ددرس‌گفتارها

رحیم و به آن استعین.

السلام علیک ای داعی الله و ربانی آیات.

سلام علیکم و رحمة الله.

بحث هفت هشت دقیقه هر روز ما پیرامون قبل قلب منتهی بود.

البته حقیر می‌خواستم مسدد نشم چون شنیدم دوستان دیشب تا دیروقت بیدار بودن و خسته‌ن.

به هر حال زحمت امنیت کشور هم به نوعی گردن شما خوبان هست.

خدا همتون رو حفظ کنه که حدیث هم داریم دو تا نعمتن که این‌ها مجهولن.

نعمتان مجهولات ان.

الصحه والامان.

سلامتی و امان ام-امنیت.

این دو تا مجهولن، ناشناخته‌ن.

وقتی که این اتفاقات میفته آدم تازه قدر سلامتی و امنیت رو میدونه و کسانی که پاسدار امنیت کشور هستن خیلی گردن همه ملت حق دارن.

خدا حقشون رو برا ما حلال کنه.

لکن اصرار دوستان گفتن حالا ما طبق روال حرف هر روزمون رو بریم.

نکته‌ای رو من فقط عرض کنم که حالا تو دلش نکات زیادی در- زیادی در میاد.

یکی از، از عرض کنم خدمتتون آسیب‌های عجیبی که ما داریم می‌خوریم از اینه که جایی که کارشناس نیستیم نظر میدیم.

خوب اینو خوب گوش بدید.

من البته هنوز فرمایشات رهبر عزیزمون رو امروز گوش ندادم.

متاسفانه توفیق و وقت نکردم.

از چند نفر پرسیدم چون این وجه مشترک بود مطمئن شدم آقا فرمودن بحث اینکه من در خصوص بنزین تخصص ندارم.

شما ببینید آقا هشت سال ریاست جمهوری رو داشتن و این همه کارهای سیاسی، اقتصادی در رأس نظام هرم نظام قرار دارن.

خداوکیلی هرکس جای ایشون بود نظر نمیداد؟

خودش رو کارشناس نمی‌دونست.

ولی ایشون با صراحت نه که بگیم داره شکست نفسی می‌کنه، نه.

داره با صراحت اصلا یک درسه برای امثال ما که آقا جون جایی که کارشناس نیستی نظر نده.

طرف هیچ گونه اطلاعاتی در خصوص مسائل امنیتی نداره حرف می‌زنه.

همین‌طور دهنو باز می‌کنه شروع می‌کنه گفتن و امان از این دهن‌های باز که هیچ سفت و بستی هم نداره.

همین‌طور دهن باز می‌کنه هیچ اطلاعاتی پیرامون مسائل سیاسی نداره حرف می‌زنه، اقتصادی حرف می‌زنه، پزشکی حرف، طب الأئمه، طب اسلام، احکام همینطوری برای خود دین.

آقا جان دین از بزرگ‌ترین مصیبتی که دامنگیر همین اسلام شده، سخن گفتن بدون تخصصه.

هرکی از خودش وادی حوزه‌های مختلف معارف اسلامی شده صاحب نظر شده، تحلیل می‌کنه، نظر کارشناس دین که مرجع تقلید هست رو به راحتی رد می‌کنه.

میگه من نظرم اینه.

خداوکیلی تا حالا شده که بشینی شما در خصوص نسخه‌ی یکی متخصص مغز و اعصاب حرف بزنی؟

جرأتشو داری حرف بزنی؟

میگم بشین خجالت بکش.

بشین سر جات بی‌ادب.

رفته پونزده سال درس خونده فوق تخصص گرفته تو رو حرفش...

ولی در خصوص دین، مسائل دینی، تربیتی هرچی واسه خودش داعیه شده.

روانشناسی که اصلا وحشتناک.

روانشناسی.

یکی مثل علامه حسن زاده اراده می‌کنه هزار و صد جلسه درس و بحث پیرامون روانشناسی اسلامی میره.

بعد از این طرف یه نفر با چهار سال دانشگاه درس خوندن چون من خودم رشته تحصیل دانشگاهیم روانشناسی بوده دارم به شما تهدیدی عرض می‌کنم.

نگین آخونده بی‌سواده واسه خودش.

نه، این با چهار سال درس خوندن میاد داعیه روانشناسی داره و عرض شود یهو کلوپی هم میزنه و جوون‌ها رو هم جمع می‌کنه.

چهارتا حرف خوشگل روشنفکری که چیه آقا جان؟

اگر بخوای الان یکی از دردسر‌های جوونای ما چیه؟

مشکلات روانی، روحی.

طرف یه گناه کرده ریخته به هم.

اصلا دیگه بیرون نمیاد.

سراغ دارم من تو نزدیکانمون.

اصلا دیگه طرف بیرون نمیاد.

از خونوادش جویا شدم.

میگن که صراحتا گفته من مرتکب آلودگی شدم.

اصلا ریخته به هم، داغون شده.

شما فکر می‌کنید نسخه روانشناسی غربی الان چیه برای اینا؟

صراحتا تو کتاب‌هاشون اومده و متاسفانه بعضی از این کتب در دانشگاه‌های ما داره تدریس میشه که مغایر با مبانی دینی ماست.

میگن آقا برو دوباره این کارو انجام بده.

انقدر این خطا رو، گناه رو انجام بده تا برات عادی‌سازی بشه.

نسخه رو ببینید.

دقیقا مغایر با دستورات دینی.

بعد یه مشت جالب آدم‌هایی که لباس پیغمبر هم تنشونه اینا رو حمایت می‌کنن.

حالا بماند ما به درد دل نیفتیم.

این درس بزرگیه که رهبر ام-عزیز ما امروز به این زیبایی تمام به من و شما دادن که آقا جون من در این وجاهت، در این جایگاه جرأت نمی‌کنم در خصوص بنزین حرف بزنم.

تخصصش رو ندارم.

البته ساختار و نظام باید حفظ شه چون سه قوا گفتن ما از همیشه پشت سه قوا بودیم که اگر این نباشه لجام گسیخته میشه مملکت.

شما ببینید بعد ما راحت.

من دیدم از صبح تا حالا هرکی یه تحلیلی میده.

جالبه صحبت‌های آقا رو هم تحلیل می‌کنن یه عده.

یعنی در یک جایگاه خودشونو می‌دونن که آقا جان آخه تو با چه جرئتی یه کارشناس دین پنجاه سال، شصت سال عمرشو تو حجره‌ها گذاشته، دین رو خوب کارشناسی کرده، دو میلیون روایت و ذیل آیات دیده.

من محضر علامه حسن زاده بودم.

عیدی این ایام به شما دوستان امنیتی و بچه‌های عزیزمون.

شما اینو از اهلی نمی‌شنوید.

مستقیم دارید از کسی دارید می‌شنوید که خودش از علامه حسن زاده شنیده.

در خصوص رهبر عزیزمون از علامه سؤال کردم.

آقا جان نظر شما در رابطه با رهبر چیه؟

ایشون تکیه داده بود عصا به سینه مبارک.

سه مرتبه به حالت تعظیم، حالا حالت رکوع خدا رو شاهد میگیرم.

علامه حسن زاده که بو علی سینای عصر حاضره خودش مدعیه که میگه اگر من تو کل دنیا پیدا کنم کسی رو که چیزی رو میداند که من حسن زاده نمیدانم، میرم از او یاد بگیرم اما پیدا نمیکنم.

مطلق علمی که بروز کرده البته ظهور کرده محضر ایشونه و بعضیا ایشونو از اوتاد اربعه امام عصر میدونن.

حالا اوتاد چیه بماند.

ایشون وقتی من ر-- اسم رهبر رو آوردم که بعضیا به راحتی میشینن صحبت های رهبر رو تحلیل میکنن به منم، منم شانتژ کردن امروز حاجی امروز دو تا فتوا بده.

رهبر یه حرفی زده فلان و تو بشین یه جایی فتوا بده.

اصن ما رو هم میخواد جلو رهبر ن-نشون بده.

خیلی جالبه آخه بعضیا.

اصلا تعجب می‌کنم.

اصلا ما سگ کی باشیم بخواهیم در خصوص آقای آقا حرف بزنیم.

جسارتا ببخشید یه رگ گردنمون میزنه بیرون وقتی بحث ولایت پیش میاد.

ما همون بچه های جبهه و جنگیم که رو مین با بر و بچه ها میرفتیم رو مین از هم سبقت می‌گرفتن رو مین بخوابن.

بعد الان به ما میگن آره این پو-- این لباسه برای شما مثل اینکه منفعت یا د-- از رهبر مثلا دفاع میکنید پول به حسابتون میریزن و فلان و.

ما جانمون رو تقدیم کردیم شما هم همچنین هستید.

اصلا پول این حرفا چیه؟

خلاصه بحث این بود که ر-- علامه سه مرتبه تعظیم کرد و فرمود من یه نکته در خصوص ایشون به شما بگم.

خب؟

نفر اول علمی جهان داره این حرفو میزنه که کشورهای متعددی از هلند بگیر اتریش و اسپانیا و اینایی که اصلا بعضیا ما اصلا نمیدونیم کجای نقشه قرار دارن ازشون التماس کردن.

خود علامه به بنده حقیر فرمودن التماس هم می‌کنم بیا تو سمپوزیوم‌های علمی ما شرکت کن.

میگم شما بیاید ایران.

این بزرگوار فرمودن که در خصوص رهبر نکته ای رو به شما بگم.

تنها ببین کلماتو همش حساب شده است.

بشینید اینو اگه جیگر دارید اینو تحلیل کنید.

فرمودن تنها عالمی است که غبار دنیا رو عباش نشسته.

عبا دیگه سطحی‌ترین ظاهر یک کسیه.

دیگه باطن رو دیگه خدا چ-- کسی نمیتونه دربارش حرف.

وقتی عبا که سطحی زیرش هم هست دیگه.

قبا، ردا ماشاالله ما آخوندها تا دلت بخواد داریم تو در تو ایم.

میگه همینطوری میگه قبا که این ظاهرترینشه غبار دنیا روش نشسته.

چه برسه به لایه های زیرین و باطن و اینها.

اونم علامه میفرما-- بعد ما میشینیم نظر همچین کسی رو جرأت تحلیل به خودمون میدیم.

تو چی هستی که به این راحتی میشینی حرف میزنی؟

بشین سر جات.

به خاطر شکمت، به خاطر یه مقدار اینکه وضع اقتصادی بریزه به هم.

اگر تو شیب ابی طالب بودی چه میکردی؟

که روزی یک خرما بخورن اونم سه سال آزگار.

روزی یک خرما.

حالا بعضیا گفتن دوازده نفر یک خرما.

بعضیا جون دادن تو شب.

مثل حضرت خدیجه تمام ثروتشو داد.

کفن هم دیگه نداشت.

بعضیا معتقدن حضرت خدیجه از گرسنگی‌های حاصل اون سه سال از دنیا رفت.

کسی که تمام ثروتش رو ریخته.

آقا جان جرأت و جسارت تحلیل تو هر چیزی نداشته باشیم.

حاجی تو بحث چی بوده هر روز اینجا قلب ممتحن.

قلبی که مورد امتحان است.

یکی از بزرگترین امتحانات که ما داریم میشینیم همین تحلیل‌ها، همین سخن‌ها، همین حرف‌ها در وقایع الايام است.

جهت گیریت چگونه بود؟

چگونه رفتار کردی؟

چگونه عمل کردی؟

این امتحان خدا از توست.

چگونه تونستی تحلیل کنی؟

چگونه تونستی جهت گیری داشته-- اینا همش امتحان بزرگ الهیه که تا محص-محاصل تا ابد ما رو داره میسازه.

حالا این بحث انشاالله ادامه داره.

بعد یه صحبت‌هایی اگر شما دوستان امنیتی ها بودید تا فردا، یه خاطره خیلی قشنگ در خصوص شما فردا انشاالله تقدیم می کنم اگر بودید و ما با هم بودیم و کلاهمون تو هم نرفت.

انشاالله عاقبتمون ختم بخیر بشه.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد