ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 019

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

شهرهای متصل؛ حکم مسافر و حد ترخص

از رهبر معظم انقلاب استفتا شده است که گاهی اوقات شهرها به قدری به هم نزدیک‌اند که به محض خروج از این شهر و اندکی پیش رفتن، بلافاصله وارد شهر بعدی می‌شوند. در خصوص احکام مسافر و مسافت شرعی و حد ترخص و استفتائات آن سخن می‌رود. یا گاه اصلاً شهرها به گونه‌ای است که از این شهر خارج شده‌اید اما میان این شهر و شهر بعدی چنان خانه ساخته و آباد شده که مشخص نیست اصلاً از این شهر خارج و وارد شهر دیگر شده‌اید؛ انگار این دو شهر به هم متصل‌اند و میانشان نیز خانه ساخته‌اند. چه باید کرد؟

رهبری فرموده‌اند با این شرط فرضی که این دو شهر خیلی به هم نزدیک‌اند یا میانشان به گونه‌ای عملیات عمرانی انجام شده که کلاً این دو یک شهر حساب می‌شوند، از جهت فقهی این‌ها دو محل از یک شهر حساب می‌شوند. مثال همه‌فهم مانند تهران و شهرری: این‌ها دیگر طوری شده‌اند که دو محل از یک شهر‌اند. اکنون کسی شهرری را جدای از تهران فرض نمی‌کند؛ یا شمیرانات را از تهران جدا نمی‌داند. این‌ها حکم یک شهر را دارند.

آیهٔ تربص؛ منافق دورو در نساء

در آیهٔ صد و چهل و یک سورهٔ نساء نکتهٔ امروز را باید خوب شنید؛ به‌ویژه به درد امثال کسانی می‌خورد که در لباس دین‌اند. باید مراقب بود. در خصوص انحرافات قلب و سر خوردن به سمت نفاق نکاتی از قرآن برداشت می‌شود:

«الَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِنْ كَانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِنَ اللَّهِ قَالُوا أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ وَإِنْ كَانَ لِلْكَافِرِينَ نَصِيبٌ قَالُوا أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَنَمْنَعْكُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» (نساء/۱۴۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کسانی که مراقب شمایند؛ اگر از خدا برایتان فتحی باشد گویند آیا با شما نبودیم؟ و اگر برای کافران بهره‌ای باشد گویند آیا ما بر شما چیره نبودیم و شما را از مؤمنان بازنداشتیم؟

آنان که قلبشان منافق و دورو است، یک خصوصیتشان در این آیه چنین فرموده: «یتربصون بکم» — اینان مراقب شمایند؛ مراقب اهل ایمان‌اند. که چه شود؟ «فإن کان لکم فتح من الله» وقتی خدا برای شما فتح و نصرت و گشایشی ایجاد کند، «قالوا» می‌گویند «ألم نکن معکم» آیا ما با شما نبودیم و نیستیم؟ اصلاً ما با شماییم؛ از شماییم. به محض آنکه سفره چرب شود و عنایتی و فتح و نصرتی رخ دهد، اینان خود را در دل با ما می‌دانند.

و «إن کان للکافرین نصیب» وقتی برای کافران نصیبی ایجاد شود، می‌گویند آیا ما نبودیم که اسرار مسلمانان را به شما گفتیم و «ونمنعکم من المؤمنین» و ما منفعت به شما دادیم از طرف مؤمنین؛ ما بودیم که این کار را ایجاد کردیم؛ ما کمک حال شما بودیم که به جایی برسید. کار چنان دشوار می‌شود که نکته‌ای بزرگ است: امر چنان مشتبه می‌شود که هرکه نگاه کند گمان می‌برد اینان اهل سلام و التماس دعایند. اینان چنان در لباس دین و کسوت هیئت جلو می‌آیند که کار فقط با خداست:

«فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» (نساء/۱۴۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس خدا روز قیامت میان شما حکم می‌کند.

چون امر چنان مشتبه شده که به سختی می‌توان تشخیص داد.

تربص؛ فرصت‌طلبی منافق

نکته اینجاست؛ نکته در «تربص» است: آن مراقبت، اینکه طرف سودجویی می‌کند. یکی از خصوصیت‌های منافق فرصت‌طلبی است. هر طرف که فرصت برایش ایجاب کند و آنجا سود ببرد همان‌جاست. اگر در دامن آمریکا سود ببرد همان‌جاست. اصلاً کاری به ارزش‌های نظام ندارد؛ کاری به سیصدهزار خون شهید ریخته‌شده ندارد؛ کاری با آه دل پدران و مادران شهدا ندارد. اگر سودش آنجاست همان‌جاست. اگر سودش با ملت بودن است، با ملت است. هرجا سود ببرد می‌رود؛ اصلاً آمده در لباس دین برای دنیایش. این نکته‌ای است که بسیار به درد اهل دین می‌خورد: باید مراقب بود.

در خلوت خود را تلطیف و بررسی کنند: آیا واقعاً به خاطر فرصت‌طلبی و سودجویی و دنیا آمده‌اند در کسوت دین و هیئت دین را به خود گرفته‌اند، یا نه، عاشق بوده‌اند؟ آنان که سر تعظیم فرود می‌آورند پیش آمریکا و انگلیس و قدرت‌های خارجی و از آن سو می‌گویند ما با شماییم و چراغ سبز می‌دهند تا نفوذ در مملکت رخ دهد — وگرنه نفوذ چیست؟ — و از این سو چنان تیپ اصلاح‌طلبی و مصلح‌گونه به خود می‌گیرند در جمع ملت که ملت گمان می‌کند اگر این آقا و این گروه نبودند مملکت به وادی فنا رفته بود و تقسیم اراضی شده بود — این دقیقاً خصلت منافقانه است. اگر در دلشان بنگرند فقط به خاطر دنیا آمده‌اند. اگر حکومت اسلامی نبود و حکومت دیگری بود، لباس دین را کنار می‌گذاشتند و در هیئت آنان درمی‌آمدند؛ کما اینکه اکنون با آنان در خارج‌اند.

خلوص سلمان؛ بهشت من تویی

در میان اولیای خدا چه کسی خلوص سلمان را داشت؟ آخر کار ما کجاست؟ آیا همه عاشق نیستیم که بهترین جای بهشت برویم؟ خداوکیلی دوست داریم؛ تعارف نداریم. هرکه بگوید نه، چاخان گفته. سلمان و امیرالمؤمنین: دو انگشت باز کرد؛ ده درجهٔ ایمان را یک‌باره برداشت؛ سلمان منا اهل البیت شد و همهٔ علوم اهل بیت را یک‌باره در صراط اطلاقی — بی‌قیدی و بی‌تعینی، بدون حدود — اخذ کرد و معارف سینهٔ مولا را گرفت. به چنین مقامی رسید. حالا چه باید خدا آن سو برایش آماده کرده باشد؟ پرده کنار می‌رود؛ سلمان از لای انگشتان مولا جایگاه خود را در بهشت می‌بیند. الله اکبر.

بعد مولا فرمود می‌خواهی بروی؟ بسم الله. خودوکیلی اگر ما باشیم چه می‌گوییم؟ قید علی را می‌زنیم یا نه؟ می‌گوییم برویم دیگر. اصلاً با امیرالمؤمنین بودیم برای این. اما او حتی سود اخروی‌اش را هم در نظر نمی‌گیرد؛ به گریه می‌افتد. جمله را بنگر: عرض می‌کند علی جان بهشت من تویی. من هرجا تو باشی دوست دارم آنجا باشم. بهشت را می‌خواهم چه کنم؟ عشق من تویی. می‌بینید به اینجا می‌رسد.

چرا امام رضا به ایران آمد؛ پاسخ خلوص سلمان

نکته‌ای سربسته — خواهش آنکه هر جا خرج نشود چون به سختی رسیده؛ برکت برخی رسیدن به محضر علامه حسن‌زاده، خیلی کوچک و کوتاه، اما این را هر جا نگویید. علامه می‌فرمود من خیلی دوست داشتم بدانم چرا امام رضا به ایران آمد. بحث‌های سیاسی را کنار بگذار که مأمون مجبور کرد و ولایت‌عهدی و این‌ها؛ اصلاً ته قضیه در دل امام رضا چه می‌گذرد؟ امام رضا چرا آمدی ایران؟ علامه حسن‌زاده می‌گوید به حرم آقا علی بن موسی الرضا رفتم، توسل و خلوت کردم و از امام رضا این سؤال را پرسیدم؛ آقا جواب داد — چگونگی جواب بحث‌ها دارد. امام رضا فرموده بودند حسن جان، می‌خواهی دل مرا بدانی چرا آمدم ایران؟ پیامبر به من دستور داد. فرمود رضا جان پاشو برو ایران؛ جواب خلوص و زحمات سلمان و محبت سلمان را بده. سلمان مال ما بوده. انقدر خلوصش محض اسلام و اخلاص بود، انقدر بی‌غل‌وغش، که حدود دویست سال میان پیامبر و امام رضا فاصله است — نسل هشتم آقاست — بعد از دویست سال می‌گوید یا امام رضا تو مأموری بروی جواب سلمان را بدهی.

اگر کسی اکنون برای اهل بیت خالصانه عمل کند، نه فقط اکنون، در نسل بعد و نسل‌های بعد خود امام عصر جبران می‌کند. تو کارت را انجام بده؛ نوکری‌ات را بکن. امید آنکه عاقبت به خیر شویم؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.