یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
الکلهای طبی و اصل طهارت
در مباحث پزشکی و درمانی پیش میآید که الکلهای متعددی در بازار طب هست؛ پزشک با همان آمپول میزند یا در مصارف منزل به کار میرود. همهٔ این الکلها پاک نیستند. بعضی از الکلهاییاند که مسکرند؛ میتوان گفت حرام و نجساند و استفاده از آنها حرام میشود. در مصارف پزشکی خوردنش مطرح نیست؛ اما اگر استفاده شود باید شسته شود — مثلاً جای آمپول برای نماز.
تشخیص اینکه کدام الکل نجس است و کدام نیست، برای عموم دشوار است؛ روی بسیاری چیزی ننوشته. اینجا حکم زیر اصل طهارت میرود: هر چیزی تا یقین نشود نجس است محکوم به طهارت است. همهٔ مراجع فرمودهاند واجب نیست تفحص کنی؛ میتوانی تفحص کنی اما واجب نیست. چون در بیمارستان میفروشند و استفاده میکنند، میتوان بنا را بر طهارت گذاشت.
نفاق در قرآن؛ قالوا آمنا بأفواههم
بخشی از حدیث امام صادق آن است که منافق کیست و نفاق کجا خود را نشان میدهد. بحث از آیهٔ چهل و یک سورهٔ مائده آغاز شده و سخنان ذیل همان بخش است که خدا میفرماید: قالوا آمنا به أفواههم ولم تؤمن قلوبهم — چیزهایی بر زبان جاری میکنند که در دل رسوخ نکرده. این نشانهٔ نفاق در قرآن است. روایات ذیل این آیه چیده میشود.
«يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِم مَّا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ» (آل عمران/۱۶۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): با دهانهایشان چیزی میگویند که در دلهایشان نیست.
باید هشیار بود این کار صرف خطابه و وعظ کوتاه نیست. اگر کسی مدیون قرآن باشد نباید چنین بیندگارد. آنچه اینجا انجام میشود تدبر در قرآن است و کار کمی نیست. هرچند از زبانی ناتوان رخ دهد، باید جدی گرفت؛ لطفی است از خدا که لحظاتی بر سر سفرهٔ قرآن و عترت بنشینیم.
رؤیای ملا محمدتقی مجلسی و تدبر
خدا رحمت کند مرحوم ملا محمدتقی مجلسی، پدر علامه مجلسی را. خود نقل میکنند اوایل که به تدبر در قرآن افتاده بودند خواب رسولالله را دیدند — یا در میان بیداری و خواب. به صورت پیامبر زل زده بودند؛ هرچه دقت میکردند آیات به ذهن میآمد: چشم پیامبر آیتی، لب مبارکش آیتی، گوش مبارک، قد و بالا؛ هرچه نگاه دقیقتر میشد آیات مرور میشد؛ گویی القا میشد. بیدار شدند و همان روش را پی گرفتند؛ به تدبر در قرآن پرداختند و آیات را سرسری نخواندند.
مثلاً آنجا که آیه میگوید قالوا آمنا بأفواههم — به لب میگویند ایمان آوردیم — ولم تؤمن قلوبهم — در دل نرفته؛ آدم بنشیند فکر کند یعنی چه؟ آیا من هم گرفتار اینم؟ نمازم معراج نیست؟ این روش را ادامه دادند تا پس از مدتی دوباره در میان بیداری و خواب پیامبر را دیدند — رؤیای صادقه یا خلسه یا مکاشفه، اهلش میفهمند. پرسیدند یا رسولالله، أقرب الطرق إلی الله چیست؟ نزدیکترین راه به خدا. پیامبر سریع فرمود: هو ما تعلم — همان کاری که تا حالا میکردی؛ یعنی همان تدبر در قرآن. بهترین و نزدیکترین راه به خداست. این را نباید دستکم گرفت.
نشانههای نفاق در نماز؛ کلام امام سجاد
در ادامهٔ حدیث امام سجاد که نشانههای نفاق را میشمارد نکتهٔ عجیبی هست. میفرماید وقتی به نماز میایستد — کسی که دلش نفاق گرفته؛ انشاءالله نفاق جلی نباشد، اما نفاق خفی در پردهها و لایههای وجود هست و باید بررسی شود — التفات و توجهش به غیر خداست. پس منافق هم نماز میخواند؛ وجه تمایز اینجاست که در نماز توجهش به غیر خداست. آیا این گرفتاری در ما هست؟ خود قاضی شویم.
و هنگامی که به رکوع میرود چون چهارپایان فرود میشود؛ یعنی از رکوع چیزی درک نمیکند. این قسمت از خود امام سجاد علیهالسلام است: به رکوع میرود مانند حیوانات و هیچ نمیفهمد. گرفتاری بزرگ نمازگزاران است و از کجا آب میخورد؟ امام نشانههای نفاق قلب را میشمارد و قرآن تصریح میکند. چرا به فکر قلب خود نباشیم؟
خدا رحمت کند مرحوم میرزای قمی را که میفرمود خدا از بس به خاطر نمازهای ما ما را عقاب نمیکند بسیار رحیم است. این چه نمازی است که میخوانیم؟ وقتی بزرگان چنین مینالند مقایسه با نماز آنان چه جایی برای سخن میگذارد؟ وقتی خلوت و جلوت میشود دقت باید بیشتر شود: نماز صبح در خلوت چگونه بود و در جمع چگونه؛ چقدر تفاوت داشت. اینها نیز نشانههای نفاق است.
خلوت و جلوت؛ دقت نظر مشکینی
خدا رحمت کند آیتالله مشکینی را. روزی ائمهٔ جمعهٔ شهرهای مختلف را جمع کرده بود و سخن میگفت. با اقتدار گفت من به شما رک بگویم — و جان مطلب را گفت: هر مقدار که در خلوتتان نماز را غلیظ یا رقیق میخوانید، با چه حالت و وضعیتی در سحر و نماز صبح؛ هر مقدار در جماعت که پیشنماز میایستید اضافه بر آن کنید، مال خدا نیست، مال نفس شماست. چه دقت نظری داشتند؛ آیا ما این دقت را داریم؟
روزی مدیرکلی بسیار محترم وارد جمع شد. همه بلند شدند؛ حتی کسانی که مخالف او بودند تمامقد برخاستند. تا بود کسی حرف نمیزد؛ نفسها در سینه حبس بود. آروم سخن میگفت و همه دقت میکردند؛ چون رفت خواهش میکنم و چاکرم و نوکرم — حتی از آنان که قبولش نداشتند. پس از رفتنش یاد رفته بود اصلاً چه میگفتیم؛ حواسها چنان پرت شده بود. آنگاه در اول نماز میگوییم اللهاکبر؛ چرا آن حالت در ما نیست؟ گویی خدا را از یک مدیرکل کمتر میبینیم. اگر انسان خود را بررسی کند گرفتاری بسیار است. نباید هی گیر داد که او مشکل دارد و این؛ خود را باید دید. انشاءالله عاقبت ختم به خیر شود.
جدّی گرفتن سفرهٔ قرآن
تدبر در قرآن خطابهٔ پنجدقیقهای نیست؛ نشستن بر سر سفرهٔ قرآن و عترت است. ملا محمدتقی مجلسی چون آیات را سرسری نخواند و در آنها درنگ کرد، هم در خواب و هم در مرز بیداری راه نزدیک به خدا را همان تدبر شنید. آیهٔ ایمان زبانی بدون ایمان قلبی نیز همین درنگ را میطلبد: آیا آنچه بر زبان جاری میشود در دل نشسته است یا نه.
خودارزیابی نمازگزار
نشانههایی که امام سجاد میشمارد آینه است نه تهمت به دیگران. التفات به غیر در قیام، فرود چون چهارپایان در رکوع، و فاصلهٔ فاحش میان نماز خلوت و نماز جلوت، هر یک پرسشی است رو به خود. هیبت یک مدیرکل که نفسها را در سینه حبس میکند و اللهاکبر بیحضور، دو تصویر از یک دردند: کوچکی خدا در مقیاس دل. انشاءالله عاقبت ختم به خیر شود.
نفس منافق در نماز نیز حضور دارد؛ اما قبلهاش غیر است. این تمایز را باید در خلوت سحر و در صف جماعت یکسان سنجید، نه در سخن دیگران.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.