یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
وقف با اکراه؛ شرط رضایت قلبی
یکی از استفسارات از رهبر پیرامون وقف و نذر این است که آیا اگر کسی هنگام وقف کردن چیزی اکراه داشته باشد، وقف او درست است؟ هرچه را میخواهد وقف کند به هیئت یا مسجد یا موقوفه و از تصرف خود خارج کند؛ اگر قلباً اکراه داشته باشد آیا وقف درست است؟ آقا فرمودهاند نخیر؛ این وقف اشکال دارد و وقف محقق نشده اگر قلباً اکراه دارد؛ باید با رضایت کامل باشد؛ و در صورتی وقف اینجا درست میشود که اجازهٔ لاحق بشود؛ یعنی اجازهای ایشان ملحق کند از سر رضایت قلبی؛ مکتوب کند یا بیان کند که آن وقف از اشکال خارج بشود.
قلب ممتحن و سنت فتنه؛ عنکبوت/۲
بحث پیرامون قلب ممتحن بود و قلبی که از سمت خدای منان قطعاً مورد امتحان الهی قرار خواهد گرفت. چنانچه به آیهٔ دو سورهٔ عنکبوت دقت شود میفرماید:
«أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ» (عنکبوت/۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا مردم پنداشتهاند که چون بگویند ایمان آوردیم رها میشوند و آزموده نمیشوند؟
گمان مردم این است که خدا ولشان کرده یا رهاشان میکند. ایقولوا آمنّا — در حالی که میگویند ایمان آوردیم — و هم لا یفتنون. آیا چنین گمان میکنند؟ و لقد فتنا الذین من قبلهم — اتفاقاً پیش از اینها هم خدا آنان را مورد امتحان و فتنه قرار دادیم. اصلاً چنین نیست؛ سنت الهیه است. همین که تو خلق شدی:
«إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ» (انسان/۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ما انسان را از نطفهای آمیخته آفریدیم تا بیازماییمش.
همین که خلقت پیدا کردی تو را امتحان خواهیم کرد. اینجا میفرماید ایقولوا آمنّا؛ میگویند ایمان آوردیم. نمیفرماید که اینها به واقع ایمان آوردهاند. باید حواس باشد. میفرماید ایقولوا؛ به زبانشان جاری میشود. در عبارات و کلمات قرآن و اهلبیت کلمه به کلمه بلکه حرف به حرف حسابشده است. همین که به زبان جاری شود تمام؛ مورد امتحان قرار میگیرند. پس نسبت به ادعاهایی که بر لسان جاری میشود قطعاً امتحان میشویم. خیلی از گرفتاریهای زندگی به جهت ادعاهایی است که کردهایم؛ آنچه به زبان جاری کردهایم. من نوکر امام حسینم — بسمالله؛ نوکری امام حسین خصوصیتهایی دارد؛ نسبت به همان نوکری امتحان میکند. یا ادعا نکن یا پای امتحانش بایست. میگوید من گریهکن امام حسینم.
حدیث ریان بن شبیب؛ فبک للحسین
ایام گریه است. حدیث عجیب و گرانسنگ امام رضا به ریان بن شبیب همینطور لغلغهٔ زبان مداحهاست؛ از جهتی خوب است اما از جهتی دیده نمیشود مورد دقت. همین حدیث را در تنهایی پیدا کنید کلش را بنگرید. اولاً ریان چه عظمت وجودی داشته که اینهمه القاءات توسط امام رئوف به او شده؛ القاءات عجیب است؛ فقط بحث فبک للحسین نیست. همان را هم اگر ریز شوید در حروف حتی میفرماید إن کنت باکیاً لشیء — برای هر چیزی خواستی باکی باشی — باکی از ایفعل نه انفعال؛ یعنی فعلیت دارد در آن؛ انفعال نیست. بعد میگوید فبک للحسین علیهالسلام. نمیفرماید فبک علی الحسین. این خودش مطلب است، نکته است. میگوید فبک لـ؛ اینجا لام را اهلش فرمودهاند که لام ملکیت است؛ یعنی اصلاً گریه در تملک سیدالشهداست. اولاً خیلی نکات استخراج میشود. اولاً فکر نکن هنر کردی که برای امام حسین علیهالصلاة والسلام گریه کردی.
«السَّلَامُ عَلَى مَن بَكَتْ عَلَيْهِ مَلَائِكَةُ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر آن که فرشتگان آسمان و زمین بر او گریستند.
او کسی است که ملائکهٔ آسمانها، طیر پرنده فی السماء، جن و انس فی الأرض. جالب است میگوید پرنده در آسمان مشغول فعالیتش است دارد پر میزند؛ نرفته یک لانه کنج آشیانهاش بنشیند زانو و غم بغل بگیرد که لاجرم گریان بشود. نه؛ میگوید مشغول پرواز و کارش است گریاست. جن و انس در زمین در حالی که فی الأرض. اینها همهاش نکته است. مشغولاً گریاناند. هنر نکردی؛ سنگ گریه کرده. و مهمتر آنکه میگوید فبک للحسین. اصلاً گریه مال امام حسین است؛ تو اگر گریهای به غیر از برای امام حسین بکنی باختی، سوختی. لذا بعضی مراجع در مسئلهٔ فقهی گفتهاند اگر در نماز برای هر چیز غیر از خدا گریه کنی نماز باطل است؛ برخی گفتهاند الا برای امام حسین؛ اینجا اختصاص خورده. عجب! مثلاً در قنوت نمازت برای امام حسین گریه کن. اصلاً گریه مال امام حسین است.
بکی و أبکی و تباکی؛ سه بهشت
بعد آنجا که میفرماید این حدیثی که مرحوم شیرازی بزرگ در وهزهای که در بیمارستان داشت از دنیا میرفت، رو کرد به همه گفت بروید به همه بگویید که سه بار قسم یاد کرد که این حدیث از أصح أحادیث شیعه است که من بکی أو أبکی أو تباکی للحسین علیهالسلام وجبت له الجنة. این را دقت کنید. اینکه سه قسمت کرده است؛ اینجا امام صادق صلواتاللهعلیه خودش سر است. بکی مقام ایفعل است؛ فعلیت دارد؛ یعنی خودت ذاتاً گریه میکنی نه اینکه تو را بگریانند. مقام انفعال نیست. بکی اصلاً آدم باکی تا به او میگویی امام حسین ماضمیرش منقلب میشود؛ اصلاً نمیخواهد تو او را به گریه بیندازی؛ گریهاش میگیرد. این مقام گریهکردن است. میگوید فبک یعنی ابک؛ یعنی خودت گریان باش للحسین علیهالسلام. حالا خدا من باب ترحم آنجا فرموده که أو أبکی أو تباکی. أبکی اصلاً مقامی است که حالا کسی تو را به گریه بیندازد؛ تو خودت گریهات نمیگیرد؛ یا تو میخوانی دیگری را به گریه میاندازی باز خودت گریهات نمیگیرد؛ یا آنکه دارد میشنود در مقام أبکی است یعنی او منفعل شده از خواندن تو دارد گریه میکند. اینها با هم فرق میکند. این با باکی فرق میکند. این یعنی منفعل شدی؛ فعلیت در وجودت پیدا نکرده قصهٔ کربلا. اینها با هم فرق دارند. بعد میفرماید تازه باز خدا رحم میکند میگوید أو تباکی یعنی خودت را شبیه کنی؛ که دیگر اصلاً نه فعلیت است نه انفعال. عجب! نه فعلیت است نه انفعال؛ یعنی نه در وجودت حسین بن علی و مصیبتهایش جا گرفته و ریشه انداخته ردپایی دارد، نه اینکه دیگری توانسته تو را منفعل کند. هیچکدام از اینها نیست. کسی هم نتوانسته تو را به گریه بیندازد. میگوید لاأقل از عزیز خداست امام حسین؛ غیرت نسبت به عزیز خدا نشان بده؛ سرت را بینداز پایین؛ زمزمهای، نالهای؛ همینطور بر رو نگاه نکن بیادب. برخی چنیناند. اینجا حالا قسمت درست است میگوید وجبت له الجنة؛ هر سه بهشت برایشان واجب میشود. این اولاً رحم خداست، لطف خداست، مرحمت خداست. ثانیاً این بهشت فرق میکند برای هر سه. بهشت باکی با بهشت تباکی یا بهشت کسی که أبکی دارد فرق میکند. چه بگریانی، چه کسی تو را بگریاند؛ کسی تو را بگریاند تو خودت گریان نشدی. اینها بهشتهاشان با هم فرق میکند. آن کسی که بهشتش به وسیلهٔ باکی صورت گرفته — وجبت له الجنة — آن جنت بر اثر باکی برای امام حسین بکی است؛ آن بهشت ذات است. بهشتی که میخواهد منفعل باشی از دیگری — غالباً اکثراً ما منقلب میشویم، منفعل میشویم از خواندن دیگری گریهمان میگیرد — آن وسطی است؛ آن میشود بهشت وسط؛ بهشتی است حالا. دیگر آن که تباکی؛ آن که اصلاً نه منفعل است نه فعلیت دارد؛ خود را شبیه گریهکننده کرده؛ اصلاً گریهای ندارد؛ نه کسی توانسته بگریاندش نه خودش گریه کرده؛ آن که دیگر بهشت سیب و گلابی دارد. اینها بهشتهاشان هم با هم فرق میکند.
ادعا و امتحان؛ داستان مدعیان نیشابور
خلاصه آنکه حتی اگر ادعا کنی من گریهکنندهٔ امام حسین هستم نسبت به آن ادعا امتحانت میکنند. بسمالله؛ چه نوع گریهای؟ کدام گریه است؟ حالا در خصوص ملائکه میگوید علی علی حسین؛ نمیگوید للحسین. السلام علی من بکت علیه ملائکة السماء والأرض. ولی به من و تو که میرسد میگوید فبک للحسین. اصلاً خودت را وقف امام حسین کن؛ طوری که گریهات هم مال امام حسین باشد. در غیر این صورت به بهشت ذات — جنتی — نخواهی رسید. فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی. بیخود سر خودت هم کلاه نگذار. ادعای نوکری و اینها هم نکن. اینکه امام رضا است شصت روز یا به روایتی سی روز آنهایی که آمدند ادعا کردند ما شیعیان امام رضاییم در نیشابور پشت در نگه داشت برای چه؟ بیکار بود آقا؟ امام الرئوف است. بعد گندههای قم بودند؛ زعماء قم بودند. شصت روز نگهشان داشت؛ شصت و یک روز پشت در نگهشان داشت. گفت شما ادعا کردید شیعهاید در حالی که شیعه نیستید. این امتحانها. این هم خودش یک نوع امتحان است. اگر شیعه بودند جزر و مد نمیکردند؛ تا قیام قیامت پشت در امام رضا میماندند جزر نمیکردند. همان روز شصت و یکم جزر کردند. گفتند آقا این چه خبر است؛ ما موالیان شماییم. گفت آها حالا شد. حالا که گفتید موالیان و محبین ما هستید بسمالله بیایید تو. اگر شیعه بودند این هم خودش یک امتحان است. نگهشان گفت شیعهایم. گفتند ما شیعیان امام رضاییم. گفت اکنون نگهشان دارید. این یعنی چه؟ به لسان جاری شد أن یقولوا آمنّا. گفتند ما شیعهٔ امام رضاییم. نگهشان دارید ببینم؛ لام تا کام کوچکترین اعتراضی ندارد. نگه دارید پشت در ببینم. شصت و یک روز بیشتر تحمل نکردند. گفتند پس شما دوستید، محبید؛ بیخود چاخان نکنید ما شیعهایم. و اینها همهاش سر دارد. آنچه بر لسان جاری میشود نسبتش به امتحان کاملاً دو کفهٔ ترازو است. انشاءالله عاقبتمان ختم به خیر بشود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.