بسم الله الرحمن الرحیم و بهین السعیین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
سلامٌ علیکم و رحمة الله.
ادامه فرمایش مولامون امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام در بحث قلب مؤمن بودیم.
فی وصف المؤمنین.
قال امیر المؤمنین علیه الصلاة والسلام: "و من علامات أحدهم أن يكون له حزم في لئن و إيمان في يقين وحرص في تقوی و فهم في فقه و حلم في علم".
تا اینجا رو گفتیم.
میرسیم به این عبارت اخرا که کیس في رفق.
کيس میگن شنیدهاید مؤمن کيس؟
یعنی اینکه زیرکه.
مؤمن اص-اساسا زیرکه، باهوشه.
البته هوش مصطلح امروز رو نمیگیم؛ چون اراذل و اوباش هم قائلن به اینکه ما خیلی باهوشیم.
معاویه علیه اللعنة و العذاب الأليم هم قائل به این بود که من خیلی باهوشم.
به یک معنا سیاستمدار خوبی هستم.
اما ما سیاست رو در مدار ولایت تعریف میکنیم.
ما نه دین.
در جامعه کبیره میفرماید ما رو اینطوری صدا کنید و ساسة العباد.
یعنی شما میتونی بری حرم امام رئوف بگی السلام علیک، السلام علیک یا ساسة العباد.
میشه یا نمیشه؟
عبارت جامعه کبیره است از خودمون که نمیسازیم.
یادتون هست یه روزی یه هدیهای از یکی از اساتید دادیم خدمتتون؟
خیلی من از این بهره بردم خودم، خیلی.
اصن اول هر جلسه هم دارم بهرهشو میبرم.
شما هم ازش استفاده کنید، از این اصل کلی.
فرمودن که شما در هر مقامی امام عصرت رو، کلاً معصومین رو، انسان کامل رو در هر مقامی سلام بدی همون آن، همون لحظه، اون معصوم تو همون مقام به تو رو میکنه و جواب تو رو میده.
یعنی چی؟
من میخوام نماز بخونم.
فرمودن قبل از ورود به نماز توسل کن به امام معصوم که از نماز یه چیزی برات بمونه، یه چیزی گیرت بیاد.
خب من میخوام توسل کنم به-- بگم مثلا السلام علیک یا بقیت الله بهتره نظر شما با توجه به این فرمول؟
یا بگم السلام علیک حين تصلي وتغنت.
قبل-- قطعاً وقتی میخوام نماز بخونم تو این مقام وقتی حضرت رو سلام میدم حضرت در مقام مصلی في المحراب، اون-- تو اون مقام به من توجه میکنه، رو میکنه و من بهرهای از نماز میبرم.
میخوام توبه کنم.
السلام علیک حين تحمد وتستغفر.
در مقام دعوت به سمت حق قرار میگیرم مثل این منبرها، مثل این درس و بحثها.
حالا درس و بحث مثلا کلاس درس به اون معنا صرفاً باشه فقط، هم دعوت به الله هست کنهش، باطنش، هم السلام علیک حين تقرأ وتبين هم میشه.
تو هستی که قرائت داری و تبیین میکنی.
میشه درس و بحث.
اینکه تو مقام دعوت الى الله قرار میگیری مثل اینکه غایت این جلسات ما حتی درس و بحثهامون مخا-- مخصوصاً منبرهامون و جلسات معارفیمون اینها میشه دعوت الى الله.
السلام علیک يا داعي الله و رباني آيات.
خیلی عالیه این عبارت.
خب حضرت توی این مقام به ما رو میکنه.
حالا کسی مـ-میخواد رکوعش خوب بشه، سجدهش پربرکت بشه، تکمیل بشه به عبارتی ارکان نمازش.
السلام علیک حين تركع وتسجد.
اینا همه هست، توی آل یاسین هست دیگه.
پس اگر کسی میخواد مثلاً ااا زیرک بشه، باهوش بشه، باهوش سیاستمدار دینمدار بشه، چه اشکالی داره؟
رو کنه به امام مهربانیها حضرت علی ابن موسی الرضا علیه الصلاة والسلام.
ان شا الله اخیراً هم دیگه اربعین میرید حرم اهلبیت، اونجا بگید السلام علیک یا ساسة العباد.
بعد سیاست، به شما سیاست همه جوره میدن.
نه فقط سیاست امروزه که مدرنیته بیچارهش کردن.
دروغ و دغل و حیلهگری بیچارهش کردن.
اماننامه میخواستن به ایران بدن ملعونین خبیث.
فکر کردن ما هم سوریه و عراق و افغانستان ایناییم که سرمون رو کلاه بذارن.
نه ما شیعه اهل بیت اهلبیت امیرالمؤمنین ما پشت سر خیبر شکنیم.
ما پرورش یافته مکتب علوی و فاطمی هستیم.
[کشیده شدن صندلی].
اونم تا علی ابن موسی الرضا که تا امام عصر کشیده میشه.
چون کسایی بودن که تا امام هفتم رفتن، واقفیه دیگه، توقف کردن.
ما تا امام هفتم هم داریم.
هفتم، هفت امامی، شش امامی، پنج امامی حتی اینطوری بیا تا حتی تک امامی هم داریما.
کسایی که فقط امام علی مولا.
ولی دیگه ا-- مولا، امام رضا رو کسی قبول کرد دیگه تا امام عصر.
ما اینطوری هستیم.
یعنی ما نـ-نوعمون، شکلمون، به قول امروزیها لولمون این شکلیه.
یعنی ما کلاه سرمون نمیره.
اماننامه رو پاره کردیم همون نامه آمریکا رو که آره بیایید تسلیم شوید ما هر کاری بخواهید میکنیم.
تحریمها رو میخواید برداریم چشم برمیداریم.
اینا همش دوغ و دروغ و ک--.
خب الحمد لله که خدا سایه حکیمی رو موس-- محکم و استوار مثل رهبر بالای سر ما گذاشته که ما اینا رو بفهمیم.
من حالا تو دل بحث اشکال نداره خواهشم از خودم و شما اینه که مقدار توجهاتمون رو مخصوصا تو این آخرالزمان به فرمایشات این آقا بیشتر کنیم.
توجهاتون رو مقدار بیشتر کنید.
حتی تو جزئیترین چیزها.
یکی از صحبتهای ظاهراً جزئی اما عالی که ایشون در صحبتهاشون آخرین فرمایشاتشون در قو– قوه قضائیه بر [نفس عمیق] اجتماع قوه قضائیه، مسئولین قوه قضائیه فرمود.
فرمود که خیلی هم توصیه کرد هر کسی یه وظیفهای داره منبریها یه جور، مسئولین سیاسی یه جور، تبلیغی یه جور، تبیین کنید.
چی رو؟
فرمود که اینهایی که میان میگن اینطوری بیان میکنند که ما استقبال از جنگ کردیم.
نه ما استقبال از جنگ نکردیم.
ما به پیشواز جنگ نرفتیم.
اونها به ما حمله کردند.
ما کوبنده پاسخ دادیم.
این خیلی [نفس عمیق] از جهت اون تأ-- اصلاً تاثیرات اجتماعیش و فرامللیش خیلی ما شاید متوجه نشیم اما خروجیهایی که این بحث داره عالیه عالی.
اینا رو آدم باید متوجه باشه.
یا همین دستور الاول ذکری که پیرامون سوره فتح و دعای توسل و دعای چهارده صحیفه داشتن که انشاالله توجهمون رو بیشتر میکنیم.
پس بحث اینجا بود، چی بود؟
کَیْسٌ فِی رِفْق.
گفتیم که مؤمن اساساً زیرک هست.
منتها ش-شیرینی این فرمایش حضرت برای هر صفتی از اهل ایمان یاد میبره، یاد میکنه، حضرت یه ظرفی قرار میده.
مثل دیروز که فرمودن حِلْمٌ فِی عِلْم دیگه ف-- حلم رو در چهارچوب علم تعریف میکنه.
نه هر حلمی، نه هر صبوری، نه هر سر به زیری، نه هر کوتاه آمدنی.
مثل این که انسان صبر کنه.
ممنونم عزیزم.
صبر کنه به ظلم فراعنه زمان.
کدوم یکی از انبیا صبر کردن؟
قیام کردن.
ما حسینییم قیام کردن.
[زنگ موبایل] امام حسن صلوات الله علیه رو هم مجبور کردن که دندون رو جیگر بگذاره تا وقت قیام شروع بشه.
برای همین اصلاً کربلا رو شما زائدهی د-- یعنی زائدهی دست امام حسن، بلکه پرور-- اصلاً کل مکتب کربلا پرورش یافته در دامن و مکتب امام حسن بود.
خود ابی عبدالله هم امامش امام حسن بود.
اشتباه نشه.
برای همین این ترجمههای غلطی که میشد اینا همه برداشته میشه.
باید تو چهارچوب علم باشه.
لذا فرمود حِلْمٌ فِی عِلْم.
حالا کِی؟
کَیْس بودن هم این شکلیه.
مولا ظرفش رو چی قرار داده؟
رفق.
رفق.
آدم زیرک باید باشه.
زرنگ باید باشه، باهوش باشه، سیاستمدار باشه، عقل معاش داشته باشه، عقل زندگی و عقل اقتصادی داشته باشه، همه اینا رو داشته باشه.
اما در چهارچوب چی؟
رفق.
حالا رفق چیه؟
رفق، کتابهایی مثل صحاح اللغة، مفردات مرحوم اصفهانی اینا دارن که حالا من بهترین ترجمهش رو انتخاب کردم، دقت کردم رفق بهترین ترجمهای که ازش شده یعنی مدارا کردن.
یه فرمایشی هست که هر-- این خیلی شیرینه.
این روایتو سعی کنیم همون پیاده کنیم تو زندگیمون برکاتش رو ببینیم.
فرمودن که سه تا خصلت رو از سه کس اهل ایمان در خودشون پرورش بدن.
یک خصلت از خدا، یک از پیغمبر و یکی هم از امام.
اونکه از خدا ستر عیوب مردمه.
ستّار العیوب.
ستّار هم که وزن فعّاله یعنی به شدت.
میگه هفتاد گناه کبیره از مؤمن دیدی بپوشون.
بیشتر شد براش دلیل بتراش.
بگو حتماً یه دلیلی داشته من خبر ندارم.
اگر نت-- این خیلی اینجا عجیبه.
اگر نتونستی دلیل بتراشی براش یعنی نفست باهات راه نیومد گفتی نه دیگه باید آبروشو ببرم حالشو بگیرم، این از خباثت نفست.
الله اکبر [مکث].
خیلی عجیبهها.
دومیش فرمود مدارا.
رفق و مدارا با مردم از پیغمبر است.
اصلاً نمیشه شما مدارا رو، رفق رو برداری نمیشه.
سنگ رو سنگ بند نمیشه اصطلاحاً.
اصلاً نمیتونیم زندگی کنیم.
نمیتونیم زندگی مشترک با اهلی داشته باشیم، با همسرمون، فرزندانمون، با همکارامون، همسایههامون، با اهل ایمان، تو هیئتمون، مسجدمون.
اصلاً نمیشه.
سومیش هم فرمود صبر بر سختیها و ناملایمات زندگی و اینا که از امام باید درس بگیریم.
پس این رفق همون مدارا رو نشون میداد.
نرم خویی، نرمش، مدارا.
جان؟
تسا-- تساهل هم میشه؟
بله.
اونم یه وجهشه.
حالا ریشههای قرآنیش رو من به شما میگم اگر دوست داشتید برید ببینید چون فرصت نیست من فقط اشاره به عدد آیه، اسم سوره میکنم برید ببینید.
مثلاً در قرآن رفیقا آمده.
آیه نه-- شصت و نه سوره نساء رفیقا کی میتونه با من و شما همنشین باشه؟
کسی که مدارای منو بکنه.
که من با کی میتونم همنشین بشم؟
با کسی که بتونم مدارا کنم با اون دیگه و الا اصلاً رفاقتی برقرار نمیشه.
[نفس عمیق] مرفقا، آیهی شونزده کهف.
باز معنای همنشینی داره.
مرفق، مقابل در حقیقت خشونته.
مخالف خشونته.
مرفق.
یعنی نرمی.
مرتفقا.
آیهی سی و یک کهف.
محل مرافقَت و ملاطفت.
مرتفقا.
اون محلی که اونجا انسان ملاطفت میبینه، مرافقَت میبینه.
المرافق، المرافق یعنی آرنج.
شما وقتی که میخوای یه جا بشینی، [نفس عمیق] قدیمها وقتی تکیه میخواستن بدن، معذرت میخوام به یکباره باسنشونو ول نمیکردن رو زمین.
احتیاط میکردن.
چیکار میکردن؟
این آرنجشونو تکیه میدادن بعد میشستن.
یعنی اول با آرنجاشون.
مثل اینکه شما حتی در نماز هم دستور داری وقتی میخوای بنشینی چگونه بنشینی.
یه دفعه زانوتو بکوب زمین برو سجده از رکوع؟
این شکلیه؟
نه.
مستحبه که دستتو بذاری زمین.
پنجههاتو بذاری رو زمین بعد آروم زانوتو بذاری.
اینا همه آداب نمازه.
حتی تو بلند شدن هم اینطوریه.
بعضیا دستاشونو از رو زمین برمیدارن بعد یهو میپرن بالا مثل فنر.
اینم غلطه.
مستحب زانوت رو از رو زمین بلند کرده باشی آخرین چیزی که از رو زمین بلند میشه دستت باشه.
حالا اینا رو ماها متوجه نمیشیم اما اسراری داره.
همه یکی که اینا اسراری داره که ماها بیخبریم.
[نفس عمیق] خب این از اینکه حالا یه چند تا مثال ما زدیم.
یه روایت تقدیم کنیم که یه مقدار معنای و اهمیت این رفق و مدارا رو برای ما بیشتر بیان میکنه.
از امام باقر.
سند: بحار، جل هفتاد و پنج، صفحه پنجاه و پنج.
امام باقر شکافنده علوم اولین و آخرین علیه السلام فرمودن لکل شیء قفلا.
میدونستید تا حالا اصلاً اینو که هر چیزی یه قفلی داره.
واقعاً هر چیزی یه قفلی داره.
باور کنید از نظر بنده بیسواد و حقیر و ناچیز این روایت میتونه عنوان دهها جلد کتاب بشه.
اگه خدا به من این برکت رو میداد، برکت وقت و عمر و قلم رو مینوشتم، این کارو میکردم.
لکل شیء قفلا.
یعنی الان خ-- من خودم یه شی هستم یا نه؟
شی رو گفتیم بگیریم چی؟
اسم.
یادتونه علم آدم الاسما کلها.
خدا به آدم تعلیم داد همه اسما رو.
حضرت علامه فرمودن که به جای الاس-- به جای الاسما بذار الاشیا.
اشیا همون اسم اللهند ظهور کردن.
ملکات ذات غیبیاند که ظهور کردن.
اینا رو قبلاً بحث کردیم دیگه.
حالا اگر میفرماید لکل شیء قفلا یعنی هر شیی، هر چیزی که حضرت عالی الان یه شیایه دیگه، قفل داری.
میخواد زور بزنه به خود، خودش به خودش دسترسی پیدا کنه.
ما عقل داریم یا نه؟
عقل جنسش از ولایت امیرالمؤمنین هست یا نه؟
اصلاً ولایت یعنی مولا.
خلاصهش در مولاست.
عقل جنسش از امیرالمؤمنینه.
عالم عقول، ملائکه یعنی عالم کسایی که نور علی علیه الصلاة والسلام رو دارن.
میخواد به زور برسه به مولا علی بدون اینکه قفل شکَن داشته باشه.
نمیشه.
قفل وجودت رو باید بشکنی، بازش کنی.
این قفل رو باید باز کنی.
با یه کلید باید باز کنی.
کلید داره.
اینکه میفرماید لکل شیء قفلا، هر چیزی یه قفلی داره، هر قفلی هم بهش کلیدی داره دیگه.
کلید داره.
اونم شاه کلید که بعضیا دارن که هیچی نمونه از هر شیی یه کلیدی داره.
چون اینها اسمااند در حقیقت شما باید به حقیقت اون اسم پی ببری.
اون کلیده میشه حقیقت اون اسم.
حالا من جلوتر از این نرم بریم توی وادی که الان مرتبط با بحث نیست.
پس من خودم قفل دارم میخوام معرفت نفس پیدا کنم.
نفسم رو بشناسم کلید باید داشته باشم.
بذارم قفل وجودیم باز بشه خودم خودم رو بشناسم.
میخوام به آفاق پی ببرم، سیر آفاقی کنم.
قفل داره.
هر کدوم یه قفلی داره.
[نفس عمیق] اصلاً بفرمایین ببینم وجود امام عصر یک شی هست یا نه؟
حتی یه جا هست خدا خودش رو هم شی نام میبره.
[نفس عمیق] که دیگه مطلقه.
قید اص-- حتی قید اصطلاح هم نداره.
مطلقه.
مطلقه بدون قید اصطلاح.
یعنی دیگه زب-زبانمون نمیچرخه چون الفاز خاکیند دیگه نمیتونیم بیشتر از این جلو بریم.
خب تو صادر اول مطلقه اما به قید اصطلاح حضرت حق مطلقه بدون قید اصطلاح.
حالا خدا-- پس امام عصر یک شی، اگر هر شیی قفلی داره باید اول قفل ارتباط تو با امام عصر باز بشه با یه کلید بعد بتونی ارتباط بگیری.
اینا همش-- ببینید چقدر بحث اینجا پیش میاد.
میخوای یه لقمه بخوری این قفل داره.
این لقمه شیء قفل داره.
اگه قفلش باز نشه بخور خفه میشی.
بخور آپاندیس میشه.
بخور چربی خون میشه.
بخور هپاتیت میشه.
بخور قند میشه.
بخور مشکلات مزاجی پیدا میکنی.
اگر قفلش باز نشه.
این کلید چیه؟
ببینید قس علی الحال دیگر شما برو جلو.
چقدر هر شیئی یک قفلی داره و یک کلیدی.
هر لقمه-- چرا پیغمبر هر لقمهای که میخواست بخوره میفرمود ازم کرد بسم الله الرحمن الرحیم و تموم شد میگفت الحمد لله رب العالمین.
کی؟
کدوم یک از ما اینطوریم؟
بدون قفل چفت و بست میخوریم، رو دل میکنیم، هزار و یک مشکل جسمی و روحی و بعد بحث روح بخاری توی یک جلسه تو سر و مکرمه کارا همون صحبت کردیمو حالا بیار ضمیمه کن تو این بحث.
که چه مشکلاتی برای روح بخاری و مزاج انسان ایجاد میشه.
بعد همه میدونیم که نفس از طریق روح بخاری ارتباط میگیره با بدن.
رابطهی نفس و بدن به هم میریزه.
نفس نمیتونه احکامش رو در بدن پیاده کنه.
حالا نفس میخواد نصف شب سحر ما رو بیدار کنه برای تهجد، بدن اجازه نمیده زیر بار نمیره.
چون این برزخ مشکل پیدا کرده نفس نمیتونه ارتباط بگیره چون برزخ که روح بخاریه به مشکل برخورده مزاج به هم ریخته.
چرا؟
به همین راحتی.
قفل باز نشده.
کلید، کلید نداشتی که قفل رو باز کنی.
ببینید چقدر دارم به شما ذهنتون رو میشورونم که متوجه بشید من اغراق نمیکنم.
واقعا درمان عجیبی داره.
خب حالا بگذریم اینطوری بخوایم حرف بزنیم تا صبح باید بشینیم.
"لکل شيء قفل و قفل الإيمان".
حالا ایمان قفلش چیه؟
که باید باز بشه؟
یعنی در حقیقت- رفق.
نه، الرفق.
بحثمون الان چی بود؟
زیرکی در ظرف رفق، مدارا.
زیرک باش زرنگ باش اما پررو نباش.
پاتو نذار رو دوش مردم برو بالا.
این که زیرکی نیست که.
الان مردم غزه رو دارن گرسنگی میدن دو روزه هیچی نخوردن طفلیا.
یه ه-- خانومی رو، یه زن پیر زنی رو طفلی ما فیلمشو دیدیم جگرمون خون شد.
نمیتونه حرف بزنه.
داره میگه من سه روزه که هیچی نخوردم.
دیگه داره میمیره.
یه پوست و استخونه.
کیسه داشت در میاد.
[مکث]اصلا لذت میبرن آدم میکشن مثل حجاج لعنت الله عليه.
حجاج یوسف ثقف، ثقفی.
مثلا میگفت بگردید بگردید من میخوام غذا بخورم.
الان شما بخوای غذا بخوری از گلوت پایین نمیره میگی یه آبی، یه نوشابهای چیزی.
اون میگفت از گلوم پایین نمیره.
برید یک محب علی رو پیدا کنید بیاد جلوی من سر ببرید یه ذره دست پا بزنه من بتونم غذا بخورم.
این زیرکیه؟
زیرکی، باهوشی، سیاست.
اینا باید در مدار مد-- مدارای با مردم باشه.
رفق باشه.
اینجا میفرماید که "لکل شيء قفل و قفل الإيمان الرفق".
چقدر عجیب، چقدر جالب.
اون چیزی که در ایمان رو به روی تو باز میکنه رفقه.
[مکث]این قفل با این شکسته میشه.
کسی که رفق و مدارای با دیگران نداره پس پیداست که ایمانم نداره.
دروغ میگه باایمانم.
آدمای خشن، عصبی، فخاش، بیتربیت، اراذل و اوباش.
ندارن آقا.
این کلید رو ندارن و این قفل بسته است به روشون.
خب همهتون دارید یواش یواش میرید به عالم برزخ و- آقا جا موندین سر جلسه.
و من جا موندم.
بله مشخصه.
خیلی وقت رفت.
اون میره.
حالا نمیخوام بیفته برای جلسه بعد.
این دو تا آیه و این روایتم تقدیم توضیح-- قول میدم توضیح ندم.
خیلی شیرینه حتی ح-حداقلش از نورش استفاده کنیم.
آیه صد و پنجاه و نه آل عمران ببینید چقدر عالی.
"فبما رحمة من الله لنت لهم".
چقدر اینجا ما حرف داشتیم دوست داشتم با هم بگیم.
فرمود حواست باشه اینکه "لنت لهم" تو با اینا نرمی، مدارا داری، نرم خویی، خوش اخلاقی "فبما رحمة من الله" خدا، رحمت خدا به تو نازل شده تو نرم شدی.
پس کسی که نرم خوی نیست، مدارا نداره، رفق نداره از رحمت خدا بدوره.
معنای لعنه.
لعینه.
لعن یعنی از رحمت خدا بدوره.
حالا له.
بعد میفرماید "ولو كنت فظا غليظا" قابل توجه مدیران محترم.
"ولو كنت فظا غليظ القلب" اگر شما غلیظ قلب بودی پیغمبر، تو که پیغمبره، یعنی اگر غلظت قلب داشتی نرم خو نبودی "لنفضوا من حولک" همه از دورت فرار میکردن.
"فعف عنهم واستغفر لهم وشاورهم في الأمر".
قابل توجه مدیرها.
ببخششون.
براشون استغفار کن.
ازشون بگذر.
ازشون مشورت بگیر.
اینقدر خود، خودرأي نباش.
فکر کنم از جلسه بعد آقایون مدیر دیگه تشریف نیارن جلسهمون.
آیه هشتاد و هشت هجر "و اخفض جناحك للمؤمنین".
ببین معنای رفق و مدارا از توش میاد بیرون.
میگه بال و پر بریز وقتی کنار مؤمنین میشینی.
نگو اینا رعیت منن.
ما مدیریم و اینا رعیت.
بال و پر بریز.
"و اخفض جناحك للمؤمنین".
[نفس عمیق]یه حدیثم تقدیم کنم حالا برای امروز بسه.
"أعقل الناس".
به نظر شما عاقلترین مردم کیه؟
از نظر امام معصوم.
به به!
أعقل الناس أشدّهم مداراة للناس.
کسی که شدیدتر از همه مدارای با مردم رو داره.
بله مشخصه.
یعنی ش-- به شدت اهل مدارای با مردم، اون از همه عاقلتره.
اونکه نگاه بالا به پایین داره، این قسمت بق-- دوم حدیث شاملشه.
میفرماید و أذل الناس.
ذلیلترین مردم کیه؟
من أهان الناس.
کسی که به مردم اهانت میکنه، آدم حساب نمیکنه.
پشت در اتاقش بیچاره میمونه که میخواد یه وقت بگیره آقا رو ببینه.
وقت آخرم که بهش نمیدن که هیچی اهانتم بهش میکنن.
میگن شما وقت ما رو میگیری میای تو اتاق ما.
وقت ما گرفته میشه.
ذلیلترین آدما اینطورین.
اگرچه ادای ایمان رو درآرن.
حواسمون باشهها.
اینا کد و رمزهاستها.
کد و رمزهای تربیتی و مدار-- خلق عیال اللهاند، ناموس خداند.
اگر کسی اهانت به ناموس خدا بکنه، خدا میشکنش، بیچارهش میکنه.
اینجا شاید به سنت استدراجش یه مهلتی بده مختصر، یه چند سبایی.
اما بیچاره میشه اونور، اونور اونو با خدا.
طرف حسابش خداست.
شوخی نیست.
جدی بگیریم اینا رو.
پس این فرمایش مولا فرمود کسٍ فی رفق رو تا حدی متوجه شدیم یعنی چی.
که اون زیرکیشو، زرنگیشو، هوششو اینها در مدار رفق و مدارای با دیگرانه.
از دیگران سوءاستفاده نمیکنه.
تازه دست دیگران رو هم میگیره.
مچگیری نمیکنه، دستگیری میکنه.
والحمد لله رب العالمين.
صلوات بفرستید.
الله الله الله