ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 028

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

وطن اصلی؛ سه شرط

در احکام، نمونه‌ای از استفتای رهبر معظم انقلاب دربارهٔ وطن مطرح است: اگر کسی در شهری به دنیا آید اما آنجا رشد و نمو نکند و او را به جای دیگر برند، آیا محل تولد وطن اوست یا جایی که در آن بالیده؟ گمان رایج آن است که وطن اصلی همان‌جا است که آدمی زاده می‌شود؛ اما فتوا دقیق‌تر است.

رهبر فرموده‌اند جایی که وطن اصلی شمرده می‌شود صرفاً محل تولد نیست؛ باید مدتی نیز در آن رشد و نمو بوده باشد و از آن اعراض نکرده باشد. اعراض یعنی پشت‌کردن: بگوید دیگر نمی‌خواهم اهل این شهر باشم و زندگی را به جای دیگر ببرم. پس وطن اصلی سه شرط دارد: ولادت در آنجا، رشد و نمو، و عدم اعراض. بحث وطن دوم و سوم و وطن کاری نکات دقیقی دارد که باید جداگانه بررسی شود.

نفاق و نفوذ؛ استضعاف اقویا

نکتهٔ تأمل‌برانگیز دیگر پیرامون نفاق است. کسانی که با نفاق در دستگاه‌های مهم نفوذ می‌کنند، یکی از کارهایشان استضعاف است. مستضعف — اسم مفعول — کسی است که او را به ضعف کشانده‌اند؛ و مستضعِف — اسم فاعل — کسی است که دیگران را مستضعف می‌کند. آیهٔ معروف می‌فرماید:

«وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ» (قصص/۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و می‌خواهیم بر کسانی که در زمین به استضعاف کشیده شده‌اند منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان گردانیم.

«نرید» ارادهٔ قطعی خداست؛ از هم اکنون خواسته و هیچ نیرویی جلویش را نمی‌گیرد: منت نهد بر کسانی که استضعاف شده‌اند در زمین، و آنان را امام و وارث گرداند. این از آیات کلیدی قرآن است و روایات بسیاری آن را دربارهٔ یاران امام عصر و پیش از همه دربارهٔ خود امام عصر می‌دانند که مستضعف واقع شده‌اند.

مستضعف‌کردن نیرومندان نه ضعفا

مستضعف کسی است که او را به استضعاف کشانده‌اند. منافق و نفوذی و آدم دورو — که ظاهراً ادعا اسلام دارد و حتی بر ارزش‌های انقلاب قسم خورده اما نفاقدار است — چه می‌کند؟ نه ضعفا را؛ اقویا را مستضعف می‌کند. آنان که واقعاً ضعیف‌اند — بی‌مدیریت، بی‌ایده، بی‌علم — خود ضعیف‌اند. او نیرومندان را تحت استضعاف می‌گیرد. فعل در باب استفعال آمده و طلب و میل نیز در آن هست: میل مستضعِف آن است که آن شخص به هیچ جا نرسد.

امام حسین؛ مستضعف الغریب

امام سجاد علیه‌السلام پس از عاشورا پدر را چنین توصیف می‌کند: بأبی المستضعف الغریب — پدرم فدای مستضعفی که غریب واقع شد. امام حسین که همهٔ قدرت و علم و طهارت و عزت با او بود، اما او را به استضعاف کشاندند. نخستین مستضعفان همانان‌اند؛ پس از سقیفه همهٔ محبان و شیعیان امیرالمؤمنین نیز مستضعف شدند، و آنان که سکوت کردند. در کوفه و شام غلظت استضعاف پیش رفت تا آنجا که امام سجاد فرمود پس از کربلا در همهٔ جزیرةالعرب حتی بیست نفر دوستدار ما نبودند.

سپس کی خطبه می‌خواند و نماز جمعه برپا می‌کند؟ یزید — با آنچه علناً بر ضد قرآن است. وقتی کسی چون امام حسین مستضعف شود، مستضعِفین سر کار می‌آیند و ادامه‌دهندگان راه آنان. صدام ملعون می‌گفت یزید اشتباه استراتژیک کرد که اهل‌بیت را رها کرد تا به کوفه و شام روند و بلوا کنند؛ اگر جای او بودم زن و فرزند امام حسین را نیز در کربلا دفن می‌کردم تا تمام شود. اوج استضعاف و غلظت پستی در نسل است.

انقلاب و گشایش بال‌های مستضعف

در زمان پهلوی شهید بابایی و کشوری و صیاد شیرازی در ارتش شاه بودند اما مستضعف؛ با انقلاب بالشان باز شد و گشایش آمد. آن گشایش کامل در زمان حضرت رخ می‌دهد؛ اما اکنون باید مراقب نفوذ و نفاق بود. رهبر بارها از نفوذ هشدار داده است. وقتی آدمی ارزشی در کلان مملکت می‌آید، به جای یاری‌اش مستضعفش می‌کنند: ظلم، شایعه، دروغ‌بافی تا ضعیف شود. آنان که مراکز قدرت و ثروت در دست دارند، چون او در حزبشان نیست، زیر پایش را خالی می‌کنند. این ادامهٔ همان خطی است که امام حسین را مستضعف کرد.

سازمان‌ها و کنارکشیدن برای تواناتر

در سازمان‌ها و ادارات بسیار دیده می‌شود که مدیری نشسته که لیاقتش را ندارد و زیردست بهتر کار می‌کند — بی‌آنکه به مدیران شایسته جسارت شود. کسانی حمایت می‌شوند چون در گروه خودشان‌اند و دیگران پس زده می‌شوند. اینان همان مستضعِفانی‌اند؛ و خدا وعده داده مستضعفان را امام و وارث کند. مژده همان آیه است: و نجعلهم أئمة و نجعلهم الوارثین.

باید هشیار بود که خود دچار این نشویم. در هیئت و مسجد و اداره: اگر کسی تواناتر از ماست و ما کنار نکشیم تا او جای ما بنشیند، ما نیز مستضعِفیم. اگر بهتر منبر می‌رود، بهتر مداحی می‌کند، بهتر مدیریت می‌کند، باید کنار رفت تا او بیاید؛ وگرنه ادامه‌دهندهٔ راه دشمنان اهل‌بیتیم. امید آنکه عاقبت به برکت صلوات بر محمد و آل محمد ختم به خیر شود.

دقت در معنای اعراض و دامنهٔ بحث وطن

اعراض فقط جابه‌جایی جغرافیایی نیست؛ اعلام پشت‌کردن است: دیگر نمی‌خواهم اهل این شهر باشم. تا این پشت‌کردن رخ نداده و رشد و نمو نیز بوده، محل ولادت می‌تواند وطن اصلی بماند. وطن دوم و سوم و وطن کاری قواعد جدا دارند و نباید با وطن اصلی درهم آمیخت؛ فتوای رهبری در این نمونه فقط پایهٔ وطن اصلی را روشن می‌کند تا مکلف در سفر و نماز و روزه تکلیفش را بداند.

ارادهٔ قطعی و میراث مستضعفان

فعل «نرید» در آیهٔ قصص اراده‌ای است که تخلف نمی‌پذیرد. منت الهی بر مستضعفان نه شعار است و نه تعارف؛ برنامهٔ تاریخ است که آنان را امام و وارث می‌کند. نخستین مصداق، خود امام عصر و یاران اویند که در زمین به استضعاف کشیده شده‌اند. هر جا نفاق، قدرتمند صالح را خانه‌نشین کند، همان منطق آیه زنده می‌شود: آن خانه‌نشین‌شدگان‌اند که خدا می‌خواهد وارث زمینشان کند.

از سقیفه تا غلظت کربلا

پس از سقیفه حلقهٔ استضعاف بر محبان امیرالمؤمنین تنگ شد. سکوت‌کنندگان نیز در شمار مستضعفان قرار گرفتند — نه به معنای ضعف شخصی، که به معنای بیرون‌راندن از میدان قدرت. هر چه به کربلا نزدیک‌تر شد غلظت بیشتر گشت تا آنجا که پس از فاجعه، دوستی اهل‌بیت در جزیرةالعرب به شمار انگشتان رسید. در چنان فضایی یزید بر منبر جمعه می‌نشیند؛ جامعه وارونه شده است: قوی‌ترین انسان زمین مستضعف الغریب خوانده می‌شود و ضعیف‌ترین مدعیان، خطیب و امام جمعه.

هشدار درون‌سازمانی

این الگو فقط تاریخ نیست. در هیئت و مسجد و اداره، وقتی آدمی می‌بیند دیگری از او تواناتر است و باز صندلی را رها نمی‌کند، همان استضعاف را تکرار کرده است. حمایت گروهی از مدیر نالایق و پس‌زدن شایستگان، ادامهٔ همان خطی است که اقویا را خاموش می‌کند. وعدهٔ «نجعلهم أئمة» برای مستضعفان راستین است؛ و تهدیدش برای کسانی که آگاهانه راه را بر بهتر از خود می‌بندند. مراقبت این است که خود در صف مستضعِف قرار نگیریم.

صیاد و بابایی؛ نمونهٔ گشایش پس از استضعاف

شهید بابایی و کشوری و صیاد شیرازی در ارتش رژیم پیشین بودند اما بالشان بسته بود؛ با انقلاب گشایش یافتند. این نمونه نشان می‌دهد استضعاف همی‌شود به معنای ضعف شخصی نیست — گاه نیرومندترین‌ها را خانه می‌نشانند تا میدان برای نفوذ باز بماند. گشایش کامل در ظهور است؛ تا آن روز تکلیف، بستن راه نفوذ و کنارکشیدن برای شایسته‌تر است تا خود در تاریخ استضعاف شریک نشویم.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.