ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

السلام علیکم و رحمة الله.

استفتا شده از رهبر عزیزمون که گاهی اوقات شهرها به قدری به هم نزدیکن که به محض اینکه از این شهر خارج میشی مد-- یه مقداری میری جلوتر بلافاصله وارد شهر بعدی میشی.

ما در خ-خصوص احکام مسافر و اینا داریم حرف می‌زنیم، مسافت شرعی و حد ترخص و استفساراتش.

یا گاهی اوقات اصلاً شهرها به گونه‌ای میشه از این شهر خارج شدی ولی وسط بین این شهر و شهر بعدی چنان خونه ساخته شده و آباد شده، اینطوری نیست که شما مشخص باشه اصلاً از این شهر خارج شدی وارد شهر دیگه شدی.

اصلاً انگار این دو تا شهر به هم متصل‌اند.

بینشم هم توی خونه ساختن و چه باید کرد اینجا؟

آقا فرمودن که با این شرط فرضی که شما فرمودید که خیلی این دو شهر به هم نزدیک‌اند یا بینش به گونه‌ای عملیات عمرانی انجام شده که از کلاً این دو تا یه شهر حساب میشن.

رهبری فرمودن از جهت فقهی این‌ها دو محل از یک شهر حساب میشن.

مثل مثالش چیه؟

همه فهمش مثل تهران و شهرری.

اینا دیگه یه جوری شدن، شدن دو تا محل از یه شهر.

یعنی ص-- الان کسی شهر ری رو جدای از تهران فرض نمیکنه.

اینطور شد یا شمیرانات رو از تهران جدا نمیدونه.

این‌ها ج-- حکم یک شهر رو دارن.

حواستون باشه.

در آیه صد و چهل و یک نساء سوره نساء، این نکته امروز رو خوب گوش بدید.

خوب به دردمون میخوره.

مخصوصاً به درد ام-امثال من که تو لباس دین هستیم.

حواسمون جمع باشه.

ما در خصوص انحرافات قلب و سر خوردن به سمت نفاق داریم نکاتی رو از قرآن برداشت میکنیم.

"الذین یتربصون بکم فإن کان لکم فتح من الله قالوا ألم نکن معکم".

اینایی که قلبشون منافق و دو روست، یه خصوصیتشون تو این آیه اینچنین فرموده.

میگه "يتربصون بکم" اینا مراقب شمااند.

مراقب شما اهل ایمان‌اند.

که چی بشه؟

"فإن کان لکم فتح من الله" وقتی خدا برای شما فتح و نصرت و گشایشی ایجاد میکنه، "قالوا" میگن که "ألم نکن معکم" آیا ما با شما نبودیم و نیستیم؟

اصلاً ما با شماییم.

ما اصلاً با-- از شماییم.

به محض اینکه سفره چرب میشه، یه بالاخره عنایتی میشه، فتح و نصرتی رخ میده با ما، این‌ها با ما خود-- اصلاً تو دلمان "وإن كان للكافرين نصيب قالوا ألم نتحوز-- نح-- نستحوذ عليكم" وقتی که برای کافرین نصيبی ایجاد میشه، میگن آیا ما نبودیم که اسرار مسلمونا رو به شما گفتیم "ونمنعکم من المؤمنين" و ما منفعت به شما دادیم از طرف مؤمنین.

ما بودیم اصلاً این کارو ایجاد کردیم.

ما کمک حال شما بودیم که شما به جایی برسید.

"فالله يحكم".

انقدر کار دشوار میشه که خیلی نکته‌ست، انقدر امر مشتبه میشه که هرکی نگاه کنه میگه بابا این اصلاً علیه السلام بهش بگو التماس دعا.

دیگه انقدر کار دشوار میشه.

اینا انقدر تو لباس دین و عرض شود توی ااا هیئت و کسوت دین میان جلو که میگه کار فقط با خداست دیگه اینجا.

چطور؟

می فرماید "فالله يحكم بينكم يوم القيامة".

خداست که حکو-- بین شما حکم میکنه.

چون انقدر امر مشتبه شده.

اصلاً به سختی میشه تشخیص داد.

حالا نکته اینجاست، نکته تو "تربص" هست.

یعنی اون مراقبت، اینکه طرف سودجویی میکنه.

یکی از خصوصیت‌های منافق فرصت‌طلبیه.

هر طرف که فرصت براش ایجاب کنه و اونجا سود ببره اونجاست.

اگر تو دامن آمریکا سود ببره اونجاست.

اصلاً کاری به ارزش‌های نظام نداره.

کاری به سیصد هزار خون شهید ریخته شده نداره.

کاری با آه دل پدر مادرای شهدا نداره.

اگر سودش اونجاست، اونجاست.

اگر سودش با ملت بودنه، با ملته.

هر کجا که میبینی سود میبره میره به-- اصلاً اومده تو لباس دین برای دنیاش.

این نکته‌ست.

این نکته‌ایه که عرض کردم خیلی به درد امثال من میخوره مراقب باشیم.

خدا وکیلی در خلوتم خودم در وجود خودم "وليتلقف" تلطیف سر کنم، برم تو وجود خودم بررسی کنم.

آیا واقعاً من به خاطر فرصت‌طلبی و سودجویی و دنیام اومدم تو کسوت دین؟

هیئت دین رو به خودم گرفتم؟

یا نه عاشق بودم.

این‌ها رو ببینید الان اینایی که سر تعظیم فرود میارن جلوی آمریکا و انگلیس و چه میدوننم این قدرت‌های خارجی از اون طرف میگن آقا ما با شماییم.

چراغ سبز بهشون میدن که نفوذ تو مملکت رخ داده دیگه.

و الا نفوذ چیه؟

از این طرفم چنان تیپ اصلاح‌طلبی و مصلح‌گونه به خودشون میگیرن تو جمع ملت.

گمان-- ملت گمان می‌کنند اگه این آقا نبود، اگه این گروه نبودن اصلاً دیگه مملکت به واد فنا رفته بوده.

الان تقسیم اراضی شده بود و این چه-- این دقیقاً خصلت منافقانه است.

دقیقاً این‌ها اگه بری تو دلشون میبینی فقط به خاطر دنیا اومدن.

اگر حکومت اسلامی ما الان نبود، یه حکومت دیگه‌ای بود، اصلاً اینا ج-- لباس دین رو کنار میذاشتن و تو هیئت اونا در میآوردن، در میومدن.

کما اینکه الان با اون‌هان در خارج.

شما ببینید در میان اولیاء خدا چه کسی خلوص سلمان رو داشت.

سلمان-- الان ببینید آخر کار ما کجاست.

آیا همه ما عاشق نیستیم بریم بهترین جای بهشت؟

خدا وکیلی دیگه.

دوست داریم دیگه.

تعارف که نداریم که.

هممون دوست داریم بریم بهترین جای بهشت.

هرکی هم بگه نه چاخان گفته.

من میگم چاخان گفته سلمان و امیرالمؤمنین دو تا انگشتش رو باز کرد.

اونم ده تا درجه ایمان رو به یکباره برداشته سلمان منا اهل البیت شده و همه علوم اهل بیت رو به یکباره در صراط اطلاقی یعنی بیقیدی و بی تعینی بی، بدون حدود همه رو به یکباره اخذ کرده معارف سینه مولا رو.

یه همچین مقامی رسیده.

حالا ببینید چی باید خدا اونور براش آماده کرده باشه.

پرده میره کنار میگه سلمان نگاه کن از لا انگشتای مولا جایگاه خودشو در بهشت میبینه.

الله اکبر من و تو ببینیم.

بعد مولا فرمود میخوای بری؟

میخوای بری بسم الله.

خود وکیلی من و شما باشیم چی میگیم؟

قید علی رو میزنیم یا نه؟

میگیم بریم دیگه.

اصلاً ما با امیرالمؤمنین بودیم برای این [خنده]، ما برای این با مولا بودیم.

حتی سود اخروی‌ش هم در نظر نمیگیره.

به گریه میفته.

جمله رو ببینید تو قرآن.

عرض میکنه علی جان بهشت من تویی.

من هر جا، کجا که تو باشی دوست دارم اونجا باشم.

بهشتو میخوام چه کنم؟

عشق من تویی.

میبینید به اینجا میرسه.

حالا یه نکته‌ای بگم سربسته اینو خواهشا هر جایی خرجش نکنید چون به سختی به من رسیده.

به هر حال برکت بعضا حالا رسیدن محضر از علامه حسن زاده خیلی کوچولو و کوتاه اما این رو هر جایی هم شما نگید.

انقدر خوب امروز دل دارید و دارید گوش میدید من امروز خرجش می‌کنم که ایشون خود علامه فرمان که من خیلی دوست داشتم بدونم چرا امام رضا اومد ایران.

ببینید بحث‌های سیاسی رو بذار کنار که آره مأمون مجبور کرد آقا رو بحث سیاسی بود.

بیای ولایت عهدی منو بگیری و اینا کنار ها.

اصلاً ته قضیه تو دل امام رضا چی میگذره؟

امام رضا شما چرا اومدی ایران؟

تو رو خدا ببین بعضا دنبال چی‌ان.

علامه حسن زاده میگه به حرم ام-- آقا علی ابن موسی الرضا رفتم توسل کردم، خلوت کردم و از امام رضا این سؤال رو پرسیدم آقا جواب داد.

حالا اینکه چگونه جواب داد اینا بحث‌ها داره.

امام رضا فرموده بودند میخواید حسن جان میخواید دل منو بدونی چرا اومدم ایران؟

پیغمبر به من دستور داد.

فرمود رضا جان پاشو برو ایران جواب خلوص و زحمات سلمان، محبت سلمان رو بده.

سلمان مال ما بوده دیگه.

انقدر سلمان خلوصش محض اسلام و اخلاص بود، انقدر بی‌خطشه بود پ-- دویست سال حدود، به حدود دویست سال بین پیغمبر و امام رضا فاصله‌ست دیگه.

نسل هشتم آقاست.

بعد دویست سال میگه يا امام رضا شما مأموری بری جواب سلمانو بدی بیای.

ببینید تو رو قرآن اگر کسی الان برای اهل بیت خالصانه عمل کنه شده الان نه، تو نسل بعدت، تو نسل‌های بعدت خود امام عصر جبران میکنه.

تو کارتو انجام بده، تو نوکریتو بکن.

انشاالله عاقبت بخیر بشیم به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم