ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانیة آیاته سلامٌ علیکم و رحمة الله.

فرق بین وقف عام و خاص چیه؟

وقف عام برای عمومه اسمش رو خودشه برای عمومه.

مثلا عموم یتیم، عموم معلولین، عموم مردم، حالا مـ-- عموم نمازگزاران یه مسجد، عموم عزاداران حسینیه.

اما خاص مثلا برمی‌گرده به یک شخص، به یک جناح، به یک قبیله، به یک خانواده خاصی.

کسی وقف می‌کنه برای بچه‌های خودش.

یک جایی رو وقف می‌کنه برای اولادش، ذریه‌ش، برای فامیل‌هاش، برای بچه‌های محلش.

این‌ها میشه وقف خاص که کاملا تقریبا میشه گفت با هم تفاوت‌های این چنینی دارن.

البته خب احکام خاص خودش رو هم دارن.

یه نکته‌ای رو در دل این موضوع بگم چون پیش میاد همش بین نماز عزیزان ابتداء می‌کنن.

[زنگ موبایل] یه فتوایی رو دیروز توی کانال رهبری، تو سایت رهبری دیدم.

خب چون هی هر روز هم مبتلا به هست خوبه بدونید ان شاالله که هر کسی ندیده باشه این فتوا رو که اگر کسی وقت نماز جماعت ابتداء کرد رفت به رکوع امام برسه.

بعد وقتی رکوع رو درک کرد، شک کرد که به رکوع امام رسید یا نه.

خب ببینید اگه وقت طرف مطمئنه رسیده که هیچی.

مطمئنه نرسیده.

خب اینم که مشخصه.

اما شک کرد.

این زیاد پیش میاد.

به رکوع امام رسید یا نه؟

اینجا حکمش چیه؟

رهبر عزیزمون فرمودن که نمازت درسته، نمازش مشکلی نداره اما دیگه فرادا باید ادامه بدی.

این رو توجه بکنید چون من خودم این فتوا، این حکم آقا رو که دیدم مغایر با چیزی بود که چند ماه پیش از دفتر پرسیده بودم.

دفتر یه چیز دیگه‌ای به من گفته بود.

دیدم اِ خب اون چیزی که تو سایت میاد خیلی معتبر تره دیگه.

شاید من یه جور دیگه سوالم رو مطرح کرده بودم جواب اینجوری گرفته بودم.

در هر حال این معتبر تره.

اینو حواسمون باشه که اگر چنانچه شک کردی نمازت درسته اما دیگه باید نیت فرادا بخونی و از همون جا بلند شدی دیگه به نیت فرادا نمازت رو ادامه بدی.

اما خب ما وعده داده بودیم که امروز پیرامون وقایع این چند روز و یا قصه فاطمیه صحبت کنیم.

به یک دلیل مهمی این رو میگذاریم روز سه شنبه که شب شهادت امام عسکری سلام الله علیه هست با هم میگیم چون مرتبط‌اند با هم موضوع کاملا وقایع الايام است و یه امتحان عجیبی اونجا شیعیان پس دادن به کوچک بودن امام معصومشون و بعد به غیبت رفتنش که این خیلی مرتبط است با وقایع الايام اهل بیت علیهم الصلاة والسلام.

خب بحث ما قلب ممتhen بود امروز نکته‌ای رو عرض کنم خدمتتون که این نکته خیلی مهمه است و خودش یک منبر می‌طلبد.

گاهی اوقات ما مطالبی رو عرض می‌کنیم و عده‌ای خسته میشن.

میگن بابا دیگه مثلـ-- به چه دردمون می‌خوره این حرف‌ها؟

یا زود از وادی علم خارج میشن.

به محض اینکه یه چیزو فهمیدن دیگه بسشونه، بسنده می‌کنن به همون.

یا کمالی رو اگر در مسیر بندگی پیدا کردن دیگه بسنده می‌کنن به یک مثلا نماز اول وقت بسنده می‌کنن.

تمام.

این نکته‌ای که میگم خیلی کلیدیه.

پیرامون یکی از راه‌هایی که ما خودمون رو بشناسیم و خدا هم دائما ما رو در اون وضع داره امتحان می‌کنه که ما خودمون رو به، خودمون رو بشناسیم.

نه که خدا که، خدا که در علمش همه چی هست نیازی به شناختن ما نیست.

یه مثال خب تلک الأمثال نضربها للناس ولا يعقلها إلا العالمون.

یه تعقل کنیم با یه مثل.

اگر شما فرض کنید که یک دریای بیکران و لایتناهی رو که اصلا انتها ندارد این دریا، هرکس به هر قدری که بخواد تشنگی برطرف کند، این دریا وسیع است.

حالا یه نفر به قدر یه لیوان آب تشنگیش برطرف می‌شود.

میاد کنار این دریا و یه لیوان آب می‌نوشه و عطشش برطرف میشه.

به نظر شما میشه گفت که این آقا تشنه یه دریا بود؟

یه شخصی تشنه است.

میره کنار دریایی که لایتناهی است.

یه جرعه آب میخوره عطشش برطرف میشه.

خب عطش این شخص که با یک جرعه آب برطرف شد به قدر دریا که نیست که.

تمام شد.

تشنگیش با یک جرعه آب نوشیدن تمام شد.

اما اون دریا لای-لایتناهی است.

بین این عطش و اون دارایی دریا تناسب و سنخیت نیست.

باید تناسب و سنخیت باشد.

اون دریا به درد کسی می‌خورد، اون دریای لایتناهی از دَهش بدون بخل، فیض الهی رو در نظر بگیرید، دریای لاتنا-- لایتناهی.

به درد کسی می‌خورد متناسب با وجود کسی‌ست که عطشش لایتناهی است.

حالا این عطش رو شما فر-- فقر بگیرید.

فقر ذاتی ما.

ما یه آیه ای در قرآن داریم خیلی آیه عجیبیه.

يا أَيُّهَا النَّاسُ همه مردم رو خطاب می‌کنه.

پیداست این تعبیه شده در وجود ما.

ما غافلیم.

أَنْتُمْ خود شماها الْفُقَرَاءُ.

الف و لام خیلی اینجا حرف می‌زنه.

الْفُقَرَاءُ به سمت چی؟

الی الله.

لفظ جلاله و خاص رو استفاده می‌کنه خدا.

شما این الله رو مجمع جمعی اسماءه دیگه.

همه نظام هستی هم اسم الله‌اند.

اگر همه عالم عوالم وجودی اسم الله‌اند و الله مجمع جمعی اسماء است، میگه ای مردم شما فقر ذاتیتون رو به گونه‌ای تعبیر، تعبیه کردم که تشنه به سمت الله باشید.

یعنی اون لایتناهی.

یعنی شما فقرتون متناسب با لایتناهی بودن افاضه من است.

اسماء من لایتناهی‌ست فقر شما هم لایتناهی‌ست.

خیلی نکته‌ست.

بعد می‌فرماید و، والله هو الغنی الحمید.

این الله رفع نیاز شما میکنه.

این غنی شماست.

و الا اگر کسی با یک جرعه آب برگردیم به مثال، اگر کسی با یک جرعه آب عطشش برطرف بشه آیا میشه گفت اون دریا نیازشه؟

نه.

نیاز اون دریا، غنای اون شخص در خوردن یک جرعه آبه تمام.

سنخیت بینشون نیست.

اینکه میگه انتم الفقراء الی الله یعنی فقر ذاتی شما بی‌نهایت است.

هر مقدار شما تشنه‌ترید، فیض بیشتر آماده‌ست.

هر مقدار بیشتر بنوشید از این فیض، اگر تشنه‌تر شدید، اون فیض چون لایتناهی‌ست عطش شما هم هرچه الی ماشاءالله برود، فیض مهیاست.

این مهمه که انسان بهش برسه.

هر-- لذا یک حدیث امیرالمؤمنین علیه‌الصلاة والسلام داریم.

خیلی حدیث زیباست و خیلی حکیمانه است.

می‌فرماید کل وعاء، همه ظرف‌ها، یضیق بمجا علفی تنگ میشن، کوچیک میشن با چیزی که توش میذاری.

الا وعاء العلم فانه يتسع به.

فقط یه چیزه که هرچی بیشتر میدی، اگر ظرف ظرف باشد یعنی به پی علم حقیقی برود، این علم هی چی میاره؟

وسعت وجود بهش میده.

هی میگه تشنه‌ترم.

هی میگه تشنه‌ترم.

هرچی تشنه‌تره به اون دریا نزدیک‌تر میشه.

هرچی زودتر عطشش رفع شد فرار میکنه از دریا.

تشنگی که رفع شد از دریا فرار میکنه.

قربش از بین میره.

خب حالا سر اینکه ما به سمت دریا میریم، سم، سر اینکه الی الله به سمت خدا حرکت می‌کنیم، سر اینکه نماز میگیم قربتا الی الله چیه؟

فقر ماست، عطش ماست.

اما باید حواسمون جمع باشه.

عطش ما باید متناسب با اون الله باشد.

عطش ما رو فقر بگیر، فقر ذاتی ما باید متناسب با لایتناهی بودن فیض خدا باشد.

هر م-- هر کجا ما احساس کردیم دیگه بی‌نیازیم، دیگه نیاز نداریم، دیگه خسته شدیم از علم، دیگه کمالی نیاز نداریم، در رشدمون متوقف شدیم، اینجا دیگه ما باختیم.

لذا عالمه حسن زاده می‌فرمود کسی که اینطوری شد بدونه مریضه، نفسش مریض شده.

دیگه بسه دیگه.

دیگه علم نمی‌خوام، دیگه کمال نمی‌خوام.

چنین کسی مریض شده.

لذا یکی از بهترین راه‌هایی که خدا بنده شو امتحان می‌کنه تا ببینه تو چه وضعیتیه، خود بنده بفهمه و حال خودش رو بسنجه، تو بازی علم و کمالاته.

نسبت به علم و کمالات قلب ما در حال امتحان است.

بحث ما قلب ممتحن بود.

دائماً در حال امتحانیم.

جالبه هرچی نزدی-- هرچی هم تشنگیت بیشتره به اون دریا نزدیک‌تر میشی دیگه فرار نمیکنی که.

این اصل قربه.

قربتا الی الله.

اصلاً ولایت از ریشه و، واو و لام و یه.

ولی، ولی یعنی چی؟

بسترشه دیگه.

ول یعنی قرب.

اصلاً ولایت چرا بهش میگن صاحب ولایت؟

چون بی‌نهایت قرب پیدا، پیدا کرده به خدا.

چون فقر ذاتیش رو لایتناهی، هرچی خدا بهش داده دریا، دریا داده، دریا دل داده، دریا دل شده بازم تشنه‌تره، بازم می‌خواد.

به این میگن ولایت.

قربش بیشتره.

پس برگردیم به این فرمولی که پیش اومد.

سر عبودیت چیه؟

فقر ماست.

سر عب-- سر فقر ما چیه؟

اون الله لایتناهیه.

هر چقدر تو فقرت رو بیشتر کنی چون او لایتناهی‌ست، تو هم فقرت ذاتاً لایتناهی شد، همون مقدار ولایت پیدا می‌کنی و اگر تو دست دهش پیدا کردی، حالا که ولایت پیدا کردی، حالا که پر شد دستت، حالا که هرچی بهت میگن سیر نمیشی به دیگران هم بدی، این بهت دیگه میشه سر خلافت.

خلافت، خلافت الهی به دیگران، می‌خواد دست دیگران هم بگیره، جانشین خدا میشه.

پس میشه اینکه تو خلیفة اللهی چون ولی اللهی، ولی اللهی چون فقیر الی اللهی، فقیر الی اللهی چون عبدی.

چرا عبدی و چرا عبودیت تو تمام ندارد؟

چرا فقرت و ذاتی‌ست و لایتناهی باید باشد و هست؟

ولی بعضیا مریض میشن وسط راه میبرن چون الله هست.

والله هو الغنی الحمید.

خیلی نکته مهمه که ما بفهمیم به سمت الله فقیریم.

لذا پیغمبر فرمود فقر من فخر منه.

این فقر ذاتی منظوره، نه پول نداشتن.

حواسمون باشه.

هرچی عطشت بیشتر باشه بیشتر بهت میدن.

هرچی عش، عطشت از بین رفت یعنی تو عبودیت و کمال و تحصیل علمت توقف کردی و مریض احوالی.

ان شا الله عاقبتمون ختم به خیر بشه و به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد