ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 024

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

ادامهٔ بحث قلب ممتحن در فضای خستگی و امنیت

بحث هفت هشت دقیقه‌ای هر روز پیرامون قلب ممتحن ادامه می‌یابد. گوینده می‌خواست به‌خاطر خستگی دوستان که دیشب تا دیروقت بیدار بوده‌اند سخن را کوتاه کند؛ اما اصرار دوستان بر روال هرروزه بود. زحمت امنیت کشور نیز به نوعی بر گردن همین خوبان است. خدا همه را حفظ کند.

حدیث است که دو نعمت مجهول‌اند: الصحة والأمان؛ سلامتی و امنیت. این دو ناشناخته‌اند؛ وقتی حوادث رخ می‌دهد آدم تازه قدر سلامتی و امنیت را می‌داند. کسانی که پاسدار امنیت کشورند بر گردن همهٔ ملت حق دارند؛ خدا حقشان را حلال کند.

آسیب بزرگ: نظر دادن جایی که کارشناس نیستیم

نکته‌ای که از دلش نکات بسیار برمی‌آید این است: یکی از آسیب‌های عجیبی که می‌خوریم آن است که جایی که کارشناس نیستیم نظر می‌دهیم. باید این را خوب شنید.

هنوز فرمایشات امروز رهبر شنیده نشده بود؛ اما از چند نفر که وجه مشترک گزارش می‌دادند معلوم شد ایشان فرموده‌اند در خصوص بنزین تخصص ندارند. ایشان هشت سال ریاست جمهوری داشته‌اند و در رأس هرم نظام در کارهای سیاسی و اقتصادی قرار گرفته‌اند. به‌راستی هرکس جای ایشان بود شاید نظر می‌داد و خود را کارشناس می‌دانست. اما ایشان با صراحت — نه شکست‌نفس نمایشی — درسی برای همگان گذاشتند: جایی که کارشناس نیستی نظر نده.

کسی که هیچ اطلاعی از مسائل امنیتی ندارد حرف می‌زند؛ دهان‌هایی باز که هیچ سفت‌وبستی ندارند. دربارهٔ سیاست، اقتصاد، پزشکی، طب اهل‌بیت، طب اسلام و احکام دین نیز همین‌گونه سخن می‌رانند. بزرگ‌ترین مصیبتی که دامنگیر اسلام شده سخن گفتن بدون تخصص است. هرکس در وادی‌های گوناگون معارف اسلامی خود را صاحب‌نظر کرده، تحلیل می‌کند و نظر کارشناس دین — مرجع تقلید — را به‌راحتی رد می‌کند و می‌گوید نظر من این است.

مقایسه با تخصص پزشکی و آسیب روان‌شناسی

تا کنون کسی جرأت کرده نسخهٔ متخصص مغز و اعصاب را بی‌مبنا نقد کند؟ معمولاً می‌گویند بنشین سر جایت؛ او پانزده سال درس خوانده و فوق تخصص گرفته است. اما در خصوص دین و تربیت هر کس برای خود داعیه‌ای ساخته است.

روان‌شناسی نمونهٔ وحشتناکی است. علامه حسن‌زاده هزار و صد جلسه درس و بحث پیرامون روان‌شناسی اسلامی داشته‌اند. از سوی دیگر کسی با چهار سال دانشگاه — و گوینده خود رشتهٔ دانشگاهی‌اش روان‌شناسی بوده و از سر تهدید یا تعارف سخن نمی‌گوید — داعیهٔ روان‌شناسی دارد، کلوپی می‌زند و جوانان را جمع می‌کند و چند حرف خوشگل روشنفکری می‌گوید.

یکی از دردسرهای جوانان مشکلات روانی و روحی است. کسی گناهی کرده، ریخته به هم، دیگر بیرون نمی‌آید. از نزدیکانش جویا شده‌اند؛ صراحتاً گفته مرتکب آلودگی شده و داغون شده است. نسخهٔ روان‌شناسی غربی در کتاب‌هایی که متأسفانه بعضی در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود و مغایر مبانی دینی است چیست؟ می‌گویند برو دوباره همان کار را انجام بده؛ آن‌قدر خطا و گناه را تکرار کن تا عادی‌سازی شود. نسخه را ببینید: دقیقاً مغایر دستورات دینی. سپس کسانی که لباس پیامبر بر تن دارند این‌ها را حمایت می‌کنند. نباید به درددل افتاد؛ درس بزرگ رهبر همین است.

درس رهبری: ساختار نظام و ادب کارشناسی

رهبر در آن وجاهت و جایگاه جرأت نمی‌کنند دربارهٔ بنزین حرف بزنند؛ تخصصش را ندارند. البته ساختار و نظام باید حفظ شود؛ همواره پشت سه قوه ایستاده‌اند؛ اگر نباشد مملکت لجام‌گسیخته می‌شود. با این حال از صبح تا کنون هرکس تحلیلی می‌دهد و جالب آنکه بعضی حتی صحبت‌های رهبر را نیز تحلیل می‌کنند؛ خود را در جایگاهی می‌بینند که با چه جرأتی کارشناس دین پنجاه شصت ساله را که عمر در حجره گذاشته، دین را کارشناسی کرده و دو میلیون روایت و ذیل آیات دیده نقد می‌کنند.

عیدی امنیتی‌ها: شهادت علامه حسن‌زاده دربارهٔ رهبر

عیدی ایام برای دوستان امنیتی: این را از اهل نمی‌شنوید؛ مستقیم از کسی می‌شنوید که خود از علامه حسن‌زاده شنیده است. از علامه دربارهٔ رهبر سؤال شد. ایشان تکیه داده بودند عصا به سینهٔ مبارک؛ سه مرتبه به حالت تعظیم — حالت رکوع‌گونه — خدا شاهد است. علامه حسن‌زاده که بوعلی‌سینای عصر حاضر است و خود مدعی است اگر در کل دنیا کسی را بیابم که چیزی بداند که من حسن‌زاده نمی‌دانم نزد او می‌روم اما پیدا نمی‌کنم؛ مطلق علمی که بروز و ظهور کرده محضر ایشان است و بعضی ایشان را از اوتاد اربعهٔ امام عصر می‌دانند.

وقتی نام رهبر آمد — همان که بعضی به‌راحتی صحبت‌هایش را تحلیل می‌کنند و حتی شانتژ می‌کنند که امروز دو فتوا بده چون رهبر حرفی زده — علامه سه مرتبه تعظیم کرد و فرمود یک نکته دربارهٔ ایشان بگویم. نفر اول علمی جهان این حرف را می‌زند؛ کشورهای متعدد از هلند و اتریش و اسپانیا التماس کرده‌اند در سمپوزیوم‌های علمی شرکت کند و ایشان فرموده‌اند شما بیایید ایران.

فرمودند: تنها عالمی است که غبار دنیا روی عبایش ننشسته. کلمات همه حساب‌شده است. عبا سطحی‌ترین ظاهر است؛ باطن را کسی نمی‌تواند دربارهٔاش حرف بزند. وقتی عبا که ظاهرترین است غبار دنیا بر آن ننشسته، چه رسد به لایه‌های زیرین و باطن. قبا و ردا و تو در تو بودن ظاهر روحانیت را نیز در نظر آورید؛ می‌گوید همین ظاهرترین غبار دنیا بر آن ننشسته. بعد ما می‌نشینیم و نظر چنین کسی را جرأت تحلیل به خود می‌دهیم. تو کیستی که به‌راحتی حرف می‌زنی؟ بنشین سر جایت. به‌خاطر شکم یا اینکه وضع اقتصادی به هم بریزد؟ اگر در شعب ابی‌طالب بودی چه می‌کردی که روزی یک خرما می‌خوردند سه سال آزگار؟ بعضی گفته‌اند دوازده نفر یک خرما؛ بعضی در شعب جان دادند. حضرت خدیجه تمام ثروت را داد و کفن هم نداشت؛ بعضی معتقدند از گرسنگی‌های حاصل آن سه سال از دنیا رفت. جرأت و جسارت تحلیل در هر چیزی نباید داشت.

قلب ممتحن و امتحان در وقایع الایام

بحث هرروزه قلب ممتحن است: قلبی که مورد امتحان است. یکی از بزرگ‌ترین امتحانات همین تحلیل‌ها و سخن‌ها در وقایع الایام است. جهت‌گیریت چگونه بود؟ چگونه رفتار کردی؟ چگونه عمل کردی؟ این امتحان خدا از توست. چگونه توانستی تحلیل کنی؟ چگونه توانستی جهت‌گیری داشته باشی؟ این‌ها همه امتحان بزرگ الهی است که تا ابد ما را می‌سازد.

بحث ادامه دارد. اگر دوستان امنیتی بودند خاطرهٔ بسیار زیبایی دربارهٔشان تقدیم می‌شود. ان‌شاءالله عاقبت ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

دهان‌های بی‌بندوبار و رد آسان فتوای دین

امان از دهان‌های بازی که هیچ سفت‌وبستی ندارند. کسی که هیچ اطلاعی پیرامون مسائل سیاسی ندارد حرف می‌زند؛ دربارهٔ اقتصاد حرف می‌زند؛ دربارهٔ پزشکی و طب اهل‌بیت و طب اسلام و احکام دین برای خود دین حرف می‌زند. دین از بزرگ‌ترین مصیبتی که دامنگیرش شده سخن گفتن بدون تخصص است. هرکس از خود وادی حوزه‌های مختلف معارف اسلامی شده، صاحب‌نظر شده، تحلیل می‌کند و نظر کارشناس دین را که مرجع تقلید است به‌راحتی رد می‌کند.

در پزشکی چنین جسارتی کمتر دیده می‌شود. اما در روان‌شناسی و تربیت دینی بازار داعیه‌ها گرم است. چهار حرف خوشگل روشنفکری جای هزار و صد جلسهٔ علامه را نمی‌گیرد. جوانی که با یک گناه فروپاشیده نیازمند درمان مبتنی بر توبه و بازگشت است نه عادی‌سازی گناه. عادی‌سازی خطا نسخهٔ مغایر قرآن و سنت است.

ولایت، غیرت و پرهیز از تحلیل سبک

بعضی به‌راحتی می‌نشینند صحبت‌های رهبر را تحلیل کنند و حتی دیگران را شانتژ می‌کنند که فتوا بده و جلوتر از رهبری بایست. گوینده می‌گوید اصلاً ما سگ کی باشیم که بخواهیم در خصوص آقا حرف بزنیم؛ وقتی بحث ولایت پیش می‌آید رگ غیرت بیرون می‌زند. همان بچه‌های جبهه و جنگ‌اند که روی مین از هم سبقت می‌گرفتند. امروز به آنان نسبت منفعت و پول می‌دهند؛ در حالی که جان تقدیم کرده‌اند. بحث پول این حرف‌ها نیست.

علامه سه مرتبه تعظیم کرد و نکته گفت. باید کلمات را حساب‌شده شنید و اگر جگر دارد تحلیل کرد — نه با سبک‌سری، بلکه با ادب حضور. غبار دنیا روی عبا ننشسته؛ یعنی ظاهرترین لایه نیز آلوده به دنیا نیست. چنین شهادتی از نفر اول علمی جهان، جای تحلیل‌های سبک صبح تا شب را تنگ می‌کند.

امتحان ممتحن در تحلیل وقایع

قلب ممتحن قلبی است که خدا آن را می‌آزماید. بزرگ‌ترین امتحان‌ها همی‌شود در میدان جنگ آشکار نیست؛ گاه در همین تحلیل‌ها و سخن‌ها و جهت‌گیری‌ها در وقایع الایام است. آیا در فتنه‌ها و تصمیم‌های عمومی زبان را نگه داشتی؟ آیا جایی که نمی‌دانستی سکوت کردی؟ آیا پشت ساختار مشروع ماندی یا با دهان باز جامعه را آشفته کردی؟ همین پرسش‌ها امتحان الهی‌اند و تا محشر انسان را می‌سازند.

دوستان امنیتی پاسدار دو نعمت مجهول‌اند. قدر امنیت وقتی دانسته می‌شود که تهدید بیاید. حق آنان بر گردن ملت است و دعای حلیت حق، ادب اخلاقی همین حق‌شناسی است. بحث قلب ممتحن ادامه دارد و خاطرهٔ زیبایی برای فردا وعده شده است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.