشه و جان؟
اعراض یعنی چی؟
اعراض یعنی اینکه شما میگی دیگه نمی خوام اونجا زندگی کنم.
دیگه نمی خوام اهل این شهر باشم.
می خوام بکنم برم فلان جا.
این یعنی اعراض.
یعنی عقب گرد، پشت کردن.
در هر حال حالا این بحث طولانیه حالا چون نکات دقیقی هم درش هست، مخصوصا تو بحث وطن دوم و سوم یا وطن کاری و اینها.
اینا رو باید بحث کنیم.
یه نکته قابل تأمل دیگه ای پیرامون موضوع نفاق عرض کنم.
اگر دقت بفرمایید معمولا آدمهایی که نفوذ میکنند به و-به خاطر نفاقشون نفوذ میکنند تو دستگاههای مهم.
ما یه مدته دیگه بحثمون اینه دیگه.
یکی از کارهایی که متاسفانه اینها انجام میدن که در انقلاب خودمون خیلی این دیده شد استضعافه.
ما یک مستضعف داریم یک مستضعف.
مستضعف اسم مفعولیه اما مستضعف اسم فاعلیه.
این آیه معروفی که "و نريد ان نمن".
این "نريد" اراده قطعی خداست دیگه.
قبلا عرض کردیم.
قطعا خدا از همین حالا خواسته هیچ اهری هم نمیتونه جلوشو بگیره.
که چی؟
"ان نمن" که منت بگذاره.
بلکه یا "عل الذین استضعفو".
"تضعفو".
"استضعفو" نه "استضعفو".
فعل مجهول میاره.
خیلی جالبه.
"عل الذین استضعفو فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین" از آیات کلیدی قرآن اینه.
که حالا روایات زیادی داریم که پیرامون یاران امام عصر البته پیرامون اول خود امام عصره که مستضعف واقع شده امام عصر.
اول کسایی که مستضعف واقع شدن اونان.
مستضعف کسیه که او رو به استضعاف کشونده.
یعنی اون منافق، اون نفوذی، اون آدم پست دو رو که ظاهرا ادعا به اسلام داره.
ظاهرا ادعا حتی قسم خورده رو ارزشهای انقلاب اما نفوذیه، منافده.
این چیکار میکنه؟
میاد اونایی که قدرتمند هستن رو دقت بفرمایید نه ضعفا رو.
اونایی که واقعا ضعیفن که خب ضعیفن.
اون که اصلا بلد نیستن مدیریت کنه، نه پول داره که اقتصاد کشور رو نجات بده، نه ایده داره، هیچی، نه علم داره، نه تحصیلات داره، نه فکر داره، نه شعور.
اصن اینا که مس-- اینا که اصلا ضعیفن.
اتفاقا اقویا رو میاد قویا رو مستضعف میکنه.
تحت استضعاف قرار میگیره.
این مستضعف میشه اسم فاعلیه.
درست شد؟
این میاد مستضعف میشه.
کیو؟
حالا اگر دقت بکنید "استضعفو" کلا این فعل چون تو باب استفعال هم رفته در باب استفعال یک طلب و میلی هم درش هست.
اینو ادبیات خونا میدونن.
این طلب و میل برمیگرده به میل اون مستضعف.
یعنی اون کسی که تحت استضعاف قرار داده دیگران رو میل داره که این آقا اصلا به هیچ جا نرسه.
میل داره.
یه عبارتی امام سجاد این روضه خونا اینو خوب گوش بدن.
امام سجاد سلام الله علیه نمیگن متاسفانه آقا این اوج خودش اوج روضه است.
امام سجاد بعد از واقعه عاشورا در خصوص امام حسین، آقا چرا از خودم حرف در میارم؟
ببین امام سجاد چجوری امام حسین رو تو کربلا موقعیت شناسی کرده، توصیف کرده.
یه عبارت حضرت اینه به ابی چطور ما میگیم به ابی انتبأ میم باء تفتیه است.
تفدیه، فدا.
پدر مادرم فدات.
امام سجاد وقتی میخواد امام حسین رو معرفی میکنه میفرماید به ابی یا به أبل مستضعف.
به أبل مستضعف الغریب.
جانم من جا-- پدرم فدای مستضعفی که غریب واقع شد.
امام حسین که خیلی قوی بوده که.
همه قدرت مال اون بوده.
همه علم و حکمت الهی تو دمنش بوده.
همه طهارت، همه عزت، همه چی.
اما مستضعف الغریب.
استضعاف کشوندن.
البته که اول کسایی که مستضعف شدن اونان.
لذا بلافاصله بعد از صقیفه همه محبین و شیعیان امیرالمؤمنین هم مستضعف شدن.
بقیه مستضعف، اونایی که سکوت کردن.
تو همه کشورها خود حالا تو بحث کوفه و شام این استضعاف هرچی جلوتر رفت غلیظتر شد تا جایی که امام سجاد فرمود تو بیست، بیست نفرم ما رو دوست نداشتن.
بعد از قصه کربلا تو کل جزیرة العرب.
یعنی غلظت استضعاف به حدی بالا میره.
بعد کی میاد میشه، کی میاد میخواد خطبه بخونه؟
کی میاد میخواد نماز جمعه به پا کنه؟
اهل اسلام رو جمع کنه جالبه نماز جمعه بخونه.
یزید علیه لعنه که، که شوربه خمرش چیزایی که علنا بر علیه قرآنه.
ببینید جامعه به کجا کشیده شده.
بله وقتی یه کسی مثل امام حسین مستضعف بشه، مستضعفین [سرفه] میان سر کار و همین صدام یزیدها اینام ادامه دهنده راه اونان دیگه.
ملعون خبیث میگفت یزید یه اس-اشتباه استراتژیک کرد.
صدام میگفت.
میگفت یزید علیه لعنه سیاست بلد نبود که زن و بچه امام حسین رو رها کرد بیان کوفه و شام اون بلوا رو به پا کنن ما رو اینطوری الان اذیت کنن.
خیلی ملعون بوده.
هی غلظت این پستیشون تو نسلشون بیشتر شده.
میگه که اگر من جای یزید بودم زن و بچه امام حسین هم تو کربلا دفن میکردم.
که تموم شه بره.
ببین اوج استضعاف.
اینکه تو همین زمان پهلوی ما مگه شهید باباییها، کشوریها، عرض شود سیاد شیرازیها اینها مگه تو ارتش نبودن؟
تو ارتش زمان شاه بودن دیگه.
اینا ولی مستضعف بودن.
به محض اینکه انقلاب شد پر و بال اینا باز شد.
ببین چه گشایشی ایجاد شد.
حالا این گشایش در زمان حضرت رخ میده.
اما الان ما الان باید مراقب باشیم که کسی تو در مенеدستگاه که شده، متأسفانه دیگه داد رهبر چقدر دراومده.
نفوذ، نفوذ، نفوذ همین نفاق، نفاق، نفاق.
چرا وقتی یه آدم ارزشی میاد در کلان مملکت حالا رای یه رییس جمهور میشه یا هرچی، هرچی میشه فایده نداره.
همه به جای اینکه کمکش کنن مستضعفش قرار میدن.
بهش ظلم میکنن، ستم میکنن، براش دروغ بافی میکنن، دروغ عرض شود شایعه میسازن که ضعیفش کنن.
چرا دست به دست هم میدن اونایی که مراکز قدرت دستشونه، ثروت دستشونه که فلانی رو چون حالا تو حزب، تو حزب ما نیست بذار زیر پاشو خالی کنیم.
تو مستضعفی.
تو ادامهی همونای قتله کربلایی.
همونی که امام حسین رو مستضعف کردن تو هم در ادامه اونایی.
انقدر پست شدن.
تو جمهوری اسلامی ایران این اتفاقات داره رخ میده.
حالا شما بیا اینا هم ب-بیا پایین و پایین و پایین.
تو همین سازمانها و ادارجات خودمون چقدر مدیر جایی نشستن که لیاقتشو ندارن.
اون کسی که زیردستشه بهتر میتونه کار کنه.
حالا جسارت به مدیرای خوب نشه.
مثل حاج رضای عزیرمون.
من کیف میکنم میبینمش که مدیریت داشت دادن به یه بچه ارزشی اینطوری.
این با حرف ما به همه نمیرسه.
ولی هستن دیگه.
مستضعف واقع شدن.
کسایی که این کاره نیستن.
اصن ظرفیتشو ندارن.
اصن طرف بلد نیست چجوری با زیردستش تعامل کنه، جواب سلامشو بده.
شده مدیر.
بعد دیگران میان از این چون تو گروه خودشونه حمایت میکنن، دیگران رو پس میزنن.
اینها تا دلت بخواد تو جمهوری اسلامی ما داره دیده میشه.
اینها همون کسایین که مستضعف شدهاند و خدا اینها رو قراره "و نجعلهم ائمه" مژده، مژده، مژده "و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین".
حواسمون جمع باشه یه وقت ما دچار این نشیم.
یه زیرنویس بیام برای سهولت فهم.
تو هیئتامون، تو مساجدمون، تو ادارجاتمون، سازمانهامون.
یه آدم میاد میبینیم از من تواناییش بیشتره.
اگه من نکشم کنار اجازه ندم اون بیاد جای من بشینه، منم مستضعفم.
چون میبینم اون از من تواناییش بیشتره.
از من بهتر بلده منبر بره.
آقا بفرما کنار اون بره.
از من بهتر بلده مداحی کنه.
از من بهتر بلده مدیریت کنه.
از من بهتر بلده اون مسئولیت رو به دوش بکشه.
آقا بفرما کنار اون بیاد.
خودت باید بکشی کنار اون بیاد و الا تو مستضعفی و ادامه دهنده راه دشمنان اهل بیتی.
ایشالله عاقبتمون ختم بخیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد