ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 017

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

صیغهٔ نذر؛ عربی یا فارسی

در خصوص نذر سخن بود. گاه گمان می‌رود صیغه حتماً باید عربی باشد؛ زیرا گفته شده نذر وقتی واجب می‌شود که صیغه بر زبان جاری شود و بدون جریان لسان واجب نیست. این پرسش پیش می‌آید که آیا صیغه باید عربی باشد یا فارسی؟ پاسخ آن است که نیازی نیست حتماً صیغهٔ عربی «لله علیّ» جاری شود. همان که به زبان فارسی خود بگویی: خدایا اگر این حاجتم را برآوردی چنین می‌کنم، کافی است. همین که بر زبان جاری شد، وفا واجب می‌شود.

آیهٔ امتحان در سورهٔ مؤمنون

«إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ وَإِن كُنَّا لَمُبْتَلِينَ» (مؤمنون/۳۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): در این، علامت‌هاست؛ و ما خود آزمایش‌کنندگان بودیم.

داستانی که پیش‌تر گفته شد یکی از علامت‌هاست. «و إن کنا لمبتلین» یعنی ما بودیم که امتحان می‌کردیم و می‌کنیم. تنها کسی که شما را می‌آزماید خود ماست؛ شما را در معرض امتحان نهاده‌ایم. لام تأکید می‌آورد: کسی از حیطهٔ امتحان الهی نمی‌گریزد؛ و علامت‌هایش در عالم آشکار است.

فلسفهٔ امتحان؛ اختبار و رشد

حضرت امام رحمه‌الله در چهل حدیث می‌فرمایند فلسفهٔ امتحان الهی یک اختبار است: خودِ ممتحَن آنچه در درون دارد بروز دهد. این خبرگرفتن برای خدا نیست؛ خدا علیم بذات الصدور است. اختبار به خود ما برمی‌گردد تا بدانیم در درون چه می‌گذرد.

شهید مطهری نیز می‌فرمایند امتحان صرفاً وزن‌کشی و خبر از درون نیست؛ در کنار آن رشد وزنی و معنوی هم هست: انسان بر اثر امتحانات از درون رشد کند، نه فقط خبر بگیرد. تا ضعف درون را درنیابیم چگونه به‌سوی دوا برویم؟ چون درد و ضعف آشکار شد، باید به‌سوی درمان و رشد حرکت کرد.

حسد؛ مانع کمال در اجتماع

متأسفانه غالب اجتماع چنین است که به‌سبب خباثت‌ها و آلودگی‌ها نمی‌توانند کمال یکدیگر را ببینند. یکی از دلایل خستگی اجتماع همین است: چون با کمالات دیگران روبه‌رو می‌شوند دچار حسد می‌گردند. نخستین گناه روی زمین نیز حسد بود؛ قابیل هابیل را از حسد کشت. باید به‌سوی رشد و تعالی رفت؛ اما اجتماع گاه مانع است. از این‌رو با هر کس مگرد و رفیق مشو و اسرار وجود و زندگی را به هر کس مگو. پیامبر فرمود: وستر ذهبک و ذهابک و مذهبک — اسرار زندگی را بپوشان. دلیلی ندارد همه بدانند چه داری و چه نداری؛ سفرهٔ دل را برای هر کس مگشا. حسودان بسیارند و اجازهٔ رشد نمی‌دهند.

باید درون را بر اثر امتحانات الهی سنجید و رشد داد؛ و مراقب بود مانع ایجاد نشود. یکی از بالاترین دلایل آنکه اهل‌بیت علیهم‌السلام با همهٔ زحمت نتوانستند آن‌گونه که باید ظهور یابند — و به نوعی در غیبت بودند — همین حسودان و کسانی است که چشم دیدن ندارند. امروز نیز امام عصر چرا ظهور نمی‌کند؟ به جهت حسودان و بدبینان و بدخواهان.

چشم‌زخم و تنگ‌نظری

در زندگی نمونه‌های زندگی بسیار است: فرزند خوش‌استعداد ناگهان از درس می‌افتد؛ ورزشکار از ورزش بازمی‌ماند؛ زندگی با برکت ناگهان فلج می‌شود. بسیاری از این‌ها چشم و نظر تنگ است. حدیث و آیه هست: لیزلقونک بأبصارهم — با چشمانشان تو را زدند. معضل بزرگ اجتماع آن است که اجازهٔ رشد نمی‌دهد. آنکه کمال ندارد کمال‌دار را برنمی‌تابد؛ این تنگ‌دلی و تنگ‌نظری است.

معمولاً دارندگان کمال به گوشه‌ای رانده می‌شوند. در اداره می‌بینی آدم فاضل و متعهد و کاربلد به حاشیه رفته و کسی که رسانه را نمی‌شناسد و کار بلد نیست، صرفاً با مدرک یا رابطه، مدیریت گرفته است. علت اصلی بسیاری از این صحنه‌های روزمره حسد است. مگس‌صفتی نیز هست: کسی کارنامهٔ درخشان دارد؛ یک اشتباه کوچک را بزرگ می‌کنند و افتخارات را نادیده می‌گیرند. این‌ها موانع رشدند.

اهل‌بیت و حسودان؛ منصور دوانیقی

اهل‌بیت به شدت تأکید می‌کنند اگر می‌خواهید رشد کنید و استعداد درون شکوفا شود و در امتحانات الهی سربلند باشید، مراقب تنگ‌نظران و حسودان باشید. گرفتاری اهل‌بیت همین بوده است. منصور دوانیقی دشمن اهل‌بیت بود؛ بنی‌عباس ابتدا به پرچم خونخواهی امام حسین در برابر بنی‌امیه ایستادند و منصور اوایل با امام صادق و بنی‌هاشم خوش‌رفتار بود و در محضر علم حضرت زانو می‌زد. دوروبری‌ها آمدند و گفتند در جلسه‌ای جعفر بن محمد بر ضد تو سخن می‌گفت و مردم را می‌شوراند. او هراسید و کسی را فرستاد تا امام را دست‌بسته به قصر کشاند. تنگ‌نظران و حسودان کار را ساختند.

ظهور حق و ریشه‌کنی حسد

می‌گوییم انتظر ظهورک و ظهور الحق علی یدک. یکی از بطون معانی ظهور و غیبت همین است: در زمان غیبت انتظار ظهور حق داریم؛ ظهور برطرف‌شدن تنگ‌نظری‌ها و ریشه‌کن‌شدن حسدها و بروز کمالات. ظهور و فرج کمالات یعنی کمال‌داران پرچمدار شوند، نه بی‌سوادان و بی‌هنرانی که با رابطه آمده‌اند و راه رشد دیگران را بسته‌اند.

معمولاً دو عالم، دو مداح، دو مسئول همتراز کنار هم دشوارند؛ حدیث است که آخرین چیزی که از وجود عالم بیرون می‌رود حسد است. باید مراقب بود. دست‌وپا زدن برای ظهور و فرج برای آن است که ریشهٔ حسد بخشکد و به غبطه بدل شود.

اگر کسی باور کند استادی که از او کوچک‌تر است اما از جهت علمی بالاتر است، دست او را می‌بوسد و چون طفل در برابر بزرگ زانو می‌زند، اجتماع به‌سوی صلاح می‌رود. اگر نه، زندگی‌ها خسته و کوفته می‌ماند. عاقبت به خیر باد، به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

پوشاندن ذهب و ذهاب و مذهب

دستور پیامبر به پوشاندن ذهب و ذهاب و مذهب، ادبِ حفظ استعداد است. اعلان عمومیِ دارایی و مسیر و عقیده، طعمهٔ حسود می‌سازد. آنکه می‌خواهد در امتحان الهی رشد کند، باید هم خود را بیازماید و هم میدان را از تیرهای نظرِ تنگ خالی نگه دارد. سفرهٔ دل برای هر شنونده‌ای گسترده نمی‌شود؛ انتخاب رفیق، خود بخشی از تقوای امتحان است.

وقتی کمال به حاشیه می‌رود

در ادارات و رسانه‌ها بسیار دیده می‌شود که آدم آگاه و متعهد کنار نهاده می‌شود و کسی که کار را نمی‌شناسد با مدرک یا رابطه بر مسند می‌نشیند. این جابه‌جایی تصادف نیست؛ میوهٔ حسد ساختاری است. مگس‌صفتی نیز همان روح را دارد: از میان ده‌ها افتخار، یک نقطهٔ ضعف را ذره‌بین می‌کند تا قله را فرو ریزد. اهل‌بیت هشدار داده‌اند که بدون مراقبت از حسودان، خودسازی و استعداد و سربلندی در بلا نافرجام می‌ماند.

از زانوی علم تا زنجیر قصر

منصور نخست در حلقهٔ علم امام صادق زانو می‌زد؛ خوش‌رفتاری آغازین با سم‌پاشی اطرافیان به ترس و دستگیری انجامید. این الگو نشان می‌دهد حسد تنها احساس فردی نیست؛ شبکهٔ سخن‌چینان می‌تواند حاکمی را که روزی شاگرد بود به دشمن بدل کند. غیبت ظاهری اولیا و تأخیر فرج، بی‌پیوند با این شبکهٔ تنگ‌نظری فهمیده نمی‌شود.

غبطه به‌جای حسد؛ ادب شاگردی

آخرین چیزی که در سیر خودسازی از وجود عالم بیرون می‌رود حسد است؛ از این‌رو دو عالم و دو مداح و دو مدیر همتراز کنار هم سخت‌اند. راه علاج، غبطه و ادب شاگردی است: اگر کسی از جهت سن کوچک‌تر و از جهت علم بالاتر است، دستش را بوسیدن و چون طفل نشستن، اجتماع را به‌سوی صلاح می‌برد. انتظار ظهور حق، انتظار چنین جابه‌جاییِ معیارهاست: کمال‌داران پرچم به‌دست گیرند و رابطه به‌جای لیاقت ننشیند.

نذر و ابتلا در یک افق

صیغهٔ نذر زبان را به پیمان می‌بندد؛ ابتلای الهی باطن را به میدان می‌آورد. هر دو صدق می‌طلبند. آنکه در نذر احتیاط زبان دارد، در بلا نیز باید احتیاط ادعا داشته باشد. علامت‌های قصص انبیا برای عبرت قلب ممتحن است تا زیر بار آزمایش کفر نگوید و شکر را فراموش نکند.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.