د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۰
دارای متن همگام
نذر و وقف اختصاصی؛ فتوای رهبری
قلب مُمتحَن10_ج219
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۰:۰۲
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۵ سرفصل
## نذر و وقف اختصاصی؛ فتوای رهبری
۰:۱۳
## قلب ممتحن؛ امتحان در ذریه و فرزند
۱:۴۰
## ابراهیم و عهد امامت؛ لا ینال عهدی الظالمین
۲:۰۱
## امتحان آدم پس از قتل هابیل؛ حزن بر نسل پاک
۴:۴۸
## امتحان ما در فرزند؛ خوراک و پوشاک و تربیت
۶:۰۹
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی یا آیه.
سلام علیکم و رحمة الله.
اگر کسی چیزی رو
نذر یا وقف یک هیئتی بکنه، یک حسینیهای، یک مسجدی، یک تکیهای
صرفاً نیتش این باشه که این حالا فرش،
مواد غذایی، پرچم، هرچی هست
توی اون مسجد یا اون حسینیه یا اون هیئت، اون تکیه
استفاده بشه ولاغیر
به فتوای رهبر عزیزمون دیگه به هیچ عنوان
این چیز رو نمیشه جای دیگه مصرف کرد
و به هیچ کجای دیگه هم نمیشه داد
و حتی نمیشه بدل به احسنش کرد.
نمیشه فروختش و چیز دیگهای باهاش تهیه کرد.
مثلا فرشی رو به حسینیه شما، به مسجد شما دادن.
اگر اینطوری دادن تا وقتی که این حسینیه، این مسجد هست این فرش هم باید باشه تا بپوسه اصلاً.
ولو نیاز نداشته باشه اون حسینیه
باید اونجا بمونه تا بپوسه. اصلاً نمیشه جای دیگه داد.
مگر اینکه صاحب این نذر و این وقف رو پیدا کنید و ازش اجازه بگیرید.
بگید آقا اینطوریه اجازه شما میدین ما تبدیل به احسنش کنیم؟
در غیر این صورت اصلاً نمیشه درش تصرف کرد.
حواس اون جمع باشه. متأسفانه بعضی هیئتها و حسینیهها
دیدم و مساجد این حکمو نمیدونن.
اصلاً ورمیدارن نذر و وقف مردمو میفروشن، بدل به احسن میکنن، تبدیل میکنن در صورتی که اصلاً اینها جایز نیست.
یکی دیگه از چیزهایی که ما باهاش مورد امتحان الهی واقع میشیم بحث ما قلب
منتهی بود دیگه قلبی که مورد امتحان خدا واقع میشود.
یکی از اون مهمترینهاش
بحث ذریه و فرزند است
که ما در مورد اون در حال امتحان هستیم.
ببینید حضرت آدم علی نبینا و آله و علیه الصلاة والسلام
به قول علامه حسن زاده در عالم زر
به کشف یا به دید، به شهود
عالم کثرت در وحدت افتاد
و همه ارواح تا انتهاء قیامت و تا انتهاء
خلقت رو دید. در عالم وحدتها
کثرت رو دید. برای چی دید؟
اصلاً برا چی حضرت آدم نگاه انداخت؟
که علم آدم الاسماء کلها همه چی رو خدا بهش تعلیم داد و اون معلم شد به اسماء الهی.
یه وجهش این بوده که ببینه آیا در ذریهش
ذریه پاکی خواهد بود یا نه.
او هم به دنبال ذریه پاک و طیب میگذشت.
می-می-می دنبال
ذریه پاک میگشت. حتی تو قصه حضرت ابراهیم
اون آیه صد و بیست و چهار حضرت--
سوره بقره است البته. اگه دقت کنید که
خدا وقتی از امتحان حضرت ابراهیم سخن میگوید،
فرمود "و اذ ابتلی ابراهیم ربه بكلمات
فأتمهنهن قال انی جاعلك
للناس اماما"
خدا داره میگه جاعلك. من اینطوری جعل کردم که تو للناس اماما، امام مردم باشی.
بلافاصله چی میفرماید حضرت ابراهیم؟
چی عرض میکنه با خدا؟ قال و من ذریتی
آیا از ذریه منم هستن
کسایی که این امامت رو ادامه بدن؟
قال لا ینال عهدی الظالمین.
خدا میفرماید نخیر به ظالمین عهد من نمیرسه.
یعنی اینکه نگاه کن ببین چه خبره تو
ذریهت. البته از نسل حضرت ابراهیم ادامه پیدا کرد.
این یک قاعده است. این یک قاعده است
که عهد خدا،
نبوت، رسالت حتی نبوت انبایی
و نه تشریعی. اینها حت-- به کسی که ظالمه نمیرسه.
حالا ظالمه به خودشه، ظالمه به خالقشه، ظالمه به حجت خداست، ظالمه به
خلق الله. انواع و اقسام ظلمها.
حضرت ابراهیم میگه من میخوام ببینم که تو ز-- نسل من هم-- ببین همه انبیا این چنین بودند.
دنبال ذریه پاک بودند.
به قول علامه اصلاً اساس غریزه شهوت نه به جهت اطفاء
ش-- مثلا شهوت
حیوانی است بلکه منظور و قصد انشاء صورت انسانی است.
اینکه انسان از خودش نسل پاک باقی بگذاره.
حضرت آدم وقتی که
مواجه شد با اون امتحان بزرگ
که حالا دقت بفرمایید تو ه-- توی اون
کشفش، تو اون نشستش در عالم
زر همه رو دیده اما دوباره امتحان میشه.
دوباره این برادر میزنه اون برادر رو میکشه.
خدا دو تا بهش پسر میده، دو تا دختر.
اتفاقاً هابیل خیلی تو دل برو بوده.
هنوز مو تو صورتش در نیومده.
تازه داشته به سنین جوانی میرسیده.
خیلی هم با خدا بوده. خب نذرش، اون
وقفش قبول میشه. هبهای که به خدا میگه بخششی که میدن قبول میشه، اون گوسفند چاق و چلهش
و اون خوشه زردی که قابیل بخشیده بوده مثلا در راه خدا روغن سوخته رو نذر مسجد کرده بوده قبول نمیشه.
میزنه هابیل رو میکشه حضرت آدم
با اینکه قبلاً دیده بود اما اینجا امتحانه.
ببینید دیده بود تو نسلش هستن
اما دیگه نسلی نداره که. دیگه فرزندی نداره که.
دقت بفرمایید چی عرض میکنم.
الان برادر بده زد حوبل رو کشت.
حضرت ابدا-- ابر-- حضرت آدم میگن به شدت محزون شد که شیخ اکبر محی الدین در کتاب
اِاِاِ فسوسش در شـ-- فصل
شیسی یا شیثی که قبلاً بحثش گذشت این م-موضوع رو میاره.
میگه خیلی محزون شد حضرت آدم
تو فکر فرو رفت. این حزنی که به دل حضرت آدم افتاد از این قصه بود
که پس نسل پاک من چی میشه؟
توجه کردید؟ نگران این م-قصه بود بیشتر.
که حالا بعداً خدا هبت الله
حضرت، حضرت شیث رو بهش میده.
اصلاً اینکه حضرت ابراهیم، حضرت آدم اینها
دیدن در ذریهشون کسی مثل امام حسین سلاماللهعلیه هست
که امامت و ادامه رسالت از نسل اوست،
یه آرامش خاطری بهشون داده بود اما باز هرازچندگاهی دچار امتحان میشدن.
این خیلی مهمه ما در خصوص بچههامون امتحان میشیم
که چگونه رفتار میکنیم؛ در مریضیشون،
در از شب-- حتی اسمگذاری بچه.
چه اسمی رو بچهت میذاری ما در حال امتحان هستیم.
بچهتو با چه تربیتی بزرگ میکنی، کجا میبری، چه رفیقایی بهش، چی به خ-- بهش میخورونی، چی بهش به تنش میپوشونی.
اینا همش امتحانه. ما گاهی اوقات غافله
از امتحانات الهی در خصوص بچههامونیم فکر میکنیم امتحان فقط از منه و تمام.
شما این داستانی که در خصوص روضه معمولاً شنیدید
که تو اون وضعیت که معمولاً تو نقل مقاتل هست،
غالب مقاتل اینو آوردن من دیدم
که وقتی که بچهها اون حالا توی
اِاِاِ سفر اسارت
حضرت زینب سلاماللهعلیها میبینه دارن
غذا میخورونن به بچهها،
خب ایناها حدیث از پیغمبر شنیده بودن.
شهر کوفه حدیث نبوی شنیده بودن که چقدر صدقه چیه؟
ارزشمنده. حالا دارن
تو اون حالت که اگر شما اهل مقتل و مداقه در مقاتل باشید میدونید که خیلی گرسنگی به بچهها
فشار آورده بود تا جایی که چند تا بچه تو راه از گرسنگی تلف شدن.
حضرت سجاد سلاماللهعلیه
بعد از این داستانها یه روز بدجوری گریه میکرد.
حضرت زینب سلاماللهعلیها گفت چی شده عزیز برادرم؟
گفت یادم افتاد که رقیه جانم تو بغل من نشست گریه کرد گفت برادر دارم از گرسنگی میمیرم.
این گرسنگی خیلی اذیت کرده بچهها رو.
تو این حالت مردم اومدن غذا گذاشتن بعد بعضیا حالا تو دستشونه بعضیا تو دهان دارن میخورن.
حضرت زینب سلاماللهعلیها میفرماید بریزید بیرون
صدقه بر ما حلام، حرامه.
اینو دیگه همه تو روضهها شنیدید.
چرا؟ خ--
آدم باید نسلش پاک باشه.
مال حرام، شبهناک بره تو وجودش
این دیگه میزنه خراب میکنه نسلو.
ما نسبت به اونچه که تو خونهمون میبریم
از خوراک و پوشاک و
افکاری که به بچههامون القا میدیم، جاهایی که میبریمشون، روش تربیتمون، سبک زندگیمون، همه و این همه اینها
در حال امتحان الهی هستیم.
که یکی از، اینطوری بگم خلاصهش، امتحانات سنگین الهی در رابطه با بچهست.
که جالبه بدونید زبیر که منا اهل البيت شد و سیفالله
یا سیفالاسلام، پسرش عبدالله اونو از امیرالمؤمنین جدا کرد.
وقتی امیرالمؤمنین باهاش صحبت کرد، پشیمون شد.
رفت زد به بیابون، پشیمون شد اما عبدالله دوباره برش گردوند.
گفت نه اشتباهه فلان.
حالا یه بحث مفصلی کردن اینو برش گردوند.
عبدالله بن زبیر ملعون
که جلو مختار علم شد.
بچه خیلی مهمه تو زندگی.
ما که قراره بریم زیر خاک، نسلمون قراره بمونن پای امام عصر.
لذا آقا وقتی بچههای ما رو دید بگه به به به.
ببین پدرش فلانیه، مادرش فلانیه.
انشاءالله که این چنین بشه عاقبت اون ختم بخیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد.
جلسه قبل
جلسه بعد