ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

والسلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته.

السلام علیکم و رحمة الله.

عرض کردیم که برای اینکه انسان مسافر باشه و نمازش قصر باشه شروط هشت گانه ای وجود داره.

یکیشو که گفتیم حتما باید مسافت شرعی طی بشه و از اول قصد داشته باشه مسافت شرعی رو بره.

دو اینه که حد ترخص رو رد کرده باشه.

سومیش اینه که از اول عرض شود که قصد مسافت شرعی رو که میکنه بین راه مر-مردد هم حتی نشه.

نه اینکه قصدش مثلا بدل بشه یا برگرده کلا منقطع بشه یا پشیمون بشه از اینکه مسافت شرعی رو بره حتی مردد هم نشه مثل روزه‌ست.

یه کسی مردد بشه آقا من بالاخره این روزه رو بگیرم یا نگیرم، روزه مستحبی گرفته.

این وقتی نیتش برگشت تمومه.

همین که تو راه مردد شد من بقیه سفرم رو، بقیه مسافت شرعی رو تا آخر برم یا نه تمام میشه.

یعنی اینجا مشکل پیش میاد و مسافر نیست.

خیلی این نکته مهمه.

و چهارمین نکته هم اینه که حتی در بین راه قطع نشه این سفر.

یعنی یه دفعه نرسه به وطنش، یه طوری دور نزنه بیاد یهو از وطنش دوباره برگرده بره.

یا یک جایی که قصد ده روز میخواد بمونه از اونجا.

به هر حال این سفر قطع نشه، چیزی قطعش نکنه.

امروز به فضل الهی خیلی فکر می‌کردم حالا شاید یه هدیه‌ای باشه برای شما، نمی‌دونم.

شایدم شما خیلی به مزاقتون خوش نیاد این نکته.

اما برای خود من خیلی جالب بود که البته خب ایام شهادت استاد کل [نفس عمیق] حضرت شهید مطهری هم هست، روحش شاد و به همه معلم‌های عزیز ما این ایام رو تبریک می‌گیم که واقعا گردن همه ما حق دارن.

هر کسی که به ما چیزی یاد داده.

یه اگر کسی مجموعه آثار شهید مطهری رو ملاحظه فرموده باشه و اهل تفکر و دقت نظر باشه متوجه می‌شه هرم فکری که شهید مطهری داده، این هرم خیلی حائز اهمیته.

اگر کسی خوب آثارش رو نه یکی دو تا، آثار رو دقت کرده باشه.

من اینو خدمت شما عرض کنم.

خب سؤال هست همیشه برای ما که چطور می‌شه یکی منافق می‌شه؟

چطور حتی تو خونواده مذهبی هم هست، پدر مادر خوبه، پدرش آیت اللهه، یهو طرف مثلا خراب در میاد یا بالعکس.

اصلا چی می‌شه یه آدمی می‌شه شهید حججی؟

چ-توی خونواده می‌بینید معمولی هم هستن.

نه مثلا عالم آنچنانیه پدرش که مثلا بگه مرجع تقلید باشه.

چطور می‌شه آدم‌ها اینطوری می‌شن؟

یا منافق می‌شن یا اهل ایمان مجاهد و اونطوری می‌شن یا کافر و مشرک.

و بالاخره این‌ها هر کدوم یه ایدئولوژی‌ای دارن دیگه.

یه برنامه‌ای برای زندگیشون دارن.

مکاتب و مذاهب مختلف ایدئولوژی‌هایی رو ارائه دادن.

خب این نظام فکری رو دقت بفرمایید.

اینا به هم متصل‌اند و خیلی هم مهمه دقت بهش.

حتی خودمون رو می‌تونیم واکاوی کنیم.

چرا الان من اینطوریم؟

محکمم یا شلم هرچی هست.

شهید مطهری می‌فرماید که اون ایدئولوژی، نوع سبک زندگی و برنامه‌ای که هر کسی برای زندگیش داره مشحون از جهان‌بینیشه.

نوع نگاهش به این جهان.

در حقیقت باورهاش، باورهاشه که ایدئولوژی‌شو می‌سازه.

حالا البته این در این نکته، این ریشه قرآنی داره دیگه.

می‌دونید دیگه که همه جای قرآن اصلاً باور مقدم شده بر عمل.

"إلا الذين آمنوا آمنوا" ایمان همون باورهاست "وعملوا الصالحات".

این دیگه کاملا برهنه دیگه.

یا "إن الذين آمنوا وهاجروا وجاهدوا في سبيل الله أولئك يرجون رحمت الله".

میگه اون‌هایی می‌تونن به رحمت خدا که فکر می‌کنم حدود دویست و هفتاد و شش آیه در قرآن به رحمت خدا اشاره کرده، میگه حتی این همه، همه چی رحمت خداست و این همه آیه درباره‌ش اومده اما کسایی می‌تونن به رحمت خدا امیدوار باشن.

اول با چی شروع می‌شه؟

آمنوا بعد هاجروا وجاهدوا.

ایمان خیلی مهمه.

یا تو سوره بقره میگه "الذین يؤمنون" ببینید "يؤمنون بالغيب" بعد عملیات رو میگه که نماز می‌خونن، نمی‌دونم زکات می-- انفاق می‌کنن.

ایمان خب این یه ریشه قرآنی داره.

اما خب ایمان از کجا میاد؟

اینجا مهمه.

ایمان، این باورها رو چی می‌سازه؟

ما گفتیم ایدئولوژی مشحون از باورهاست.

باورها از کجا میان؟

شهید مطهری تو نظام فکری که میده میگه معرفت، شناخت، نوع شناختی که انسان پیدا می‌کنه.

اون شناخت‌ها باورشو می‌سازه.

خب دوباره سؤال.

این شناخت‌ها از کجا ایجاد می‌شه؟

اینا از کجا میاد؟

این دیگه مهم‌ترین نکته‌ست.

شهید مطهری مع-معتقده به آیه شناحی یا آیه‌ای‌ست.

شناخت و معرفت آیه‌ای.

آیه یعنی چی؟

یعنی نشانه.

میگه از نشانه‌ها انسان معرفت کسب می‌کنه و معرفت بدل به باور می‌شه و باورش بدل به ایدئولوژی.

دقت کردین نظام فکری و آیه، نشانه‌ها.

توی این عالم همه چی نشانه است.

میگه "فأنظر إلى آثار رحمت الله".

آثار خدا، آثار رحمت خدا رو بگو.

یا میگه نگاه کنید در آ-- در آیات الهی قر کنید.

اون عالم رقائق که حقائق گفتیم عالم معقولات و ملکوت و مجردات و عرض شود معقولات و ملائکه اند.

رقائق همین عالم نشئه طبیعته که ما معتقدیم همینم نام-- بی‌نهایته.

همین عالم نشئه طبیعت.

اینجا هم تبدیل شد به چی؟

قبلاً عرض کردیم خوراک عقلی که ش-- حضرت استاد حسن زاده میگه بگیرید به سه تا کتاب تبدیل شده که "وفی الأَرْضِ آیات للموقنین أفلا تبصرون".

این تو زمین خدا می فرماید که ما سه تا کتاب گذاشتیم، کتاب آفاقی که قبلاً بحث شد، کتاب انفسی.

اینا کتاب تکوینند.

به جانت دقت کنی و کتاب تدوینی که قرآنه.

حالا اینا، اینا آیاتند.

نشانه شناسی خیلی مهمه.

نشانه-- نگاه کردن به این آیه ها و اثری که انسان از اینا می‌گیره.

چی می‌خوام بگم؟

از اول بچگی، اولین آثاری که انسان اثری که از محیطش می‌گیره و آیه ها رو شناسایی می‌کنه، این آیه ها بدل به معرفتش می‌شه.

این نشانه ها، این آثار، اثری که در او این آثار می گذارن، این‌ها منجر به چی می‌شه؟

معرفتش و اون باور و اون ایدئولوژی رو می‌سازه.

اون اولین آثار و اثرها توسط حواس پنج گانه جلوه می‌کنه و گرفته می‌شه از محیط اطراف.

درست شد؟

یعنی بچه از حواس پنج گانه‌ش اثر می‌گیره.

یعنی اولین چیزی که دید، اولین چیزی که شنید، اولین چیزی که لمس کرد، اولین چیزی که خورد، اولین چیزهایی که بو کرد.

اینه که میگه تا بچه به دنیا اومد تو گوشش اذان بگو اینه.

میگه مراقب باش موسیقی تو گوشش نباشه، قرآن تو گوشش باشه، حکمت تو گوشش باشه.

هر کسی مسش نکنه.

پدر مادر وضو داشته باشن.

آدم که بی‌نمازه، لاابالیه، مشروب خور، عرق خوره اصلاً نذارید این بچه رو بغل کنه حتی.

از اولین مسی که این بچه می‌کنه این اصلاً این تمثلات همه الی الأبدشو می‌سازه.

توجه داشته باشید دارم عرض می‌کنم.

این بحث یه مقدار بحث حکمی و فلسفی هم هست.

اما هم قرآنی‌ست الحمدالله، هم اخلاقی‌ست، هم نظام فکری رو درست می‌کنه هم خیلی سؤالات ما رو جواب میده.

اینکه توی خانواده می‌بینی طرف چند شخصیتی می‌شه، یکی از آیات قرآن پیرامون همین منافقین بحث ما بحث قلب نفاق آیه چهارده سوره بقره "وإذا لقوا الذين آمنوا قالوا آمنا".

وقتی میرن پیش اهل ایمان میگن ما با شماییم.

"وإذا خلوا إلى شياطينهم قالوا إنا معكم".

با خلوت شیاطین که خلوت می‌کنند میگن ما با شماییم.

اینا در حقیقت یه نوع مضزبزبند دیگه.

آیه صد و چهل و سه نساء می فرماید "مضزبزبين بين ذلك لا ألهائلا و لا الهائلا".

نه اینن، نه اونن.

مضزبزبند.

چرا؟

چون یک نظام، اون اثر‌هایی که از محیط از اول گرفتن این‌ها تناقض داشته با هم.

پدر خوب بوده، مادر بد بوده، عمه خوب بوده، دایی بد بوده.

اصلاً اون اثر‌هایی که گرفتن، حرف‌هایی که شنیدن، مس‌هایی که کردن، لقمه‌های شیری که خورده بچه، این‌ها خیلی مهمن.

خیلی.

اون رحمی که این بچه توش بزرگ شده، صلبی که ازش خارج شده، اینا یک یک در حقیقت اینطوری می‌خوام بگم.

اون تأثیری که حواس پنج گانه بچه از چهار ماهگی تو رحم مادر که روح دمیده می‌شه و این حواس شروع می‌شن، هر کدوم از البته گوش و چشم مهم‌ترینان دیگه می‌دونید.

هرچی اینا حس می‌گیرن از آثار و از، از این آیه ها از اطرافشون، این خمیرمایه همه عمرشونو می‌سازه.

حتی تمثلاتشونو، عالم خیال و مثالشونو می‌سازه که این بچه به چه چیزایی فکر کنه.

خیال این بچه به چی باشه؟

عالم مثالش تو چه چیزی س-سیر کنه؟

به دنیا فقط فکر کنه یا به آخرت فکر کنه؟

اینا همش مهمه.

این ریشه‌یابی‌ها رو برید تو قرآن، تو روایات، تو منظومه فکری شهید مطهری رد پاش دیده می‌شه.

پس اینطور نیست که اگر حالا یکی اومد یکی رو زد کشت، مثل این طلبه شهید روحش شاد طلبه حمیدانی که این ملعون زد کشت، شهیدش کرد.

بله با یه مثلاً پیام توئیتری یه خبیثه ملعونه‌ای یه دفعه اینطوری تحریک می‌شه.

اما این نیست این صرفاً همین باشه علتش.

این ریشه داره از بچگی دچار نفاق و دورویی و دودستگی و مضزبذب بودن شده.

توجه کردید؟

اینا رو باید در اطراف، در پیرامون.

یه مثال بزنم و این مثال روشن‌گره.

ببینید خدا رحمت کنه حضرت آیت الله العظمی محمدعلی اراکی رحمة الله علیه مرجع تقلید روحش شاد.

این بزرگوار اشاره کرد توی جلسه‌ای به یه آیه‌ای که آره این آیه‌ای که تو قرآن حضرت یوسف میگه وقتی که اومد با اون جلال و عظمت و زیبایی و جمال حضرت یوسف اومد زنان چیکار کردن زنان مصری؟

د-- این دستاشونو به جای تورنج‌ها بریدن.

دستشونو بریدن و نفهمیدن.

قرآن میگه نفهمیدن.

انقدر محو جمال یوسف شدن.

اگر یه کسی که تمثلاتش خرابه، عالم خیالش فاسده، تا این آیه رو ببینه چی میگه به نظر شما؟

میگه که عجب پس خدا تخفیف میده دیگه.

اونا که دستشونو بریدن ما هم یهو تو خیابون چشممون رفت طرف یه آدم خوشگلی.

پس ایرادی نداره دیگه.

ببینید تفکرات و تمثلات آدمو چجوری برداشت می‌کنه.

اما حضرت آیت الله اراکی بالا منبر زد تو سر خودش همینطور گریه کرد.

گفت وای بر من محمدعلی!

زنان مصری یوسف رو که یک جلوه‌ای از جمال خداست رو دیدن دست بریدن.

تو چطور در نماز، در نماز عین خیالت نیست که داری با مظهر کل جمال و جلال همه عالم هستی، اون حقیقت الحقائق گفت‌وگو می‌کنی و عین خیالت نیست.

اونا دست بریدن، تو عین خیالت نیست.

اینا همش بر می‌گرده به اون آیه ها، به اون آثاری که اولین بار بچه از این عالم محیط پیرامون خودش می‌گیره.

این بحث خیلی مبسute.

من خیلی فشرده ام پی تریش کردم.

یه ذره هم طول کشید.

ببخشید ان‌شاءالله عاقبت بخیر باشیم.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد