ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

السلام علیکم و رحمه الله.

دقت بفهمید یه اشتباهی که بعضیا انجام میدن در دادن کفاره.

خب ما داریم که یک جایی هست شما مثلا چند تا روزه رو نگرفتی.

خب کفاره عذر میخوای بدی کشیده به ماه سا-- ماه رمضان سال بعد کفاره گردنت اومده.

بخوای کفاره رو رد کنی، این بابت هر یک روز یک مد طعام به فقیر میتونی بدی.

حالا شما سی روزم نگرفتی.

اینجا میتونی عین سی روز کفاره رو بدی به یک فقیر، به یک فقیر.

دقت کنید.

اما جایی که کفاره جمع تعلق گرفته میگه س-- شصت تا فقیر رو سیر کن.

اینجا شما نمیتونی بری شصت تا کفاره یا عرض شود مثلا شصت وعده غذا بدی به یک فقیر.

این اشتباه است.

این اشتباهی که بعضیا میکنن حواستون جمع باشه.

در کفاره جمع شما نمیتونی همه رو جمع کنی بدی به فقیر.

میگه شصت تا فقیر.

موضوع اصلا فرق کرده.

شصت تا فقیر رو بله باید شصت نفر رو جدا، جدا شما اینا رو چیکار کنی؟

سیر کنی.

این اخ-اختلاف رو حواسمون جمع باشه.

ریزه کاریای فقه رو.

قلب منافق رو هم خب نکته‌ای دو مرتبه امروز عرض کنیم.

داشتم بررسی میکردم که جالبه دیدم راغب اصفهانی رحمة الله علیه فرق یه ج-- تعریف جالبی پیرامون نفاق کرده.

میگه که خیلی کار ما رو آسون کرده.

میگه نفاق یعنی ورود از، از دری وارد به اسلام بشی از دری خارج بشی.

اصلا نمیشه کسی وارد به اسلام نشده باشه و منافق باشه.

ما گاهی اوقات دنبال منافقین، دنبال چهره‌های منافقین در خارج از حطه مسلمونا می‌گردیم.

در صورتی که اصلا کسی که وارد شده تو حطه اسلام خودش رو حتی مسلمان که هیچی، دعاتیشه که هیچی، حزب اللهی که چی، انقلابی هم حتی شاید نشون بده ظاهرا اما نفاقه، نفوذه.

این یه نکته که نکته بعدی اینه که توجه داشته باشید نفاق در مقابل تقیه است.

تقیه یعنی حق رو تو دلت، وجودت کتمان میکنی، کفر رو آشکار میکنی.

نفاق برعکسه.

کفر رو یعنی اصلا قبول نداره این حقیقت رو.

ظاهر سازی کرده.

یا شاید یه زمانی قبول کرده الان پشیمونه.

اما ظاهر رو داره حفظ میکنه.

ظاهر به ایمان باطن به کفر این نف-- این برعکس اونه.

تقیه که یکی از مهم‌ترین وظایف مؤمنین در زمان اختناق و خفقان و اینجور چیزاست که حالا البته در انقلاب ما آقا فرمودن اصلا رهبر-- حضرت امام رحمة الله علیه فرمودن ما دیگه تو دوران ما دیگه ما تقیه نداریم که اون یه بحث مفصلی‌ست.

ولی انقدر اون پرده غیبت که من عرض کرده بودم غلظت پیدا کرده بود در زمان خود امام معصوم که تقیه از اوجب واجبات شده بود که حتی اهل بیت لعن می‌کردن کسی بره حقایق ما رو بگه.

تا جایی که روایت داریم خیلی عجیبه این روایت.

هم-- همتون شنیدید ها ولی نکته آخرش رو شاید توجه نکرده باشید که امام-- حضرت رسول وقتی به جابر بن عبدالله انصاری فرمود که تو فرزند من رو، فرزند پنجم من رو میبینی سلام منو بهش برسون، امام باقر رو.

این یه اشتباهی جابر اش-اشتباه استراتژیکی کرده تو تاریخ.

این اشتباهش رو معمولا ذکر نمیشن منبریا.

اشتباهش این بود.

اومد سلام پیغمبر رو رسوند.

اما چجوری؟

تو علن، تو انظار.

ظاهرا امام باقر خردسال هم بود.

توی بازار داشت می‌رفت.

مردمو جمع کرد در اون زمان خفقان که امام سجاد سلام الله علیه مجبور بود معارفو تو قابل-- قالب دعا بیان کنه.

یه دفعه بلند شد گفت آره من مأمورم.

خب اون موقع هم صحابی پیغمبر اکثراً از دنیا رفته بودن.

شاید حدود شاید فقط بشه گفت جابر بود و یه جابر دیگه‌ای.

چون تو زمان کربلا و امام حسین میگن پنج تا صحابی دیگه از پیغمبر باقی نمونده بود.

حالا تو اون وضعیت که خیلی بر جابر احترام قائل بودن حتی بعضیا تلقی‌شون اینه که از یه مثلا از یه مرجع تقلید که حتی از رهبر الان ما هم یه بالاتر، یه همچین عظمتی براش قائل بودن مردم بر جابر.

تو اون وضعیت اومد گفت آره پیغمبر به من فرموده که پنجمین جانشین من این آقاست.

خبر رسید به امام سجاد.

خیلی ناراحت شد حضرت.

تشر زد.

جابر رو خواست گفت چرا این کارو کردی؟

مگر تو ندیدی-- اصلا این زبان حال ماست.

جابر تو ندیدی با حضرت زهرا، امیرالمؤمنین چه کردند؟

با ائمه قبل از امام سجاد، با امام حسین چه کردند؟

این خ-- حالا میخوام منتقل بشم به یه پیامی از اینجا.

اینکه خواص چگونه رفتار کنن خیلی مهمه.

من دیدم گاهی اوقات تو بعضی اداره‌جات یا حتی سازمان‌ها یا حتی اینجا یه چیزایی رو، فرم‌هایی رو، تعهدنامه‌ها رو میدن آقا امضا بزن افشاء اطلاعات نکنی.

ولی این فرم‌ها رو به گونه‌ای تنظیم کردن که آقا اگر یه آدمی نفوذ کرد اومد نشست بالا سر این فرم‌ها یعنی تو اون تسدی نشست، متصدی اونجا شد.

نفوذ کرد.

منافق بود اومد.

مگه نیست الان تو کشور ما تا دلت بخواد.

اون بعد نشست.

نمیتونه از این تعهدات سوء استفاده کنه؟

خیلی راحت میتونه اصلاً طرف رو میتونه دو دستی ببنده دستشو بیچاره‌ش کنه با بعضی از این تعهدات.

حالا من سر بسته عرض کردم.

نفوذ همه جا رفته.

یه جمله‌ای رو عرض کنم اینو خوب دقت کنید.

این ظرافت‌ها رو تو خدا دقت کنید.

حضرت زهرا سلام الله علیها بعد از شهادت پیغمبر یه جمله طلایی داره.

البته تمام خطبه خانم طلاییه.

این نکته اولیش رو هم دقت کردید.

فرمود شیطان سر از لانه خود بیرون آورد.

نگاه کرد شما رو آماده‌ی دعوت خودش دید دعوت کرد.

این نکته خیلی طلاییه.

تا خواص گرا ندن به دشمن، به شیاطین روزگار.

یعنی نرن تو ج-جبهه‌ی نفاق و دو رویی و دو دستگی و ارزش‌ها رو نبازن و اصول رو نبازن شیطان چجوری جرات کنه بیاد؟

شیاطین روزگار.

حالا من مثال می‌زنم.

اون آقایی که حالا ما به حرمت خیلی چیزها و شاید نان و نمک انقلاب حرمت نگه می‌داریم و الا نمیگفتم اون آقایی که.

اون آقایی که میاد تمام مثلاً مسئولین رو جمع میکنه بعد توی تریبونش تو فضاهام پیچید صدای ایشون حتی س-- تصویرشو من دیدم.

علناً اعلام میکنه که آقا کشورهایی پیشرفت کردن که بودجه نظامی‌شون رو حذف کردن گذاشتن برای فرهنگ و من امیدوارم در دولت آقای فلانی این اتفاق بیفته که مثلاً دیگه سپاه موشک نسازه و اینا.

بعد همه سوت و کف و.

خب این، این گرا دادن این آدمای خواص اینطوری، اینطوری ش-شیطان نگاه میکنه میبینه خب این آقا آماده‌ست پذیرششو داره.

بفرمایید، بفرمایید تو جبهه‌ی ما.

میره یه ملتی هم با خودش میبره و بیچاره میکنه.

این نفوذها، این نفاق‌ها از همون جایی صورت گرفت که این خواص ما متزلزل شدن و نه تشخیص ندادن تکلیفشون چیه.

که البته عرض کردیم اشکال اصلی بر می‌گرده به اینکه امام رو خوب نشناختن.

الان اینام که دور رهبر عزیزم دیروز عرض کردم دیروز، روز گذشته.

جایگاه ولایت فقیه رو نمی‌فهمن.

نه همشون، خیلیاشون.

و الا اینطوری رفتار نمی‌کردن.

اینا جایگاه ولایت فقیه رو به عنوان ادامه‌ی ولایت پیغمبر درک نکردن.

لذا ولایت فقیه هنو در غیبته.

نه فقط امام عصر، جایگاه ولایت فقیه تو ملت، تو کشور ما در غیبت به سر می‌بره.

اینو میشه ثابت کرد.

لذا یکی مثل سید حسن نصرالله، آقای سیستانی، این سینه چاکان و علمداران اسلام سر تعظیم در برابر جایگاه ولایت فقیه فرود میارن.

ما هی اما، اگر، چرا فلان.

خدا عاقبتمون رو ختم به خیر کنه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد