یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
حکم نذر هنگام سلب قدرت
اگر کسی نذر کند و صیغه بر زبان جاری شود، نذر واجب میگردد. سپس اگر استطاعت مالی یا جسمی یا امکانات از میان برود، تکلیف برداشته میشود؛ یکی از شرایط تکلیف توان است. وقتی قدرت سلب شد واجب نیست. اگر بعداً توان بازگشت، دوباره واجب میشود؛ اما در فاصلهٔ بیتوانی انجامش واجب نیست.
خاطرهٔ جعفر جهروتی؛ مرد چفیهبهصورت
چهرههای باصفا و لباسهای رزم آدم را به فضای خاطره میبرد. خدا حفظ کند سردار جعفر جهروتی را، همرزم شهید همت و جانباز جنگ. سالها پیش در بستر بیماری تا نیمهشب عیادت کرد و خاطرههایی گفت که کشش شنیدن همه نبود. یکی را تبرکاً بازمیگوییم؛ جزئیات از حدود بیست سال پیش کمرنگ شده است.
گفت در اتاق لشکر بودم. مردی قدبلند و لاغر، چفیه بر صورت، در زد و پرسید جعفر جهروتی شمایید؟ نشست و گریست و درد دل کرد؛ چنان اقرار گناه که گویی در برابر کشیشی مسیحی است. شرم آمد و گفته شد بس است؛ به من چه از گناهان تو؟ مقصودت چیست؟ گفت میخواهم بدانم خدا مرا میبخشد یا نه. آنچه بلد بودیم گفته شد: خدا ارحمالراحمین است؛ در قرآن فرموده:
«إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا» (زمر/۵۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا همهٔ گناهان را میآمرزد.
قید نگذاشته؛ همه را میبخشد به شرط توبهٔ واقعی. گریست و خیالش آرام شد. اصلاً نماز بلد نبود. حکم تیر کمیتهٔ آن زمان برایش صادر شده بود و به سویش تیراندازی کرده بودند؛ در خرابه پناه گرفته، گریخته و به جبهه آمده بود. چنین فراری منقلب شده بود.
یادگیری نماز و نالهٔ شبانه
کنار رزمندگان میایستاد و زیرچشمی مینگریست چه میکنند؛ همانگونه سجده میکرد. گاه نمیدانست در سجده چه بگوید؛ به او میآموختند. شبها در حسینیهٔ حاج احمد پادگان دوکوهه خواب از چشم میربود؛ تا صبح صدای زجه و نالهٔ او در سجده شنیده میشد. همیشه چفیه بر صورت؛ کسی نشناختش، انگار چهرهای شناخته از اراذل بود — استغفرالله. گاه اذکار را غلط میگفت، اما حال خوش و گریهٔ پهن بر صورت بود.
شبی در محوطهٔ پادگان، نور چراغ لندکروز به پشت خاکریز افتاد: همان مرد چفیهبهصورت بر خاک نشسته، قیام و قعود و سجده میکند؛ خود نمیفهمد چه میکند اما زار میگرید. حالات عجیب همه را متوجه او کرده بود.
میدان مین و تمثل امام حسین
شب عملیات جذب شد و اجازه گرفت و میان رزمندگان آمد. به میدان مین رسیدند. هنوز فریاد «کیست بر مین بخوابد» تمام نشده دو نفر غلت زدند؛ یکی همان قدبلند چفیهبهصورت. بر مینها غلتید و هیچ منفجر نشد. پشت سرش دویدند. چند متر آنسوتر ایستاد، چفیه برداشت و بلند گریست. بعدتر در عملیات بعدی همین چفیهبهصورت شهید شد.
دورش گرفتند که آرام باشد. قسم خورد: امام حسین را دیدم. چون بر مین غلت میزدم نوری بالای سرم حرکت میکرد تا متوقف شدم؛ متمثل شد: آقایی بسیار نورانی و زیبارو. پرسیدم کیستی؟ فرمود من حسینبنعلیام. دو جمله گفت: خسته نباشی؛ و: حسین را روسفید کردی با این کارت. در عملیات بعد شهید شد.
حکمت امتحان و قدر موقعیت
اتفاقات بسیار در جبهه افتاده و بیخبر ماندهایم. گاه در زندگی روحی ریحانی و موقعیتی پیش میآید که خدا میخواهد ما را بخرد؛ مهم قدر دانستن است. آن مرد حکم تیر داشت و بدترین گناهان را اقرار میکرد، اما از موقعیت به نحو احسن سود برد. خدا این معجزه را نهاده است.
بحث قلب ممتحن است. حکمت امتحانات الهی آن است که نمره بیست شود؛ خدا میخواهد به هر بهانه بنده را بهشتی کند. قدر آن شبها و تاریکیها و تنهاییها را آن مرد خوب دانست و اکنون قاطی شهداست:
«بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» (آلعمران/۱۶۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بلکه زندهاند نزد پروردگارشان روزی داده میشوند.
خوابیدن بسیجیان در این شبها نیز فرصت و امتحان است؛ اردوی آمادگی بندگی. در گوشهگوشهٔ عمر موقعیتهای چنین پدید میآید؛ هنر، استفادهٔ احسن و رسیدن به سرمنزل است. راه به سوی خدا مسدود نیست.
صلح دائم خدا با بنده؛ سخن دولابی
ختم کلام با جملهٔ طلایی مرحوم دولابی: خدا دائماً با بندگان در صلح و آشتی است؛ قهر در کار خدا نیست. ماییم که قهر میکنیم و شل و سفت و عقبگرد. خود فرمود:
«مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا» (انعام/۱۶۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هرکه نیکی آورد ده برابر آن برای اوست.
از عالم جوادی آملی نقل شده: یک قدم به سوی خدا، خدا ده برابر هرولهکنان به سوی تو میدود. مژدهٔ بزرگ است. انشاءالله عاقبت ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
بازگشت توان و بازگشت وجوب
نذر با صیغه واجب میشود؛ با سلب قدرت ساقط؛ با بازگشت قدرت دوباره واجب. این قاعدهٔ روشن تکلیف است و ربطی به سستی یا پشیمانی ندارد. توان شرط فعلیت حکم است؛ تا توان نیست وجوب فعلی نیست، و چون توان آمد حکم بازمیگردد.
توبهٔ بیقید و شرط غفران
آیهٔ إن الله یغفر الذنوب جمیعا قید نوعی برای گناه نگذاشته؛ شرطش توبهٔ راستین است. مرد چفیهبهصورت از بدترین گناهان میگفت و حکم تیر بر او بود، اما چون توبه کرد درِ غفران باز شد. جبهه او را خرید؛ خدا خواست او را بخرد و او قدر موقعیت دانست. گریخت از خرابه به جبهه و در میان رزمندگان منقلب شد.
غلط گفتن ذکر و درست بودن حال
گاه اذکار را غلط میگفت اما گریهاش پهن بر صورت بود. صورت ظاهر ذکر مهم است، اما آن شبها نشان داد که حال توبه میتواند از نقص لفظ پیشی بگیرد و انسان را دگرگون کند؛ تا آنجا که بر میدان مین غلتید و مین نترکید و نور امام حسین همراهش بود. در حسینیهٔ دوکوهه تا صبح ناله در سجدهاش شنیده میشد و چفیه از چهرهاش برنمیداشت.
دو جملهٔ سیدالشهدا
خسته نباشی؛ و حسین را روسفید کردی. دو جمله، کارنامهٔ یک عمر توبهٔ کوتاه اما صادق. در عملیات بعد شهید شد و به رزق عند ربهم پیوست. آقای جهروتی قسم میخورد این صحنه را دیده است: غلتیدن بر مین، انفجار نشدن، برداشتن چفیه و گریهٔ بلند در دل شب عملیات.
حکمت امتحان قلب ممتحن
این خاطره آیینهٔ قلب ممتحن است: امتحان نه برای شکستن که برای بیست شدن و بهشتی شدن. خدا به هر بهانه میخواهد بنده را بخرد؛ هنر، قدر دانستن لحظه است. آن تاریکیها و خاکریزها و تنهاییها را آن مرد غنیمت شمرد.
اردوی بندگی در گوشهٔ عمر
خوابیدن بسیجی در حسینیه، تاریکی پادگان، خاکریز، میدان مین — همه موقعیتاند. در زندگی شهری نیز روح ریحانی و فرصت کوتاه پیش میآید. هنرمند کسی است که از این فرصتها به سرمنزل برسد. راه مسدود نیست؛ قهر از جانب بنده است نه خدا.
هرولهٔ الهی در برابر یک قدم
دولابی گفت خدا دائماً در صلح است. آیهٔ من جاء بالحسنة فله عشر امثالها در بیان جوادی آملی چنین خوانده شده: یک قدم تو، ده برابر دویدن خدا. این مژده برای دلهای خسته از گذشته است؛ گذشته هرچه باشد، توبه و حسنه آینده را میگشاید.
استفاده از خاطره برای زندگی امروز
این واقعه فقط تاریخ جنگ نیست؛ آیینهای است برای هر گوشهٔ عمر که رو به اتمام میرود. موقعیتهای مشابه، هرچند کوچکتر، پیوسته پیش میآید. بسیجی که امشب در حسینیه میخوابد در همان امتحان است: در این حالات چگونه است؟ راه باز شده؛ باید بهترین استفاده را کرد و خود را به عهد الهی رساند.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.