د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۶
دارای متن همگام
صیغهٔ نذر و نیت؛ حکم شک در اجرا
قلب مُمتحَن16_ج225
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۱:۰۶
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۷ سرفصل
## صیغهٔ نذر و نیت؛ حکم شک در اجرا
۰:۱۲
## فلسفهٔ امتحانات؛ تمیز خبیث از طیب
۱:۱۳
## حدیث ابتلا؛ محبت و ایذلال
۳:۰۹
## چشم زدن خدا؛ نگاه ما و نگاه پیامبر
۴:۵۰
## وجوه متعدد اخذ مال و فرزند
۵:۲۴
## مصرف در راه خدا؛ معنایی دیگر
۷:۱۳
## برگشت به ازل؛ غفر ماضی در حدیث گریه
۸:۱۲
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیات سلام علیکم و رحمة الله.
میدونید صیغه نذر
صرفا با نیت
جدااند اینها با هم. اینطور نیستش که
اگر کسی نیت نزری رو کرد بر گردنش واجب باشه.
باید حتما صیغه رو بر لسان جاری کنه.
یعنی صیغه نذر اگر بر لسان جاری نشد حتی اگر طرف نیت نذر رو کرده این نیت اداش دیگه واجب نیست به گردنش.
اما اگر به زبان جاری شد واجب میشه.
حالا استفتاء شده از رهبر عزیزمون که اگر کسی شک داره که آیا به زبان جاری کرده یا نه،
این نذرش رو به زبان در کنار نیت که داشته به زبان هم جاری کرده یا نه،
شک داره. رهبر عزیزمون فرمودن
اگر فرض این است یعنی اگه این فرض درست باشه که واقعا
شک کرده، یادش نمیاد،
فرمودن دیگه وظیفه ای نداره.
یعنی واجب نیست به گردنش که حتما اون نذر رو انجام بده.
در خصوص قلب ممتحن
اشاره میکنیم به یکی دیگه از آیاتی که به زیبایی
قصه فلسفه این امتحانات الهی رو از ما بندگان خدا
بیان کرده. آیه صد و هفتاد و نه سوره آل عمران که میفرماید "و ما کان الله لیذر المؤمنین علی ما کنتم علیه".
یعنی این چنین نبود که خدا مؤمنان رو
به ها-- همون گونهای که شما هستید
وا بگذاره، اینا رو رهاشون کنه.
که چی بشه؟ "حتی یميز الخبیث من الطیب".
تا وقتی که خبیث از طيب جدا نشه،
امتحانات الهی همینطور پشت سر هم جاریست.
پس بر اساس این آیه نشون داده میشه که اِ-- یکی از
دل-- علتها و دلایل امتحانات الهی
این هستش که خوب و بد از هم جدا بشن.
حالا این میتونه به یک وجه
این باشه که آدمهای خوب از آدمهای بد جدا بشن،
تمیز داده باشن. این یه مسئلهست.
یه مسئله این است که نه، در وجود هر شخصی
خوبیها و بدیها از هم منفکشن.
تو وجود هر کسی بالاخره مجموعهای از خیرات،
حسنات و سیئات جمعاند دیگه.
در وجود هر کسی سیئه ای هست.
کسی که معصوم نیست که. سیئه ای هم هست کنار حسنات.
این حسنات باید جدا بشه.
به غیر از این اصلا نمیشه راه نداره.
حالا چون اهل ایمان هستی، خدا
امتحانات رو به گونهای قرار میده
که ان شا الله اون سیئات مثل
مثالی که شیخ طبرسی رحمة الله علیه زده در مجمع البیان که دیروز عرض کردیم مثل سوزاندن طلا
در بوته آتش. برای اینکه اون سیئات از بین بره
و حسناتت قوت بگیره
که البته این نشانه هم دارد دیگه.
یه حدیثی در عرض شود خدمتتون
بحارالانوار دیدم
که مرحوم مجلسی رحمة الله علیه آورده پیامبر عظیم الشأن اسلام جمله خیلی جالبی داره که البته قابل بحثه.
یعنی این، این حدیث پیغمبر خیلی قابل بحثه.
میفرماید اگر خ-- در جمع اصحابشون پیغمبر فرمودن اگر خدا
کسی رو دوست داشته باشه مبتلاش میکنه.
یعنی اگر کسی مبتلا نیست،
دچار بلا و امتحان و فتنه و اینها نیست،
معلومه خدا ولش کرده. اونجا هم تو اون آیه هم میفرماید شما فکر نکنید مثل شما ول میکنم اهل ایمانو.
پیداست خدا هرکیو دوست نداره ولش میکنه.
به، به قاعده ایذلال،
ایذلال الهی یعنی رها شدن.
رهاش میکنه، کاری باهاش نداره. هر کاری بخواد بکنه.
همشو حساب کتابشو میذاره اون دنیا که
سخت بشه. اما
پیغمبر ادامه میده حالا اگر کسی رو خیلی دوست داشت،
ببینید اگر کسی رو دوست داشت پیغمبر فرمود اونو چیکار میکنه؟
مبتلا میکنه. اگر خیلی کسی رو دوست داشت چه میکنه؟
جالبه این سنتها و قواعد الهی
کاملا برعکس امثال ماهاست.
اصلا کاملا برعکس قواعد نشئه طبیعت ما انسانهاست.
میفرماید کسی که خیلی دوسش داره برای خودش انتخابش میکنه، مال خودش میکنه.
بعد اینجا صحابه زرنگ گفتن خب یعنی چی؟
چطور؟ این نشونهش چیه که چجوری خدا یکی رو برای خودش انتخاب میکنه؟
خیلی عجیبه. خ-- پیغمبر فرمود مال و فرزندانش رو میگیره.
مال و فر-- حالا الان ما یه کسی
عزیزشو از دست بده یا او فقیر بشه چه میدونم
ما به چشم حقارت و استغفرالله زلت نگاش میکنیم.
میگیم خدا زدش. در صورتی که پیغمبر داره جور دیگهای میفرماید.
میگه اگر کسی رو خیلی خدا خواسته شا، برای خودش انتخابش کرده شا،
اینطوری چشمش میزنه، میدونید کسی
میگن چشم زرت-- مرحوم دولابی میفرمود حواستون جمع باشه خدا هم چشم میزنه.
خدا هم عاشق یه بنده ای باشه چشم میزنه.
چشم، چشمش-- یعنی چی؟
یعنی مثل همین. یعنی بنده بچههاشو میگیره،
مالشم میگیره. حالا اینجا جای بحث داره.
من امروز داشتم به این فکر میکردم.
حالا شما برید دنبالش من فقط
یه چند تا سرفصل عرض میکنم.
مثلا آیا از نظر شما نیستن آدمهایی که خیلی پیش خدا عزیزن، واقعا مشخصه که خیلی عزیزن
اما مال دارن، فرزندم دارن.
میگیم چگونه با این حدیث جمع میشه؟
ما هم زیاد میبینیم، دور و برمون.
مشخصه خدا طرف رو خیلی دوست داره.
هم مال داره هم فرزند داره. پس پیداست که قضایای دیگری هم هست.
میتونه این هم باشه در کنارش.
نه اینو حذف کنیم، منها کنیم، نفی کنیم.
در کنارش این هم باشه.
شاید منظور این است که خدا اگر کسی رو خیلی دوسش داشت
محبت یا علقه مال و فرزندو از دلش میگیره.
این رو من خودم دارم بهش فکر میکنم و
جایی رو ندیدم. شما میتونید رد کنید بگید حاج آقا استنباطت اشتباست.
چون میبینیم موارد نقضشو پیدا میکنیم.
پس این احتمال وجود داره
که اگر خدا خیلی کسی رو دوست داشت این باشه.
نه که اونم نباشه ها. چرا، اونم هست.
ببینید از خود پیغمبر اولین کسی بود که عزیزش حضرت ابراهیمو گرفت.
حضرت زهرا بچههاشو. اصلاً چند تا بچه خدا به پیغمبر داد همشو گرفت.
معمولاً به بزرگان اینطوری هست کسی که خدا خیلی حضرت امام-- ببین مصطفیاش
شهید مصطفی خمینی حضرت آیت الله
که میفرمود این ذخیره اسلام بوده رو گرفت.
اینها هست. میگیم پس این هست.
اما چون مورد نقض هم هست شاید این باشه
که خدا محبت و علقه مال و فرزندو از دلش میگیره.
نکته سومو حالا میتونید براش نک--
وجوه متعددی شما با نسبت به صعه وجودیتون پیدا کنید.
نکته آخر هم بگم ما نسبت به ظرف زمانیمون حرف میزنیم.
و الا تا شب باید بشینیم. نکته آخر اینکه میتونه اصلاً این باشه موضوع گرفتن مال و فرزند
این باشه یعنی اون رو برای خودم میگیرم.
یعنی اینکه تو مال داره
خرج من میکنه. بچه داره
تو راه من صرف میشه. مثلا حضرت یوسف
خب بود
حدود نزدیک چهل سال بود.
اینطور نبود که مثلاً خدا جان حضرت یوسف رو بگیره از حضرت یعقوب بگیره اما صرف خودش کرده بود.
یا بچههایی که میرن جبهه و جنگ و
تو کارهای جهادی و انقلابی مثل پدر مادر نمیبیننش.
درسته؟ می-- یک معنا میتونه این باشه.
خدا اونو میگیره برای خودش.
یعنی مال منه.
تو حوزه من کار میکنه. حالا دیگه شاید کمتر تو ببینیش.
اصلاً همه کاراشو مصرف خودم میکنم.
مالشو یه کاری میکنم تو راه من خرج بکنه.
تو راه امام حسین خرج بکنه. هر مالی لیاقت نداره خرج بشه.
قربونت برم. اینم یه معنا.
اجازه بدید یه معنای دیگه هم بگم. حالا میتونم عرض کردم معناهای زیادی میتونیم بگیم.
یه معنای دیگهش هم میتونه این باشه که خدا میگیره مالو.
میگه که شاید این باشه
که بگه آقا این بچه تو رو
من صرف اینکه
برداشتم برای خودم نیت کردم این بچه مال من باشه، این مال تو مال من باشه،
یعنی اینکه اصلاً
از-- یعنی برمیگردونیم به ازل.
ببین یه وقت هست شما میگی صلوات الله علیه
یعنی خدا صلوات فرستاد.
خب؟ صلوات خدا بر او
از اول بوده برمیگرده به عالم زر.
یه وقت هست میگی اللهم
صل علیه. الان، الان صلوات.
اینا با هم فرق میکنند. یه معناش میتونه این باشه در اون عوالم پیشین
خدای منان از اون زمان
اختیار کرده فرزندی رو،
ذریه طیبهای و
مال طیبی رو
که او رو، اون رو دقت کنید چی دارم عرض میکنم.
برش گردوندم به زمانهای قبل.
اون رو به تو میبخشه الان.
یعنی چیزی که از قبل برای خودش خدا اختیار کرده،
توجه کردی چی شد؟ مال خودش بوده رو
میگه ازش میگیره. تو حدیث میگه بچه و مالشو میگیره.
از قبل مال خودش برداشته خدا حالا به تو میبخشه.
اینم یک معناس. چون تو حدیث امام رضا صلوات الله عليه که چند روز پیش شد توضیح دادیم،
خدا میفرماید در-- امام رضا میفرماید به ريان بن شبيب که اگر به گونهای گریه کنی "إن بكيت على الحسين".
به گونهای گریه کنی که حتی تا جایی که "تسيّر دموعک على خدّک".
خب این اشک جاری شد رو صورتت.
دقت کنید عبارتو. نمیگه "يغفر الله
كل ذنب أذنبته".
میفرماید "غفر الله".
فعل ماضی استفاده میکنم. میگه god-god
خدا گذشته قبلاً بخشیده.
"غفر الله لك
كل ذنب
أذنبت". هرچی که گناه کردی.
تازه بعد میگه "صغيرا أو كبيرا كان أو كبيرا
آ" عرض شود "قليلا أو كثيرا".
کوچک باشه یا زیاد. این برمیگرده به قبل.
حالا این قبل کیه؟ کی خدا بخشیده؟
قبلاً اراده بخشش تو رو کرده.
الان اذن گریه برای امام حسین بهت داده.
توجه کردی چی شد؟ قبلاً خدا فرزند تو و مال طیب تو برای خودش رو
از قبل برای خودش اختیار کرده، الان به تو بخشیده.
اینم یک معناش. حالا تا شب بشینیم معنا ازش در میادها.
ان شا الله عاقبت مخصد به خیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم
جلسه قبل
جلسه بعد