ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 023

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

سفر معصیت و شرط قصر

یکی از شروط هشت‌گانهٔ مسافر بودن و قصر نماز آن است که سفر، سفر گناه و معصیت نباشد؛ خواه سفر برای گناه باشد خواه خود سفر معصیت باشد. سفر معصیت مانند فرزند بدون اذن پدر و مادر یا زن بدون اذن شوهر؛ چنین کسی مسافر شرعی نیست ولو حد شرعی را رد کند؛ نمازش تمام است و روزه را باید بگیرد. سفر برای معصیت آن است که نیت رفتن صرفاً انجام گناه باشد: دزدی، ستم، قضاوت نابجا، زدن ظالمانه و هر قصد معصیت. این سفر برای معصیت است و مسافر شمرده نمی‌شود.

منظومهٔ نفاق و نفوذ

در منظومهٔ حدود شصت نوع قلب استخراج‌شده از قرآن، بحث قلب منافق از همه طولانی‌تر توقف داشته است؛ زیرا آیات بسیار است و قصهٔ نفوذ اهمیت دارد. قرآن منظومه‌ای از اهل نفاق با مشخصات داده است؛ چون نقطه‌هایی که به هم برسند شکلی پدید می‌آورند. کسی که این منظومه را از قرآن و روایات درآورد قصهٔ نفوذ را درمی‌یابد. نفوذ بدون نفاق معنا ندارد؛ منافقانه نفوذ می‌کنند، با همهٔ فیلترهای ورود و خروج نهادها.

تخلف از نماز جماعت؛ علامت نفاق

در روایت معتبری که ابن مسعود از پیامبر نقل کرده، در صفات منافق آمده است:

«وَمَا يَتَخَلَّفُ عَنْهَا إِلَّا مُنَافِقٌ مَعْلُومُ النِّفَاقِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و از آن تخلف نمی‌کند مگر منافقی که نفاقش آشکار است.

تخلف از نماز جماعت؛ کسی که از جماعت اهل ایمان کناره گیرد معلوم‌النفاق شمرده شده است. پیامبر فرمود به یهود سلام کنید اما به یهود امت من نه؛ پرسیدند مگر امت شما یهود دارد؟ فرمود آری: کسی که صدای اذان را بشنود و عذر شرعی و بیماری نداشته باشد و در جماعت شرکت نکند، یهود امت من است. برای استخدام معمولی پوست می‌کنند که اهل جماعت باشد؛ اما برخی مدیران وقت جماعت نمی‌گذارند. رهبر و مراجع سه وقت حتی صبح جماعت دارند. بی‌خیالی نسبت به جماعت نشانهٔ نفاق است؛ هر توجیه امنیتی یا شخصی که بیاورند. بسیاری از جهت بیماری دل و دورویی با اهل ایمان به این حال رسیده‌اند. چه جماعتی کم‌خرج‌تر و باصفاتر و منظم‌کننده‌تر از نماز جماعت اهل ایمان؟

امام جماعت؛ علم و عدالت

چرا کسی امام جماعت می‌شود؟ ظاهراً چون علم بیشتری دارد؛ العلم سلطان. برای معمم جایز نیست غیرمعمم جلو بایستد در حالی که عالم در مسجد باشد؛ غفلت از این حکم نشانهٔ ضعف آگاهی شرعی است. پیامبر — و قرائتی در راز نماز — می‌فرماید امام باید اهل فکر و برهان باشد: تقوا و علم و مبرهن بودن. عدالت باید محرز شود؛ اما تفحص ذره‌بینی از زندگی خصوصی واجب نیست. امام باقر شاخص داده‌اند: چشم و زبان پاک، در معاملات بی‌خیانت. مراجع گفته‌اند اصرار بر گناه نداشته باشد؛ نه آنکه هیچ گناهی از کسی سر نزده باشد — هیچ‌کس چنین ادعایی ندارد.

سه توصیهٔ شیخ انصاری

شیخ مرتضی انصاری سه توصیه به شاگردان داشت: چیزی را چه برای خدا چه برای غیر خدا انجام دهید — تحصیل علم؛ علم نور دارد و فکر را خوش می‌کند. چیزی را چه برای خدا چه برای غیر خدا انجام ندهید — قضاوت. چیزی را فقط اگر برای خدا بود انجام دهید و برای غیر خدا نه — پیش‌نمازی. امام جماعت شدن سخت است؛ اما اگر دانسته شود چه توفیقی در جماعت اهل ایمان است و آنکه جلو می‌ایستد به نیابت «اهدنا الصراط المستقیم» می‌گوید و اگر یک نفر قبول شود نماز همه پذیرفته می‌شود، قدر دانسته می‌شود.

توحد ظاهری و باطنی جماعت

جماعتی که فقط خدا ثوابش را می‌داند جماعت توحد محض است: همه به‌سوی یک قبله، یک شکل، رکوع و سجود هماهنگ. ظاهر توحد است؛ اگر باطن نیز توحد باشد و قلب‌ها به‌سوی خدا — نه یکی در بازار و یکی پشت میز و یکی در گفت‌وگو و یکی در چک‌ها — آن جماعت حقیقی رخ می‌دهد. آنان که معمولاً نمی‌آیند مریض‌احوال‌اند؛ قلب بیمار و بدبین. داستان مسجد بلال که گفته شود برای حل کار اداری صف اول مدیران را ببین، بدبینی می‌آفریند که هر مسجدی را نمایش خودی‌نمایی بپندارد.

آیهٔ احزاب؛ زبان تند و حرص بر خیر

سورهٔ احزاب آیهٔ نوزده:

«سَلَقُوكُم بِأَلْسِنَةٍ حِدَادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ» (احزاب/۱۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): با زبان‌های تند شما را آزردند؛ بر خیر حریص‌اند.

اهل نفاق زبان‌های تند را بی‌ادبانه می‌کشند؛ اما چون سخن مال و بخشش پیش آید به جمع مؤمنان می‌آیند، و همواره بدگویی و بدبینی می‌پراکنند که فلانی برای چه آمده. دل دچار نفاق و بدبینی شده و عالم مثال و خیال تصفیه نشده است. مدیران را به نشانه‌شناسی این منظومهٔ قرآنی باید خواند. عاقبت به‌خیر به برکت صلوات بر محمد و آل محمد: اللهم صل علی محمد.

بسط و تکمیل مضمون جلسه

تفکیک «سفر معصیت» و «سفر برای معصیت» در فقه عبادی روشن است: اولی خودِ خروج بدون اذن مشروع است؛ دومی نیت گناه در مقصد. در هر دو، قصر و افطار مسافر ثابت نمی‌شود. این شرط دیوار محکمی میان سفر مشروع و سفر آلوده می‌کشد و نمی‌گذارد عنوان مسافر پوشش گناه شود.

منظومهٔ نفاق در قرآن نقطه‌به‌نقطه چهره می‌سازد. اگر مدیران این نقاط را به هم وصل کنند، نفوذ را پیش از ورود کامل می‌شناسند. فیلتر اداری بدون فهم نفاق ناقص است؛ نفاق با چهرهٔ آشنا و زبان دین وارد می‌شود. ازاین‌رو آیات نفاق برای امنیت فرهنگی و مدیریتی نقشه است نه صرفاً وعظ اخلاقی.

روایت تخلف از جماعت صریح است: معلوم‌النفاق. تشبیه به یهود امت، شدت جدایی از جمع مؤمنان را نشان می‌دهد. تحقیق مسجد برای کارمند ساده و غفلت مدیر از جماعت، تناقض عملی است. رهبر و مراجع الگوی سه وقت‌اند؛ آنکه وقت نمی‌گذارد، هر توجیهی بیاورد، نشانه را انکار کرده است. بیماری دل بدبینی می‌زاید و بدبینی جماعت را صحنهٔ ریا می‌بیند؛ داستان مسجد بلال نمونهٔ این بیماری است.

امام جماعت باید علم و تقوا و برهان داشته باشد؛ العلم سلطان. تقدیم غیرعالم بر عالم در مسجد نشانهٔ ضعف آگاهی است. عدالت محرز لازم است اما تفتیش ذره‌بینی زندگی ممنوع است؛ شاخص چشم و زبان و امانت در معامله کافی است و اصرار نداشتن بر گناه معیار است نه عصمت ادعایی.

توصیه‌های سه‌گانهٔ شیخ انصاری هندسهٔ نیت را مرتب می‌کند: علم را حتی با انگیزهٔ مختلط بیاموز؛ قضاوت مکن؛ امامت را فقط لله بپذیر. جماعت اگر توحد باطنی یابد ثوابش را فقط خدا می‌داند؛ اگر ظاهر یکی و باطن پراکنده باشد، هیئت جماعت است نه حقیقت آن. آیهٔ احزاب زبان تند و حرص بر خیر را کنار هم می‌گذارد: نفاق در طعن تند است و در غنیمت حریص. تصفیهٔ خیال و مثال، بدبینی را کم می‌کند و قلب را از مرض نفاق دور می‌دارد.

نماز جماعت و رشد فکری جمع

جماعت اهل ایمان انسان را منظم می‌کند و ساعت زندگی را با اذان میزان می‌سازد. رشد فکری نیز از همین جمع برمی‌خیزد: آنکه جلو ایستاده ظاهراً از دیگران علم بیشتری آموخته است. اگر عمامه‌به‌سر در مسجد باشد و غیر او امام شود، نشان می‌دهد آگاهی مسائل شرعی در آن جمع ضعیف است. امام باید فکور و مبرهن باشد؛ میان جمع آنکه تقوا و علم و برهانش بیشتر است جلو بایستد و عدالتش محرز باشد. با این‌همه، حق تفحص عیب‌جویانه از زندگی خصوصی امام نیست؛ پیامبر و امام باقر معیار چشم و زبان پاک و امانت در دادوستد را بسنده دانسته‌اند. مراجع نیز گفته‌اند لازم نیست ذره‌بین بر عیب نهاده شود؛ کدام‌یک می‌تواند ادعا کند هیچ گناهی از او سرنزده؟ معیار اصرار نداشتن بر گناه است: گناهی نبینی که مصرانه تکرار شود.

شیخ اعظم انصاری پیش‌نمازی را دشوار می‌دانست و فقط لله روا می‌شمرد؛ زیرا امام به نیابت جمع «اهدنا» می‌گوید و اگر نماز یک تن از جماعت پذیرفته شود از همه پذیرفته می‌شود. جماعت محل جمع اگر نقطهٔ توحد را بزند — ظاهر و باطن یکی به‌سوی قبله — آن ثوابی رخ می‌دهد که فقط خدا می‌داند؛ نه جماعتی که بدن‌ها هم‌شکل و دل‌ها پراکنده‌اند. بیماران نفاق از همین پراکندگی و بدبینی تغذیه می‌کنند و زبان تند احزاب را بر اهل ایمان می‌کشند تا خیر را نیز با طعن بیالایند.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.