بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
السلام علیکم و رحمة الله.
امروز من متوجه شدم که نظر رهبری در خصوص یکی از احکامشون گذ-- رفت یعنی بر-- یه چیز جدیدی شده.
اینو شما باید بدونید.
در خصوص ما گفتیم میخوایم بریم تو بحث احکام سفر، اگه یادتون باشه.
خب اولین چیزی که در خصوص احکام سفر حائز اهمیته، مسافت شرعیه.
[نفس عمیق] که کسی بدونه اصلا مسافت شرعی یعنی چی؟
یعنی مقداری که اگر تو به اون میزان رفتی از وطنت سفر کردی و رفتی، تو مسافر حساب میشی.
نمازت شکسته است و روزه هم نمیتونی بگیری.
حالا این مسافت رو همه مراجع اصلا حکمی داریم کلیه که هشت فرسخ رفت و برگشت یا رفت.
یعنی، یعنی بری کلاً بری رفتت کلاً بشه هشت اگه نمیخوای برگردی اون مسیر رو.
بری که بری یه جای دیگه.
هشت فرسخ رفت باشه یا رفت و برگشت هشت فرسخ که فرمودن حداقل برگشتش یا رفتش چهار فرسخ باشه.
حالا این که چهار فرسخ از نظر مراجع چند کیلومتره اختلافه؟
رهبری قبلاً و اکثر مراجع فرموده بودند بیست و دو کیلومتر و نیم.
یعنی بیست و دو کیلومتر و نیم رفتت باشه، بیست و دو کیلومتر و نیم برگشتت باشه.
امروز من متوجه شدم با دفتر آقا که صحبت میکردم که عجب چند روزه ایشون فرمودن یک هفتهست حدوداً، هفته اخیر گفتن.
آقا نظرشون برگشته، فرمودن بیست کیلومتر و نیم.
چهار فرسخ رو بیست کیلومتر و نیم میدونن رهبری.
عزیزانی که مرجعشون آقاست حواسشون باشه از این به بعد حساب کتابشون تو سفر بیست کیلومتر و نیم فرض کنن.
حالا الان بعضیا میخوان برن مناطق سیلزده اینور اونور یا حاشیه تهران اینا حواسشون باشه.
و حالا بعد سؤال پیش میاد خب نماز روزههایی که براساس اون قاعده قبلی خوندن چی میشه؟
نمیدونستن.
یا حتی همین الان همه که این حکمو نمیدونن که.
براساس اون دارن عمل میکنن.
یه روزی یهو متوجه میشن نه حکم عوض شده.
البته تو سایت آقا اومدهها.
اما ب-- فرمودن که همه نماز روزایی که تا اون روزی که اون لحظه که متوجه حکم جدید میشن همش درسته غصه نخورن.
پس اینو بگید به عزیزان دور و برتون.
به هر حال مراجع یکی از پویایی فقه همینه دیگه.
استنباط جدید میکنن.
خدا رحمت کنه استه امام لب از دنیا رفتنشون که داشتن از این دنیا رحلت میکردن، میرفتن تو اون لحظات که رفتن از، میدونید از نشانههای اولیای خدا رجعت اون لحظه مرگه.
بحث مبثوتی داره که دیگه.
ایشون رفتن تمام قلب از کار افتاد.
اینا دو مرتبه برگشتن.
معمولاً اولیای خدا این رو دارن.
حضرت زهرا سلام الله علیها در احوالاتشون این ثبت شده تو تاریخ که رفتن دوباره برگشتن اینها هست.
امام تو اون حالت برگشت یه حکمشو عوض کرد.
گفت به مردم بگید این حالا یه حکمی داشت در مورد وضو.
[نفس عمیق] خب این رو نگران نباشید.
استنباط مرجعه.
اینم پویایی فقه ماست.
خب ما چون صبحها الحمد لله به اندازه کافی جشن دارید، هر روز صبح دارید دیگه.
من امروز بحث همیشگیمون رو تو سه چهار دقیقه سریع عرض کنم.
چون زیاد احکام طول کشید.
ما داشتیم حالت قلب نف-- منافق رو بحث میکردیم.
قلبی که دچار نفاق شده.
یکی از نشانههای قلبی که دچار نفاق شده رو ببینید، بترسم خودم.
فکر نکنم منافق یعنی اون کسی که میاد تیشه به ریشه اسلام میخواد بزنه بعد تو لباس خدمت می-- نه خیلی از موقع-- از همین جاها شروع میشه.
از همین رعایت نکردن ریزهجزییات کاریا.
چی؟
حدیثو دقت بفرمایید.
سندم محکم.
خدا رحمت کنه مرحوم کلینی اعلا الله مقامه الشریف در کتاب شریف کافیش جلد دو صفحه سیصد و بیست و پنج.
امام صادق صلوات الله علیه فرمودن "إن الفحش والبغاء" با زاد دال.
"والبغاء والسلاطة من النفاق".
فحش و ناسزا و زبون درازی، سلاطه یعنی زبون درازی.
این از نفاق قلبه.
یعنی به طور کلی بیادبی زبان.
کسی زبونش ترمز نداره.
مخصوصاً وقتی عصبانی میشه میریزه بیرون.
این از نفاق قلبه.
من یه تحلیل یه دقیقهای به شما ارائه بدم همتون اینو میپذیرید.
شما چند تایید؟
چند نفرید شما؟
خود شخص شما چند نفره؟
اگه بگی یه نفره یا خب وقتی گوشت میشنوه همون لحظه چشت هم داره میبینه همون لحظه شاید داری حرف هم میزنی.
اینا انواع مختلفن که آدمای مختلفن که یکی داره حرف میزنه، یکی داره میشنوه، یکی داره میبینه.
نخیر، میگی استناد میدی همه رو به یک حقیقت واحد.
من میبینم، من میشنوم، من حرف میزنم.
این من توئه.
یک شخص واحد انواع و ظهور و بروز متعدد داره، خب.
اون لحظهای که انسان به طورهای مختلف جلوه میکنه، خود شخص و جان انسانه که داره جلوه میکنه به طورهای مختلف.
یعنی چی؟
یعنی تویی که داری حرف میزنی، خود شخص تو، یعنی نفس تو، یعنی جان من داره حرف میزنه الان.
میگن که تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد.
یعنی این.
یعنی چی؟
داریم به مطلب نزدیک میشیم.
یعنی تو منت، اون شخصیت درونیت، سجیت، صیرتت، جان وجودت، اون اصلاً خود تو، خود شخص تو که تو همون، همون حقیقت میمونه برای قیامت.
اون همینه که الان داره حرف میزنه.
اگه حرف زشت میزنه خباثت خودشو داره نشون میده.
انحراف قلب، انحراف وج-- اصلاً منحرف شده.
لذا میگن چنین کسی نجس و د-- از درون نجاست داره، خبث باطن داره.
نجس شده درو-- یعنی نفسش نجسه.
نه این کلام.
نفس نجس شده که کلام نجسه.
نفس خبیث شده که کلام خبیثه.
نفس منحرف شده که کلام منحرفه.
نفس متأسفانه از طهارت خارج شده و قذارات بیچارهاش کرده و آلودگیها.
که میتونه راحت دروغ بگه، راحت غیبت کنه، راحت فحش بده.
حالا من خیلی نمیرم تو احادیث تکاندهنده دیگه که بترسیم بعضیاون که حتی تا جایی بردن که علمت فرمودن اگه کسی فحاشه یعنی دیگه خیلی بر وزن فعال، یعنی خیلی فحش میده، اصلاً تو نطفهش شک کن.
خلاصه اون سمت نمیرم.
خیلی باید مراقب باشیم.
این زبان نشانگر باطن ماست.
اگه کسی لسانش، صداش، صوتش، این به دل میشینه یعنی جانش دلنشینه.
یعنی طهارت باطن داره.
برعکس.
یکی دید دو کلم باهات حرف میزنه میخوای فرار کنی ازش.
به دلت نمیشینه.
این خبث باطن داره.
چرا امام یه جمله میگفت همه میپذیرفتن؟
این طهارت باطنه.
[نفس عمیق] انشاالله عیدی ما از امام حسین امروز همین باشه.
چیز کمی نیست.
طهارت باطن.
لا یمسه إلا المتطهرون.
انشاالله عاقبتمون ختم به خیر بشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
الله