ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین.

السلام علیک ای داعی الله و ربانی آیاته.

سلامٌ علیکم و رحمة الله.

ما دیروز که به فضل الهی داشتیم روی این حدیث وصف مؤمنین مولا کار میکردیم.

این قسمت خیلی شنیدنیه و اعتصاماً بالله من متابعت الشهوات و استعاذه-- واستعاذت به من الشيطان الرجيم.

مقدار بحثش نیمه کاره موند.

حیف بود ازش بگذریم.

[سرفه] مخصوصاً به لسان بزرگان امثال علامه طباطبایی در خصوصش صحبتی ارائه بدیم که بالاخره این قصه اقوای آدم‌ها به توسط شیاطین به کجا کشیده میشه؟

کا-- مثلاً چه بالاخره چه باید کرد؟

راهش چیه؟

[سرفه] یه مقدار دربارش صحبت کنیم.

اولاً اون آیه شریفه الیه يسعد الكلم الطيب خیلی آیه شیرینیه.

خیلی.

با ضایفه آدم بازی میکنه.

والعمل الصالح يرفعه.

ظاهرش چیه؟

یعنی الیه به سوی خدا.

يسعد الكلم الطيب.

کلمه طيب و پاکیزه يسعد صعود میکنه الیه به سوی خدا.

قوس صعود.

و انا الیه راجعون.

[سرفه] حالا چی این رو ارتفاع میده؟

چی باعث ارتفاع این کلمه طيب میشه؟

والعمل الصالح يرفعه.

عمل صالح اینو ارتفاع میده.

یعنی این صعود رو هی ارتفاع میده میبره بالا.

خب ااا در تفاسیر چه آفاقی چه انفسي خیلی عالیه که خوبه بدونید هم حضرت علامه حسن زاده الهی رحمة الله علیه رضوان قائل به اینن که بارها ما ازشون شنیدیم تو اصوات و جلساتشون هم [نفس عمیق] از علامه طباطبایی در المیزان و جاهای دیگه دیدیم که این کلمه طيب رو گرفتن روح مؤمن.

خود مؤمنه.

این کلمه طيب، کلمه پاکیزه روح مؤمنه که صعود میکنه میره به سمت حضرت حق.

اصلاً این قابل ارتفاع نیست مگر روح مؤمنه.

که انا الیه راجعون باید برگرده به سمت حضرت حق.

و ما البته حالا عزیزان که امروز مسجد بلال بودن، ما بحث شنود و شهود رو که اونجا مطرح کردیم، یه صحبتی داشتیم در خصوص اینکه شنود مهم‌تر از شهوده.

شنود به شب میخوره، شهود به روز میخوره.

بعد عرض کردیم که حالا شنود که وقتی انسان از دنیا میره استثنائاً شنود، شنود ملکی هم داره.

یعنی تنها حسی که وقتی که از این دنیا رفتیم، یافته‌های در حقیقت یافته‌های ملکی رو هم میتونه دریافت کنه، حس شنوایی ملکوتی ماست.

بقیه دیگه نه.

یعنی با چشم ملکوتی ما رفتیم، رفتیم به عالم برزخ.

با چشم ملکوتی مون نمیتونیم ملک رو ببینیم.

ملکوت ملک رو میبینیم.

یه بحث مبسوط و به درد بخوری اگه دوست داشتید اون جلسه امروز مسجد بلال اگر کسی دوست داشت پیگیری کنه، حرفای استخون بندی خیلی محکمی بزرگان در این خصوص ارائه دادن ما اونجا گفتیم.

خب با گوش ملکوتی اما میشه صوت مادی رو شنید.

با گوش ملکوتی هم کسی رفته به اون عالم نمیتونه ببینه ملک رو.

ملکوت ملک رو میبینه.

خب اینا همه برداشته میشه.

استثنائاً فقط با گوش ملکوتی میشه صوت مادی رو هم شنید.

یعنی شما اینجا با صوت مادیت داری صحبت میکنی.

اموات ما در عالم برزخ که گوش ملکوتی دارن گوش ملکیشون دیگه از بین رفته، متلاشی شده با اون گوش صوت مادی ما رو میشناس-- میشنون.

لذا هنگام تلقین میت میگیم اسمع، اسمع، اسمع، افهم.

اول کلمه اسمع میاد.

بشنو.

خب اون اگه گوش نداره چگونه بهش میگی بشنو؟

این همیشه برقراره.

یعنی صوت مادی به شدت بیشتری تجرید میشه و [سرفه] از دهلیز گوش ملکوتی ملکوتیان رد میشه و اونا میتونن بشنون.

که اینجا اون بحث رو اونجا داشتیم.

حالا این سؤال بعد پیش میاد که چون من الان چرا این حرفو مطرح کردم؟

به این خاطر که گفتم اون روح مؤمنه که اجازه ارتفاع داره اصلاً و اساساً روح مؤمنه که اجازه ارتفاع داره.

بعد سؤال پیش میاد بالاخره مشرکین و کفار و منافقین میرن به عالم برزخ یا نه؟

بله میرن.

شنود برزخی هم دارن.

یعنی تو عالم ملکوتی که برزخه صوت مادی رو مرده‌ها میشنون.

صدای ما رو میشنون.

اما شنود عقلی و قلبی دیگه ندارن.

یعنی اونا عالم عقول، مرسلات و مفارقات یا عالم الاه و عالم اسماء که قلب عالمه، اونا رو دیگه اونا شنود ندارن.

مؤمن میشنوه.

مؤمن اون شنودهای عقلی و قلبی رو اونجا داره.

یعنی این نشونه که مو-- قل-- فقط روح مؤمن يسعد الیه إلا الله.

توجه کردید؟

الله اون عالم الاه دیگه.

به سوی الله همه میرن حتی کفار و مشرکین و منافقین هم میرن به سمت الله.

یعنی میرن به سوی اسماء جلالی البته اونا.

اما به رتبه‌های عالی نمی‌رسن.

به الله کی فقط می‌رسه؟

فقط روح مؤمن.

لذا می‌فرماید الهی است ادل کلمة طيبة.

این کلمة طيبة مؤمنه.

چی ارتفاع میده به این رجوع الی الله یا به یک معنا معراج مؤمن.

ولعمل صالح يرفعه.

حالا عمل صالح چیه اینجا؟

ما همینطوری آدمای زبان نفهمی مثل من جسارتاً بپرسی میگه آقا همین عبادت‌های معمول که داریم.

ولی نه، حکما همه بدون استثناء فرمودن که نخیر.

عرفا و حکما بر اساس روایات و آیات که حالا الان وقتش نیست بحث ما چون چیز دیگریست؛ میان اثبات می‌کنند در تفسیر انفاسی آیات از البته از تفسیر آفاقی هم استفاده می‌کنند که شأن نزول چیه ولی در تفسیر انفاسی که الان این آیه به چه دردم می‌خوره؟

همه متفق القول فرمودن این کلمه، این عمل صالحی که ارتفاع میده به صعود مؤمن، معارف حق است.

معرفته.

معرفت نابه.

یعنی عمل به عبادت بدون معرفت سی ша ارزش نداره.

لذا، لذا اونجا که فرمود و ما خلقت الجن والانس الا ليعبدون ما جن و انس رو نیافریدیم مگر برای عبادت، همشون فرمودن ای ليعرفون این عبادت یعنی یا اینکه برای معرفت.

یعنی ما شما رو خلق نکردیم مگر برای معرفت.

خدا فرمود چی؟

در کامل بهائی مرحوم میرداماد آورده دیگه.

بارها عرض کردیم این حدیث قدسی شریف رو که کنت کنزا مخفیا خدا فرمود من گنج مخفی بودم.

چه کردی خدا که آشکار بشی؟

مخفی بودی.

بعد فرمود که فاحببت ان اعرف دوست داشتم شناخته بشم.

چه کردی که شناخته بشی؟

یادتونه؟

فخلقت الخلق لکی اعرف خلق رو خلق کردم تا شناخته بشم.

پس اصلاً فلسفه خلقت شناخته.

پس شناخت، معرفت، تحصیل علم و معرفت اینجا جایگاه خودشو نشون میده.

هر عم-- هر عبادتی، هر عملی بدون معرفت فایده نداره.

تو خالیه.

اینه که ارتفاع به روح مؤمن میده.

لذا والذین اوتوا العلم درجات.

حالا همه اینا رو گفتیم به عنوان مقدمه بحث امروز که دیروز نپخته مونده بود.

اینکه تو این روایت شریف حضرت امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام می‌فرماید از خصوصیات مؤمن اعتصام به الله، از متابعت شهوات و استعاذه به خدا، به الله از شر شیطان رجم.

این شیطان رجم اونیه که، اون دشمن اصلی‌ایه که میاد چیکار کنه؟

جلوگیری کنه از صعود مؤمنه.

از این کلمه طيبة که این به صعود نرسه.

نتونه صعود کنه.

نتونه به معراج بره.

نماز می‌خونه اما معراج نیست.

از صلاة معراج المومن برای ایشون محقق نیست.

از اول تا آخر نماز توی موهومات و خیالات فاسده خودشه.

اصلاً چیزی از نماز نمی‌فهمه که سلام داده شد تموم شد نماز؟

هیچی نمی‌فهمه.

چرا؟

اون شیطان اومده.

شما شاید اینو زیاد شنیده باشید از دیگران.

چیزی گم کردی نماز بخون پیداش می‌کنی.

[خنده] این واقعیت داره‌ها.

اصلاً کار شیطانه.

امتحان کنید اگه چیزی گم کردید وایسید نماز خوندن یادتون میاد.

چرا؟

شیطان میاد- شیطان نمی‌تونه- شیطان نه اتفاقاً شیطان میاد یادت میندازه.

اون میاد که تو رو، یاد تو رو منصرف کنه از یاد حق.

توجه کردید؟

ما دیروز گفتیم که اذا قرأت القرآن فاستعذ بالله من الشيطان الرجيم.

وقتی قرآن دست می‌گیری استعاذه بجوی به خدا از شر شیطان.

یعنی الان شیطان میاد.

اتفاقا وقتی نماز می‌خونی شیطان میاد.

حالا ما باید چیکار کنیم بالاخره چه خاکی به سرمون بریزیم بالاخره بزرگان در خصوص این موضوع بالاخره این تک زده به ما و میزنه شیطان، پاتکش چیه؟

[سرفه] من استفاده می‌کنم با اجازه شما از همین رساله سیر و سلوک حضرت علامه طباطبایی.

ده دقیقه بحث ما هم رفت هنوز تازه اول بحثه.

[سرفه] از اینجاش که سر فصلش هست اظهار عجز شیطان از اغواء مخلصین.

فرمایش ایشونه.

اول اینکه به نص کریمه شیطان را بر ایشان سلطه و قدرتی نباشد.

بر کیا؟

مخلصین.

فبعزتك لا اغوينهم اجمعين الا عبادک منهم المخلصین.

قسم یاد کرده به عزت حق که من همشونو اغواء می‌کنم مگر مخلصین رو.

پس از الان همین الان سؤال ما جواب داده شد.

اون پاتک چیه که ما باید بزنیم در برابر تک شیطان؟

ما چگونه می‌توانیم از اغواء شیطان در امان باشیم؟

باید مخلص باشیم.

هیچ راه دیگه‌ای نداریم.

حالا اینو یه مقدار همه فهم‌ترش کنیم.

تو یه فرمایشی یادمه حضرت آقا توی نماز جمعه‌ای یادمه خیلی سال‌های پیش فرق مخلص با مخلص رو گفتن.

چرا اینجا نمی‌فرماید مخلصین هم، فرمود مخلص.

مخلص کیه؟

کسی که خالص شده اسمش رو خودش.

از شوائب خالص شده.

خودش رو خال-- خالص کرده.

بخ-- برای خدا نماز می‌خونه.

برای خدا عبادت می‌کنه.

برای خدا نفس می‌کشه.

همه کارش خالص شده، نه برای غیر خدا.

اما توقع-- پاداش داره یا نداره؟

مخلص داره.

مخلص داره.

توقع داره که خدا اون رو به جهنم نبره و به بهشت بره.

مخلص اینو نداره.

مخلص هم خالص کرده خودشو اما به قدری غرق در ذات حضرت حق شده که دیگه اصلاً هیچ توقعی از حضرت حق نداره.

او فقط خدا رو می‌خواد و خدا.

یعنی شوقاً الی الله، شوقاً الی الله، شوق، شوق داره.

شوق دیدار خدا رو داره.

لذا مثل امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام که اوجش شده.

آفرین.

عبادت تجار داریم، عبادت بردگان داریم، عبادت احرار داریم.

اون که از جهنم می‌ترسه عبادت بردگانه.

مولا فرمودن دیگه.

اون که از شوق به بهشت داره عبادت تجاره، بازرگانه.

اون که نه اصلاً عبادت احراره، آزادگان از قید و بند آزادن.

اصلاً به عشق خدا نماز می‌خونن.

برای چی نماز می‌خونی؟

نمی‌دونم دلم، اصلاً دلم میگه بخون.

برای چی رفتی زیارت امام حسین؟

دله آقا دله.

برای چی نداره، دله.

من دنبال چیزی نبودم که رفتم پیش خ-- عشقم آقاست.

ببینید این خیلی با زبان همه فهم انسان متوجه می‌شه یعنی چی.

که اون دیگه غرق در خدا شده.

حالا عالی‌ترین مرتبه‌ش در امیرالمؤمنین محقق می‌شه که می‌فرماید چی؟

نماز صلاة که سوختن درشه.

این زیارت خداست.

الله اکبر.

برای چی میری زیارت؟

دلم می‌خواد.

برای چی نداره دلم دوست داره خدا رو.

دلم تنگ شده نماز می‌خونم.

الله اکبر.

این نگاه رو ببینید تا با اینکه برای چی نماز می‌خونی؟

برای اینکه چوب نخورم، برای اینکه جهنم نرم، برای اینکه برم بهشت، برای اینکه اینو بگیرم از خدا، اونو بگیرم.

حاجت دارم آقا، حاجت دارم نماز می‌خونم.

الله اکبر.

پس باید مخلص شد.

ما به زبان همه فهم هم عرض کردیم مخلص یعنی چی دیگه.

ادامه‌ش فرمایش حضرت علامه است.

و بدیهی‌ست که این استثناء تشریعی نبوده.

دیروز عرض کردیم استثناء الا المخلصون الا عبادک منهم المخلصون این تشریعی نیست بلکه از جهت عدم قدرت شیطان است از فریب ایشان.

یعنی اصلاً شیطان نه-- این طور نیست که بگی تشریعا، اصلاً نمی‌تونه اینا رو اغوا کنه.

چون مخلص لله خودش را برای خدا خالص نموده و هر چیزی که می‌نگرد خدا را می‌یابد و مشاهده می‌کند.

اینجاش خیلی عالیه و شیطان به هر قسم و کیفیتی بر ایشان ظاهر شود باز به نظر الهی در آن شیء نظر می‌کند.

در همون شیئی که شیطان به وسیله اون شیء اومده اینو اغوا کنه به همون شیء یا حتی به خود شیطان هم به نظر الهی نگاه می‌کنه.

چگونه به شیطان؟

به شیطان چگونه به نظر الهی نگاه می‌کنه؟

اونم کلمة الله می‌بینه.

شیطان مگه کلمة الله نیست؟

مگر مظهر اسم مبدل حضرت حق نیست؟

هر چیزی مظهری داره، یه مجرایی داره، اسماء الهی مجرا دارن مجریش اونه.

به این چشم نگاهش می‌کنه نه که تبعیتش بکنه.

اما اصلاً او رو هم که می‌بینه م-منظور و نظر اینجاست یاد خدا می‌کنه.

حالا کسی که نگاهش اینطوری شد هرچی ببینه نمیگه ما رأیت الا جمیلا.

میگه یا نمیگه؟

هرچی دیدم زیبایی دیدم چون همش جلبات الهیه رو دیدم.

ان الله شاء ان یراک قتیلا.

حسین جان خدا خواسته تو رو کشته ببینه.

پس چرا زیبا نباشد؟

توجه کردی؟

اصلاً نگاه‌ها منقلب می‌شه، عوض می‌شه.

[صدای محیط] پس باز به نظر الهی در او نظر می‌کند و استفاده می‌نماید و ایمانشان تقویت پیدا می‌کند.

یعنی هرچی شیطان به اینا میاد رجوع می‌کنه، ورود پیدا کنه به این‌ها، ایمانش منتها قوی‌تر می‌شه.

لذا از اول پیش این سلسله از بندگان اعتراف به عجز و ناتوانی نموده و صفر انداخته از شیطان.

گفته آقا من اینا رو نمی‌تونم.

والا شیطان ذاتش برای اغوای بنی آدم است.

اصلاً شیطان برای این اومده دیگه.

ذاتش برای اغوائه.

اما همونجا صفر می‌ندازه میگه اینا رو نمی‌تونم.

کسی نیست که دست رد به سینه احدی بگذارد شیطان.

کسی نیست که دست س-- رد به سینه کسی بزنه.

هرکی رو بتونه اغوا می‌کنه.

و به کسی رحم نماید.

رحم و مروت بردار نیست شیطان.

به هیچکس رحم نمی‌کنه.

اگه گفته اینا رو نمی‌تونه اینا رو مثلاً من کاری با اینا ندارم یعنی نمی‌تونم.

نه اینکه مثلاً بگن خب حالا اینا رو فعلاً صرف نظر می‌کنیم.

نه، اصلاً نمی‌تونه.

منظور اینه.

[صدای محیط] این اولاً علامه می‌فرماید.

دوم اینکه این گروه از محاسبه محشر آفاقی و حضور در آن عرصه معاف و فارغ هستند.

بعد میره سراغ آیاتی که تو موضوعات دیگه نه فقط موضوع ورود شیطان مخلصین رو معاف می‌کنه.

که دیگه اونا مشخصه دیگه مخلصین اصلی خود آل الله‌اند.

اصلاً ما به گردشون هم نمی‌رسیم.

ما فقط می‌تونیم قدم جای پای اون‌ها بگذاریم و خودمون رو شبیه به اون‌ها بکنیم.

مثل آیه و نفخ في الصور فصعق من في السماوات ومن في الارض الا من شاء الله وقتی در صور دمیده می‌شه یه سعق، سعقه‌ای.

آن که در آسمان و زمینه همه فریادی می‌زنن.

فریاد می‌زنن.

شیحه‌ای می‌زنن.

سیحه‌ای می‌زنن.

الا من شاء الله.

مگر اون کسی که خدا بخواد.

اونا کیا؟

همین مخلصین.

یا يوم ينفخ في الصور ففزع من في السماوات ومن في الأرض.

روزی که در صور دمیده می‌شه همه می‌ترسن.

هر کسی که در آسمان و زمینه می‌ترسه الا من شاء الله.

مگر کسی که خدا بخواد.

اونا باز همین مخلصین.

فانهم لمحذرون الا عباد الله المخلصین.

همه حاضر می‌شن برای حساب و کتاب.

مگر یه عده کیا؟

مخلصین.

یعنی تا کجا میرن بالا؟

یعنی تا جایی میرن که حتی حساب کتابم دیگه اینا پس نمیدن.

بی حساب و کتاب.

اصلاً محشر بردار نیست اینا دیگه کارشون.

محشر چیه؟

خودشون محشر، خودشون قیامتن.

هرکس به اینا برسه قیامتش به پا شده.

مثل اینکه شما میری حرم قیامتت به پا نمی‌شه؟

مگه نفرمود نحن موازین القسط.

مگر پیغمبر عزیز عالم این دو تا انگشت مبارکش رو به هم نچسبوند؟

این دو تا انگشت اشاره دست راست و چپ رو به هم به این شکل چسبوند و فرمود انا والقیامة كهاتین.

من و قیامت.

حالا به نظر بنده حقیر اون مخاطب پیغمبر اون لحظه کل الناس علی قدر عقولهم دیگه.

به قدر عقل اونا حرف زد و الا نمی‌فرمود مثل این دو تا انگشت چسبیده به هم این.

بلکه می‌فرمود انا القيامة.

مثلاً می‌فرمود قیامت منم.

دیگه اونا قیامت بردار و محشر بردار و حساب کتاب بردار نیستن.

مخلص، اونا دیگه درجات عالین.

ما باید اونا رو ببینیم.

بعد نگیم که آ اون‌ها مگه ما می‌تونیم؟

بله ما نمی‌تونیم اون‌ها باشیم اما می‌تونیم شبیه به اون‌ها بشیم.

این شباهت رو هم کوچولو بگم که بیست دقیقه ما وقتش تموم شد.

شباهت یعنی قبلاً هم عرض کردم تشبه به الله یعنی تلبس به اسماء الله.

یعنی اسماء الهی در ما پیاده بشه که معنای قرب یعنی همین.

نماز می‌خوانم قربتا الی الله.

این الله اسم جامعه دیگه.

قرب به الله یعنی چی؟

یعنی الله در من پیاده بشه.

همه اسماء درونن.

یعنی اسماء الهی در من پیاده بشه.

یعنی اگر خدا الرحیمه منم الرحیم منم رحیم بشم.

اگر اون الرحمنه منم رحمان بشم.

رحیم به خواص محبت داره.

من به خواص، به اهل ایمان محبت بیشتری نشون بدم.

رحمان دلسوز همه است.

به همه دلسوزی کنم.

توجه کردین پیاده شدن یعنی چی؟

اگر خدا الکریمه منم کریم باشم.

اگر خدا الستاره منم ستار باشم.

اگر خدا مثلاً الوها به بخشنده است منم وهاب باشم.

اگر خدا العلیمه منم علیم باشم.

این یه قسمت کلیه دیگه.

کل اسماء رو آره این، این می‌شه تشبه به اله که تو مسیر ولایت کلیه می‌شه تشبه به اهل بیت.

همون لباس اسماء الهی رو پوشیدن.

همون قربتا الی الله.

همون اصلاً ولایت یعنی همین.

به میزانی که این اتفاق در ما رخ داده یعنی لباس‌ها رو ما به تنمون کردیم، به همون میزان که ما شبیه اون‌ها شدیم ما ولایت داریم و بعد و قرب ما نسبت به آل الله اون اینطوری مشخص می‌شه.

وزن کشیمون اینجا معلوم می‌شه.

وزن ما چقدره.

متوجه شدین؟

این بحث بود که مقدار دیروز فرصت نشد حیفم اومد نگیم.

آره.

والحمد لله رب العالمين صلوات خد کنید.

الله الله محمد آل.