ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانیة آیاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

در خصوص نذر سخن می‌گفتیم.

گاهی اوقات گمان مردم این هستش که حتما باید صیغه نذر به عربی باشد چون ما گفتیم که در صورتی نذر بر شما واجب می‌شود که صیغه بر لسان جاری بشود.

اگر صیغه نذر بر زبان جاری نشود نذر واجب نیست.

حالا این سؤال هست که بالاخره این صیغه باید عربی جاری بشه یا فارسی؟

فرمودند نخیر نیازی نیست حتما اون صیغه عربی لله علیا جاری بشه.

همین که به زبانت به همین زبان فارسی خودت نظرت جاری بشه که ای خدا اگر مثلا این حاجت منو دادی من این کارو می‌کنم.

همین که بر لسانت جاری شد بر تو دیگه واجبه.

آیه سی سوره مؤمنون رو دقت بفرمایید.

ان نوالک الله علیه السامعات وان كنا لمبتلین.

فرمود که این داستانی که ما برای شما گفتیم یکی از نشانه‌هاست.

و ان كنا لمبتلین و ما بودیم که امتحان می‌کردیم یا می‌کنیم.

یعنی تنها کسی که داره امتحان می‌کنه شماها رو خود ما هستیم.

ما شما رو در معرض امتحان قرار دادیم.

لام تاکید هم میاره.

یعنی اصلاً کسی نیست که از دست امتحان ما فرار کنه.

نشانه‌هاش هم در عالم معلومه.

اصلاً کسی نمی‌تونه از حیطه امتحان الهی فرار کنه.

حضرت امام رحمة الله علیه در کتاب چهل حدیثشون می‌فرماید فلسفه امتحان الهی یک اختبار است، یک خود امتحان که ممتحن قلبی که مورد امتحان قرار گرفته خودش رو نشون بده، بروز کنه، ظهور کنه آنچه که در درونش هست.

همچنین اختبار این خبر گرفتن از درون برای خدا که نیست که.

قبلاً صحبت کردیم که خود خدا تو قرآن می‌فرماید ان الله علیم بذات الصدور به ذات شما خدا آگاهه.

پس این اختبار برمی‌گرده به خود ما.

خود ما متوجه بشیم در درونمون چه خبر است.

این یکی از فلسفه های امتحان است که مرحوم شهید مطهری علیه الرحمه هم می‌فرماید که امتحان صرفاً البته سنجش وضعیت درون و وزن‌کشی ما توسط خودمون صرفاً نیست.

فقط این نیست که ما وزن خودمون رو بسنجیم، درون خودمون رو باخبر بشیم.

به هر حال این نظرات متعدد متکلمینه دیگه.

می‌فرمود در کنار این رشد وزنی هم هست.

وزن معنوی، وزن درونی، اون وزانت درونی.

اینکه انسان بر اثر امتحانات از درون هم رشد بکند نه صرفاً خبر بگیره که درونش چه خبره.

این خبر گرفتن وقتی شما، ما ضعف درون، درونیمون رو متوجه نشیم چجوری رشد کنیم؟

تا متوجه نشیم چه ضعفی داریم، چه دردی داریم، چگونه بر، به دنبال دوا بگردیم.

لذا این خیلی مهمه که ما وقتی درد و ضعف درونیمون رو متوجه شدیم لاجرم به سمت دوا حرکت کنیم، به سمت رشد بریم که اون رشد هم ایجاد بشه.

اما متأسفانه غالب اجتماع اینچنین است به جهت خباثتهایی که در اجتماع وجود داره و آلودگی‌هایی که در وجود مردم متأسفانه شکل گرفته نمی‌تونن کمال یکدیگر رو ببینند.

یکی از دلایلی که الان اجتماع ما خسته است اگه دقت بفرمایید اصلاً خسته خسته است اجتماع.

به جهت اینکه کمالا وقتی مواجه با کمالات دیگران میشن دچار حسد میشن.

معمولاً اینچنینه.

اصلاً اولین گناهی هم که در روی زمین رخ داد حسد بود دیگه.

قابیل برادرش هابیل رو کشت از روی حسد.

ما باید به سمت رشد و س-- تعالی حرکت کنیم.

لکن اجتماع متأسفانه مانعه.

دور و-- لذا میگه با هر کسی نگرد، با هر کسی رفیق نشو، اسرار وجودیت و زندگیتو به هر کسی نگو.

وستر ذهبك و ذهابك و مذهبک.

پیغمبر فرمود بپوشون اصلاً اسرار زندگیتو.

دلیلی نداره همه بدونن شما چی داری، چی نداری.

دلیل نداره سفره دلتو برای هر کسی باز کنی.

حسودان زیادن.

اجازه رشد و تعالی به شما نمیدن.

ما باید رشد کنیم.

باید درون خودمون رو بر اثر امتحانات ابلهی، اا-- الهی بسنجیم و رشدش بدیم.

اما باید مراقب باشیم که مانع ایجاد نشه.

اصلاً علت اینکه یکی از عللی که اهل بیت علیهم الصلاة والسلام شاید بشه گفت از بالاترین دلیل‌هاست که انقدر زحمت کشیدن اهل بیت نتونستن ظهور کنن.

اهل بیت همشون در غیبت بودن به نوعی یک بار بحثش اینجا گذشت.

همین حسودانن.

همین کسانی که چشم ندارن ببینن.

اجازه ندادن اهل بیت ظهور کنن.

الانم اینچنینه.

امام عصر چرا ظهور نمی‌کنه؟

چرا حضرت فرج نداره؟

به جهت حسودان، بدبینان، بدخواهان.

این خیلی مهمه که ما مواجه میشیم با این موانع اجتماعی.

بچت داره خوب درس میخونه.

خیلی هم خوش استعداده.

یه دفعه از درس میفته.

داره خوب ورزش می‌کنه.

یه دفعه از ورزش میفته زندگی‌ت اگرچه حقوق زیادی نداری اما برکت داره می-- تو زندگی‌ت موج می‌زنه.

زندگی‌ت داره یک روال خوبی رو طی می‌کنه.

یه دفعه فلج میشی.

نمی‌دونم سالمی یه دفعه از پا می‌افتی.

بسیاری از این‌ها چشم‌ونظر تنگه.

حدیث هم داریم‌ها.

می‌زنه "لیزلقونک بأبصارهم" پیغمبر تو رو زدن با چشماشون.

این چه-- قرآن داره میگه دیگه با چشمشون تو رو زدن.

لذا این خیلی مو، متأسفانه معضل بزرگی‌ست در اجتماع ما که اجازه رشد به ما نمیدن.

کمال ندارها نمی‌تونن کمال دارها رو تحمل کنن.

چون خودش نداره نمی‌تونه ببینه کسی داره.

این تنگ دلی‌ست، تنگ نظری‌ست که باید مراقب بود.

که متأسفانه معمولاً هم این چنینه.

معمولاً اون کسانی که کمالی رو دارن یه گوشه عوت میشن، سوت میشن.

یه گوشه هستن کسی توجه-- تو اداره میری می‌بینی یه آدم فاضل، دانشمند، آگاه مثلاً رسانه رو به خوبی می‌شناسه، آدم متعهدی، متعهدی هم هست یه گوشه‌ای رفته به حاشیه.

یه آدم غیر کار بلد که اصلاً رسانه رو نمی‌شناسه.

شاید صرفاً فقط حتی مدرک داره.

اومده مدیریتی گرفته، کاری رو دستش سپردن، بلد هم نیست جمع و جور کنه.

زیاد اینا رو می‌بینیم‌ها.

باور کنید اینا علت اصلیش حسده.

نمی‌تونن ببینن یه کسی داره رشد می‌کنه.

و مگس صفتی طرف از اول تا آخر کلی کارنامه درخشان داره.

یا توی مثلاً میاد یه بحث علمی می‌کنه از اول تا آخر همه مباحث عالی.

حالا یه اشتباه، یه اشکالی به یک گوشه‌ای از مباحثش یا یکی از کاراش وارده.

همون رو زوم می‌کنه و بزرگ می‌کنه.

بابا این همه افتخار آفرید، این همه مباحث علمی ارائه داد.

چرا اون یه دونه چرا مگس صفتین بعضی از ما.

این‌ها موانع رشد مان.

لذا اهل بیت علیهم الصلاة والسلام به شدت، به شدت تأکید می‌کنند اگر می‌خواید رشد کنید، تعالی پیدا کنید، استعدادهای درونتون شکوفا بشود، در مسیر خودسازی موفق بشوید، در امتحانات الهی سر بلند شوید، مراقب تنگ نظران باشید، مراقب حسودان باشید.

اصلاً گرفتاری اهل بیت همین بوده.

خود منصور دوانيقی علیه اللعنه دشمن اهل بیت بود دیگه.

جزو اولین کسایی بود که به هر حال بنو عباس اول که اومدن به پرچم خونخواهی امام حسین جلوی بنی امیه وایسادن.

اما اوایلش خیلی هم با امام صادق خوب بود.

اصلاً با بنی هاشم خوب تا می‌کرد منصور.

ولی هی دور و بریا اومدن.

اصلاً میومد زانو می‌زد در محضر علم امام صادق.

دور و بری‌هایی اومدن به منصور گفتن من بودم تو جلسه‌ای که امام مثلاً جعفر بن محمد داشت بر علیه شما سم پاشی می‌کرد، مردم، مردم رو شورش می‌داد بر علیه حضرت.

اون، اونم دیگه به هر حال می‌ترسید.

یکی رو می‌فرستاد امام صادقو دست و پا، دست بسته بکشونه به قصرش.

تنگ نظران و حسودان کار دادن.

ما می‌گیم انتظر ظهورک و ظهور الحق علی یدک.

یکی از بطون معانی ظهور و غیبت همینه.

ظهور.

اینکه ما در زمان غیبت انتظار ظهور چیو داریم؟

ظهور حق.

ظهور برطرف شدن این تنگ نظری‌ها، ریشه‌کن شدن حسدها، رشد کمالات، بروز و ظهور.

اصلاً میگیم ظهور، فرج، ظهور و فرج کمالات.

کسایی که کمال دارن بیان پرچمدار بشن.

نه آدمای بی‌کمال، آدم‌های بی‌سواد، آدمی که کار بلد نیست، آدمی که صرفاً بر اساس رابطه اومده وسط کار و به جایی رسیده و اجازه نمیده دیگران رشد کنند.

معمولاً این کار دست ما می‌ده.

معمولاً دو تا عالم سخته.

میگن این، این حدیث رو دقت کنید.

حدیثه ها.

آخرین چیزی که از وجود عالم میره بیرون حسده.

تو سیر معروف خودسازیش.

خیلی سخته.

دو تا آخوند کنار هم وایسن.

دو تا مداح کنار هم.

دو تا مسئول کنار هم.

دو تا مدیر همتراز مخصوصاً اگه باشن کنار هم.

دو تا متأسفانه اینطوریه دیگه.

حسد اجازه نمیده.

خیلی باید مراقب باشیم که اصلاً سر ظهور و فرج که ما داریم دست و پا می‌زنیم براش همینه که بیان ریشه حسد رو بخوش کنند، بدلش کنند به قبضه.

و اگر کسی باور کنید من استادی دارم که از خودم کوچیکتره، دستشو می‌بوسم.

در محضر علمش که هر وقت حاضر شدم مثل یک طفلی که در برابر یک بزرگ زانو می‌زنه می‌شینم.

خب دلیلی نداره چون از من کوچیکتره از جهت علمی به مراتب از من بالاتره.

اگر این تو اجتماع ما رخ داد، همه ما به سمت صلاح میریم.

اگر نه همینجوری زندگی‌ها خسته، کوفته، داغون معلوم نیست به چه سمتی میریم.

ان شا الله که عاقبتمون ختم به خیر بشه.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد