یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
طهارت قلممو؛ اصل طهارت در بازار مسلمانان
این قلمموهایی که مو به آن وصل است و میخواهد نقاشی بکشد یا نوشتهای با آن قلم بزند، این موهایی که در این قلمها هست باید از جنس پاک باشند. یعنی اگر این مویی که در این قلممو استفاده شده مثلاً موی سگ باشد، موی خوک باشد، موی مردار باشد، اینها همه نجساند و نمیشود به آن مخصوصاً کلمات نورانی قرآن و ادعیه را نوشت. حرام است اصلاً. با چنین قلممویی مثلاً بخواهی آیهای از قرآن یا حدیثی بنویسی، آن قلم باید پاک باشد، از جنس پاک باشد. یا حتی بخواهی نقاشی کنی بالاخره میزنی تو آن آب که خیسش کنی، آن آب میریزد روی فرش؛ این فرش نجس میشود. لازم است که این پاک باشد.
اما سؤال اینجاست که آیا نیاز واجب است که انسان حالا رفته از بازار خریده، واجب است که برود تفحص کند بررسی کند این موها از کجا هست، از چه جنسی است و اینها؟ همۀ مراجع بر اساس اصل طهارت فرمودهاند نخیر؛ بنا را بگذارید بر طهارت چون بالاخره تو بازار مسلمانها این خریداری شده، تو بازار دولت اسلامی هست؛ بنا را بگذارید بر طهارت. شما یقین ندارید؛ نیازی هم به تفحص بر این نیست.
التفات به غیر در نماز؛ خضوع جسد بیش از قلب
یکی دیگر از نشانههایی که بر قلبی که دچار مریضی نفاق شده بر اساس حدیث امام سجاد سلاماللهعلیه گفته شد این بود که میفرمود وقتی که به نماز میایستد، التفات و توجهش به غیر خداست. وقتی نماز میخواند توجهش به کس دیگر است. این قلب منحرف شده، منصرف شده، انصراف داده از توجه به خدا؛ لذا دچار نفاق است؛ باید درمان شود که درمانش در همان روز اول بحث قلب منافق بیان شده. حالا داریم علائم را میشماریم بر اساس روایت و آیات.
حدیثی از رسول خدا پیرامون این هست که میفرماید: مازاد خشوع الجسد علی ما فی القلب — هر مقدار اضافه بر آن حالتی که در قلب هست در جسد خودش را نشان بدهد — فهو عندنا نفاق — این پیش ما نفاق است. یعنی کسی میخواهد مخصوصاً این رمز را بفرماید عندنا نفاق؛ پیش ما این نفاق است. یعنی اگر کسی میخواهد عندنا بشود به مقام عندیت برسد، از ما بشود، منا بشود، همراه ما باشد این چارهای ندارد جز آنکه حواسش به این ریزهکاریها باشد. پیش ما چنین چیزی نفاق است که کسی در نماز مقداری خشوع بدهد به جسدش، خضوع بدهد که مغایر با حضور قلبش باشد. یعنی بیشتر از حضور قلبش خضوع به جسدش بدهد که این را توضیح دادهایم. فقط این حدیث چون حدیث خوبی بود و توجه میداد ما را به آن مبحث قبلی از آن میگذریم.
همّ شکم با آنکه روزه نبوده
نشانۀ بعدی که نشانۀ خیلی عجیبی است و امروز خیلیها گرفتارشیم. میفرماید تو همین حدیثها حضرت سجاد سلاماللهعلیه میفرماید که شام میکند، شب میکند و همهاش خوراک است، خوردن. آقا شام را بردار بیاور که شکممان ضعف رفت. حاج خانم چه درست کردی؟ زود پاشو بیاور خیلی گرسنهام. حالا یک شب آدم اینطوری است، دو شب؛ اصلاً همهاش این است. توجه داشته باشید روایت میگوید همهاش خوراک است. اصلاً همهاش حرص میزند که برسد خانه و غذای منزل را نوش جان کند. و سر اینجا است فرمود با اینکه روزه نبوده، روزه نبوده باز اینقدر حرص میزند برای خوردن. این نشان میدهد اصلاً همهاش شده شکمش.
یکی از نشانههای نفاق این است که آدم هم و غمش بشود شکمش. مثل خیلی از ماها که اکنون واقعاً هم و غممان شده شکم خودم و زن و بچهام و البته تو این فشارهای اقتصادی چه کنیم؟ گریزی از این نیست. اما نه آنکه آدم فقط هم و غمش این بشود. این خطر است، این نفاق است که توجه به مسائل دینی و معرفتیاش نداشته باشد، فقط شکم. حالا یک وقت هست کسی روزه بوده؛ اینقدر رحمت دارند اینها، اینقدر مهرباناند کار را سخت نکردهاند. نگفتهاند حتی اگر روزه بود. بالاخره وقتی روزه است طرف گرسنه است. اصلاً یکی از لحظات شادی یا ساعت بهشتی مؤمن وقتی است که میخواهد افطار کند. اما آن همهاش خوردن نیست، شکم نیست. آن همهاش اتصال امر خداست. حالا میخواهد افطار کند.
حدیث ثوبان؛ یک روز روزۀ رجب و عذاب قبر
چه خوب وقتی هم رسیدیم به این حدیث، به این قطعه از حدیث که بالاخره شروع ماه رجب هست. این شروع را تبرکاً حدیثی هم بگوییم که مرتبط است. چه جالب امروز این حدیث را میدیدم که نقل شده از کتاب بحار، جلد چهلونه، صفحۀ سیونه. راحت حس میکنید: چهلونه، سیونه. یک شخصی آنجا — حالا این را چطور حس کردیم؟ اتوبان را الف و لامش را بردار توبان میماند. توبان غلام پیامبر بوده. یکی از غلامهای پیامبر به نام ثوبان بوده. میگوید من با پیامبر همراه شدم با یک عدهای میرفتیم تا رسیدیم به یک قبرستان. پیامبر توقف کرد. یک لحظاتی میان قبرها ایستاد و تأمل کرد و بعد رد شدیم.
از او سؤال کردم. چه زرنگ بودند اینها؛ دیگر میدانستند پیامبر بیخودی توجه نمیکند، توقف نمیکند. یا رسولالله آن تأملتان چه بود؟ حضرت به گریه افتاد. میگوید انقدر شدت گریهاش که همه ما به گریه افتادیم. چقدر قشنگ میشود آدم با گریۀ آقایش گریه کند. چه شده یا رسولالله؟ گریۀ حضرت شدید شد. فرمود که من دیدم این بیچارهها گرفتار عذاباند. عذاب بدجوری اینها را گرفته. من اندوه و ناله و آهشان را شنیدم و از خدا درخواست تخفیف کردم. من دلم به رحم آمد. قربان این رحمة للعالمین بروم و خدا شفاعت من را در حقشان پذیرفت، عذابشان را تخفیف داد.
بعد این جمله را فرمود. فرمود ثوبان اگر اینها یک روز فقط یک روز از ماه رجب را تو کل عمرشان یک روز روزه گرفته بودند دچار این عذاب قبر نمیشدند. الله اکبر. این چه ماهی است، چه عظمتی است. حالا خدا لطف کرده عمر ما قطع نداده برسیم به این ماه. یک روزش را حالا ما که نمیگوییم حالا سی روز را. البته کمالین اولیاء خدا هر سی روز را میگرفتند. حالا یک روزش را. بعد جالب است پیامبر چنین ادامه دادند که بعد ثوبان میگوید من تعجب کردم. پرسیدم که بهراستی انقدر روزه و عبادت ماه رجب ارزش دارد؟
رسول خدا فرمود اگر کسی — قسم به آن خدا قسم خورده معلوم است که خیلی حرف جدی است — قسم به آن خدایی که منو به حق به رسالت مبعوث کرده. اگر کسی یک روز از ما این ماه رجب را روزه بگیرد یا یک شبش را تا صبح به عبادت بلند شود در حالی که این قیدش خیلی مهم است: در حالی که همهاش آن قصدش جز رضای خدا نباشد. همین. جز رضای خدا نباشد، پیامبر فرمود خدا در نامۀ عملش ثواب هزار روز عبادت را مینویسد در حالی که هزار شبانهروز در حالی که روزها روزه بوده و شبها تا صبح شبزندهداری کرده. الله اکبر از این عظمت و از این رأفت. پس از این فرصت استفاده کنیم. آنجا که خط نفاق است میگوید شب میگوید که روزه نبوده روز، شب حرص خوردن میزند. اما اگر کسی روزه بود حالا این از او برداشته شده. انشاءالله عاقبت به خیر شویم به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.