بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته سلامٌ علیکم و رحمة الله.
[نفس عمیق] یکی از افت-- استفساراتی که از رهبر عزیزمون پیرامون وقف و نذر و اینها شده این هستش که آیا اگر کسی هنگام وقف کردن چیزی اکراه داشته باشه از این وقف، آیا اون وقفش درسته؟
هر چیزی رو میخواد وقف کنه به یه هیئتی، مسجدی، موقوفهای، جایی میخواد ه-- وقف کنه از تصرف خودش خارج کنه.
آیا اگر قلباً اکراه داشته باشه این وقف درسته؟
آقا فرمودن نخیر، این وقف اشکال داره و وقف محقق نشده اگر قلباً اکراه داره باید با رضایت کامل باشه و در صورتی وقف اینجا درست میشه که اجازه لاحق بشه.
یعنی اجازهای ایشون ملحق کنه از سر رضایت قلبی اجازهای مکتوب کنه یا بیان کنه که اون وقف از اشکال خارج بشه.
[نفس عمیق] خب بحث ما پیرامون قلب ممتحن بود و قلبی که از سمت خدای منان قلباً مر-- قطعاً مورد امتحان الهی قرار خواهد گرفت.
حالا اگر ج-- چنانچه شما دقت فرموده باشید به آیه دو سوره عنکبوت میفرماید که بسم الله الرحمن الرحیم.
الف.
لام.
میم.
أحسب الناس گمان مردم این هستش که ای ترکوا که ولشون کرده خدا یا رهاشون میکنه.
ایقول آمننا در حالی که اینا میگن ما ایمان آوردیم و هم لا یفتنون.
آیا این چنین گمان، گمان میکنند؟
و لقد فتننا الذين من قبلهم.
اتفاقاً قبل از اینها هم خدا فتننا ما اینها رو مورد امتحان قرار دادیم، مورد فتنه قرار دادیم.
اصلاً این چنین نیست، سنت الهیه.
همین که تو خلق شدی انا خلقنا الانسان من قطرة امشاج آیه دو سوره انسان نبتلیه.
تمام.
ما قطعاً همین که اصلاً تو خلقت پیدا کردی تو رو امتحان خواهیم کرد.
یکی از اینجا میخوام این رو عرض کنم چون اینجا میفرماید ایقول آمننا.
میگن ایمان آوردیم.
نمیفرماید که اینها به واقع ایمان آوردنها.
حواستون باشهها.
میفرماید ایقولوا به زبانشون جاری میشه.
اینا رو باید دقت کنیم تو عبارات و کلمات قرآن و اهل بیت کلمه به کلمه بلکه حرف به حرف حساب شدهست.
این میگه همین که به زبانشون جاری میشه تمام، مورد امتحان قرار میگیرند.
پس نتیجه ما نسبت به اون ادعاهایی که بر لسانمون جاری میشه قطعاً امتحان میشیم.
خیلی از موقعها ما گرفتاریهایی که تو زندگیمون برامون پیش میاد به جهت ادعاهاییه که کردیم، اون چیزیه که به زبانمون جاری کردیم.
من نوکر امام حسینم.
خب بسم الله.
نوکر امام حسین خصوصیتهایی داره نسبت به همون نوکری بود، نوکر امام حسین علیه السلام بودن تو رو امتحان میکنه.
آقا جان یا ادعا نکن یا پای امتحانش وایستا.
میگه من گریه کن امام حسینم.
عزیز دلم گریه کن آخه ببینید بحث گریه که پیش میاد خب این ایام هم ایام گریه است.
حالا به اللی خوشبختانه از جهتی هم خب متأسفانه این حدیث عجیب و پو-- گران سنگ امام رضا به ریان بن شبيب همینطوری لغلغه زبان مداحهاست.
در صورتی که خب از جهتی خوبه اما از جهتی اینکه دیده نمیشه مورد دقت قرار بدن.
همین حدیث رو برید تو تنهاییتون این حدیث رو پیدا کنید کلشو ببینید.
اولاً ریان چه عظمت وجودی داشته که این همه القاءات توسط امام رعوف بهش شده.
القاءات عجیبیه.
فقط اون بحث فبکی للحسینش نیست.
همون رو هم اگر شما دقت بفرمایید همینطور که عرض کردم بخواید ریز بشید تو حروف حتی میفرماید إن كنت باكیا لشیء برای هر چیزی خواستی باکی باشی باکی از ایفعل نه انفعال.
دقت بفرمایید چی دارم عرض میکنم.
یعنی فعلیت داره درش، انفعال نیست.
حالا اینو توضیح میدم.
[نفس عمیق] بعد میگه فبکی للحسین علیه السلام.
نمیفرماید فبکی علی الحسین.
این خودش مطلبه، خودش نکتهست.
میگه فبکی ل-- اینجا لام رو اهلش فرمودن که لام، لام ملکیت است.
یعنی اصلاً گریه در تملک سید و شهداست.
اولاً خب خیلی اینجا نکات استخراج میشه.
اولاً فکر نکن هنر کردی که برای امام حسین علیه الصلاة والسلام گریه کردی.
السلام على من بكت عليه ملائكة السماء والأرض یا والأرضون.
اون کسیست که ملائکه آسمانها نمیدونم طیر، پرنده في السماء در آسمون جن و انس في الأرض در ارض.
جالبه میگه پرنده تو آسمون جن و انس تو زمین یعنی پرنده که تو آسمونه مشغول فعالیتشه داره پر میزنه.
نرفته یه لونه کنج از لونهش، آشیونهش بشینه زانو و غم بغل بگیره که لاجرم گریان بشه.
نه، میگه مشغول پرواز و کارشه گریانه.
جن و انس تو زمین در حالی که في الأرض.
اینا همش نکتهست.
مشغولاً گریانن.
هنر نکردی، سنگ گریه کرده و مهمتر از اون اینکه میگه فبکی للحسین.
اصلاً گریه مال امام حسینه تو اگر گریهای به غیر از برای امام حسین [سلام الله عليه] بکنی باختی، سوختی.
لذا بعضی از مراجع بعضی از البته در مسئله فقهی گفتن که اگر در نماز برای هر چیز غیر از خدا گریه کنی نماز باطل است.
بعضیا گفتن الا برای امام حسین هم اینها اینجا دیگه اختصاص خورده.
عجب!
مثلا تو قنوت نمازت برای امام حسین علیه السلام گریه کن.
اصلا گریه مال امام حسینه.
بعد اونجا که میفرماید این حدیثی که مرحوم شیرازی بزرگ در وهزهای که تو بیمارستان داشت از دنیا میرفت، رو کرد به همه گفت برید به همه بگید که سه بار قسم یاد کرد که این حدیث از أصح أحاديث شیعه است که من بکى أو أبکى أو تباکى للحسین علیه السلام وجبت له الجنة.
این رو دقت بفرمایید.
این که سه قسمت کرده است آقا اینجا امام صادق صلوات الله علیه خودش سره.
بکى مقام ای افعل است.
فعلیت داره.
یعنی خودت ذاتاً گریه میکنی نه این که تو رو بگریونن.
دقت بفرمایید اینا با هم فرق میکنه.
مقام انفعال نیست.
بکى اصلاً آدم باکی تا بهش میگی امام حسین ما فذمیرش منقلب میشه.
اصلاً نمیخواد تو، تو اونو به گریه بندازی.
گریهش میگیره.
این مقام گریه کردنه.
میگه فبک یعنی ابک یعنی گریان خودت گریان باش للحسین علیه السلام.
حالا خدا من باب ترحم اونجا فرموده که أو أبکى أو تباکى.
أبکى اصلاً مقام ابکى یا أبکى مقامیه که حالا کسی تو رو به گریه بندازه.
تو خودت گریهات نمیگیره.
یا تو میخونی دیگری رو به گریه میندازی باز خودت گریهات نمیگیره.
یا اونکه داره میشنوه تو مقام أبکى است یعنی اون منفعل شده از خوندن تو داره گریه میکنه.
اینا با هم فرق میکنه.
این با باکی فرق میکنه.
این یعنی منفعل شدی.
فعلیت تو وجودت پیدا نکرده قصه کربلا.
ببین اینا با هم فرق دارن.
بعد میفرماید تازه باز خدا رحم میکنه میگه أو تباکى یعنی خودت رو شبیه این که دیگه اصلاً نه فعلیته، نه انفعاله.
عجب!
نه فعلیته، نه انفعاله.
یعنی نه تو وجودت حسین ابن علی و مصیبتهاش جا گرفته و ریشه انداخته، ردپایی داره، نه این که تونست-- دیگری تونسته تو رو منفعل کنه.
هیچکدوم از اینا نیست.
کسی هم نتونسته تو رو به گریه بندازه.
میگه لاأقل از عزیز خداست امام حسین.
غیرت نسبت به عزیز خدا نشون بده.
سرتو بنداز پایین زمزمهای، نالهای همینطوری بر رو بر نگاه نکن بیادب.
بعضیا اینطورین.
اینجا حالا قسمت درسته میگه وجبت له الجنة هر سه بهشت براشون واجب میشه.
این اولاً رحم خداست، لطف خداست، مرحمت خداست.
ثانیا این بهشت فرق میکنه برای هر سه.
بهشت باکی با بهشت تباکی یا بهشت کسی که ابکا داره أب أو أبکى یا ابکا یا أبکى فرق نمیکنه.
چه بگریونی، چه کسی تو رو بگریونه.
کسی تو رو بگریونه.
تو خودت گریان نشدی.
اینا بهشتهاشون با هم فرق میکنه.
اون کسی که بهشتش به وسیله باکی صورت گرفته وجبه لل وجبت له الجنة اون جنته بر اثر باکیه برای امام حسین بکى اون بهشت ذاته.
بهشتی که میخواد منفعل باشی از دیگری غالباً ببخشید دیگه رک میگم اکثراً ما منقلب میشیم، منفعل میشیم از خوندن دیگری گریهمون میگیره.
اون، اون وسطی هست.
اون میشه بهشت وسط.
یه بهشتیست حالا.
دیگه اون که أبکى ببخشید تباکى.
اون که اصلاً نه منفعله، نه فعلیت داره خودشو شبیه گریه کننده کرده.
اصلاً گریهای نداره.
نه کسی تونسته بگریونش، نه خودش گریه کرده.
اون که دیگه بهشت سیب و گلابی داره.
اینا بهشتهاشونم با هم فرق میکنه.
قربونت برم.
حالا بحث به این سمتها نره خیلی طولانی میشه.
خلاصهش این که حتی تو اگر ادعا کنی من گریه کننده امام حسین هستم نسبت به اون ادعات امتحانت میکنن.
خب بسم الله چه نوع گریهای؟
کدوم گریهست؟
حالا در خصوص ملائکه میگه علی علی حسین.
میگه نمیگه للحسین.
السلام على من بكت ملائكة السماء من بکت علیه ملائكة السماء والأرض.
ولی به من و تو که میرسه میگه فبک للحسین.
اصلاً خودت رو وقف امام حسین کن.
طوری که گریهتم مال امام حسین باشه.
در غیر این صورت تو به بهشت ذات که جنتیست نخواهی رسید.
فادخلی عبادی وادخلی جنتی.
بیخود سر خودتم کلاه نذار.
ادعای نوکری و اینها هم نکن.
این که امام رضاست شصت روز یا به روایتی سی روز اونایی که اومدن ادعا کردن ما شیعیان امام رضاییم توش نیشابور پشت در نگه داشت برای چی؟
بیکار بود آقا؟
امام الرؤوفه.
بعد گندههای قم بودن.
زعماء قم بودن.
شصت روز نگهشون داشت.
شصت و یک روز پشت در نگهشون داشت.
گفت شما ادعا کردید شیعهاید در حالی که شیعه نیستید.
این امتحانا.
این هم خودش یه نوع امتحانه.
اگه شیعه بودن جزر فزر نمیکردن.
تا قیام قیامت پشت در امام رضا میموندن جزر نمیکردن.
همون روز شصت و یکم جزر کردن.
گفتن آقا این چه خبره آخه ما موال، موالیان شمایم.
گفت آها حالا شد.
حالا که گفتید موالیان و محبین ما هستید بسم الله بیاید تو.
اگر شیعه بودن اینم خودش یه امتحانا.
نگهشون گفت شیعهایم.
گفتن ما شیعیان امام رضاییم.
گفت خب نگهشون دارید.
این یعنی چی؟
به لسان جاری شد أن يقولوا آمنوا.
گفتن ما امام رضا رو ما شیعه امام رضاییم.
خب نگهشون دارید ببینم شیعه-- لام تا کام کوچکترین اعتراضی نداره.
نگه دارید پشت در ببینم.
شصت و یک روز بیشتر تحمل نکردن.
گفتن پس شما دوستید، محبید.
بیخود چاخان نکنید ما شیعهایم.
و اینا همش سر داره.
اونچه که بر لسان جاری میشه نسبتش به امتحان، با امتحان کاملاً دو کفه ترازوه.
ان شا الله عاقبتمون ختم به خیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد