یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
مسافت شرعی و قصد منزل در شهر مقصد
موضوع احکام سفر بود. نظر رهبری اخیراً در مسافت شرعی حداقل بیست کیلومتر و نیم در رفت شده است. استفتای بسیار مهمی که معمولاً بدان توجه نشده این است: اگر از انتهای شهر مبدأ تا ابتدای شهر مقصد این مسافت به میزان مسافت شرعی نرسید، اما تا آن خانه و محلی که داخل شهر میخواهند مستقر شوند اگر حساب کنند مسافت شرعی میشود، آیا مسافرند یا نه؟
آقا فرمودهاند: اگر صرفاً به قصد آن شهر سفر میکنید — یعنی اگر بپرسند برای چه میروی آنجا و پاسخ این باشد که میروم شهر فلان، مثلاً یزد — آنجا مسافر حساب نمیشوید؛ چون به شهر رسیدهاید و به مقصد رسیدهاید. اما اگر برای نمونه کسی به منزل یا باغش دعوت کرده و قصد از این سفر صرفاً همان دعوت است که به منزل یا باغ او بروید، و تا منزل او نیز مسافت شرعی باشد، بله مسافر حساب میشوید. معیار قصد است: قصد شهر یا قصد منزل مشخص.
چهار علامت نفاق؛ سیر از حرص دنیا
بحث به قلب منافق کشیده شده و گرفتاری بسیار است. حدیثی بسیار عجیب از امام صادق صلواتاللهعلیه در کتاب شریف مستدرک الوسائل، جلد یازده، صفحۀ سیصدوشصتوهفت آمده است. حضرت فرمودهاند: ان للمنافق اربع علامات من علامات النفاق — منافقین چهار علامت نفاق دارند. چون سخن از منافقین میشود بسیاری دامن جمع میکنند که از این بحث بریاند؛ در صورتی که چنین نیست و اتفاقاً بیشتر در معرض خطرند.
اولین نشانه: قساوة القلب — دل سنگ میشود. دوم: جمود العین — چشم خشک میشود. سوم: الاصرار علی الذنب — هی اصرار بر گناه و معصیت و ذنب دارد؛ به این اصرار باید توجه کرد. چهارم: والحرص علی الدنیا — حریص به دنیا میشود و هی حرص میزند. اگر کسی در آیین معارف ذیل این چهار موضوع دقت کرده باشد، متوجه میشود حکمت حدیث آن است که سیر از همان آخر به اول آغاز میشود: نقطهای که حضرت آخر فرموده، نقطۀ شروع است.
یعنی نقطۀ انحراف و نقطۀ شروع نفاق قلب، حرص به دنیاست: دل بستن و دلخوش کردن به لذتها و متاع دنیوی و دنبال آنها بودن. اگر کسی حرص به دنیا داشت، دچار اصرار بر گناه میشود؛ اگر اصرار بر گناه کرد، چشمش خشک میشود؛ و خشکی چشم نشانۀ قساوت قلب است — که پیشتر در بحث قلب قسی حدود بیست جلسه دربارهاش سخن رفته است. این تذکر بسیار بهجاست حتی برای کسانی که لباس دین پوشیدهاند.
خطر نفاق وقتی دین برای دنیا اختیار شود
خطر در موضوع نفاق آنجا به اوج میرسد و جدی میشود که دین، لباس دین، هیئت و وجهۀ دین و مقدسات را به خاطر دنیا اختیار کنند. این حتی بدتر و خطرناکتر است. باید با خود خلوت کرد: تو که به لباس پیامبر رفتهای و آخوند شدهای — قدیمها میگفتند آخوند یعنی آقا خوانده، یعنی امام عصر؛ اکنون تحقیر میکنند اما معنای اصلی همان است — آیا بهراستی به این سبب به لباس دین رفتهای که ندای امام زمانت را لبیک گویی، شاگرد حضرت شوی، مرید و پیرو حضرت باشی، یا اینکه فعلاً نان در این لباس است؟
آیا در هیئتها و این وجاهت، سجاده و تسبیح و ریش و ولایت، اینها به خاطر دنیاست یا عشق و علاقه و انگیزههای درونی است؟ هرچه هست نباید به خاطر دنیا باشد.
«بَلِ الْإِنسَانُ عَلَىٰ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ» (سوره قیامت، آیه ۱۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بلکه انسان بر نفس خود بیناست.
انسان بهتر خود را میشناسد و بهشدت نسبت به جان و نفس خود آگاه است؛ در خلوت متوجه میشود. باید مراقب بود حتی در عملیات دینی و مذهبی قصد دنیا نباشد. این بسیار خطرناک است. چون انسان توجه میکند و در کارهای خود ریز میشود، میبیند بسیار در معرض خطر است؛ مگر خدا نجات دهد.
میرزا جواد ملکی تبریزی و محو کتاب برای خدا
خدا رحمت کند مرحوم حاج میرزا جواد آقای ملکی تبریزی را — استاد اهل طهارت را؛ در عظمت ایشان زبانها قاصر است. در احوالاتشان آمده کتابی بسیار خوب و قوی در موضوعی علمی و معرفتی نوشتند؛ عین حقیقت، و حرفی از دنیا در آن نیست. چون نوشتند متوجه شدند مرحوم ملا محسن فیض کاشانی اعلیاللهمقامهالشریف هم در همین موضوع کتاب خوبی نوشته است. کتاب را مطالعه کردند — و کی امروز چنین نگاههایی به عملیات عبادت و کتاب نوشتن دارد؟ — و شک کردند کتاب خودشان قویتر است یا آن.
به امام صادق صلواتاللهعلیه متوسل شدند؛ روزه گرفتند و اعمال خاصی را که بخشی از آن را مرحوم شیخ عباس قمی رحمةاللهعلیه در مفاتیحالجنان آورده — شرایطی که انسان بتواند معصوم را ببیند: لباس پاک، بستر با طهارت، وجود طاهر و اذکار خاص — انجام دادند؛ مجرب است. امام صادق را در عالم رؤیای صادقه زیارت کردند و پرسیدند: آقا جان کتاب من در این موضوع علمی کاملتر است یا کتاب حاج ملا محسن فیض؟ حضرت یکباره سکوت کردند — و در این سکوت نکاتی هست. اصرار کردند که مثل شما سائل را محروم نمیکند؛ حضرت در یک جمله فرمودند کتاب ملا محسن کاملتر است. تمام. چون از آن حالت بیرون آمدند کتاب خود را محو کردند.
در برابر این یک حرکت این عارف و واصل و عالم آگاه چه میتوان گفت؟ علامه جوادی آملی حفظهاللهتعالی میفرمودند از یک میلیون نفر آدم شاید یک نفر حاضر باشد اسمش در کتابش ثبت نشود و واقعاً فقط برای خدا نوشته باشد. مطلقاً دنیا را در نظر نداشتن — حتی در بحث علمی و معرفتی — کار هر کسی نیست. خلاصه همه در معرض خطرند و کار میطلبد؛ باید کار کرد. انشاءالله عاقبت ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.