یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
سفر شغلی و ساعات شخصی
در سفر شغلی — چه طلبه و مبلغ، چه استاد دانشگاه، چه بورسیهٔ تحصیلی یا مأموریت اداری — این پرسش مطرح است که آیا باید عین آن ایام و ساعات فقط مشغول مأموریت بود تا سفر شغلی حساب شود، و نمیتوان به دیدن فامیل یا جای دیدنی یا امور شخصی پرداخت؟ رهبری فرمودهاند نه؛ آنچه وظیفه محول شده — حتی اگر یک ساعت برنامه باشد — همان کافی است و بقیهٔ ساعات رسیدن به شئون شخصی و خانواده اشکال ندارد.
چرا خدا امتحان میکند؟ خودشناسی نه افزایش علم حق
در خصوص قلب ممتحن چند روزی بحث فلسفی و حکمی بوده است. امروز روشن میشود چرا. اصلاً چرا خدا ما را امتحان میکند؟ برای چه ما را به این دنیا آورد؟ اگر این دنیا دار ابتلا و امتحان است چرا آورده؟ مگر او باخبر نبود انتهای کار ما به کجا میرسد؟ مگر همهٔ علم از او نیست؟ اصلاً پیش از خلقت همهٔ مخلوقات در علم خدا بوده که هر کس الیالابد چه کاره است. پس برای چه آورد؟
خلاصه آنکه برای آنکه خودمان را بشناسیم و خودمان را بسنجیم. در این امتحانات به علم خدا چیزی افزوده نمیشود که بگوید عجب، تو را طور دیگری میپنداشتم؛ چنین نیست. نه به علم خدا افزوده میشود نه به علم حجت خدا. پس کی به علمش افزوده میشود؟ خود ما نسبت به خودمان. در حقیقت آمدهایم اینجا تا خودمان را بشناسیم.
البته برخی گفتهاند یک سرش نیز این است که اگر قیامت پیش از دنیا واقع میشد و خدا میگفت برو جهنم و تو برو بهشت، همه میتوانستند اعتراض کنند: کجا؟ کی گفته؟ من کی این کار را کردم؟ یک سرش هم این است که بیاییم اعمال خود را ببینیم. اما خدا نیاز به این کار نداشته؛ قدرتش بود همانجا فیلم اعمال را نشان دهد. لکن مهم اینجاست که خودمان را بشناسیم. سر آمدن اینجا خودشناسی و نفسشناسی است.
خودسازی بر پایهٔ خودشناسی
حتماً شنیدهاید اگر کار اخلاقی دقیق کرده باشید — چه عملی چه نظری — مهمترین کار من و شما خودسازی است. به قول امام خمینی رحمةاللهعلیه کاری بالاتر از این نداریم؛ اصلاً غلط میکند کسی که خود را نساخته وسط گود بیاید — هر گودی: امام جماعت، مدیر، مسئول کانون و هیئت. اول خودسازی. خودسازی بر اساس چه شکل میگیرد؟ خودشناسی. تا کسی خودش و نفسش را نشناسد نمیتواند خودسازی کند. من کیستم که خود را چگونه بسازم؟
«مَعْرِفَةُ النَّفْسِ أَنْفَعُ الْمَعَارِفِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): شناخت نفس سودمندترین معارف است.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند پرسودترین معارف و علوم شناخت خودت است. چقدر برای این قدم برداشتهایم؟ چقدر وقت برای ریاضیات و شیمی و فیزیک و ادبیات و زبان و مسائل سیاسی و روزنامه؛ ولی برای خودمان چقدر؟ حتی برای شناخت دیگران تحقیق کردهایم فلانی چه جور آدمی است؛ خودت چه؟ خودم چه؟
أعلمکم لنفسه أعلمکم لربه
«أَعْلَمُكُمْ لِنَفْسِهِ أَعْلَمُكُمْ لِرَبِّهِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): داناترین شما به نفس خود، داناترین شما به پروردگار خویش است.
پیامبر در حدیثی نبوی فرمودهاند هر کس نسبت به خودش هر مقدار عالمتر است همان مقدار به پروردگارش عالمتر است. پیداست ربطی میان ما و خدا هست. همان حدیث شریف مولا: من عرف نفسه فقد عرف ربه. علامه حسنزاده میفرمایند تمام کتب معارف الهی را روی هم بریزی شرح این حدیث مولاست؛ حتی کل قرآن را اگر بخواهی در یک جمله جمع کنی همین است. هر کس خود را شناخت پروردگارش را میشناسد. آیا ما چقدر خودمان را شناختهایم؟
صد وجه من عرف نفسه؛ ظرفیت پایین
شگفت آنکه یکبار شاید سه ساعت یا بیشتر پس از عصر با چند تن وجوهی که علامه حسنزاده از من عرف نفسه فقد عرف ربه استخراج کرده گفته میشد؛ شاید پنج وجه گفته شد دیگر نتوانستند تحمل کنند و عقلای جمع گفتند جلوتر نرو. چرا؟ ظرف ما پایین است. یکی از وجوه — که قرآنی هم هست — این است: این رب کیست؟
«اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ» (علق/۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بخوان به نام پروردگارت.
پیشتر بحث شده. یکی از آیات:
«يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ» (ابراهیم/۴۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): روزی که زمین به زمینی دیگر بدل شود.
و نیز:
«وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا» (زمر/۶۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و زمین به نور پروردگارش روشن شود.
مگر اکنون زمین به نور غیر پروردگار روشن است؟ این چه نوری است؟ این رب چیست؟ مفسران شیعه ذیل این آیه روایات آوردهاند که به نور ربها یعنی به نور امامها. یک پرده کنار رفت: یعنی رب من و تو امام عصر من و توست؛ پرورشدهندهٔ ماست؛ اوست که ما را پرورش میدهد. این تازه یک وجه است. پس من عرف نفسه هر کس خودش را شناخت قطعاً امام و ولیاش را شناخته. مرحوم گنابادی صریحاً میگوید بگویید ولیه، بگویید امامه؛ امامش را شناخته. اگر اماممان را نشناختیم گیر در نشناختن نفسمان است. خدا امتحانات و ابتلاها را سر مسیر زندگی نهاده تا امام را بشناسیم؛ و این چگونه است قص علی هذا — حدیث مفصل از این مجمل.
انسان مثل خدا در ذات و صفات و افعال
امام عصر جلوهٔ تام همهٔ اسماء و صفات خداست. انسان تنها موجودی است — دقت کنید؛ این کلمه باب تازهای میگشاید — که در ذات و صفات و افعال مثل خداست. لذا خدا جماد و نبات و حیوان و زمین و آسمان و حتی ملائکه را آفرید و نگفت تبارک الله احسن الخالقین؛ انسان را که آفرید گفت فتبارک. هیچکس هم نبود بارکالله بگوید چون همه دون انساناند و تحت انسان تعریف میشوند.
جماد را بگو میخواهی چه شوی؟ اوج عشقش نبات شدن است. نبات میگوید آرزویم حیوان شوم. حیوان میگوید عشقم انسان شوم. انسان میگوید غایت آرزویم خدا شدن و رسیدن به خداست. هیچکدام جز انسان نمیتوانند خدایی شوند. این انسان قدرت خدا را دارد؛ اسم اعظم که در درون هر انسانی تعبیه شده همین فهم این حقیقت است.
داستان شاگرد امام صادق و اسم اعظم در آب
یکی از شاگردان امام صادق علیهالسلام هی گیر داده بود اسم اعظم چیست نمیفهمم. حضرت — چون شاگرد خوبی بود و با هر کس چنین نمیکنند — فرمود بیندازیدش در آب؛ حوض عمیقی بود. انداختند. شنا بلد نبود؛ دست و پا میزد. تا میخواست بیرون آید میگفت بزنید بیندازید داخل. چندان انداختند که به حال غرق افتاد و پنداشت کار تمام است. آن لحظه از ته وجود — آب در دهان، لفظ نمیتوانست — پروردگاری را که از ذات او جدا شده صدا زد؛ خدای خودش را. تا از درون آن خدا را صدا زد فرمود بیاورید بیرون. نجاتش دادند. فرمود فهمیدی اسم اعظم چیست؟ آن یقین وجودیات است؛ یقینی که در ذات وجود تو نهفته و وقت مشکل پیدایش کردی. اصلاً این مشکلات برای آن است که آن را پیدا کنیم. همهٔ ما اسم اعظم داریم و در درون ماست؛ چون مضطر میشویم متأسفانه پیدایش میکنیم. اینها همه وجوه شناخت در درون ماست و راه رسیدن به خدا و امام عصر. مشکلات و امتحانات الهی برای این است که این را پیدا کنیم؛ وگرنه آنسو کار مشکل میشود. قص علی هذا. انشاءالله عاقبت به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.