ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 019

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

وقف موقت و عدم تحقق مسجدیت

در ادامهٔ احکام وقف، استفتایی از رهبر شده است: اگر کسی محلی را نه به‌صورت دائم بلکه موقت وقف کند — برای نمونه بگوید ده سال این محل مسجد باشد و پس از ده سال دوباره تحت تملک واقف درآید — آیا چنین وقفی جایز است؟ پاسخ صریح آن است که خیر؛ چنین چیزی تحقق نمی‌یابد و با این نوع وقف، مسجدیت آن مکان اثبات نمی‌شود؛ زمان برنمی‌دارد. البته امکان حبس آنجا برای خواندن نماز هست و بگوید مخصوص نماز است؛ اما مسجد نه. جایی را موقت مسجد ساختن یا موقت صیغهٔ حسینیه خواندن و گفتن که پس از چند سال به تملک واقف بازگردد روا نیست.

امتحان نسبت به ایام الله و وقایع الایام

بحث پیرامون قلب ممتحن بود و اینکه تحت امتحان الهی هستیم. امروز ذیل همین عنوان چند نکتهٔ مهم. یکی از جاهایی که امتحان می‌شویم نسبت به ایام الله و شهر الله و اعیاد و شهادت‌هاست که پیش‌تر گذشت. امتحان دیگر پیرامون وقایع الایام است. آیا نسبت به این وقایع اهل تحقیق و پژوهش هستیم تا بدانیم چگونه عمل کنیم؟ این خود امتحان است. اکنون روز اول ماه ربیع را آغاز کرده‌ایم؛ شاید توجه نداریم چه اتفاقی می‌افتد، به چه ماهی وارد و از چه ماهی خارج شده‌ایم. گوش به دهان مردم و فضاهای مجازی دوخته‌ایم. در چنین امتحانی انسان صفر است و نمره‌ای نمی‌آورد. الباب المبتلی به الناس؛ آن بابی که به آن مبتلا و امتحان می‌شویم همین ایام است. حدیث داریم که ایام خود ماییم؛ ما اهل بیت آن ایامیم — این بحث جداگانه می‌ماند.

تعظیم ماه ربیع و خروج از عزا

سؤال عملی امروز این است: چه کنیم؟ تبریک بگوییم یا عزاداری؟ اگر اهل پژوهش باشیم در کتاب‌های بزرگان — المراقبات مرحوم میرزا جواد آقای ملکی تبریزی، مفتاح الفلاح، فلاح السائل، آثار شیخ بهائی — می‌بینیم که امروز باید تعظیم شود. نام ماه ربیع، ماه بهار است. اهل معرفت می‌فرمایند تحقیقاً به هم تبریک بگویید، لباس نو بپوشید و از رخت عزا درآیید. به عظمتی که در این ماه رخ می‌دهد بنگرید: کی زمین چنین تلألؤ نوری به خود دیده که در هفته‌های این ماه تولد پیامبر است؟ نباید از اکنون تعظیم شود؟ ماهی وارد می‌شویم که تولد پیامبر در آن است و هیچ‌گاه زمین شاهد چنین تلألؤ و رحمتی نبوده است. سخن میرزا جواد آقاست؛ لذا می‌فرماید از ورود به این ماه باید تعظیم شود؛ بلکه واجب است تعظیم این ماه چنان باشد که هرکس نگاه کرد بگوید رنگ و رویت عوض شده؛ چه خبر است در این ماه؟ و توضیح دهی. دیگر نباید لباس مشکی به تن باشد.

متأسفانه برخی هیئت‌ها — جدا از آنکه کسی دیشب فرصت نکرده مشکی را درآورد — عزاداری را تا شهادت امام عسکری ادامه می‌دهند. جایی برای منبر ده شب دعوت بودند؛ گفتند دههٔ اول ربیع بیایید برای عزاداری؛ اصل عزاداری آن موقع است. در حالی که معمولاً بهانهٔ فاطمیه و قصهٔ حضرت زهرا سلام‌الله‌علیهاست. اگر اندکی اهل تحقیق بودند می‌دانستند اصل وقایع جریان کوچه مربوط به بعد از میلاد پیامبر است؛ یعنی به تاریخ پس از هفتهٔ ربیع برمی‌گردد، نه اوایل ماه ربیع. حتی در منابع اهل تسنن — شیعه که جای خود دارد — چندین روز و حداقل سه هفته گفته‌اند آن جریانات و سقیفه و بیعت‌گرفتن طول کشیده است؛ قصهٔ کوچه از اوایل ربیع نیست. این نکته را کم نگیریم و میلاد پیامبر را کم نگیریم.

شهادت به الوهیت و عبودیت پیامبر

وقتی در تشهد ابتدا الوهیت ذاتی خدا را اقرار می‌کنیم:

«أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ» (تشهد)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): گواهی می‌دهم که معبودی جز خدا نیست؛ یگانه است و شریکی ندارد.

بلافاصله ذاتی پیامبر را اقرار می‌کنیم. رسالت پیامبر ذاتی نیست؛ عارض است. آنچه ذاتی است عبودیت اوست؛ لذا می‌گوییم و أشهد أنّ محمداً عبده و رسوله. اگر الوهیت الله وحده لا شریک له است، عبودیت پیامبر نیز لا شریک له؛ هیچ عبودیتی در نظام هستی به عبودیت پیامبر نمی‌رسد و ما در پی آن عبودیتیم. یکی از معانی الباب المبتلی به الناس همین است: عبودیت ما با عبودیت پیامبر سنجیده می‌شود؛ این باب ابتلاء است. نماز ما به نماز پیامبر، زندگی و سیر و سلوک و سبک زندگی. فرمود صلّوا کما رأیتمونی أصلّی؛ آن‌گونه نماز بخوانید که دیدید من نماز خواندم. تماماً در این کفهٔ ترازو در ابتلاء نسبت به عبودیت پیامبریم. در این ماه حضرت بر کرهٔ زمین تشریف می‌آورند؛ این را کم نگیریم.

داستان مژدهٔ بهشت و ورود ربیع

هر ساله می‌گویند هرکس ورود ماه ربیع یا پایان صفر را خبر دهد مژدهٔ بهشت بر او. این بر چه قاعده‌ای است؟ به روایت مشهوری برمی‌گردد که ابوذر می‌خواست وارد مسجد شود؛ پیامبر فرمود اکنون کسی که با اولین مرد وارد مسجد شود اهل بهشت است؛ می‌خواست بشارت ورود ابوذر را بدهد چون ابوذر بعداً از امیرالمؤمنین حمایت می‌کند و یکی از علمداران حمایت از مولاست. این سند در تاریخ بماند که کسانی از امیرالمؤمنین حمایت کردند که پیامبر آنان را بشارت بهشت داده؛ مانند عمار. نگاه می‌کردند عمار در کدام صف است تا حق را تشخیص دهند. چند نفر با شیطنت دویدند بیرون تا سبقت بگیرند و زودتر وارد شوند و گمان کنند همان اهل بهشت‌اند. پیامبر دست آنان را خواند و سخن را عوض کرد: اولین کسی که وارد شود و به من مژدهٔ اتمام صفر و اول ربیع بدهد اهل بهشت است. اینجا انحراف ایجاد شده که ابوذر می‌آید و مژدهٔ حلول ربیع می‌دهد چون پیامبر در این ماه به دنیا آمده و تبریک ورود پیامبر را به خود پیامبر می‌گوید. این‌گونه در تواریخ انحراف رخ داده است.

با قاعدهٔ قرآنی نیز همخوانی ندارد: یعنی چه یکی به پیامبر بگوید یا رسول الله ماه ربیع آمد و اهل بهشت شود؟ یک کلمه بر زبان جاری کند و اهل بهشت؟ پس قاعدهٔ تقوا و حدود الهی و پذیرش ولایت در کجا قرار می‌گیرد؟ این مطالب دین را به وهن می‌کشاند و بازیچه می‌سازد.

نهم ربیع و امامت امام عصر

دربارهٔ نهم ربیع — که به موقع باید بحث شود — سند معتبر در روایات شیعه به عمر دوم برمی‌گردد. در تاریخ یک عمر اول داریم، ابن خطاب؛ و یک عمر دوم، عمر بن عبدالعزیز، که در نهم ربیع تاریخ شیعه از دنیا رفتن او را دارد. خود اهل تسنن بیست و شش ذی‌الحجه — و برخی روایات بیست و سه — را برای از دنیا رفتن عمر بن خطاب نقل کرده‌اند؛ دههٔ آخر ذی‌الحجه است. این تشابه اسمی است. برخی می‌گویند پس روایات زیاد نهم ربیع چیست؟ قبول داریم؛ مجلسی آورده و در اقبال سید بن طاووس نیز هست که روز برطرف شدن غم مسلمانان و روز شادی و فرح و مکنت و عظمت است. این به روز سلطنت و امامت امام عصر برمی‌گردد؛ روز برطرف شدن همهٔ غم‌ها از روی زمین یعنی او جلودار خواهد شد و امامتش آغاز می‌شود؛ آغاز پرچمداری برطرف شدن ظلم و جور و غم. شاید کسانی که این انحراف را ایجاد کردند مقصودشان منحرف کردن قصهٔ امامت امام عصر بوده است. حواسمان جمع باشد.

خود اهل تسنن او را پیشوا و خلیفه می‌دانند؛ نوش جانشان با همان محشور شوند. ما با مولای خود امیرالمؤمنین علیه‌الصلوة والسلام محشور شویم. دعوایی نیست؛ فمعکم معکم لا مع غیرکم لا مع عدوکم. ما با علی و اولاد علی هستیم؛ آنان با عمر و اهل بیت عمر. چه روایت شیعه باشد چه اهل تسنن، از دنیا رفتن عمر بن خطاب در دههٔ آخر ذی‌الحجه است؛ دیگر چه دعوایی باقی می‌ماند؟

وقایع الایام؛ از تحقیق تا تحقق

وقایع الایام یکی از راه‌های امتحانات الهی است: چگونه چشم را باز کنیم و از تقلید کور فاصله بگیریم. کتاب وقایع الایام هست؛ دیشب در کتابفروشی حرم حضرت عبدالعظیم سلام‌الله‌علیه در پیشانی نهاده بودند. اثر شیخ عباس قمی است؛ محدث و حدیث‌شناس. بیشتر داستان می‌خرند؛ قدری چشم باز کنیم و اهل تحقیق و پژوهش باشیم. قدم بعد نه فقط محقق شدن بلکه متحقق شدن است؛ این معانی در وجود پیاده شود. اگر می‌گوییم ماه ربیع ماه بهار است، واقعاً بهار در جلوه‌های رفتاری ظاهر و باطن و خانواده و دیگران دیده شود. تعظیم میلاد پیامبر تنها با تبریک زبانی تمام نمی‌شود؛ باید رنگ و بوی زندگی را عوض کند. إن‌شاءالله عاقبت ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

جمع‌بندی امتحان ایام

پس سه لایهٔ امتحان در این بحث روشن شد: نخست نسبت به ایام الله و شهرها و اعیاد؛ دوم نسبت به وقایع الایام و اینکه اهل پژوهش باشیم نه پیرو شایعه؛ سوم نسبت به عبودیت پیامبر که معیار سنجش نماز و زندگی ماست. وقف موقت نیز نمونه‌ای از دقت فقهی بود که با سهل‌انگاری عرفی جایگزین نمی‌شود. میلاد پیامبر و تعظیم ربیع را کم نگیریم؛ نهم ربیع را از امامت امام عصر جدا نکنیم؛ و دین را با یک کلمهٔ زبانی بهشت‌ساز مسخره نسازیم.

اهمیت میلاد پیامبر در ترازؤ عبودیت

میلاد پیامبر را نباید سبک شمرد. وقتی در تشهد نخست الوهیت ذاتی خدا را اقرار می‌کنیم و سپس عبودیت پیامبر را، نشان می‌دهد که این ماه ورود آن عبد کامل به نشئهٔ طبیعت است؛ عبدی که عبودیتش در نظام هستی بی‌شریک است. الباب المبتلی به الناس همین عبودیت را میزان قرار می‌دهد: نماز ما، زندگی ما، سیر و سلوک و سبک زندگی همه در قیاس با او سنجیده می‌شود. فرمود آن‌گونه نماز بخوانید که دیدید من نماز خواندم. در این کفهٔ ترازو همواره در ابتلاء هستیم. پس تعظیم ماه ربیع تعظیم همان میزان است؛ نه یک رسم فصلی.

هشدار دربارهٔ وهن دین

آنچه دین را به وهن می‌کشاند همین است که با یک جملهٔ زبانی — «ماه ربیع آمد» — کسی اهل بهشت شمرده شود و قاعدهٔ تقوا و حدود و ولایت نادیده بماند. بشارت پیامبر به ابوذر برای ثبت حمایت از امیرالمؤمنین در تاریخ بود؛ نه برای ساختن رسمی بی‌ریشه. چشم را باز کنیم: اهل تحقیق باشیم و سپس متحقق؛ بهار ربیع در رفتار ظاهر و باطن دیده شود.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.