بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
در قلب مؤمن بودیم و اون روایت شیرین و عجیب مولا رو داشتیم دقت میکردیم که انتهاش فرموده بود و شغل هول فکر.
شغل اهل ایمان فکره، تفکره.
و [نفس عمیق] که آن اون جامی که اهل ایمان در بهشت يتنازعونه به نزاع میافتند که اینو از-- بگیرن از هم و سرریز و اینا.
این جام، جام شربته، شربت معرفته، شراب معرفته و در حقیقت غذای، غذای روح انسانه.
ما خب تازه نسبت به غذای جسم هم خیلی عقلیم و خیلی نادونی میکنیم و در مبحث روح بخاری یه مقدار اهمیتش رو متوجه شدیم که الان حالا پدر مادر پس انداختن بچه رو حالا بچه گرفتاریهای متعدد میخواد بره بیچاره تازه بیفته به اینکه الان چی بخوره و مثلاً نقصانها و کمبودهای اون- [هم پوشانی گوینده ها] آره اونو جبران کنه.
خب قبل از اینکه بچه دار بشی توجه کن دو تا کتاب بخون چهار تا کتاب-- باسواد برو به این سمت که حالا بحثای تربیتیش به کنار این بحث روح بخاری و جسمی اینا خیلی مهمن.
دیگه رابطه، رابطه بین نفس و بدنه دیگه شوخی نیست که.
حالا یکی از دوستان حاضر در جلسه فرمودند که بحث، سلام علیکم.
سر مکنون و روح بخاری رو ادامه بدید بالاخره چی شد؟
از جهت عملیاتی چی بخوریم، چی نخوریم اینا.
اینکه اولا مشخصه، دستورات اهل بیت مشخصه.
ثانیا بالاخره این اهمیتش خودش رو تا اونجایی نشون میده که نفوس چنان با هم-- چون یکی از دوستان گفت مثلا مراقبت بالاخره چیکار کنیم؟
چقدر ما مراقبه کنیم تا مثلا نفس پاک بشه به گونهای که عکس یا اکوس ارواح و عقول توش بیفته ما توی قوه خیالمون بتونیم صور و اشکال مثلا روحانی، نورانی ببینیم و امثالهم.
میگه نفوس متعددند همونطور که روح بخاری قبلا بحث کردیم متعددند.
خود روح بخاری چقدر تقایر و تمایز و تخالف ایجاد کرده، مختلف کرده آدما رو.
یکی اینجوری زود به قول حضرت استاد سلام عليكم.
زود گر میگیره، آتیش میگیره و حقایق رو میگیره، استیضاح میکنه.
یکی هم نه.
حالا، حالا باید به قول بعضیا برفش آب شه.
پس خیلی باید زحمت کشید، خیلی باید کار عقلی کرد، کار فکری کرد.
متأسفانه یه سری میرن سمت عرفان، چهار تا خواب خوبم میبینن و یه حالت خوشی هم براشون ایجاد میشه.
انقدر کم ظرفیتن دیگه همه jar هم تو بق و کرنا میکنن، همه jar رو پر میکنن و من شنیدم که میگن خدمتتون رو.
ما دیگه رد کردیم اینا رو مثلا ما ادعا هم میکنن که مثلا ما این وادی که شما دارید میگید از جهت نظری رو ما از جهت عملی رفتیم رسیدیم.
ما الان به جا-- میگن بعضیا.
خود من گفتم ها.
بعد میان اینها متأسفانه برخورد میکنند با مباحث فکری و انقدر که متعد-- چش عرض کنم ظرفیتشون کم بوده زود پر شده، لبریز شده فکر میکنن خبریه.
میگن همینه دیگه آخرشه و مباحث فکری رو تعطیل میکنند و خیلی الان متأسفانه جامعه مذهبی ما گرفتار اینه.
عقل تعطیل شده با چهار تا حال خوش و چهار تا عباد-- در توهم مثلا خواب خوش دیگه اکتفا کرده.
بولیموس معنوی گرفته بیچاره کرده خودشو.
از اون طرفم یه سری میرن سمت صرفاً کارهای فکری و نظری و به خیال خودشون عقلی در صورتی که خیالیه.
بعد اینا از جهت عملی باز میمونن.
دلشون رو خوش میکنند به اصطلاحات، به مفاهیم، مفهوم فهمیدن.
مفهوم این کلمه اینه، مفهوم اون.
چهار تا اصطلاح مثل خود من حفظ میکنند و دیگه.
اینا خطرات بزرگیه که متأسفانه ما میبینیم که باید دو تاشو با هم داشته باشیم.
هم عقل نظری هم عقل عملی.
تووسو بالحق عقل نظری و تووسو بالصبر عقل عملی.
آمنو یا آمنو این عقل نظری.
عمل الصالحات عقل عملی.
تو همه جا تو قرآن ببینید آمنو و عمل الصالحات با هم اومده.
یعنی همین.
حالا یک قبل از اینکه این روایتی که دیروز گفتیم که حالا فردا با هم بیشتر دربارهش صحبت کنیم، بچشیمش از مولا خیلی روایت جالبی بود.
[نفس عمیق] امروز داشتم اسفار رو دقت میکردم، خیلی برام شیرین بود.
یه تیکشو براتون بخونم که ملا صدرا تو مقدمه خودش، مقدمه کتاب اسفار میفرماید شکی نیست آخرین هدفی که برای هر یک از موجودات میسر است، آخرین هدف چیه؟
برای هر موجودی میسره که به اون برسه.
کلن میسر لما خلق له.
این روایتو پیغمبر ظاهراً فرمودن.
کلاً برای اون چیزی که خلق شدی میسوره برات.
خودت راهها رو میبندی، خودت کارو برای خودت سخت میکنی.
اینجا ملاصدرا میفرماید که شکی هم نیستها، آخرین هدفی که برای هر یک از موجودات میسر است تا بدان دست یابد عبارت از کمالیست که آن موجود بدان اختصاص و انتساب داشته و با آن سازگاری دارد و هرگاه از آن فرود آمد در واقع این امر نقصان در او محسوب میگردد.
اگرچه نسبت به آنچه که در رتبهی وجود از او پایینتر از کمال باشد؛ یعنی مثلاً تو نسبت به حیوان کمالاتی داری، نسبت به نبات کمالات زیادتری داری، به جماد بسیار زیادتر.
اما از حیث انسانی چی؟
به کمال انسانی رسیدی؟
لذا ایشون ادامه میدن که پس کوچکترین جمعبندهای نیست جز آنکه شأنش آن است تا به نهایت آنچه که در ذاتش مقرر شده برسد.
اگر بازدارندهای از سیر بازش ندارد.
خیلی شیرین گفته ملاصدرا.
به قول بعضی از شُرّاح که اسفار نوشتن قشنگ فرمودن.
فرمودن به قدری اسفار روان و قشنگ سخن گفته، خیلیا از اون پیچیدگیها و باریکبینیهای ملاصدرا جا میمونن.
توجه کردید؟
بعد میفرماید که ولی نوع انسان را به واسطهی جوهر ذات و اصل حقیقتش کمالی خاص است.
کتابو نگاه کن آقای دکتر.
بفرمایید.
و هیچ برتری بر او برتری نخواهد یافت و هیچ پیشی گیرندهای بر او پیشی نخواهد گرفت.
بر کی؟
بر انسان.
و آن اتصال به چیه به نظر شما؟
همه رو گفتم به خاطر یه تیکه.
اون کمال نهایی انسان که باید طی بشه و انسان باید بهش برسه و برای همون خلق شده و هیچکس نمیتونه بر انسان پیشی بگیره تو این موضوع.
و آن اتصال به معقولات و همسایگی با حق متعال و رهایی از مادیات است.
اگرچه او را به حسب هر قوه و نیرویی که در او یافت میشود با آن کس که از این جهت با او برابر و یا پایینتر است مشارکت میباشد.
مشارکتی داره حالا با انسانهای دیگه میگه خب آره یا نسبت به اونهایی که شأنشون کمتره مثل حیوانات و نباتات.
این به این کمالات خودش بسنده کرده.
بعد اتصال به معقولات نداره.
معقولات، کار عقلیش اونی تعطیله با-- لذا با عقول عالم، عقول کیان؟
ملائکه.
ارتباط خاصی نداره.
وسایل فیض هم دیگه فیض بهش کم میرسه.
به ظواهر اکتفا کرده.
ما دیروز گفتیم امام عسکری صلوات الله علیه که موجب تحیر خیلیها شد.
اصل عبادت رو فرمودن چیه؟
کثرت تفکر در امر الهی.
ما بسنده کردیم به ظواهر.
اصلاً تعطیله اصل عبادت در ما.
توجه کردید این که اتصال به معقولات که چی بشه؟
ما رو به حق متعال برسونه و از مادیات جدا کنه.
ولی ما اصلاً هیچ چی؟
خودمون رو که بررسی میکنیم اصلاً غرق در مادیات، دور از حضرت حق و بیارتباط با معقولات و عقول.
حالا عقول از عالم جبروتاند که اونجا جایگاه ولایت کلیه الهیه و همون آقاییست که ازش دم میزنیم مولامون علی حضرت وصی علیه الصلاة والسلام.
آقا نمیشه بدون عقل نمیشه ارتباط با مولا پیدا کرد.
حالا فرزندش امام حسن همهی عقل رو برداشته.
تو اون روایت شریف که مرحوم شیخ حر عاملی آورد در وسایل شیعه، یه روز بین دو نماز خب خدمتتون عرض کردم.
همهی عقل رو دادن به امام حسن.
حالا یه سؤال کنندهای هم پرسیده بود من اینو درک نمیکنم ها.
اینکه همهی نیکیها، خوبیها رو به امام حسین بخشیدن رو میفهمم.
همهی کرمها، جودها رو به-- همهی زیباییها رو به حضرت زهرا بخشیدن، جمال عالم رو میفهمم.
همهی حکمت رو به مولا بخشیدن میفهمم.
اما همهی عقل رو به امام حسن رو درک نمیکنم.
چرا درک نمیکنی؟
امام حسن رو نشناختی.
امام حسن امام امام حسینه.
شوخیه مگه؟
امام امام حسینه.
هیچ نیکی، اینو بدونیم اگه همهی نیکیها و خوبیها، مهر و محبتها در ابا عبدالله جمع شه، هیچ نیکی و هیچ خیری، هیچ عرض شود زیبایی، هیچی.
اصلاً از حیث حسنات سر نمیزنه مگر از چشمه عقل.
امامش عقل کله.
امامش امام حسنه.
لذا خدا رحمت کنه هم دکتر قائم میفرمودن که کتابهای خوبی هم دارن ایشون.
میفرمودن که کربلا بیش از آنکه حسینیست، حسنیست.
اصلاً کربلا زاییدهی تربیت امام حسنه.
به هر حال اینکه کار عقلی متأسفانه در ما خیلی کمرنگ شده و همین مقدار خب البته ادامه میده ملاصدرا بحث رو.
بحث ما بریم سراغ روایتی که داشتیم.
که مولا ذیل آیه بیست و سه سوره تور "یتنازعون فيها كأسًا لا لغو فيها ولا تعثیم".
حیف که ما به این سن و ریشها داره سفید میشه حضرت آقای بهادزی.
بعد تازه مثلاً به شیرینیهای بعضی از این آیات داریم دسترسی پیدا میکنیم.
بعد چقدرش مونده و خواهد موند تا قیامت.
[مکث] که این ااا کس رو این جام رو که لبریز شده از شراب معرفت رو اینا دست به دست میکنن.
و صفاتشون رو مولا داره میفروشه.
ذیل همین آیه مولا به سخن میافته.
امیر بیان.
حالا یه چند تا شما امروز بگیم و برای امروز بسه.
وقتم که فکر کنم حاج حسین آقا نگرفت.
نگرفت نه.
آها خب دوازده دقیقه گذشته.
چه زود.
[نفس عمیق] بله.
باور کنید دوازده سال که چه عرض کنم، دوازده قرن به همین سرعت میگذره.
همینطور.
مثل اینکه میگیم پیش خدا یه یک قرنی با مثلاً میلیارد میلیارد هیچ فرقی نداره تفاوت نمیکنه.
باور کنید یه روزی میفهمیم که یک آن مثل یک عمره.
کسی که یک آنش رو مراقبه میکنه، یک آنش رو درست طی میکنه، یک عمرش هم مراقبه و درست طی میکنه.
بماند.
در این روایت شریف که قال امیر المؤمنین علیه الصلاة والسلام فی وصف المومنین داره.
میفرماید من علامات احدهم ایكون له برای یکی، یکی از اهل ایمان رو من میخوام برای شما بعض از مشخصاتشو بگم.
یکیشو انتخاب کرده حضرت.
من علامات از علامت هاشون یکی.
احدهم.
یه دونه از اینا.
ایكون له حزم فی لين.
اینا دوراندیشاند اما نرم خوان.
اینایی که دوراندیشاند بعضیا برعکساند آقا خشن میشن، سخت، رفتارشون با مردم سخت میشه.
دامنشون رو جمع میکنن فاصله میگیرن.
میخواد دوراندیشی کنه، مراقبت کنه از حیث، حیث مالی و مع-- مثلاً مادی ضربه نخوره.
لذا مثلاً کارگر میبینه دامنش رو جمع میکنه.
پولدار میبینه پهن میکنه.
از این طرفیا از جهت معنوی میخواد دوراندیشی کنه برعکس میشه.
میره سراغ چی؟
درشت خویی.
از مردم فاصله میگیره.
روحانیت میگذینه و امثالهم.
میگه نه اینا آدمایین که دوراندیشی دارن اما فی لینن.
در نرمی، در نرمی دوراندیشی دارن.
یعنی این اتفاقا تو همین نرمشی که با مردم دارن چه از حیث مادی آدمهای سطح پایین رو، چه از حیث معنوی آدمهای سطح پایین رو، اینا با آغوش میکشن و با اینها ارتباط دارن.
من همیشه از بچههای خودم گرفته تا دیگران روی اصلی که شهدا به ما یاد دادن بعدا تو روایات در آیین روایت پیداش کردیم، چقدر شهدا قشنگ تربیت میکردن.
میگم و میگفتم و الانم عرض میکنم که هر وقت دیدیم که دوست داریم از جماعت اهل ایمان دور باشیم، فاصله بگیریم، نباشیم تو اعد-- تو اجتماع اهل ایمان بدونیم شیطان سوارمون شده.
شیطان ما رو با خودش برده.
تا حالا یه عزیزی هم امروز میپرسید که آقا ماه مبارک رمضان اگه دست بال شیطان بسته است پس قصه شیطنتهای ما چی میشه؟
[خنده] گفتیم خب مشخصه چی میشه دیگه.
خودته دیگه.
خودت شیطان شدی.
کار شیطانی میکنی.
هرکس در ماه مبارک رمضان شیطنت میکنه نفسش شیطانی شده.
به همین راحتی.
[مکث] که- چرا؟
چرا؟
بخاطر اینکه دست بال شیاطین بسته است دیگه.
اگر کاری میکنه که شبیه جهنم میشه.
مثلاً عصبی میشه، داغ میکنه.
دیدید آدم داغ که میکنه سیاه میشه چهرهش.
این یه رشه از جهنمه.
[پچ، پچ] آها سرخ میشه، سیاه میشه.
روایت داریم خدا هفت بار در آتش جهنم دمید، هر بار به س-- رنگی دراومد.
شیشمین بار به رنگ سرخ، هفتمین بار به رنگ سیاه دراومد.
آتش جهنم رنگش سیاهه.
بعد آدم که عصبی میشه رنگش سرخ و سیاه میشه.
[خنده] دقیقا میشه جهنم.
کسی که در ماه مبارک رمضان اینطوریه، در به جهنم مگه بسته نیست در ماه مبارک؟
خود جهنمی دیگه.
جسارت به شما نشه البته.
اون فرمایشی که چقدر عالی، چقدر خوب.
اصلا یه روشه خودش.
اینایی که میخوان باطن حالا دیگران رو ول کن آقا، باطن خودت رو بسنجی، ماف الضمیر خودت رو بخوانی.
میشه چهرهی برزخی خودمون رو ببینیم؟
امکانش هست؟
امکانش هست یا نیست؟
هست.
از آقای جوادی آملی پرسیدن چی جواب دادن؟
از علامه جوادی آملی.
خیلی شیرین جواب دادن.
دوباره خدمتتون عرض کردم فرمودن که اگر نگاه کن به خودت ببین اگر [نفس عمیق] کاری به مردم نداری، سرت پایینه تو زندگی خودتون میخوری و میخوابی.
جسارتاً به قول علامه حسن زاده علیه رحمة گاو خوش آب و علف.
این بهائم.
اصلا بهیمیت وجودت یعنی این چهرهی برزخی تو شبیه حیوانات البته اهلیه.
چهارپایان اهلی.
اما اگر در کنار این، در کنار این خوردن و خوابیدن و اینا بعد میبینی که وحشیگری هم بعضیا دارن یعنی پاچه این و اونم میگیرن.
توجه کردید این کارا رو هم میکنن.
فریاد و عصبیت و دعوا و بزن بزن و اینا حوصله هیچکسو ندارن.
جسارت به این میکنن و فحش میدن به اینها.
صبوعیتشون.
چهره، چهره برزخیست.
صبوع یعنی قیاف-- چهرهشون، چهره برزخیشون شبیه حیوانات درندهست.
مثل گرگ و پلنگ و عقرب و رتیل و مار و امثال.
اگر چنانچه اینها در کنار این چیزها دغل کاری هم دارن، حیله هم میکنن [خنده].
سر دیگران کلاه هم میذارن.
حله صبوع.
آره.
اینا دیگه چیکار-- اینا چیان؟
شیطنت دارن.
شی-شیطاناند.
مثل-- نه اینا شیطاناند.
شیطنت میکنن و شیطاناند.
سر دیگران کلاه میذارن دیگه کار شیطانه.
قسم میخوره که من ناصح به حالت هستم اما تو رو میبره سمت جهنم.
قسم خورده دیگه از اون اول.
و اگر در کنار-- اگر اینطوری نیست، اینها رو در وجود شخص نیست و عرض شود اهل عبادته.
مثل خیلی از اهل ایمان.
اهل عبادته.
خب؟
یه عبادتی میکنه و زندگی معمولیای داره و غالب مذهبیها، اهل ایمان این شکلیاند.
ولی کار عقلی خیلی نمیکنه.
یعنی بیشتر عملیات بندگی داره.
نماز بخون، ذکر بگو، ورد بگو، زیارت برو اینا.
همش هم خوب.
اما اینا چیان؟
چهره برزخیشون ملکیه.
شبیه فرشتههاست، ملائکه.
این خیلی هنر نکرده.
ملک نفس نداره که گناه کنه، هنر نکرده که، عقله.
حالا اگر بعد فرمودن که اگر نه، کسی بیاد چیکار کنه؟
بره سراغ کارهای عقلی، علمی، پیچیدهی فکری، حقایق رو انکشاف کنه، پشت پردهها رو متوجه-- استیضاح کنه از پشت پرده عالم حقایق عالم رو سیر آفاقی و انفسی کنه، اهل معرفت و اینها باشه این دیگه میشه تازه انسان.
این تازه میشه انسان.
ما ادعا میکنیم ما انسانیم.
حیوان نیستیم آقا.
ما انسانیم.
خب بفرما ببینم چه بهرهای از عقل بردی؟
چه بهرهای از علم و دانش و معرفت بردی؟
چون وجه تمایز ما با بقیه و همه و همه در عقله دیگه حتی با ملائکه.
که ما نفس داریم و عقل هم داریم.
اونا فقط عقل دارن.
نفس رو زیر پاش میذاره، عقل رو پرورش میده، میشه انسان.
حالا تو خود انسانها هم کسی که واقعاً انسانه، کسی که این پرورشش زیادتره، رسیدگی به خودش زیادتره، بهتر مراقب خودشه، آنفعل آن در حضور خودشو میبینه، میبینه.
در حضور حق تعالی رو میبینه.
خب این درجاتشون هی بالاتره تا "والذین أوتوا العلم درجات" قرآن میفرماید.
هرچی علمشون بیشتره، درجاتشون بالاتره.
اما ما درجه رو الان به علم میدیم خدا وکیلی.
[مکث] از این طرف من خودم مدال روضهخوانی و مداحی به سینه ام.
الحمد لله.
انشاالله هیچوقت اربابمون نگیره.
ولی همین که یه صدایی فقط داره، یه صدایی داره و چهار نفرم دورشو گرفتن، نه اهل مطالعه و نه اهل تحقیق و پژوهش و پیچیدگیهای علم و بررسی کنه، نه همین یه صدا داره چهار تا سبك پیاده میکنه جوونها دورشو میگیرن دیگه میبینه فکر میکنه دیگه تا آخرش رفته و همینه و ولاغی از سیر و سلوک باز میمونه، از تهذیب باز میمونه.
بعد میبینه یه جماعتی رو با خودش برد به جهنم.
از همین راه.
ما زیاد دیدیم.
[مکث] ما تو کدومش موندیم دوستا؟
خدا شاهده نمیخواستم من رو یه دونه بمونم.
خواستم تا آخر حدیثو بخونم.
حاج آقا- تو یه دوش-- یکیش موندیم.
عذرخواهی میکنم.
خواهش.
حرفو قطع کردم.
خواهش میکنم.
در بهشت در جهنم بسته است.
اینایی که تو ماه رمضان میمیرن، میمیرن.
اینا بلا تکلیفاند؟
احسن.
نه بلا تکلیف نیستن.
اینها مرحوماند.
هرکس در ماه خدا میمیره مورد رحم خدا واقع میشه.
چون دروازههای جهنم بسته است.
بله و دروازههای بهشت بازه.
اینام رحم میشه بهشون.
نه اینکه برن حتما تو بهشت و به جهنم نرن.
نه، بهشون تخفیف داده میشه.
بعضیهام از جهت عرفانی گفتن این نه یعنی واقعاً جهنم دری داره که بسته شد از حیث فیزیکی و بهشت دری داره که باز شد.
منظور یعنی اینکه دیگه بعید میرسه توی همچین ماهی کسی جهنمی بشه.
توی همچین ماهی از بهشت باز بمونه.
اینه، منظور اینه.
یعنی دیگه اصن کسی تو این ماه بخشیده نشه دیگه جزو اشقیاه دیگه.
فرمودند شب قدر بهش برسه.
نفر رو میخوشه.
این چه بخشیده شدنه.
خب دیگه اینا باز اگه هرکی تو این ماه بمیره مرحوم-- بهش رحم میشه.
نه اینکه بره به بهشتها.
ولی بهش رحم میشه.
مثل همین روایت مگه نداریم؟
کسی که پنجشنبه، بله روز پنجشنبه تا غروب جمعه از دنیا بره عذاب قبر نداره.
این روایتو داریم دیگه.
خب آقا میخوای دعوا کنی با خدا؟
خدا اینطوری فرموده.
بعدم البته هرکسی لیاقت نداره تو اون ساعت از دنیا بره.
یه وقتی گفتیم ربط وجودی هست بین اشخاص و افراد با ساعاتی که چه به دنیا میان، چه از دنیا میرن.
با روزها و ماهها و سا-سالهایی که اینا به دنیا میان و از دنیا میرن.
یه ربط وجودی هست.
الحمد لله رب العالمين صلوات بفرستید.
اللهم صل على محمد و آل محمد