رحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
السلام علیکم و رحمة الله.
استفتاحی که از رهبر عزیزمون شده پیرامون اینکه آیا میشه قبل از اینکه وقت نماز داخل بشه ما به نیت نماز وضو بگیریم؟
استفتاهای جالبی یعنی اینها این دقایق، این لطائف و دقت نظرها رو همه ندارن.
طرف صبح وضو میگیره با همون نماز ظهر میخونه.
برای نماز صبحو نمیگما همینطوری صبح مثلا هشت صبح یهو عشقش میکشه وضو بگیره خیلی هم خوب اما با همون میره نماز میخونه.
نماز ظهر رو.
میشه؟
خب این کی میره فکر کنه به این، دقت کنه به این چیزها؟
یه کسی که دین براش ارزش داره دیگه.
سؤال شده از رهبر که چه کنیم؟
آقا فرمودن فقط در صورتی میشه که اون وقت به اذان نزدیک باشه.
دیگه نگفتن چند ساعت.
یعنی عرف بگه آقا نزدیک اذانه دیگه.
مثلا یه ساعت فکر میکنم دیگه مثلا عرف بگه یک ساعت به اذان دیگه نزدیک اذانه.
ولی قبل از این تو نمیتونی به نیت نماز ظهر بری وضو بگیری اگر خیلی مونده.
میتونی مستحبی همینطوری وضو بگیری خیلی هم خوبه.
بعدا با همون هم میتونی نماز ظهرتو بخونی.
اما به نیت نماز ظهر فقط وقتی میتونی وضو بگیری که نزدیک باشه.
اینو دقت بفرمایید دیگه.
اما بحث قلب ما در قرآن رسیده به بحث جدیدمون که یه مقدار خطرناک هم هست.
خب ما یک قلب، قلب خوب رو بررسی میکنیم، یک قلب بد.
حالا الان قلب مخبت که تموم شد، قلبهای خوب بود خیلی خوب بود.
حالا میرسیم به سرفصل قلب منافق.
آخ، آخ، آخ!
امان از این قلب.
قلب منافق، قلب دو رو و خیلی بده، خیلی.
جزو متأسفانه مرضهای قلبیه که خیلی درمانش سخته و برای همینم اصلاً جهت درمانش خدا شدید رفتار میکنه با آدمی که گرفتار همچین مرضی باشه.
شدید، شدید العقاب.
اصلاً شدید العقاب خدا مال اینه، مال قلب منافقه.
اینطوری نیست که خدا پدر کشتگی داشته باشه با بندهش که حتی میخواد منافق رو هم اصلاح کنه خدا لذا شدت میگذاره.
تشع شدید برای اینکه درستش کنه.
حالا یکی از آیاتی که پیرامون این و خیلی این آیه پر رمز و رازه مفسرین اوف، اوف من امروز بررسی میکردم چه حرفایی که نزدن.
خیلی عجیبه.
حالا ما فرصت که نداریم تبرکاً یک بخش آیه رو بخونم.
آیه چهل و یک surah Maeedh برید خودتون ملاحظه کنید.
و خوشا به حال اونایی که قبول میکنند حرف ما رو.
میگیم برید از این گوش نمیره از اون گوش در کنن.
واقعاً میرن نگاه میکنند.
یک بخش آیه میفرماید که حالا اولش میفرماید "یا ایها الرسول لا يحزنک الذين يسارعون في الكفر" عجب!
پیغمبر محزونت نکنه سرعت گرفتن اینایی که حالا تو کفر خیلی سریع به سمت کفر حرکت میکنند که این خودشه دو-- هشداره چون بحث آیه منافقینه میگه میخواد بگه نفاق تو رو به سرعت به سمت کفر میبره.
دو رویی.
"من الذين" حالا اینا کیان که سرعت در کفر میگیرن؟
"من الذين قالوا امنا بافواههم" اینا به زبونشون میگن آمنا ما ایمان آوردیم.
"ولا تؤمن قلوبهم".
الله اکبر.
اشکال اینجا ایجاد شده.
مرض اینجا ایجاد شده که اینها تو دلشون ایمان رسوخ نکرده، زبانیه.
این خیلی مرض بدیه.
اصلاً این کرمی که تو وجود انسانه از کرم نفاق، از کرم شهوت و از کرم غضب بدتره.
بعضیا شاخکهاشون اصلاً تیز نمیشه تا من تو صحبتهام یه اسم عجیب غریبی مثل کرم نیارم.
[خنده] هرچی حرفای خوب و معنوی و اصطلاح فلسفی و حکمی ببری، اصلا حواسش جایی نیست.
تا میگم کرم هم که یهو میخنده یعنی خب شاخکهاش چیز شد [خنده] گیرندههاش...
این خوبه.
بالاخره ما هم باید بدونیم چجوری حرف بزنیم.
عزیز دلم اصلاً کار خدا همینه که کرمهای در درون ما رو ها میخواد از اعم از شهوت باشه، کرم غضب باشه، کرم شیطنت باشه، اینا رو بکشه بیرون.
حالا تو این دنیا نشد وقت سکرات مرگ نشد، تو عالم برزخ نشد، نفخ صور نشد، قیامت صغری، کبری همینجوری برو.
کار خدا اینه.
هم-- مثل که خدا حفظ کنه حضرت استاد علامه حسن زاده حفظه الله تعالی که مثال جالبی پیرامون مراقبه میزنن ایشون و شدت حضور.
اصلاً، اصلاً فلسفه حکمت عبادت یعنی حضور.
اینکه انسان به حضور برسه، غافل نباشه، بدونه در محضر خداست.
عالم محضر خداست.
در محضر خدا معصیت نکنید.
حرف امام تمام سیر و سلوک رو جمع کرده همین یه جمله از ته امام.
حالا یه پرنده...
الان ما وقتی که جراحتی، کرمی تو بدنمون میزنه، میریم دست ج-- خودمون رو دست طبیب و جراح میسپاریم.
حیوانات چی کار میکنند؟
حیوانات جالبه که بدونید خدا پرندههای مخصوصی رو خلق کرده.
اینا جراحن.
هستن تو مناطق مختلف.
نوکهای خیلی بلند و تیزی مثل چاقو جراحی دارن و کارشون خوردن این کرمهاییه که وقتی یک بدن یک حیوونی مریض میشه مثلا جراحتی پیدا میکنه، آلودگی محیط باعث میشه که کرم بزنه تو این.
خب این چیکار کنه؟
مثل ما که نمیتونه بره پزشک و جراح و اتاق عمل که.
خب میمیره بدبخت.
خدا تکویناً این پرندهها رو ایجاد کرده.
جالبه که حالا کی اینا رو هدایت میکنه؟
چه اعم از اون حیوان مجروح رو، چه این پرنده رو که این حیوان بره کجا بشینه، اون پرنده چجوری بیاد تشخیص بده.
اینا دیگه الله اعلم حکمت خداست.
میره این پرنده جراحتو پیدا میکنه، میشینه رو اونجا و با این نوک تیزش شروع میکنه کرمها رو بیرون آوردن.
نه سرری کرده، نه هیچی.
این حیوان باید درد رو تحمل کنه.
تکون اگه بخوره اون پرنده میره.
لوسه، خیلی نازش زیاده.
مثل پرندهی حضوره.
یک لحظه غافل بشی خدا تو قرآن سوره قیامت میگه "لا تحرک به لسانک".
پیغمبر وقتی بهت دارم آیه رو القا میکنم لبت هم حتی تکون نده.
از اون حالت تمرکز میای بیرون.
لطافت سر به هم میریزه.
تکون بخوری میره، ناز میکنه.
باید بشینه یک یک این کرمها رو بیرون بکشه.
به این حالت که قبلاً بحث کردیم میگن حالت اخبات.
اینکه تکون نمیخوره، طرف خودشو در اختیار قرار میده.
حالا این کرمها رو همونطور که ملا محسن فیض کاشانی قبلاً از کریم در کتاب مهجت البعیدات میفرمود انسان چهار تا قوه تو وجودش داره.
قوه شیطنت، قوه شهوت و غضب و حکمت.
بعد اینا رو توضیح میده.
معمولاً کرم شهوت راحت از وجود میره بیرون.
کرم غضب راحت میره بیرون.
سخته البته من میگم سخته واقعاً سخته ها.
اما نسبت به کرم نفاق راحتتره.
با یه مشکلی، با مصائب و با م-مثلاً م-- مشکلاتی که در زندگی پیش میاد متفاوته، اینا برطرف میشه.
اما، اما این کرم نفاق، کرف-- کرم دورویی این خیلی دیر برطرف میشه.
انقدر باید این پرنده بیاد بشینه، انقدر انسان به حضور بره، انقدر نماز بخونه که حس حضور بگیره، انقدر حرم بره، حس حضور بره.
اصلاً حظ-- زیارت یعنی حضور ظاهر.
ببینید حضور، حضور ظاهر عند المظهور.
بره واقعاً در محضر امام قرار بگیره.
تکون هم نخوره.
اصلاً از خودش لام تا کام حرف نداشته باشه.
خودش رو م-- دست امامش بسپره و بگه آقا من اومدم کرمهای وجودم رو بکشی بیرون.
دیگه دردش هرچی هست رو باید تحمل کنه.
دردهای مختلف داره.
یه وقت میبینی باید از یه وجاهتی، از یک منصبی، از یک مدیریتی، از یک چه میدونم بکنه بره.
مثلاً امام صادق، یه داستان کوچولو بگم و تمام.
ببینید سختهها ولی امام صادق هرکیو بخوان تأدیب کنن شاید ما لیاقت-- ما نتونیم واقعاً کشششو نداشته باشیم.
اما اگر بخوایم نجات پیدا کنیم باید بسپاریم خودمون رو.
کارهای عجیبی میگفتن.
امام صادق علیه السلام یکی از دوستانش وارد حوزه درسیشون حالا اونجایی که حضرت بودن شدن.
یک لحظه ایشون تعمل کرد که بیاد بالای مجلس بشینه یا اولین صدر ذیل مجلس.
باز هم رفت ذیل مجلس نرفت بالا بشینه.
اما امام صادق بعد، بعد از جلسه خواستش.
حالا اسمش از ذهنم رفته.
ایشون از شاگردان خوب آقاست.
حضرت فرمود چرا تعمل کردی یه لحظه که بالای مجلس بشینم یا پایین مجلس؟
پیداست که حالا به قول من بچه طلبه یه کرمی تو وجودته.
این باید بیرون بیاد.
این با چی بیاد، میاد بیرون؟
باید بری شش ماه.
این وضعیت مالی هم خیلی قوی بوده این طرف.
شش ماه بری تو بازار پرش-- رفت و آمد شهر خرما فروشی کنی.
پستترین شغل بوده اون موقع.
الان به من و شما بگن آقای مدیر کل، آقای مدیر فلان، آقای مسئول فلان، آقای آخوند، آقای ف-- اصلاً نه تو پدر یه خونواده برو دستفروشی کن شش ماه سر چهارراه نظام آباد.
خدا وکیلی کدوممون حاضریم؟
امام گفته باشه ها.
نمیریم.
میگیم آقا، آقا، آخه فلان تموم.
ولی ایشون انجام داد که اون کرمه بیاد بیرون.
نفاق خیلی مشکله.
باید خودمون رو به دست حضرت بسپریم تا انشاالله این برطرف شه.
این بحث انشاالله به امید خدا ادامه خواهد داشت.
نساء حضرت حجت هر کجا هستن انشاالله یاد ما باشن صلوات بفرستید.
اللهم صل على محمد و آل