د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۴
دارای متن همگام
پرز لباس نجس و پاک؛ اصل طهارت
قلب منافق4_ج174
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۸:۵۴
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۴ سرفصل
## پرز لباس نجس و پاک؛ اصل طهارت
۰:۱۵
## منافقین؛ یقولون بافواههم
۱:۳۴
## حضور؛ نقطۀ تحت الباء و خطر نفاق
۴:۴۹
## نماز معراج؛ تخفیف از پنجاه به پنج
۷:۱۹
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیاته سلامٌ علیکم و رحمة الله.
از رهبر عزیز اِ-- استفتاء شده که
این پرزهایی که از لباسها جدا میشه؛
مثلا شما یه
سم-- سبدی دارید درش لباسهای پاک و نجس رو با هم میریزین که بعد شستشو بشه.
حالا این ش-- لباسها رو وقتی از داخل سبد برمیدارید داخل این سبد میبینید پر پرزه و مثلا
پشم لباسه و یا
نخ و اینها بقایای اون لباسها مونده.
بعد میدونید که داخل این لباسها هم لباس نجس بوده هم پاک.
خب این بقایایی که مونده اینا چی میشه؟
اینا نجسن، پاکن؟
بنا بر اصل طهارت فرمودن
بنا رو بذارید بر طهارت همهشون.
چون شما نمیدونید که از چه لباسی جدا شده.
حتی فرمودن اگر شما بدونید که این پشمها، این پرزها، این نخها
حتی اگه بدونید از لباس نجس جدا شده،
اما از کدوم قسمت لباس نجس جدا شده رو نمیدونید.
از قسمت پاک لباس نجس جدا شده یا از قسمت نجس پاک
این لباس نجس؟
همین که نمیدونید از چه قسمتی جدا شده باز بنا به اصل
طهارت میفرمایند که بنا رو بذارید بر طهارت.
نمیتونید بگید نجاست. در
آیه صد و شصت و هفت
سوره آل عمران یه نکتهای البته تو همون آیه قبلی هم که در، در بحث قلب منافق کار کردیم این نکته هست.
حالا ما این تیکه رو انتخاب کردیم
که میفرماید یه نکته ظریف و دقیقی رو اینجا قرآن داره اشاره میکنه
از حالات منافقین که میفرماید: "یقولون بأفواههم".
اینا چیزی رو به زبونشون جاری میکنند
که "ما ليس في قلوبهم"
این تو دلشون نیست. این یکی از نشانههای مبرهن نفاقه.
که البته قبلاً عرض کردیم نفاق
همونطور که ایمان
درجات داره نفاق هم درکات داره.
یکی کمتر یکی بیشتر. ولی
باید مراقب بود که به سنت استدراج یا
اِاِاِ اون خطوه خطوه یا به قول حضرت امام وجب به وجب شیطان ما رو به سمت نفاق اکبر بزرگ میبره.
نفا-- نفاق جلی، دو رویی.
حالا اینجا دقت بفرمایید همین که
خدا در قرآن میفرماید اینها اون چیزی که دارن به زبونشون ایجاد--
وارد میکنند، جاری میکنند
تو قلبشون نیست. این یعنی اینکه
هنوز اینها به حالت حضور نرسیدند.
یعنی چی؟ یعنی الان که اینجا دارن به زبونشون جاری میکنند کلمات حق رو،
گمان میکنند که الان اینجا خدا هست.
وقتی میرن تو خلوتشون یا
پیش دیگران عکس اونو میگن
فکر میکنند اونجا خدا نیست.
یعنی در حقیقت اینها به توحید نرسیدند.
اگر هم قائل باشند که خدا وجود داره،
خدا توحید عددی رو اینا قبول دارند نه توحید
صمدی رو. یعنی اینطور نمیدونن که همه جا خدا هست.
هیچ جا بدون خدا نیست.
موجودات رو جدای از وجود واجب الوجود فرض کردن.
این یک درد، یک مرض
درونی، قلبی و عقیدتیه
که اگر ریز بشیم میبینیم خیلیهامون گرفتارشیم.
عدم حضور. چطور میگیم خیلیهامون گرفتارشیم؟
چون میبینید نمازمون حضور قلب نداره.
چرا حضور قلب نداره؟ چون که قائل نیستیم که الان خدا اینجاست.
اگه خدا اینجا هست و ما در محضر حضور خدا حاضر شدیم،
چطور حواسم جای دیگه است؟
چطور اصلاً لذت از نماز نمیبرم؟
چطور این الصلاة معراج المؤمن برای من معراج نیست؟
چرا؟ یه بار بشینیم فکر کنیم
دلیلش اینه که ما به حضور نرسیدیم دیگه.
یعنی هنوز خدا رو اینجا حاضر نمیدونیم که ما در محضرشیم.
یا اگر در خلوت گناه میکنم
علتش اینه که اونجا رو خالی از خدا فرض کردم دیگه.
حالا اینها عرض کردم درکات داره.
یعنی اینطور نیست که همه
به یک اندازه دچار و گرفتار این مریضی عقیدتی باشن.
نه یکی کمتر یکی بیشتر هم باید
مراقب بود و تسویه کرد دیگه.
باید شروع کرد. اصلاً بزرگان اهل معرفت، حکما فرمودن که
مگر نه فرمودن همه قرآن در فاتحة الكتاب جمعه؟
مگر نه فرمودن فاتحة الكتاب در بسم الله الرحمن الرحیم جمعه؟
مگر حدیث نه فرمودن که بسم الله الرحمن الرحیم در
باش جمعه و همه اون در نقطهی زیرش جمعه.
به یک تعبیر مولا فرمودند ان نقطة تحت الباء.
اما تمام بزرگان اهل معرفت فرمودن اون نقطه و اون چیزی که ما باید بهش برسیم
و همهی قرآن، همهی اهل بیت اومدن ما رو به اون برسونن چیزی نیست جز حضور.
درک حضور. اینکه انسان به حضور برسه بعد سلام.
اگر کسی به حضور نرسیده،
حالا اون شدت و حدت داره.
اما همین که به هر میزانی که به حضور نرسیده در خطر نفاقه.
وقتی حرفش دو تا میشه، عملکردش مطابق با هم نیست، خلوت و جلوتش با هم فرق میکنه،
یعنی یه جا رو خدا فرض کرده حاضر بوده، یک جا رو
فرض کرده که حاضر نیست. این یعنی نفاق.
دقت بفرمایید رو این خیلی ریز بشیم.
یه چند وقت هست من خودم دارم ریز میشم.
خیلی در خصوص خودم چیزای عجیبی پیدا کردم تو زندگیم،
تو اعمال و رفتار و افکار و حتی عقائدم
شما هم ریز بشید ببینید به چی میرسید.
اینکه ما نمازمون معراج نیست.
پیغمبر جالبه که بدونید وقتی به قول م-مرحوم مجلسی روایت داره که وقتی پیغمبر رفت به
معراج و برگشت از اون صد و بیست معراجی که مرحوم شیخ طوسی رحمت الله علیه در امالی خودش به
پیغمبر نسبت میده، یه معراج اصلیشون که
رفتند و برگشتن که شهید دستغیب هم یه کتاب پیرامونش نوشته، کتاب معراج، تفسیر سوره النجم.
وقتی پیغمبر برمیگشت
تو آسمون چهارم حضرت موسی علی نبی و آله و علیه الصلاة والسلام رو دیدن.
اونجا حضرت موسی فرمودن کجا بودید یا رسول الله؟
فرمودن رفته بودم معراج.
به شدت حضور پیغمبر رسیده بود به حضور طام.
که میگه اونجا من حیرت کردم.
یه جا میفرماید خدا، به خدا عرض میکنه پیغمبر رب زدنی علما، یه جا میفرماید رب زدنی فیک تحیرا.
حیرت من را در خودت زیاد کن.
این حیرت یعنی همون حس حضور.
چنان حضور تو رو درک کنم که به حیرت بیفتم.
حضرت موسی دید پیغمبر خیلی خوشحاله.
چرا خوشحالی شما اینقدر یا رسول الله؟
از معراج داره برمیگرده. پیغمبر فرمودن که برای امتم هدیه آوردم.
چی آوردی؟ پنجاه تا نماز.
نماز. نماز هدیه معراج پیغمبر به ماست.
که حالا اونجا حضرت موسی گفتوگو کردن که امت من که اون همه قدرتشون بیشتر از امت شما بود تو
دستورات الهی کم آوردن.
پنجاه تا نماز شما یا رسول الله اینها میبرن و.
حالا پیغمبر در حقیقت در افق وجودی خودش که حضرت موسی یکی از شعون وجودی پیغمبره،
حضرت خلوت کرد با خودش اینطوری بگیم بهتره.
اما رفت دو مرتبه معراج از خدا درخواست تخفیف کرد.
کمترش کرد. دو مرتبه حضرت موسی گفتوگو کرد.
رفت دوباره برگشت. دو مرتبه گفتوگو رفت.
در نهایت پنج تا نماز آورد.
قرار بود ما پنجاه تا نماز بخونیم
. تو پنج تاش الان گیریم.
حضرت موسی دستش درد نکنه
. ما رو نجات داد. اینکه میگن بهانههای بنی اسرائیل،
این اصلاً تو وجود پیغمبرشون هم بوده.
هی پیغمبر، آخه بابا زیاده برو کمش کن.
رفت دوباره در محضر خدا.
حالا اون طرفی نریم.
آخه غرض اینکه نماز معراج ماست.
خب پس چرا ما به اون عروج نمیرسیم؟
چرا تو همین پنج تا؟ چون به حضور نرسیدیم.
تا به حضور نرسیم در معرض نفاق و دو رویی
در عقیده و اخلاق
و اعمال هستیم. خیلی مراقب باشیم.
انشاالله عاقبتمون ختم به خیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد. سلام بر محمد.
جلسه قبل
جلسه بعد