ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 027

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

ریزه‌کاری کفاره؛ یک فقیر یا شصت فقیر

اشتباهی که برخی در دادن کفاره می‌کنند: اگر چند روزه فوت شده و به رمضان بعد کشیده، کفاره می‌آید؛ برای هر روز یک مد طعام به فقیر. حتی اگر سی روز فوت شده، می‌توان عین سی روز کفاره را به یک فقیر داد. اما جایی که کفارهٔ جمع تعلق گرفته و می‌گوید شصت فقیر را سیر کن، نمی‌توان شصت وعده را به یک فقیر داد. موضوع فرق کرده؛ باید شصت نفر جداگانه سیر شوند. این اختلاف ریزه‌کاری فقه است.

تعریف راغب؛ نفاق ورود از دری و خروج از دری دیگر

راغب اصفهانی رحمة‌الله‌علیه تعریفی آورده که کار را آسان می‌کند: نفاق یعنی از دری وارد اسلام شوی و از دری دیگر خارج شوی. اصلاً نمی‌شود کسی وارد حیطۀ اسلام نشده باشد و منافق باشد. گاه دنبال چهرۀ منافق بیرون از دایرۀ مسلمانان می‌گردیم؛ حال آنکه کسی که وارد اسلام شده — حتی ظاهر حزب‌اللهی و انقلابی — می‌تواند نفوذ و نفاق باشد.

نفاق در برابر تقیه

نفاق در مقابل تقیه است. تقیه یعنی حق را در دل کتمان کنی و کفر را آشکار سازی — وظیفۀ مؤمن در اختناق. نفاق برعکس است: حقیقت را قبول ندارد یا پشیمان شده اما ظاهر ایمان را حفظ می‌کند؛ ظاهر ایمان باطن کفر. در انقلاب، امام فرمودند در دوران ما تقیه نداریم؛ بحثی مفصل است. اما پردۀ غیبت در زمان معصوم چنان غلظت یافته بود که تقیه از اوجب واجبات شده بود و اهل‌بیت لعن می‌کردند کسی که حقایق آنان را بی‌ملاحظه بگوید.

اشتباه استراتژیک جابر؛ سلام علنی به امام باقر

روایتی معروف: پیامبر به جابربن‌عبدالله انصاری فرمود فرزند پنجمم — امام باقر — را می‌بینی؛ سلام مرا برسان. جابر سلام را رساند اما چگونه؟ در علن و انظار؛ ظاهراً امام باقر خردسال بود و در بازار می‌رفت. مردم را در زمان خفقان جمع کرد — زمانی که امام سجاد معارف را در قالب دعا می‌گفت. صحابیان تقریباً رفته بودند؛ جابر عظمتی چون مرجع نزد مردم داشت. گفت پیامبر فرموده پنجمین جانشین این آقاست. خبر به امام سجاد رسید؛ بسیار ناراحت شدند؛ جابر را خواستند و تشر زدند: چرا چنین کردی؟ زبان حال این است: ندیدی با زهرا و امیرالمؤمنین چه کردند؟ با امام حسین چه کردند؟ پیام اینجاست که رفتار خواص بسیار مهم است.

تعهدنامه‌ها و نفوذ در سازمان‌ها

گاه در ادارات و سازمان‌ها فرم‌های تعهد عدم افشای اطلاعات می‌دهند. اگر منافقی نفوذ کند و متصدی آن فرم‌ها شود، می‌تواند از تعهدات سوءاستفاده کند و دست کسی را ببندد. نفوذ همه‌جا رفته است.

جملۀ طلایی حضرت زهرا؛ شیطان و آمادگی خواص

حضرت زهرا پس از شهادت پیامبر جمله‌ای طلایی فرمودند — تمام خطبه طلاست: شیطان سر از لانه بیرون آورد؛ نگاه کرد شما را آمادۀ دعوت خود دید؛ دعوت کرد. تا خواص گرا به دشمن و شیاطین روزگار ندهند — تا به جبهۀ نفاق و دودستگی نروند و ارزش‌ها و اصول را نبازند — شیطان چگونه جرأت کند بیاید؟

مثال گرا‌دادن خواص و غیبت ولایت فقیه در فهم ملت

آقایی که به حرمت نان و نمک انقلاب نامش برده نمی‌شود، مسئولان را جمع می‌کند و در تریبون می‌گوید کشورهایی پیشرفت کردند که بودجۀ نظامی را حذف کردند برای فرهنگ؛ امیدوارم در دولت فلان سپاه موشک نسازد؛ و سوت و کف. این گرا‌دادن خواص است؛ شیطان می‌بیند پذیرش هست و ملتی را می‌برد. نفوذ و نفاق از آنجا صورت گرفت که خواص متزلزل شدند و تکلیف را تشخیص ندادند. اشکال اصلی به شناخت ناقص امام بازمی‌گردد. بسیاری جایگاه ولایت فقیه را به عنوان ادامۀ ولایت پیامبر درک نکرده‌اند؛ لذا ولایت فقیه هنوز در غیبت فهم ملت است نه فقط امام عصر. سیدحسن نصرالله و آقای سیستانی سر تعظیم فرود می‌آورند؛ ما اما و اگر می‌آوریم. خدا عاقبت را ختم به خیر کند به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

جمع‌بندی نفاق خواص و فقه کفاره

کفارهٔ جمع موضوع اشخاص متعدد است نه تجمیع بر یک فقیر. نفاق تعریف راغب را دارد: ورود و خروج از دو در. تقیه حفظ حق در اختناق است و نفاق نمایش ایمان با باطن کفر. خطای جابر نشان می‌دهد افشای بی‌موقع حتی سلام پیامبر می‌تواند خطرآفرین باشد. خواص اگر متزلزل شوند شیطان لانه می‌گشاید؛ شناخت ولایت فقیه به‌عنوان امتداد نبوت سد این رخنه است.

مرز فقهی یک فقیر و شصت فقیر

در کفارهٔ تأخیر روزه، وحدت فقیر رواست؛ در کفارهٔ جمع، کثرت فقیر موضوع حکم است. خلط این دو، هم حق فقیران متعدد را ضایع می‌کند هم تکلیف شرعی را. فقه دقیق در همین ریزه‌ها نفاق عملی را نیز رسوا می‌کند: ظاهر دین‌داری با باطن آسان‌گیری نابجا.

نفاق درون امت نه بیرون آن

راغب با تعریف ورود و خروج از دو در، میدان را از «دشمن بیرونی» به «رخنه درونی» می‌کشاند. حزب‌اللهی‌نمایی و انقلابی‌نمایی اگر با باطن کفر یا پشیمانی از حقیقت همراه شود، همان نفوذ است. تقیه حفظ جان حقیقت در اختناق است؛ نفاق فروش حقیقت برای سلامت ظاهر.

درس جابر برای نسل خواص

جابر سلام پیامبر را رساند اما ظرف افشا را اشتباه گرفت. در عصر خفقان که دعا زبان معارف سجاد بود، جمع‌کردن بازار و اعلام علنی جانشینی، خطر را بر امام خردسال و شیعه می‌افزود. ناراحتی امام سجاد از سر بی‌مهری به جابر نبود؛ از سر حفظ دم و تشخیص زمان بود. امروز نیز فرم‌های تعهد و تریبون‌های عمومی اگر به دست نفوذ بیفتد یا خواص متزلزل گرا دهند، همان خطا تکرار می‌شود.

جملۀ زهرا و امتداد ولایت

«شیطان سر از لانه بیرون آورد چون آمادگی دید» نقشهٔ خواندن میدان توسط دشمن است. آمادگی یعنی تزلزل خواص و از دست رفتن اصول. شناخت ناقص امام و نفهمیدن ولایت فقیه به‌عنوان ادامۀ ولایت پیامبر، ولایت را در فهم عمومی در غیبت نگه می‌دارد. تعظیم نصرالله و سیستانی نشان می‌دهد مسئله کمبود دلیل نیست؛ کمبود درک امتدادی است. ان‌شاءالله عاقبت با صلوات بر محمد و آل محمد ختم به خیر شود.

تقیه عصر معصوم و مسئولیت زبان

در عصر خفقان، افشای معارف بی‌پرده می‌توانست خون شیعه را بریزد؛ ازاین‌رو اهل‌بیت تقیه را اوجب می‌شمردند و افشاگر بی‌ملاحظه را لعن می‌کردند. تفاوت تقیه و نفاق در نیت و باطن است: یکی حق را در سینه نگه می‌دارد تا بماند؛ دیگری باطل را در سینه دارد و ایمان را نمایش می‌دهد. جابر به نیت ادای امانت سلام پیامبر حرکت کرد اما ظرف زمان را خطا گرفت؛ درس برای امروز آن است که نیت خوب جایگزین تشخیص زمان و ظرفیت میدان نمی‌شود.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.