ددرس‌گفتارها

[سخنگوی 1] و آله و سلم.

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

قسمتی بعدی که در روایت شریفی که مولامون امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام پیرامون وصف مؤمنین فرمودن که دیگه انتهای روایت هم هست.

می‌فرماید و اعتصاماً بالله چنگ بندازید به-- یعنی مؤمن آدمی‌ست که کارش اینه اصلاً.

صفتش اینه.

یعنی در درونشه.

جزء لاینفکشه که چکار می‌کنه؟

اعتصام بالالله داره، چنگ انداخته به الله.

اونم به الله دیگه.

الله اسم جامعه.

یعنی به یکی و دو تا و یک درجه و دو درجه و این‌ها قانع نیست.

چون یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله.

همونطور که قبلاً عرض کردیم فقر ما با الله برطرف شدنیه.

یعنی با یه دو جر، دو جر، سه جر اینا نه.

دریای لایتناهی وجود که ظهورش شده اسم الله تمام ملکات و کمالات حضات حق در الله ظهور کرده، اون فقر انسان رو باید برطرف کنه.

شوخی نیست.

بعد حالا ما یه جوره می‌خوریم می‌گیم بسمونه سیر شدیم.

یه زیارت می‌گیم دیگه بسه دیگه نماز بسه.

یعنی اعتصام به الله.

چنگ بندازی به الله.

نمازم که ما می‌خونیم اگه بگیم قربتا الی الرحمن، الی الکریم، الی الحکیم، درسته؟

باطله.

الی الله.

اینا همش نکته‌ست.

خود اهل بیت علیهم الصلاة والسلام تاکید دارن دیگه.

یه روایت شریفی داریم که حالا مضمونش اینه که «علیکم بالدرایات لا بالروایات» بر شما باد بر درایت تو احادیث ما.

یه حدیثو درایه بازش کنی.

ببین منظور ما از این حرف چیه؟

باواطن این حدیث رو باز کنی بشکافی، ربط این کلمات و این‌ها رو با هم بتونی بسنجی، منظور چیه این‌ها؟

به مراتب بسیار بالاتر از اینه که هزاران روایت رو بیان کنی.

این قشنگی کاره.

که آدم بتونه مثلاً یه م-م-حديث شریف من عرف مولا رو بگه چهارصد جلسه سرش بشینه.

واقعاً هم در میایه‌ش انقدر هست‌ها.

معرفت نفسه دیگه شوخی نیست که.

تا اینکه بخوای هی هر جلسه بیای یه حدیث جدید و فقط متن حدیثو بگی و بری.

البته این ااا عرض شود منظور ما آب گرفتن به قصه نیست که بعضیا آب می‌گیرن، آبدوخیار درست می‌کنن.

اصلاً اون مایه رو از دست میدن.

ب-- این صحبت مایه نداره.

یه چهار تا داستان و قصه و حکایت چاشنی بحث می‌کنن اصلاً بحثم خارج میشه.

نه.

یه بحث دقیق.

الان ما بحثمون اصلاً این نبود.

بحث ما الان من متن رو بخونم [خنده] متوجه میشید همون بحثی که قبل جلسه داشتیم و آقای دولابی اگر جلسه‌ای از دستت در رفت بدون صاحب داره الان خودشو نشون داد.

ببینید جمله اینه و اعتصاماً بالله از صفات مؤمن.

من متابعة شهوات.

از مهم‌ترین خصلت‌های مؤمن اینه که به الله چنگ میزنه که از تبع-- از اون متابعة شهوات در امان باشه.

حالا شهواتو کی میاد تحریک می‌کنه؟

ما در وجودمون قوای تحریکی داریم، قوای ادراکی داریم.

کی اینا رو برانگیخته می‌کنه؟

به یکباره که برانگیخته نمیشه.

یک موجود بیرونی خارج، خارج از متن وجود ما میاد اینا رو برانگیخته می‌کنه.

اصطلاحاً به اون میگیم شیطان.

لذا بلافاصله حضرت می‌فرماید و استعاذتم.

یعنی اینم فقط به تنهایی فایده نداره‌ها.

هی خودتو بکوبی و خودتو له کنی و خودتو اذیت کنی و بعضیا تفریط و افراط و این‌ها زیاد افراطی عمل می‌کنند یا تفریطی.

و استعاذه بهی از اون شهوا-- از اون شهوات استعاذه بجویی.

ب-ببخشید به الله.

استعاذه بجویی بهی به الله.

یعنی پناه ببری به الله، اونم به الله که همه فن و فنه ها رو همه رو بلده.

فوت و فن‌ها رو بلده.

اونه که فقط می‌تونه از پس شیطان بربیاد.

اگر همه انبیا، اولیا، بزرگان همه براومدن به عنایت الهی براومدن.

الا ما رحم ربی.

تا خدا رحم نکنه نمیشه.

ان النفس لأمرة بسوء.

اون لامش هم تأکیده.

یعنی قطعاً امر می‌کنه بسوء، به بدی این نفس.

الا ما رحم ربی.

پس اعتصام باید به الله باشه.

ب-- یعنی خود رو، خود رو همینجوری به خودت راه بیوفتی به هیچ جا نمی‌رسی.

تو زمینم می‌خوری.

چرا؟

میگن استاد داشته باش.

پشت سر یه حکیم جامع الاطراف راه بیفت.

معلم استخون‌دار و راه بلد داشته باش که اونم همینجوری دستش به دست یه بزرگیه همینجوری تا امام عصر و اونم دستش به دست خداست.

خداست و داره خدایی می‌کنه.

الوهیت نظام خیلی مهمه.

حالا یه بحث، یه وقتی داشته باشیم خیلی دوست دارم یه فرصتی که همه-- الانم فرصت خوبیه.

همه از زیارت برگشتین حالتون خوش و خوب و فضا، فضای منقلب و خوبیه اما بحثمون چون چیز دیگه‌ست در خصوص اون فرمایش حضرت زهرا صلوات الله علیها که واقعاً جرأت و جسارت می‌خواد.

این جرأت و جسارت از کجا میاد؟

تو حدیث کسا که وقتی پیغمبر عزیز عالم به حضرت زهرا عرض می‌کنه که [نفس عمیق] من تو وجود خودم یه ضعفی رو احساس می‌کنم.

[سرفه] بلافاصله حضرت زهرا فرمودن چی؟

أَعِيذُكَ بِاللهِ يا أَبَتَ مِنَ الضَّعْفِ.

تو رو پناه دادم به الله ای پدر از این ضعف.

با کسی که تمام مراتب قرب رو رفته پیغمبر عزیز عالم دیگه.

ها؟

رفته تا عالی‌ترین مراتب.

قاب قوسین أو أدنی.

از نزدیک شدن از دو لب کمان هم نزدیک‌تر.

حضرت زهرا با چه جسارتی او رو پناه میده به خدا.

اصلاً [سرفه] почему پیغمبر به حضرت زهرا- آفرین.

عرض می‌کنه که من ضعف دارم.

احسن.

پیغمبر چرا به حضرت زهرا میگه؟

اون مقام اون رو ببینید که چی هست که پیغمبر بهش- آفرین.

حالا این یه بحث شیرینیه.

یه وقتی انشاالله جدایی از این بحث با هم داشته باشیم.

أَعِيذُكَ بِاللهِ، به الله يا أَبَتَ مِنَ الضَّعْفِ.

الله اینجا خیلی-- الوهیت نظام.

یعنی پیغمبر رو پناه میده حضرت زهرا به الوهیت نظام هستی.

هیچکس مستغنی نیست.

خداست و خدایی می‌کنه عالمم اطوار وجودیه حق‌اند.

آن و آن خدا داره تجلی می‌کنه.

حالا توی این گیر و دار بحث اینجا بود.

برگردیم به بحث.

اون چیزی که از بیرون ما رو تحریک می‌کنه که این شهوات برانگیخته میشن یعنی از حد خودشون عدول می‌کنن.

اصطلاحا میگیم شهوت.

شهوت هم فقط غریزه جنسی نیست.

میشه کسی شهوت صحبت کردن داره، شهوت خوندن داره، شهوت معروفیت و مشهوریت داره و امثالهم.

این چی از بیرون میاد برانگیخته می‌کنه؟

شیاطین.

که اون اصلیشون ابلیسه و بقیه صدنه و خدمه‌شن.

اینه.

لذا بلافاصله می‌فرماید و استعاذتم بهی، به خدا استعاذت رو برگرد پناه بجوی به الله من الشيطان الرجيم.

این فرمایش معلاست که حالا گفتم کل مطلبو بخونیم.

بعد میبینیم که همون و اعتصام بالله یه دفعه ما تو الله یه دفعه ما رو متوقف کردن.

گفتم که بحث انگار چیز دیگه‌ای شد.

بحث استعاذه به حضرت حق از شر شیاطین که برانگیخته می‌کنند شهوات رو.

حالا اگر کسی به نظر شما بتونه شیطان خودش رو تر-- شیطان بیرون از خودش رو تربیت کنه، اگر شیطان بیرون از خودش رو تربیت کنه مثل پیغمبر دیگه.

بله.

روایتی داریم.

بله.

بله خودشون فرمودن که من اِاِاِ اسلمت و-- اسلمت شیطانی به یدی.

اگر به یدی من شیطان وجود خودم رو به دست خودم مسلمون کردم.

یعنی رامش کردم.

تسلیمش.

اینجا اسلام بحث تسلیمه دیگه.

امیرالمؤمنین علیه الصلاة و السلام یه روزی فرمود می‌خوام برای شما یک ترجمه‌ای رو از اسلام بکنم که تا حالا اهدی نکرده.

همه چشم‌ها چهار تا شد و همین جمله رو فرمود از الإسلام هبت تسلیم.

[نفس عمیق] برعکس امثال من که ما فکر می‌کنیم فقط خم و راست شدن و یا همینه.

در صورتی که قل إن كنتم تحبون الله فاتبعوني يحببكم الله.

اگر ادعا می‌کنید که خدا رو دوست دارید تبعیت منو بکنید حالا يحببكم الله.

اون موقع خدا عاشق شما میشه.

این تبعیت خیلی مهمه.

که فقط [نفس عمیق] اه Islam به خم و راست شدن نیست.

تسلیمه.

اون فرمایش امام صادق صلوات الله علیه خاطر شریفتون باشه بفرمایید.

فرمودن که از حضرت سؤال کردن که آقا شما فرمودید ولایت ظاهر و باطن داره یا صلوات ظاهر و باطن داره.

خب این ظاهر و باطنش چگونه است؟

حضرت اشاره به همون آیه إن الله و ملائكته يصلون على النبي کردن.

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ.

خب این صَلُّوا عَلَيْهِ میشه چی؟

ظاهر، بدنه.

بدن ولایته.

ظاهر ولایته.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرج-- حالا اینو گفتیم تمامه؟

نخیر.

صَلُّوا عَلَيْهِ این درسته.

و يسلموا تسليما.

باز يسلموا تسليما ها.

یعنی تاکید می‌کنه که یعنی دو قبضه شش قبضه چه عرض کنم.

قبضه.

سلم.

سلموا تسليما.

امر که هست تاکیدم داره.

اون حضرت فرمود باطن ولایته و اون هبت تسلیم.

تسلیمه.

یعنی کسی التزام عملیه به ولایت کلیه داشته باشه.

این میشه حقیقت ولایت.

که الان بحثی که شما تشکıl داشتید دوستان می‌گفتن بعضیا میگن مثلا ما الان رفتیم زیارت اربعین نماز می‌خوایم چه کنیم و امثالهم.

اینا اصلا اسلام نیست.

اینا اسلام من درآوردیه.

یکی از بزرگ‌ترین شرفی که خدا به ما داد و ما رو مشرف کرد به اون تاج، در زمانه‌ای ما رو به این دنیا آورد که بزرگان جامع الاطرافی مثل حضرت امام، مثل رهبر عزیزمون، مثل امثال علامه حسن زاده‌ها این‌ها هستن که برای ما، ما رو نجات بدن از اسلام آمریکایی، اسلام‌های من درآوردی و امثالهم.

ما وقتی میریم تو متن اسلام متوجه میشیم که متن اسلام یه چیزه.

وقتی دقیق میشیم ذره‌بین طهارت نفس بزرگانمون میگذارن و ما به تبع اون‌ها میبینیم قضایا رو متوجه میشیم که ترجمه‌هایی که از این متن داره میشه بسیار متفاوته.

یه جامع الاطراف میخواد درست این ترجمه رو برامون بیان کنه.

و الا همین قرآن رو شما درست نریز جلو اگر فاستعذ بالله نباشه، اون آیه نود و هشت سوره نحل [دیالوگ خارجی] وقتی قرآن میخونی [دیالوگ خارجی] دوباره به الله [دیالوگ خارجی].

آقا دارن قرآن میخونن.

قرآنه.

مگه نمیگن قرآن فراری میده شیاطین رو؟

چرا میگه فاستعذ بالله من الشيطان الرجيم؟

بر عکسه ها.

دقت کردی؟

میگن قرآن بخون شیاطین فرار میکنن.

پس میگه چرا اینجا داره قرآن داره میفرماید اذا فإذا قرأت القرآن وقتی تو نشستی قرآن بخونی فاستعذ بالله من الشيطان الرجيم تو فرار کن به شیط-- به خدا از شر شیطان.

اینا با هم جور در نمیاد که نگاه ما برعکس اینه که.

این اشتباهاییه که برای ما بعضی موقع‌ها تو کله ما کردن.

همین منبری‌ها و امثال من تو لباس پیغمبر.

خود صریح آیه قرآن میفرماید کی شیطان سراغ ما میاد؟

اصلاً خودش به خدا فرار-- عرض کرد دیگه.

به خدا گفت کی میرم سراغشون؟

لا أقعدنهم صراطک المستقيم.

درسته؟

لا أقوینهم- نه، لا أقعدنهم.

من کمین میزنم به اون‌ها.

اون لا أقوینهم یه آیه دیگه‌ست.

فبعزتك لأغوينهم أجمعين.

نه.

لا أق-- میگه من- قعدن.

آره من اینها کمین بهشون میزنم.

کی؟

صراطک المستقيم.

تو صراط تو.

مثلا کاری به بیرون از صراط ندارم.

هرکی دم از علی میزنه سراغ اون میرم.

هرکی رفته اربعین و برگشته میرم اول سراغ اونا.

تو نماز میاد سراغ.

آفرین.

تو نماز.

اینا خودش نکته‌ست ها.

که ما فکر میکنیم همین که دیگه مثلاً زیارتی رفتیم و لباس دین به تن کردیم و فلان دیگه امانیم از شیطان.

اتفاقا برعکس.

شیطان اگر یه کسی که مثل من تو لباس پیغمبره تو زمینش بزنه، علمی که دست گرفته رو زمین بکوبه خیلی براش بهتره تا یه آدم دیگه معمولی یا آدم سر کوچه‌ای رو ببره.

اصلاً کاری به اون سر کوچه‌ای نداره.

به ماهایی که مدعی دین هستیم اتفاقا.

کسی قرآن دستشو گرفت.

همین که قرآن دست گرفتی اون موقع شیطان میاد سراغت.

رفتی تو هیئت رفتی تو حرم سید و شهدا اتفاقا همونجا شیطان میاد سراغت.

بارها اینو عرض کردیم.

نکته مهمیه.

بچه هیئتی‌ها، مسجدی‌ها، مذهبی‌ها توجه ندارن به این نکته.

خودم هم جزوشون.

ما قبلاً اینطوری فکر نمی‌کردیم.

فکر می‌کردیم تو حرم امام رضا شیطان نیست.

اتفاقا اونجا بیشتر از همه جا هست.

توی وادی تور که حضرت موسی چهل شب رفته بود آیا وادی ایمن نبود؟

آیا فخلع نعلك نبود؟

إنك بالواد المقدس طوى نبود؟

این وا-وادی مقدس رو مگه نفرمودن کربلاست؟

تفاسیر گفتن اونجا که تو قرآن فرمود که کفشتو بکن، حضرت موسی هم فرمود کفشتو بکن.

تو وارد وادی مقدس شدی.

ظاهراً تو قرآن میخونی میگن مثلاً کوه تور رفته مناجات رفته زائر کربلا بشه، زائر امام حسین بشه.

میگه بکن کفش-- البته اون باید تعبیر بشه فرمودن اون فخلع نعلك یعنی بکن از تعلقاتت.

تعلقاتتو بزن کنار.

در برابر حسین بن علی خوار باش سرتو بنداز پایین.

حالا بحث فعلاً اینجا نداریم.

بحث اون چیز دیگه‌ست.

[نفس عمیق] خب مگر همونجا در حین مناجات با خدا شیطان رو ندید؟

در کوه تور.

و وعدنا موسی ثلاثین الليلة وأتممناها بعشر.

چهل شب شوخیه مگه؟

فتم میقات ربه أربعین الليلة.

خب این میقات رب شوخی نیست.

یعنی بالاترین مراتب قربه.

یکی از بالاترین مراتب قربه.

اونجا هم شیطان اومده.

توجه کنیم به این.

اونجا هم شیطان که بعد حضرت موسی باهاش مهاجره میکنه.

میگه آخه نانجیب ملعون اینجا هم تو دست-- گفت من تو مقام قرب از جدت آدم دست برنداشتم از تو بردارم؟

ما فکر میکنیم که مثلاً یه مقدار رنگ و بوی دین و اینها گرفتیم دیگه قصه تمومه.

حالا این کتابی که جلو منو میبینید، این کتاب سیر و سلوک حضرت استاد علامه طباطباییه.

چند جاشو من آماده به این علامت گذاشتم.

آماده کردم که در خصوص همین شیطان و نحوه رجوعش، ورودش به بندگان خدا و اینها آماده کرده بودم مطالبی بگم.

وقت ما در حال اتمامه هنوز از این کتاب حرف نزدیم.

اینی که عرض میکنم رزق جای دیگه‌ست و [آیه قرآن] و اینکه تبرک جلسه بیشتر بشه بالاخره قلم ایشون قلم خاصیه علامه.

یه بخشیشو براتون میخونم، کیف کنید، لذت ببرید.

در خصوص ابلیس و جنود انسی و جنی او.

میفرماید وقتی باید سالک بر این نکته واقف باشد که از ابتدای سیر و سلوک موانع انسی یعنی انسانی و شیطانی بر او زیاد است.

یعنی از همون اول که تو نیت می‌کنی شروع کنیا ما فکر می‌کنیم که نه، دیگه هم که شروع کردیم به سیر و سلوک دیگه راحت شدیم و خلاص شدیم.

نه، اصلاً همون اول میگه زیاده.

هم جنیش هم انسیش.

امتحان کنید.

تو یه جمعی همه دارن لودگی می‌کنن، اراجیف میگن.

شما بشین یهو بگو آقا راستی من یه حدیثی امروز دیدم از امام علی.

اگه جرات و جسارتشو داری تو اون جمع همچین حرفی بزنی، براتون بخونم ببینم نظرتون چیه.

اگر-- من به شما قول میدم اگر اکثرشون پا نشدن برن میگن خب کاری نداری آقا صحبتت چیه؟

خداحافظ شما.

اصلاً نمیشینن پای بحث.

یا میگن وا حالا چه وقتی بود یا اصلاً تو داره ظاهراً تو رو نگاه می‌کنه قوه خیالش جای دیگه‌ست.

اصلاً با تو نیست.

این شیطانه، شیطون نمیذاره.

میان مراجع– ورود می‌کنن براتون نمیذاره.

این یک.

ولی چون از این عالم یعنی اسلام و ایمان اکبر که اینا رو قبلاً تو سیر بحث علامه توضیح داده که عوالم چند تا‌ن و به چه صورت‌اند.

اسلام و ایمان اکبر و کشته شدن بگذرد یعنی از این عوالمی که ما تا حالا حرف زدیم ازشون بگذرد، ابتدای کفر اعظم و نفاق اعظم است.

یه بار دیگه می‌خونم چشم‌هاتون چهار تا شد.

باید هم بشه.

ببینید یک انسانه، جامع الاطرافه، انسان شناسه، با نگاه قرآنی ببینید چی داره به من و شما میگه.

دقیقاً برعکس چیزی که تو ذهن ماست.

می‌فرماید ولی چون از این عوالم، حالا اون عوالم چه عوالمیه که من برای شما بگم.

این باید رساله رو بخونید ببینید چه عوالمی رو ایشون اسم برده که در سیر و سلوک باید اینا رو رد کرد.

یعنی اسلام و ایمان اکبر، اونم ایمان اکبر نه کبیر و کشته شدن بگذرد.

کشته شدن رو هم گذشته.

اون قتل فی سبیل الله.

در راه خدا کشته شده.

کی کشتش؟

کشته شده.

چه کار داری کی کشتش؟

می‌تونه به دست دشمن کشته شده باشه.

ولی اینجا منظور نظر چیه؟

خودش به دست خودش خودش رو کشته.

یعنی نفسش رو کشته.

یا ایها الانسان.

یا موتو قبل ان تموتو.

موتو قبل ان تموتو.

یه آیه ای هم دیروز قرائت کردیم.

آیه صد و سوره نساء که [آیه قرآن] گفتیم اینجا نظر حضرت امام چیه؟

کسی که میره به دیدار امام که گفتیم این مهاجر رو تفاسیری که ما دیدیم از تفاسیر روایی، روایات ذیلش آوردن که منظور دیدار امامه، ظاهر امامه، کسی که قصد امام می‌کنه مهاجره.

فلیرحل عنی سید الشهدا فرمود.

چنین کسی اگر یدرک الموت حضرت امام نظرشون چی بود؟

که این منظور اون صرفاً موت اجباری ظاهری نیست که طرف انالله اناله کارش تموم شده، نه.

مو-موت نفسه.

نفسش رو کشته.

لجام زده به نفس.

اینجا حالا اینو گفتم اون چه مقامی داره که بعد می‌فرماید فق-فقط وقع أجره على الله.

خدا، الله فقط می‌تونه اجر اینو بده.

خب اینجا می‌فرماید که این کشته شدن رو هم بگذره تازه یعنی به این مقام حتی رسیده باشه تازه ابتدای کفر اعظم و نفاق اعظم است.

چرا؟

به جهت وجود ضد.

وجود ضد البته بسیار وجودش مقتنمه که احسن.

باعث رشده.

نباشه چه رشدی؟

اگر ضد نباشه چه رشدی؟

اگه شب نباشه روز معنا پیدا نمی‌کنه.

اگر ظلمت نباشه نور چیه؟

درک کردید؟

شر نباشه خیر رو چگونه ما بفهمیم؟

اگه جهنم نباشه ما چگونه ارزش بهشت رو-- اگه شمر نباشه چگونه ما امام حسین رو-- خب حالا می‌فرماید که ادامه‌ش.

ابتدای کفر اعظم و نفاق اعظم است و در این وادی دیگر جنود شیطان را، دیگر جنود شیطان را قدرت بر غلبه و دسترسی به آنجا نیست بلکه خود شیطان اعظم، الله اکبر.

واقعاً در حد و اندازه من نیست این حرفا ها.

اینا رزق شماهاست.

میگه وقتی به اینجا رسید دیگه اون جنود شیطان، اون شیطانک، اون چی میگن؟

شیطانک‌ها اونا دیگه کار-- از دستشون-- کی میاد اینجا؟

مثلاً بی‌خیالت میشن؟

سراغ علی بن موسی.

آفرین.

خود شیطان اعظم که رئیس ابالسه است راه را بر سالک خواهد گرفت.

دیگه شما بخونید میگه خود، تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

مثل اون ماری که اومد امام سجاد رو در حین نماز اذیت کنه.

اصلاً روایتشو قبلاً همینجا گفتیم.

ببین به انسان کامل هم اونا نمی‌خوان رحم کنن به ما بکنن؟

اهمیت این فرمایش مولا‌ست ها که فرمود که مؤمن برای اعتصامی به الله داره.

استعازه به الله داره از هم شهوات و تابع شهوات و هم شیطان رجم.

بعدم تاکید می‌کنه شیطان رجم ها.

این رونده شده‌ست ها.

این طرد شده‌ست ها.

توام می‌خوای از اون جنس باشی؟

بفرما بعد حالا حضرت جانم این شیطان که با حضرت درگیر شد در نماز- بله این شیطان جن هم هست.

اینکه وقتی نماز حضرت تمام شد، سجاده دیدن آتش گرفته همه جا.

اوه!

انرژی امام چهارم، امام سجاد ببینید چقدر انرژی داشته که اینو زمین زده و این آتشش از آتش شعیبیث خونه شعله‌ور شد بعد از نماز- بله ...همه جا آتش گرفت.

بله این درگیری این دو انرژیه.

ذکر فرمودن وقتی فائق بیای نتیجه‌ش این میشه.

دقیقا پدر اوّل سه نمی‌تونه غلبه بکنه بر علی ابن ابی طالب.

بعد از این دیگه خداوند فرمود ای- "الا عبادک منهم المخلصین" آف همه رو به عزت تو خدا همه رو اغوا می‌کنیم جز مخلصین رو.

مخلصین همین انسان‌های کامل‌اند.

حالا تو این بخش چندین صفحه حضرت استاد فرمایش داره.

دیگه نمی‌رسیم.

وقتمون گذشته.

نه حاج آقا یعنی تلاش.

احسن تا لحظه‌ی آخر یعنی رها نکردن.

یعنی گلاویز شدن با شیطان.

دقیقا باید باهاش درگیر بشی.

یعنی باید دائم خودتو بزنی.

خودشو سرزنش بکنی.

اون نفس لوامه تو بهت دادن برای همینه که هیش شلاق خودت بزنی.

دقیقا.

حالا تو همین خصوص توی ذیل همین بخشی که الان حضرت استاد فرمودن حضرت علامه فرمودن علامه طباطبایی علیه الرحمة والرضا فرمودن یکی از شاگردان خوب ایشون آقای حاج آقا تولا پهلوانی یا سعادت پرور.

ایشون برای اینکه همین جمله رو بخواد توضیح بده این رو فرموده.

فرموده از همان لحظه‌ای که انسان تصمیم به سیر و سلوک می‌گیرد و می‌خواهد قدم در این وادی بگذارد، شیطان و جنودش تلاش می‌کنند تا با ایجاد موانع و تحریک دیگران خصوصاً کسانی که رابطه‌ی نزدیک و گرم و صمیمی با وی داشته‌اند، سالک را از سیر و سلوک الی الله بازداشته و منصرف نماید.

سالک باید این نکته‌ش این حالا وقت گذشته متأسفانه اینم نکته‌ش توجه کنید از طرف اون نزدیکان.

اونایی که خیلی باهات گرمه از همون طرفا میاد که تو قبولشون داری.

این موانع را حالا می‌فرمود که سالک باید با استقامت تمام و مدد الهی آقا باز تنهایی باز نمی‌تونه.

هم استقامت تمام هم مدد الهی.

این موانع را یکی پس از دیگری طی کند و هرگز امر سلوک را بر زمین نگذارد تا مجاهدتش به ثمر برسد.

والحمد لله رب العالمين صلوات الله.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.