ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 021

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

شروط قصر؛ مردد نشدن در راه

گفته شد برای آن‌که انسان مسافر باشد و نمازش قصر، شروط هشت‌گانه هست. یکی آن‌که مسافت شرعی طی شود و از اول قصد مسافت شرعی داشته باشد. دوم حد ترخص را رد کرده باشد. سوم آن‌که از اول که قصد مسافت شرعی می‌کند بین راه حتی مردد نشود؛ نه این‌که قصد بدل شود یا برگردد و منقطع شود یا پشیمان شود؛ حتی مردد هم نشود. مثل روزهٔ مستحبی: وقتی نیت برگشت تمام است. همین که در راه مردد شد — بروم بقیهٔ مسافت را یا نه — تمام می‌شود؛ مسافر نیست. نکتهٔ بسیار مهم. چهارم آن‌که حتی در بین راه سفر قطع نشود؛ ناگهان به وطن نرسد یا از جایی که قصد ده روز دارد سفر را نشکند.

هرم فکری شهید مطهری؛ از منافق تا شهید

امروز نکته‌ای که شاید هدیه باشد — ایام شهادت استاد کل شهید مطهری نیز هست؛ روحش شاد؛ و به همهٔ معلمان که گردن ما حق دارند تبریک — اگر مجموعه آثار شهید مطهری را با تفکر و دقت ملاحظه کرده باشید، متوجه می‌شوید هرم فکری که داده بسیار مهم است.

همیشه سؤال است: چگونه یکی منافق می‌شود؟ حتی در خانوادهٔ مذهبی، پدر آیت‌الله، ناگهان خراب درمی‌آید؛ یا بالعکس چگونه آدمی شهید حججی می‌شود در خانواده‌ای معمولی؟ چگونه آدم‌ها منافق یا اهل ایمان مجاهد یا کافر و مشرک می‌شوند؟ هر کدام ایدئولوژی و برنامه‌ای برای زندگی دارند. مکاتب ایدئولوژی‌هایی ارائه داده‌اند. این نظام فکری به هم متصل است و حتی می‌توان خود را واکاوی کرد: چرا اکنون چنینیم؛ محکم یا سست.

شهید مطهری می‌فرماید ایدئولوژی — نوع سبک زندگی و برنامه‌ای که هر کس برای زندگی دارد — مشحون از جهان‌بینی است؛ نوع نگاه به جهان. باورهاست که ایدئولوژی را می‌سازد. این ریشهٔ قرآنی دارد: همه‌جا باور مقدم بر عمل است. إلا الذین آمنوا و عملوا الصالحات؛ ایمان همان باورهاست. یا إن الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله اولئک یرجون رحمت الله — حدود دویست و هفتاد و شش آیه به رحمت خدا اشاره کرده؛ اما کسانی می‌توانند به رحمت امیدوار باشند که اول آمنوا سپس هاجروا و جاهدوا. در بقره: الذین یؤمنون بالغیب؛ بعد عمل: نماز و انفاق. ایمان مهم است.

از معرفتِ آیه‌ای تا ایدئولوژی

ایمان و باورها از کجا می‌آید؟ شهید مطهری در نظام فکری می‌گوید معرفت و شناخت نوع شناختی که انسان پیدا می‌کند باور را می‌سازد. شناخت‌ها از کجا؟ مهم‌ترین نکته. معتقد است به معرفت آیه‌ای؛ آیه یعنی نشانه. از نشانه‌ها انسان معرفت کسب می‌کند؛ معرفت بدل به باور می‌شود و باور بدل به ایدئولوژی. در این عالم همه چیز نشانه است. فانظر الی آثار رحمت الله؛ در آیات الهی بنگرید.

عالم رقائق — نشئه طبیعت — و حقائق — معقولات و ملکوت و مجردات. خوراک عقلی به قول استاد حسن‌زاده به سه کتاب تبدیل شده: وفی الارض آیات للموقنین؛ کتاب آفاقی، کتاب انفسی — تکوین — و کتاب تدوینی که قرآن است. این‌ها آیات‌اند. نشانه‌شناسی مهم است؛ نگاه به این آیه‌ها و اثری که انسان از آن‌ها می‌گیرد.

از اول بچگی، اولین آثاری که از محیط می‌گیرد و آیه‌ها را شناسایی می‌کند، بدل به معرفتش می‌شود؛ و آن باور و ایدئولوژی را می‌سازد. اولین آثار و اثرها توسط حواس پنج‌گانه از محیط اطراف گرفته می‌شود. بچه از حواس پنج‌گانه اثر می‌گیرد: اولین دید، شنید، لمس، خوراک، بو. از این‌روست که می‌گویند تا به دنیا آمد در گوشش اذان بگو؛ مراقب باش موسیقی نباشد، قرآن و حکمت باشد؛ هر کسی مسش نکند؛ پدر و مادر وضو داشته باشند؛ آدم بی‌نماز و لاابالی و مشروب‌خوار اصلاً نگذارید بچه را بغل کند. از اولین مس، تمثلات الی‌الابد ساخته می‌شود. بحث حکمی و فلسفی است؛ اما قرآنی و اخلاقی است و نظام فکری را درست می‌کند و بسیاری سؤال‌ها را جواب می‌دهد.

نفاق؛ مذبذب بین ذلك

این‌که در خانواده چندشخصیتی می‌شود: آیهٔ چهارده بقره دربارهٔ منافقین:

«وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَىٰ شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ» (بقره/۱۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و چون با کسانی که ایمان آورده‌اند دیدار کنند گویند ایمان آوردیم؛ و چون با شیطان‌هایشان خلوت کنند گویند ما با شماییم.

آیهٔ صد و چهل و سه نساء: مذبذبین بین ذلك لا الی هؤلاء و لا الی هؤلاء — نه این‌اند نه آن. چرا؟ چون اثرهایی که از محیط از اول گرفتند تناقض داشته: پدر خوب، مادر بد؛ عمه خوب، دایی بد. حرف‌ها، مس‌ها، لقمه‌های شیر؛ رحمی که در آن بزرگ شده و صلبی که از آن خارج شده. تأثیری که حواس پنج‌گانه از چهارماهگی در رحم — که روح دمیده می‌شود و حواس آغاز می‌شود؛ گوش و چشم مهم‌ترین‌اند — از آثار و آیه‌های اطراف می‌گیرند، خمیرمایهٔ همهٔ عمر را می‌سازد؛ حتی تمثلات و عالم خیال و مثال: به چه فکر کند؛ خیال به دنیا باشد یا آخرت. این ریشه‌یابی در قرآن و روایات و منظومهٔ فکری شهید مطهری رد پا دارد.

پس چنین نیست که اگر یکی آمد یکی را زد کشت — مثل آن طلبهٔ شهید همدانی که ملعون زد و شهید کرد — علت صرفاً یک پیام توییتریِ خبیث باشد که ناگهان تحریک کند. ریشه دارد؛ از بچگی دچار نفاق و دورویی و دودستگی و مذبذب بودن شده. این‌ها را باید در پیرامون دید.

یوسف و زنان مصر؛ تمثلاتِ فاسد یا سلیم

مثالی روشنگر: آیت‌الله العظمی محمدعلی اراکی رحمة‌الله‌علیه به آیه‌ای اشاره کرد که حضرت یوسف با جلال و جمال آمد و زنان مصری به جای ترنج دست بریدند و نفهمیدند؛ محو جمال یوسف شدند. اگر کسی تمثلاتش خراب و عالم خیالش فاسد باشد، تا این آیه را ببیند می‌گوید عجب پس خدا تخفیف می‌دهد؛ آنان دست بریدند ما هم در خیابان چشممان رفت؛ پس ایرادی ندارد. تفکر و تمثلات چنین برداشت می‌کند.

اما آیت‌الله اراکی بالای منبر زد به سر خود و گریست: وای بر من محمدعلی؛ زنان مصری یوسف را که جلوه‌ای از جمال خداست دیدند دست بریدند؛ تو چگونه در نماز عین خیالت نیست که با مظهر کل جمال و جلال عالم، حقیقت الحقائق، گفت‌وگو می‌کنی؟ آنان دست بریدند؛ تو بی‌خیال. این همه برمی‌گردد به آن آیه‌ها و آثاری که اولین بار بچه از محیط پیرامون می‌گیرد. بحث بسیار مبسوط است؛ فشرده گفته شد. ان‌شاءالله عاقبت به خیر باشیم به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

شروط قصر با بحث نفاق از آن‌رو کنار هم آمده که تردید در راه، سفر را می‌شکند چنان‌که تردید در باور، ایمان را. مسافرِ مردد نمازش تمام است؛ مؤمنِ مذبذب نیز نه با اینان است نه با آنان.

هرم مطهری را از قله به قاعده بخوان: ایدئولوژی ← باور ← معرفت ← آیه/نشانه ← اثر حسی محیط. قرآن ایمان را پیش از هجرت و جهاد و نماز و انفاق می‌نهد؛ پس اصلاحِ شخص از اصلاحِ ورودی‌های حسیِ کودک آغاز می‌شود: اذان نه موسیقی؛ مسِ پاک نه آلوده.

آیهٔ مذبذبین توضیح چندشخصیتیِ خانوادگی است: آثار متناقض پدر و مادر و خویشان خمیرمایهٔ نفاق می‌سازد. قتلِ طلبهٔ همدانی را نباید به یک توییت فرودکاست؛ ریشه در کودکیِ دوگانه است. تربیت یعنی مراقبت از آیه‌هایی که بر خیال کودک می‌نشیند.

برداشتِ اراکی از داستان یوسف پادزهرِ تمثلات فاسد است: جمالِ یوسف جلوهٔ جمال خداست؛ محو شدن زنان حجتِ حضور است نه اباحهٔ نگاه. آنکه خیال فاسد دارد آیه را به تخفیفِ گناه می‌کشد؛ آنکه سلیم است بر بی‌حضورِ خود در نماز می‌گرید. فشردهٔ بحث استاد همان است که مبسوط در آثار مطهری و اخلاقِ تربیت دنبال می‌شود.

تفصیل شروط سوم و چهارم قصر

شرط سوم شبیه روزهٔ مستحبی است: صرفِ مردد شدن نیت را می‌شکند، هرچند ظاهراً به راه ادامه دهی. شرط چهارم قطعِ خارجیِ سفر است: ورود ناخواسته به وطن یا قصدِ اقامتِ ده‌روزه در میانه، زنجیرهٔ سفر را می‌برد. این دقتِ فقهی زمینه می‌شود برای دقت در سفرِ باور: ایدئولوژیِ مذبذب نیز از تردید و قطع‌های متناقضِ محیط ساخته می‌شود.

شهید مطهری میان جهان‌بینی و ایدئولوژی فاصله می‌گذارد تا معلوم شود سبک زندگی از آسمانِ باور می‌آید نه از پسندِ روز. آیات «آمنوا ثم عملوا» و «یؤمنون بالغیب» سپس نماز و انفاق، ترتیب تربیتی قرآن است. رحمتِ واسع الهی با صدها آیه، امیدِ مشروط به ایمان و هجرت و جهاد است؛ بی‌باور، عمل پوسته است.

معرفت آیه‌ای یعنی جهان را نشانه خواندن نه شیءِ لخت. کتاب آفاقی و انفسی و تدوینی سه مدخلِ یک سفره‌اند. کودک پیش از عقل استدلالی، با حس می‌خواند؛ از این‌رو اذان و قرآن و لمسِ پاک، سیاستِ فرهنگیِ خانواده است نه توصیهٔ ذوقی. تمثلاتِ ابدی از چهارماهگی رحم شکل می‌گیرد؛ گوش و چشم دروازه‌های اصلی‌اند.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.