بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.
السلام علیکم و رحمة الله.
در ادامه احکام وقف، استفتایی شده از رهبر عزیزمون که اگر چنانچه کسی [نفس عمیق] یک محلی رو به صورت دائم نه، موقت وقف مثلا مسجد کنه بگه به عنوان نمونه ده سال این محل مسجد باشه بعد دو مرتبه ده تحت تملک واقف در بیاد بعد از ده سال مثلا.
آیا این وقف جایزه؟
رهبر عزیز می فرمایند اصلا نخیر یه همچین چیزی نمیشه و اونجا اون مکان اصلا م-مسجدیتش با این نوع وقف اثبات نمیشه، زمان برنمیداره.
البته میشه برای نماز اونجا رو حبس کرد برای خوندن نماز اونجا رو حبس کرد و بگه آقا اونجا مخصوص نماز خوندنه.
اما مسجد نه.
نمیشه یک جایی رو موقت مسجد کرد یا موقت سیقه حسینیه خوند و حسینیه کرد بگیم چند وقت بعد مثلا پنج سال، ده سال، سی سال بعد برگرده به تحت تملک واقفش نمیشه اینچنین [نفس عمیق].
اما [نفس عمیق] خب بحث ما اگرچه پیرامون قلب ممتحن بود و اینکه ما تحت امتحان الهی هستیم، امروز در زیل همین عنوان دو سه تا نکته خیلی مهم که باهاش برخورد داریم میکنیم رو عرض کنیم که اینها رو خوب توجه کنید و انشاالله به هر کی رسیدید امروز بگید حداقل به خونوادههای خودمون.
چون ما یکی از جاهایی که داریم باهاش امتحان میشیم نسبت به ایامه که قبلاً بحثش گذشت، نسبت به ایام الله، نسبت به شهر الله، اینها [نفس عمیق] یا اعیاد [سرفه] شهادتها، اینها ما در حال امتحانیم.
یکی دیگه از امتحانات پیرامون وقایع الايام است.
وقایع الايام.
ما داریم امتحان پس میدیم که آیا نسبت به این وقایع، آیا اهل تحقیق و پژوهش هستیم که بدونیم چگونه عمل کنیم؟
این خودش یک امتحانه الان ما روز اول ماه ربیع رو شروع کردیم در حالی که شاید توجه نداریم چه اتفاقی داره میفته.
اصلاً ما ورود به چه ماهی کردیم و از چه ماهی خارج شدیم.
همش گوشمون به دهان مردمه.
اینکه مردم چه میگویند، فضاهای مجازی چه میگویند.
اصلاً اینکه در امتحانش انسان صفره که هستند، نمرهای هم نمیاره اصلا.
این چه نوع امتحان پس دادنه که والباب المبتلی به الناس اون بابی که ما بهش مبتلا میشیم و امتحان میشیم همین ایاماند و حدیث داریم ایام خود ماییم.
ما اهل بیت اون ایامیم.
که حالا این کلاً بماند این بحثش.
دو سه تا نکته عرض کنم که اینها مهم است که یعنی چی ما الان در معرض امتحانیم.
اولاً سؤال میشه امروز ما باید بالاخره چه کنیم؟
تبریک بگیم، به هم نگیم، عزاداری کنیم، [نفس عمیق] چه کنیم؟
[سرفه] در حالی که اگر اهل پژوهش و تحقیق باشیم میبینیم که کتابهای بزرگان ما امثال المراقبات مرحوم آ-میرجواد آقای ملکی تبریزی، مفتاح الفلاح، فلاح السائل اینا [نفس عمیق] بزرگانی همچون شیخ بهائی اینها در این کتابها خیلی زیبا تشریح فرمودند که بله امروز چنان باید تعظیم شود اصلاً اسمش رو خودشه ماه ربیع، ماه بهار و ای می فرمایند این بزرگان اهل معرفت می فرمایند که تحقیقاً می فرمایند که به هم تبریک بگید، لباس نو بپوشید و از رخت عزا دربیارید.
صراحتاً میگن به عظمتی که در این ماه داره رخ میده، چه عظمتی؟
کی زمین یه همچین تلألؤ نوری به خودش دیده که در این ماه میخواد اتفاق بیفته در هفتههام این ماه، تولد پیغمبر است نباید از الان تعظیم شود؟
ماهی رو داریم ورود میکنیم که تولد پیغمبر درشه [نفس عمیق] و هیچ وقت زمین شاهد همچین تلألؤی و همچین رحمتی نبوده.
این صحبت امیرجواد آقاست.
لذا می فرماید باید از همین رو از ورود به این ماه تعظیم بشود.
اصلاً می فرماید واجبه بر ما این تعظیم، تعظیم این ماه که هر کس تو رو نگاه کرد بگه رنگ و رود عوض شده.
چه خبره تو این ماه؟
و تو توضیح بدی.
نباید دوباره آدم لباس مشکی تنش باشه.
متأسفانه بعضی هیئتها حالا یه وقت میگه کسی وقت نکرده دیشب مثلا مشکیشو درآره.
ولی بعضی هیئتها اصلاً ادامه میدن عزاداری رو تا شهادت امام عسکریه.
یه جا ما دعوت بودیم منبر ده شب رفتیم.
حالا صحبتهای ما به ذائقه دل اینها خدا نشون داد گفتن حاج آقا میشه دوباره بیایید، کی؟
دهه اول ماه ربیع.
گفتم چه خبره؟
گفتن عزاداری، اصل عزاداری اون موقع است.
گفتم خاک بر سر امثال من کنم که شما پا منبر من دارید میشینید [نفس عمیق].
در حالی که اینها معمولاً بهانهشون رو فاطمیه قصه حضرت زهرا سلام الله علیهاست که اگر اندکی اهل تحقیق و دقت نظر بودند [نفس عمیق] میدونستن اون اصل وقایع جریان کوچه اینها مال بعد از میلاد پیغمبره.
یعنی اتفاقی که افتاده اصلیش برمیگرده به تاریخ بعد از هفته ربیع.
مال این اوایل ماه ربیع نیست.
اگر برن اهل تح-- تا اگر در منابع اهل تسنن هم برن نگاه کنن شیعه که جای خود داره.
نمیدونم به چه استنادی میگن همین چند روز اول بوده.
چندین روز طول چند هفته حداقل سه هفته گفتن طول کشیده.
سه هفته اون جریانات و سقیفه و برو و بیا و بخوان بیعت بگیرن و [نفس عمیق] اینها طول کشیده.
بعد قصه کوچه از نمیدونم حالا اینا از کجا در میاد.
این یه نکته [نفس عمیق].
نکته بعدی در خصوص که البته خود همین نکته اول خودش مطلب سنگینیست یعنی اینو کم نگیریم میلاد پیغمبر رو کم نگیریم.
ما وقتی در تشهدمون ابتدا الوهیت ذاتی خدا رو اقرار میکنیم که أشهد أن أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له این الوهیت خدا ذاتیه دیگه.
بعد بلافاصله ذاتی پیغمبر رو اقرار میکنیم و شهادت میدیم، شهادت میدیم.
ذاتی پیغمبر چیه اول؟
پیغمبر رسالتش ذاتی نیست که عارضه.
اونچه که ذاتیشه عبودیتشه.
لذا میگیم و أشهد أن محمدا عبده ورسوله صلى الله عليه وآله وسلم.
[هم پوشانی گوینده با صدای پشت زمینه] که البته اگر او، اون ا-الوهیت الله وحده لا شريك له است، عبودیت پیغمبر هم لا شريك له یعنی به همون وزن اصلاً شراکت یعنی شراکتبردار نیست.
هیچ عبودیتی در نظام هستی به عبودیت پیغمبر نمیرسه و ما دنبال سر این عبودیتیم.
و یکی از معانی الباب المبتلی به الناس همینه.
عبودیت من و تو با همین عبودیت سنجش میشه.
این باب ابتلاء من و شماست.
نماز ما به نماز پیغمبر، زندگی ما، سیر و سلوک و سب-سبک زندگیمون همه.
لذا فرمود سلوا نماز بخوانید عباراتو ببینید كما رأیتمونی أصلی اونطوری نماز بخونید که دیدید من نماز خوندم.
اصلاً تماماً ما در این کفه ترازو در حال ابتلاء و امتحان نسبت به عبودیت پیغمبریم.
اینو چیز کمی نگیریم.
در این ماه حضرت تشریف میارن رو کره زمین.
نکته بعدی که معمولاً قابل بحث هست پیرامون این داستانه که میدونید همه ساله ما داریم میگیم که آقا هرکس ورود ماه ربیع یا انتهای ماه صفر رو به من خبر بده مژد بهشت بر او نمیدونم گوارا باد و این حرفا.
من نمیدونم این طبق چه قاعدهایه.
اولاً این میدونید برمیگرده به اون روایت مشهوری که حضرت ابیذر میخواست وارد مسجد بشه.
پیغمبر فرمود الآن کسی که با اولین مردی که وارد مسجد شد اون اهل بهشته.
میخواست بشارت ورود اباذر رو بده چون اباذر بعداً از امیرالمؤمنین حمایت میکند و اون یکی از علمدارهای حمایت از مولا باشه.
این سند تو تاریخ بمونه که کسانی از امیرالمؤمنین حمایت کردن که پیغام- پیغمبر اینها رو بشارت بهشت داده.
مثل عمار.
اصلاً نگاه میکردن عمار تو کدوم صفه با اون تشخیص میدادن حق کجاست.
این کارهای جالب پیغمبر بود.
بعد یه چند نفر شیطنت کردن دویدن از مسجد بیرون که از هم سبقت بگیرن یکی زودتر بیاد تو مسجد احمقای بیشعور که مثلاً بگه آره ما اون کسی هستیم که پیغمبر با اولین کسی که وارد شد اهل بهشته.
پیغمبر دست اینا رو خون فرمود-- بعد حرف رو عوض کرد پیغمبر به این شکل.
فرمود اولین کسی که وارد شود و به من مژده اتمام ماه صفر و اول ماه ربیع رو بدهد اهل بهشت است.
اینجا انحراف ایجاد شده که ابوذر میاد به پیغمبر مژده میده که ماه ربیع طلوع کرد، حلول کرد.
چون پیغمبر تو این ماه به دنیا اومده.
تبریک ورود پیغمبر رو میخواد به خود پیغمبر بگه.
بعد اینطوری در انحراف در مثلاً تواریخ انحراف ایجاد شده.
کاری نداریم.
اه اصلاً با قاعده قرآنی هم این همخوانی نداره.
یعنی چی یکی بیاد به پیغمبر بگه یا رسول الله ماه ربیع اومد بعد اهل بهشت بشه؟
آخه این چه قاعدهایه؟
به یک کلمه که رو زبونش جاری بشه اهل بهشت بشه؟
پس قاعده تقوا کجاست؟
قاعده حدود رعایت حدود الهی، قاعده پذیرش ولایت، اینها کجاست؟
همین یه کلمه آی یا رسول الله ماه ربیع شد اهل بهشت؟
آخه این چه مسخره بازی عدهای را-- اصلاً دین رو متأسفانه به وهن میکشونه این مطالب.
نکته بعدی این که در خصوص نهم ربیع که حالا باید به موقعش بحث بشه.
اصلاً این هم اولاً اون سند معتبری که در روایات شیعه وجود داره برمیگرده به عمر دوم.
چون در تاریخ یه عمر اول داریم که ابن خطاب است، یک عمر دوم داریم که عمر ابن عبدالعزیز است که در نهم ربیع تاریخ داریم که تاریخ شیعه اینها داریم حتی در ش-- فرقه این هست که اونجا از دنیا میره.
در حالی که خود اهل تسنن بیست و شش ر-- بیست و شش ذی الحجه رو برای از دنیا رفتن عمر بن خطاب نقل کردن.
خود کی؟
اهل تسنن.
اصلاً هیچ-- این یک وجه تشابه اسمیه.
حالا بعضیا میگن پس چطور ما داریم که در نه ربیع روایات زیادی داریم؟
بله قبول هم داریم.
مرحوم مجلسی هم آورده در اقبال هم فکر میکنم باشه.
سید ابن طاووس آورده باشه که من قبلاً مطالعه کردم تو گوشه ذهنم مونده که میفرماید بله روح روز برطرف شدن غم مسلمانهاست.
روز شادیست.
روز بزرگیست.
روز فرح هست.
روز نمیدونم مکنت هست، عظمت هست روز نهم ربیع.
خب عزیز دلم این برمیگرده به روز سلطنت و امامت امام عصر ما.
اینکه میگه روز برطرف شدن همه غمها از روی زمین است یعنی او ان شاء الله جلودار خواهد شد.
در آن روز امامتش آغاز شود-خواهد شد.
یعنی آغاز پرچمداری برطرف شدن تمام ظلمها و جورها و غمها برمیگرده به امام عصر.
شاید اون کسانی که اول این انحراف رو ایجاد کردن، مقصود نظرشون به انحراف کشوندن قصه امامت امام عصر بوده که این چنین اومدن این رو ایجاد کردن، جعل کردن در حقیقت.
اینها رو باید حواسمون جمع باشه.
بابا خود، خود اهل تسنن که او رو عمر بن خطاب رو پیشوا و خلیفه خودشون میدونن.
ان شاء الله با همونم محشورن نوش جونشون.
ما با مولای خودمون امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام محشور شویم.
دعوایی هم باهاشون نداریم.
اونا هم با مولای خودشون با جلودار خودشون نوش جونشون باشه.
با هم بهترین جا برن کیف کنن.
ما هم هرجا مولامون باشه فمعکم معکم لا مع غیرکم لا مع عدوکم.
ما با علی علیه الصلاة والسلام و اولاد علی هستیم.
اونا هم با عمر و اهل بیت عمر باشن نوش جانشون.
دعوایی نداریم.
اما همون هم جالبه میگن بیست و شش ذی الحجه بعضی روایات هم بیست و سه ذی الحجه رو من دیدم گفتن حالا مال شیعه.
فرق نمیکنه.
در هر حال دهه آخر ذی الحجه است.
چه روایت شیعه باشد، چه روایت اهل تسنن باشد، دهه آخر ذی الحجه است.
چه دعوایی ما دیگه با هم داریم؟
حواسمون جمع باشه که این وقایع الأيام هم یکی از راههای امتحانات الهی از من و شماست.
که ما چگونه چشممون رو باز کنیم.
کسی یه کتاب داریم وقایع الأيام.
یه کتاب داریم که دیشب من جالبه دیدم تو کتابفروشی حضرت حرم حضرت عبدالعظیم سلام الله علیه قشنگ تو پیشونی گذاشته بود میفروخت.
حالا کی میخره نمیدونم.
اکثراً میرن کتابهای داستانی میخرن که مال شیخ عباس قمی هم هست.
کتاب خیلی خوبیه.
رحمة الله عليه محدث بوده.
ایشون حدیثشناس بوده.
یه مقدار چشمامونو باز کنیم اهل تحقیق و پژوهش باشیم.
تازه قدم بعدی نه بلکه محقق بشیم بلکه متحقq بشیم.
اینها در وجود ما پیاده شود.
یعنی اگر میگیم ماه ربیع، ماه بهار، بهاره.
دیگه واقعاً بهار رو تو ج-جلوههای رفتاری ما ظاهر و باطن ما، خانوادهمون و دیگران ان شاء الله ببینند.
ان شاء الله که عاقبتمون ختم بخیر شود بر-برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد.