ددرس‌گفتارها

اللهم صل على محمد وآل محمد.

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

سلام علیکم و رحمة الله.

بخش دیگری از روایت وصف مؤمنین رو، سلام عزیزم.

دقت بفرمایید.

می فرماید و خشوع فی عبادة.

مؤمن از نگاه امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام کسی است که در عبادتش خاشعه.

حالا خشوع چیه؟

[سرفه] همه فرمودن.

حالا سها اللغه مفردات مرحوم اصفهانی و امثالهم که ترجمه‌ای که از خشوع کردن فرمودن حالت باطنیه، افتادگیه، خضوع باطنیه.

یه حالت درونیه.

برای اینکه اینو خوب متوجه بشیم بعضی از بزرگان فرمودن که خضوع ربط به ظاهر انسان داره، خشوع ربط به باطن داره.

بفرمایید سلام علیکم.

یعنی چی؟

ببینید ما، ما یک اعضایی داریم که بهش میگن جوارح.

اینا مربوط به ظاهر ماست.

مثل دست و پا و اینا.

یه اعضایی داریم که یا به عبارت بهتر بگیم قوا اینها بهش میگن جوانح.

اون جوارح مربوط به ظاهر، جوانح مربوط به باطنه.

تو کمال یک قسمتی هست می فرماید که عرض میکنه به خدا قبل و على خدمتک جوارحی وشد على العظیمة جوانحی.

آفرین.

حالا ببینید وهب لي في وهب لي الجد فی خشیتک.

درست میگم؟

وهب لي الجد فی خشیتک.

فی خشیتک.

خشیت.

اول میگه جوارحی بعد میگه جوانحی.

پس معلومه که فرقی بینشه.

جوارح مربوط به ظاهره، جوانح باطن.

حالا برگردیم به بحث.

هر کجا که انسان ظاهرش آراسته باشه، افتاده حال باشه مربوط به جوانحه.

این ربط به خضوع داره.

مثلا وقتی ایستادم بر نماز چون اینجا مولا فرمود که خشوع فی عبادة وقتی داره عبادت میکنه خشوع داره.

خشوع مرحله باطنیه، خضوع ظاهریه.

وقتی ما نماز ایستادیم داریم نماز میخونیم، اون حالت ظاهری ما که دستمون افتاده و سرمون پایینه و چشممون به مهره که اینا همه آداب داره.

حالا یه روایتم در این خصوص تقدیم می‌کنم.

به این میگن حالت خضوع.

اما این کفایت نمی‌کنه.

لازمه اما کافی نیست.

خشوع هم باید همراهش باشه.

خشوع همراهی قلبه.

یعنی میشه انسان ظاهراً داره نماز درستی میخونه.

خاضع هم هست اما خاشع نیست.

یعنی قلبش همراه نیست.

قلبش جای دیگه‌ست.

در همین خصوص از امام صادق صلوات الله علیه روایتی هست که فرمودن هرگاه به نماز برمی‌خیزی دل را به خدا متوجه ساز.

یعنی اول دلت باید همراه باشه.

می خوای با خدای بزرگ عالم صحبت کنی.

همین توجه به این خودبه‌خود خشوع میاره.

امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام در خصوص نماز تو بحث لقاء الله عرض کردیم چی می فرماید؟

هاجری خدا خیرت بده.

ممنون.

[سوت کشیدن].

هاجری خدا خیرت بده رو امیرالمؤمنین نمیگه ها.

[خنده] بله ممنون.

آخه ما دیروز داشتیم تو نماز می‌گفتیم ما شاء الله لا قوة الا بالله تمام.

اینو میگید ما شاء الله لا قوة الا بالله تمام.

بعد یه دفعه یاد یه بنده خدایی افتادم.

یه بنده خ-- ممنونم عزیزم.

یاد بنده خدایی افتادم که داشته ذکر لا حول و لا قوة گفته که بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.

عقلش.

بسم الله الرحمن الع-- عقلش.

هی می‌گفته عقلش بعدش.

بعد یکی، یکی از فضلا می‌گفت که میره ازش می‌پرسه که آقا عقلش چیه؟

شما، ما جایی ندیدیم همچین ذکری.

میگه اینها مفاتیح رو باز میکنه نشون میده که اینا اینجا نوشته عقلش.

میگه بابا این عقلش نیست، اقلشه.

[خنده] نوشته که این ذکر لا حول و لا رو هفت مرتبه بگو اقلش هفت مرتبه بگو لا حول و لا قوة الا بالله اقلش هفت مرتبه.

اون می‌گفته لا حول و لا قوة الا بالله عقلش هفت بارم تکرار میشه.

حالا الانم یه جوری ما گفتیم انگار که امیرالمؤمنین گفته مثلا علی آقا به من.

خب پس اینجا فرمودن که امام صادق- فکر کنم آقا توش میگن اون ذرت میز ذرت بعد میاد میخونه، میخونه زرت.

[خنده] آره.

مولى-- حضرت امام صادق صلوات الله علیه فرمودن که هرگاه به نماز برخیزی یا برمی‌خیزی دل را به خدا متوجه ساز.

دل، اول دل یاد خدا کنه اینجا بودیم که عرض کردم امیرالمؤمنین علیه السلام از نماز چه تعبیر عالی ای داشتن که تو لقاء الله گفتین.

یادتون هست؟

مولا فرمودن که نماز زیارت خداست.

اصلاً به همین فکر کنید از این به بعد نماز خواستید بخونید ببینید ب-- لز-- این لرزه به بدنتون میفته یا نه.

میخواید برید زیارت خدا.

شوخی نیست.

بعد حضرت حق اینطور نیستش که ما در نماز که می ایستیم حالا بگیم خدا بیرون از ماست و ما رو به خدا کنیم و تمرکز کنیم به رو به روی خودمون.

اینطوری نیست که.

هو معکم أينما كنتم.

در خود همراه شماست.

معیت با شما.

البته داخل في الأشياء لا بالممازجة خارج في الأشياء لا بالمباينة.

مثل نوره.

م-م-مثلش رو بخواید خوب درک کنین الله نور السماوات والأرض خودش رو در قرآن نور معرفی کرده.

مثلا حضرت آیت الله فیاضی رفته بودن پیش این اتمیست‌ها یا این فیزیک دان‌های سطح بالا.

من از خود ایشون شنیدم که ازشون پرسیده بودن که آیا نور شما مثلا فیزیک دانای قدیم ااا به این نتیجه رسیده بودند که نور وقتی می تابه به اشیا فقط میره تو جاهای خلا اشیا قرار میگیره.

به خود جرم اشیا نمیتونه وارد شه.

الان نظر شما چیه؟

اون فیزیکدان برجسته گفته بود که نه اتفاقا الان این نظریه دیگه منسوخ شده.

در داخل خود جرم مواد و اشیا هم نور وارد میشه.

بعد حضرت آیت الله فیاضی به با یه حالت بغض و گریه‌ای فرمودن که ببینید که خدا خودش رو نور معرفی کرده و فرموده هو معکم یعنی در جز جز وجود شما حضرت حق وجود داره اما نه با حالت ممازجه یعنی ممزوج شده باشه، مخلوط شده باشه با شما.

بیرون از شما هم هست نه اینکه مباینه داشته باشه جدا باشه از شما.

اصلاً شما شأنی از شؤون حضرت حقی.

اینطوری که نگاه کنی حق ظهور کرده، طلوع کرده، بروز کرده، شده همه این اشیا.

اینطوری که نگاه می‌کنی شما وقتی که در نماز میخوای بایستی دیگه زور نمیزنی تا فقط متوجه رو به روی خودت خدا رو فرض کنی.

خدا در درون خودته.

درون و بیرون یکپارچه حضرت حق نور وجودش همه جای عالم رو فرا گرفته.

وقتی اینطوری نگاه می‌کنی واقعاً حالت خشوع ایجاد میشه.

حالا ادامه فرمایش‌های امام صادق رو بخونم.

فرمودن که و تا بتوانی بکوش تا به چیز دیگری نیاندیشی.

تا می‌تونی به چیز دیگه‌ای فکر نکن.

به قول آقای بهجت روحش شاد.

می‌فرمودن ازشون سؤال کردن آقا ما چگونه در نماز حواسمون به خدا جمع باشه؟

فرمودن که خودت ذهن خودت رو از خدا منصرف نکن.

توجه خودت رو از خدا منصرف نکن خودت اجباراً.

ولی اگر خود به خود خیالت از خدا منصرف شد، ناخودآگاه منصرف شد که پیش میاد، قوه خیال یه دفعه بازیگری در میاره، شما سریع برش گردون.

خودت اجباراً این کارو نکن.

اگر احیانا منصرف شد شما برش گردون.

این فرمایش‌های آقای بهجته.

باید تمرین کرد دیگه ها.

بالاخره از صفات مؤمنینه دیگه.

مولای ما داره میگه ما باید اینطوری عبادت بکنیم یا نه؟

بعد فرمودن که گردنت را رام کن.

یعنی بعضیا گردن کشیده نماز می‌خونن.

سیخ اینطوری سر بالا.

این چه نمازه؟

گردنت رو رام کن یعنی سرت به زیر باشه و به گوشه چشم به این سو و آن سو منگر.

عجب دینی داریم.

جز جز سکنات ما رو داره با دقت دستور میده.

دستور العمل میده.

و نگاهت از سجده گاهت نگذرد.

واقعاً ما موقع نماز اینطوریم؟

یعنی نگاهمون فقط رو مهره، رو محل سجده‌ست؟

یا خیلی جاها رو نگاه می‌کنیم.

و پاهایت را جفت کن.

بعضیا پای باز نماز می‌خونن.

این از موارد خضوعه؟

بله دیگه.

این‌ها خضوعی‌ست که باعث میشه این رعایت این‌ها رفته رفته انسان رو به خشوع می‌کشه.

یعنی باطن.

و آنها را ثابت بدار.

پاتو هی حرکت نده و دست‌هایت-- ببین یک، یک اعضا و جوارح رو داره میگه.

اصلاً اینا نماز این‌هاست‌ها.

یعنی نماز دست چیه؟

نماز پا چیه؟

نماز چشم چیه؟

نماز گردن چیه؟

و دست‌هایت را سست و رها ساز و آن را به پشت ران خود قرار مده و یکی از دو دستت را به روی دست دیگری قرار مده.

مثل اهل تسنن.

حالا این‌ها که میگم نمازه یعنی چی؟

نماز دست یعنی همین حالاتی که حضرت فرمود این نماز دسته.

اگر کسی دستشو هی حرکت بده، دستشو سست و رها نکنه، این خضوع نداره.

حالت جوارحی رو رعایت نکرده و دستش نماز نخونده.

نماز چشم اینه که به سجده دوخته باشه.

آیا چشم حالت باطنی داره؟

یعنی دست حالت باطنی داره که دست خشوع داشته باشه؟

نه.

از دست همین خضوع انتظار میره.

از پا خضوع انتظار میره.

از گردن همینطور.

از چی خشوع انتظار میره؟

گفتیم نه گفتیم خشوع حالت باطنیه از قلب اگر اینطوره پس شما بفرمایید الان نماز قلب می‌شه چی؟

آفرین.

خشوع می‌شه نماز قلب.

یعنی اون حالت توجه به حضرت حق، توجه قلبی.

پس اگر همه اعضا و جوارح دارن نماز می‌خونن ولی قلب نماز نمی‌خونه، این نماز، نماز نیست.

شرع میگه بله خوندی از گردنت ساقط شد اما حقیقتا نماز نخوندی.

اما احتمال داره که کسی مریض احوال باشه به هر دلیلی اصلاً تو بستر نماز-- مثلا حضرت امام علیه الرحمه روز آخر عمرش تو بستر خوابیده بود حتی مهر رو پیشونیش می‌گذاشتن.

اون حالت خضوع-- نداره که همینجوری دراز کشیده اصلاً.

نه ایستاده، نه سرش پایین، نه چیزی.

اما قلبش متوجه خدا باشه و خاشع باشه.

پس الان متوجه می‌شیم که اصلاً همین مطلبی که ما الان گفتیم خودش می‌تونه یه عنوانی باشه، یک پژوهشی باشه، یک پایان‌نامه‌ای حتی باشه دانشگاه.

الان متوجه می‌شیم که امام جماعت اعضای وجودی انسان چیه در نماز؟

آفرین.

امام جماعت قلبه.

همه به قلب اقتدا می‌کنند.

اگر قلب توجه به حضرت حق داشت، بقیه اعضا هم نمازشون قبوله و انشاالله بالا میره.

اما اگر قلب انصراف داشت، منصرف بود از توجه به خدا، دیگه بقیه هم متلاشی‌اند.

قلب امام وجود ماست.

اون بحث قلب در قرآن رو که ما شروع کردیم و حدود مثلا شصت نوع قلب و هنوزم نرسیدیم یک سومش تا حالا گفتیم.

همینه دیگه.

الان قلب در چی هستیم؟

قلب در قرآن چه نوع قلبی؟

قلب مؤمن.

این الان اهمیت قلب رو می‌رسونه که ما انقدر داریم کار می‌کنیم روش دیگه.

پس باید خیلی توجه داشته باشیم به خشوع.

اصلاً خود مولا فرمود مقداری از نماز شما قبول می‌شه که توجه قلبی همراهش باشد.

اصلاً خیری در نمازی که توجه قلبی نیست، خیری در اون نماز نیست.

جانم؟

علاوه ذکر آفرین.

بله.

احسنت.

بله رو خشوع باید کار کرد که رفته رفته به اطمینان و آرامش قلبی برسیم.

اون حالت باطنیه.

خب حالا طبق سیر بحثی که ما در کشکول نور داشتیم، زهرا ما این تطمن قلوب رو باز کردیم دیگه از طریق قرآن و روایات رسیدیم به اینجای که با ذکر این حاصل می‌شه.

ذکر هم ترجمه کردیم حالت درونی همراهی قلبه، همراهی قلبه، همش همراهی قلبه.

[سخنگوی 1] نه، اون که اصطلاح میگیم دارم فکر می‌کنم این قوه خیاله، این وهمه، این قلب نیست.

قلب خا-- حوزه تعلقه.

تعلق خاطره.

[سخنگوی 1] بله دیگه.

اگر قلب ا-- در حقیقت امام قوای نفسه، پس قوه خیال هم بهش اقتدا می‌کنه، وهم هم اقتدا می‌کنه، عقل هم اقتدا می‌کنه.

نه فقط چشم و گوش و دست و پا.

یعنی قوه خیالت هم دیگه صورت و شکلی نباید انشا کنه.

این تمرین می‌خواد.

خیلی سخته.

کار هرکسی نیست.

یعنی یه عمر باید انسان تلاش کنه تا بشه آقای نخودکی اصفهانی که پسرش میگه نصف شب بود دیدم کوه ها که برف و-- عادت داشت بعضا پدر ما می‌رفت سحر بالا پشت بوم نماز می‌خوند.

من قدیم‌ها یادمه.

بعضا پدر و مادر اونا روحشون شاد می‌رفتن پشت بوم حتی خودمون نمی‌دونم شما خاطرتون باشه یا نه، سن‌ها اقتضا کنه پشت بوم می‌خوابیدیم خیلی موقع‌ها، قدیم‌ها.

بعد [نفس عمیق] نماز زیر آسمون مرسوم بود مثل نماز استغاثه به امام عصر.

یه شرطش اینه که زیر آسمون باشه دیگه از خیلی-- دلایلی هم داره البته که- [سخنگوی 1] آقای نخودکی پسرش میگه من نگران شدم.

[سخنگوی 1] احسن.

شب س-- قدیم‌ها اینطوری بود.

یا می‌رفتن تو حیاط می‌خوندن.

اینا هم یه اسراری درش هست که حالا بخشیش اومده به گوش ما خورده و بخش اعظمش نه تو سینه آقاست.

خلاصه آقای-- پسر آقای نخودکی میگه رفتم پشت بوم نگران حالا بابام شدم.

کوه ها که برف شده بود رفتم دیدم انقدر بابام تو رکوعه، از کجا فهمیدم رکوعش خیلی طولانی بوده؟

میگه اندازه یه وجب دیدم برف رو کمرش نشسته.

تو رکوعه اندازه یه وجب برف رو کمرشه.

اصلاً انگار نگا.

شما اینو توجه بکنین.

یا همون قصه قیص رفیق حضرت مسلم بن عفر علیهما الصلاة والسلام که امام رضا فرمود اون روز ظهر عرض کردیم.

گفت مار افعی سیاه اومد تو گردنش رفت تو لباسش.

هرچی چرخید تو بدنش این اصلاً انگار نه انگار.

خداوکیلی ما اینطوری یه سوسک بیاد رو بدنمون موقع نماز چه حالی به ما دست میده.

اون نشانه خشوع اصلاً اینجا نیست.

فرق-- خود حضرت آقای قاضی ببینید از جهت حتی صحیح خوانی لغت نماز یا به عبارتی می‌شه گفت تجوید ما می‌تونیم بگیم الله اکبر.

می‌تونیم دیگه مد بدیم در-- اما می‌تونیم بگیم اااالله اکبر؟

غلطه.

از جهت تجویدی اه‌ش رو نمی‌تونیم بکشیم.

اما آقای قاضی مریداش دیدن آقا نمازهای آقای قاضی یه روز مب بحث نماز صرفاً باشه براتون بگیم از بعضی از این بزرگان چه نمازهایی می‌خوندن حتی بزرگای معاصرمون نه دوردست.

مثل آقای مثلاً ملکی تبریزی نمازهایی داشتن که فقط چند نفر بیشتر به اینا اقتدا نمی‌کردن.

هیچکس نمی‌تونست، تاب و توان نداشت.

مخصوصا نماز صبح‌هاشون.

از اذان شروع میشد تا نزدیک از طلوع، طلوع خورشید نماز صبحشون تموم میشد.

یک ساعت و ده دقیقه تو نماز بودن.

حالا چی می‌خوندن؟

چی بوده؟

بمونه.

بعد امروز الحمدلله کمتر دیده میشه که کسی بره عالم برزخ و مثال متصلش و همه به هوشن.

حالا تا ببینیم چی میشه.

یه صلوات بفرستیم حواسمون بهتر جمع شه.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرج.

بله با جوانح دارن.

[خنده].

بله.

پس.

پس خیلی زحمت می‌خواد که انسان بره برسه به اون رتبه و اون مقام.

مثل آقای مخدکی و امثالهم که اون شکلی نماز بخونه.

خیلی باید تلاش کنه، خیلی باید زحمت بکشه.

باید تمام روزش رو انسان مراقبت کنه، عندالله باشه، حس حضور در محضر حضرت حق رو داشته باشه، مراقب باشه تا تو نماز بتونه حواسش جمع باشه.

آقای بهجت روحش شاد بارها عرض کردن، فرمودن که نماز نخوان حال کنی، نماز بخون که حال خودتو بسنجی.

یعنی نماز انسان می‌خونه که ببینه خب از صبح تا حالا حال من چگونه بوده؟

تو نماز معلوم میشه.

اگه از صبح تا الان عندالله بودم، عبدالله بودم، محضر حضرت حق بودم، مراقبه داشتم، تو نمازم هم قطعاً من عندالله‌ام، حضور و مراقبه‌ام رو دارم و متوجه خدا هستم.

خدا از این نمازها روزی ما کنه.

انقدر شیرینه، انقدر شیرینه آدم دل از همه جا می‌کنه.

به هر حال پس این تا اینجا که خشوع، خشوع فی عباده از صفات مؤمنه که ما باید همراه خودمون داشته باشیم دیگه.

قد أفلح المؤمنون یه آیه قرآنه.

سوره مؤمنون.

قد أفلح المؤمنون به تحقیق مؤمنون رستگار شدند.

اینا کیان؟

اولین صفتی که بر می‌شماره بر مؤمنون، الذین هم فی صلاتهم خاشعون.

خاضعون نفرمود، فرمود خاشعون.

اینا کسایی‌ان اهل ایمان که تو نمازشون خاشعن.

نمازشون اصطلاحا میگیم روح داره.

نماز با روحه.

بعد چنین نمازی اگر کسی بخونه قطعاً از گناهان فاصله می‌گیره.

دیگه نزدیک نمیشه.

قرآن می‌فرما د لا تقرب هذه الشجرة نزدیک نشو اصلا این درخت ممنوعه رو نزدیک نشو.

اصلا نزدیک، نزدیک فواحش نشو.

توجه کردی؟

انسان به اینجا می‌رسه.

مثلا از امام صادق صلوات الله علیه سؤال کردن آقا ما از کجا بفهمیم نمازمون قبول شد یا نه؟

فرمود به میزانی که بعد از عبادتت حالت تقوا در تو شکل گرفته، یعنی بدت اومده، بیزاری از گناه به همون میزان عبادتت قبول شده.

حالا اگه کسی بعد از عبادتش بلافاصله گناه کرد پیداست که اون عبادت روح نداشته، خشوع نداشته.

حالا یه، بله یه آیه دیگری هستش که، آیه‌ای هست که من خیلی این آیه رو دوست دارم.

آیه‌ی شونزده سوره حدید.

می‌فرماید ألم يعن للذين آمنوا أن تخشع، تخشع قلوبهم لذكر الله آیا وقت اون نرسیده که اونایی که ایمان آوردن با ذکر خدا برای ذکر خدا قلبشون رو خاشع کنند؟

واقعا وقت این نرسیده؟

این همون آیه‌ای که اون دزده داشت می‌رفت.

کی بود؟

فزیل عیاض داشت می‌رفت پشت بوم دید یه پیرمردی داره با صدای خوش نصف شب اینو می‌خونه تنش لرزید و برگشت.

بابا دزده با این آیه تنش لرزید و برگشت.

من چرا نمی‌خوام بلرزم و برگردم؟

و ما نزل من الحق ولا يكون كالذين أوتوا الكتاب من قبل فطال عليهم الأمد.

امد یعنی خیلی طولانی.

فقست قلوبهم وكثير منهم فاسقون.

اینجا قرآن می‌فرماید که مثل کسانی نباشید که کتاب بهشون داده شد من قبل، از قبل، قبل از اینکه قرآن بیاد کتاب به اینا داده شد فطال عليهم الأمد قرار شد اینا یه راه طولانی رو طی کنن.

فقست قلوبهم آنها دچار قساوت قلب شدند.

این بحث‌ها توی ق-- قلب قاصی-- قصی، قلب قصی قبلاً ما گفتیم.

قست قلوبهم.

یا تو قلب خاشع قبلاً اینا رو گفتیم.

می‌تونید رجوع کنید دوست داشتید.

یه روایتی ذیل این آیه دیدم خیلی شیرین بود.

این روایتو تقدیم کنم و بسه دیگه.

تا نرفتید به عالم مثال ما بحثو جمع کنیم.

حضرت ام محمد بن حمام شخصی به نام پسر حمام.

الرجل من اصحاب أبي عبد الله از صحابی حضرت صادق صلوات الله عليه.

قال سمعته يقول نزلت هذه الآية میگه ما-- میره پیش امام صادق صلوات الله و در خصوص همین آیه که الان ما قرائت کردیم میپرسه.

"فی اهل زمان، فی اهل زمان الغیبه والامدو امد الغیبه".

وقتی که سؤال میکنه حضرت میفرماید که اصلاً این آیه برای مردم زمان غیبته.

شما در چه زمانی هستید الان؟

غیبت.

پس این آیه مال شماست، مال ماست.

خب؟

حضرت صادق داره میفرماید.

امام به حق ناطق کشاف حقایق به قول استاد.

[مکث] "والامدو امد الغیبه".

امد گفتیم یعنی خیلی طولانیه، کشیده میشه.

مد.

کشیده میشه.

میگه این کشیده شدن یعنی زمان طولانی که تو غیبت سپری میشه.

الان خیلیا دارن برمی‌گردن میگن اگه واقعاً آقا بود تا حالا اومده بود دیگه این همه غزه دارن از کو-- گرسنگی میمیرن مردم غزه.

کو پس آقا؟

مثل اینکه واقعاً خبری نیست.

یه سری واقعاً دارن میبرنا، از همین اهل ایمان.

من برخورد کردم.

خدا رحم کنه به هممون.

عاقبت بخیر بشیم.

"کأنه اراد عز وجل یا امه محمد صلی الله علیه و آله و سلم یا معشر شیعه".

میفرماید توجه داشته باشید کأنه خدا رو کرده به شماها ای گروه شیعه از امت پیغمبر شما حواستون باشه که "لا تكونوا كالذین أوتوا الكتاب من قبل فطال عليهم الامد فتعویل هذه الآیه جار فی اهل زمان الغیبه".

میفرماید باطن و حقیقت این آیه جاریه در زمان غیبت یعنی برای شماهاست.

"و ایامها دون غیرهم من اهل الازمنه".

میگه زمان و روزها و ایام مردم زمان غیبت اصلاً کاملاً متفاوته با زمان‌های دیگه.

"لأن الله سبحانه نهی الشیعه عن الشک فی حجه الله".

اصلاً خدای منّان شیعه رو نهی کرده از اینکه شک کنند در حجت خدا.

چرا؟

چون خیلی طول میکشه.

امد داره.

" أو أن یظن أن الله عز وجل یخل یخل الأرض منها طرفه عين".

اینکه یه وقت ظن و گمانشون به جایی بره که زمین از حجت خدا خالی شده، خدا امام عصر رو برده با خودش.

یه سری اینطوری میشن.

اونم طرفه عين، آنی، یک چشم بهم زدن اصلاً امکان پذیر نیست.

"لولا الحجه" این حدیث شریف یادتونه دیگه.

اگر حجت نباشه "لساخت الأرض بأهلها".

زمین آناً عرضش رو این-- عرض زمین آناً اهلش رو میبلعه.

می‌خواید اینو یه توضیح کوچولو بدم خیلی شیرین؟

یه مثال عقلی بزنم براتون تا متوجه بشید یعنی چی.

بذارید البته این روایت تموم شه.

پس اصلاً نباید شک کرد.

"ألا تسمعوا إلى قوله عز وجل في الآية التالية لهذه الآية اعلموا".

بعد بقیه آیه رو میخونه خیلی شیرین که "اعلموا ان الله" این آیه قرآن بقیه باقی-- بقیه همین آیه است.

"ان الله یحیي الأرض بعد موتها قد بینّا لکم الآيات لعلکم تعقلون".

بعد حضرت میفرماید چی؟

این "یحییها ای یحییها بعدل القائم بعد موتها بجور ائمه الظلم والضلال".

فرمود این اصلاً اینجا که میفرماید "یحیي الأرض بعد موتها" بعد از مرده شدن زمین، خدا ح-ح-حیات میده به زمین.

یعنی با ائمه کفر مثل این نتانیاهو ملعون و ترامپ خبیث.

اینا ائمه کفرن دیگه.

این کاری که اینا دارن می‌کنن زمین رو انگار که زمین مرده.

بعد "یحیي الأرض بعد موتها" این به دست امام عصر این احیا صورت میگیره.

یعنی باید چشم انتظار باشیم.

یعنی منتظر همچین روزی باشید.

شیعه شعار روزش چشم انتظاره.

حالا اون که عرض کردم "لساخت الارض" رو هم بگم دیگه بس کنیم دیگه ما.

اونم یه مثال عقلی بیارم.

سؤال.

شما الان پدر بزرگوارتون اینجا حاضر نیست.

من میگم پدر شما تو قوه خیالتون صورت و شکل پدر ایجاد میشه بلافاصله.

شما الان پدرتو تو قوه خیالت میبینی درسته؟

حالا به شما میگم مادرتون.

دارم در خصوص مادر شما گفت‌وگو می‌کنم.

مادر شما مادر خوبی هست و بود اینها.

بلافاصله چهره و صورت پدر از قوه خیال میره محو میشه، نابود میشه.

چ-چهره مادر انشأ-انشأ میشه.

صورت مادر میاد تو قوه خیالت، درسته؟

الان شما تو قوه خیالت مادرت رو میبینی.

خب آیا میتونی در حین اینکه داری پدر رو تو قوه خیالت میبینی، همون موقع، همون لحظه توجه به مادرت هم داشته باشی صورت مادرت رو هم ببینی؟

نمیشه.

یعنی چرا نمیشه؟

یعنی به محض اینکه شما توجهتو از یه کسی برمی‌داری، از یه شیئی، از یک شخصی، فردی، شخصی برمی‌داری، اون محو میشه.

نفس شما، نفس ما ضعیفه فقط به یک شکل، به یک چیز میتونه فکر کنه.

ما-- ببین الان من دارم چیزی می‌نویسم یا باید توجه‌م به این نوشتنم باشه یا به گوش دادنم.

نمی‌تونم همینطوری که دارم می‌نویسم به حرف شما هم گوش بدم.

منصرف می‌شه نفس.

یعنی یا نمی‌فهمم چی نوشتم یا نمیفهمم چی شنیدم.

این شکلیه.

حالا چرا نفس ضعیفه؟

وقتی که شما توجهت رو نفس از مادر برمی‌داره، مادر صورتش محو می‌شه، چهره پدر میاد.

حالا شما فرض کنید یه آقایی پیدا بشه که انقدر نفسش کلیه، انقدر قویه که نه فقط صورت و شکل دو شی رو دو کس رو، بلکه تمام کلمات وجودی نظام هستی رو تک‌تک اشیا که این‌ها اسماء الهی هستند و علم آدم الاسماء کل کل.

کل این اشیاء نظام هستی رو بتونه همه رو بهشون توجه کنه و حاضر باشن که اگر توجهش رو از تک‌تک اینا برداره اون محو می‌شه.

اصطلاحا میگیم نابود می‌شه.

خب؟

اگر کسی پیدا بشه که تمام کلمات وجودی نظام هستی اعم از فرش و عرش و پایین و بالا و مادون و مافوق و زمین و آسمان‌ها و ملکوت و جبروت و لاهوت و همه رو توجه داشته باشه به همه‌ی این‌ها که هستن که وقتی توجهش آناً از هر کدوم از این‌ها منصرف کنه اون نابود می‌شه.

اما انقدر نفس کلیه و قویه، صاحب نفس کلیه‌ی الهیه شده تک‌تک این کلمات وجودی نظام الهی رو چیه؟

توجه داره و این‌ها لذا برقرار و باقی‌اند.

یک آن توجهش رو از هر کدوم از اینا برداره نیست و نابود می‌شه.

درسته؟

تا اینجا متوجه شدیم دیگه.

اون کیه که همچین قدرتی داره که تمام کلمات وجودی نظام هستی که یکیش ما هستیم رو توجه داره که لذا ما باقی و برقراریم؟

حجت الله.

حالا شما این حجت الله رو بردار که انَّ توجه، توجه تو به صورت مادرت تو قوه‌ی خیالت برداشته شد، محو می‌شه.

همه چی نیست و نابود می‌شه.

اگر توجه حجت خدا از عالم برداشته بشه.

اینه که می‌فرماید بيمنهي رزق الغبره.

اینه که میگه، می‌فرماید دو لقمه غذا خوردی سریع بگو اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.

سر سفره اینو بلند بگین بچه‌هامون بشنون.

خدایا برکت بده به مولامون امام زمان.

بگو بابا پدر رفته زحمت کشیده، مادر زحمت کشیده پخته این سفره رو پهن کرده.

چه ربطی به امام عصر داره؟

بيمنهي رزق الغبره.

یعنی او داره توجه می‌کنه که همه چی برقراره و لذا لول الحجة اگه این حجت رو برداری لساخت الارض اعلی همه چی فرو می‌پache، همه چی از بین میره.

شما وقتی به همین توجه کنی با همین چیزی که من الان گفتم این معنای قشنگ یه فلسفه است که فلسفه کمک می‌کنه به قول آیت الله فیاضی اعتقاداتت محکم بشه مثل کوه دیگه تکون نمی‌خوری.

چرا؟

همینو که توجه می‌کنی از این به بعد بری حرم امام حسین با امام حسین یه طور دیگه‌ای صحبت می‌کنی.

متوجه می‌شی در محضر کی هستی.

با امام عصرت قشنگ‌تر با حضور قلب بیشتری حواست هست که با کی طرفی، با کی داری صحبت می‌کنی.

همینطور به مراتب وقتی در نماز می‌ایستی میری زیارت خدا.

وقتی اینطوری فلسفه، براهین عقلی میاد اعتقادات تو رو محکم می‌کنه.

نمازت دیگه می‌شه نماز.

می‌شه چی؟

این فرمایش مولا و سلام که خشوعاً فی عبادة.

تو جمیع عباداتش مؤمن باطن داره یعنی حضور قلب داره.

قلبش همراهشه.

با قلبش نماز می‌خونه، با قلبش عبادت می‌کنه.

والحمد لله رب العالمين.

صلوات ختم کنیم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد.