یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
قلب مؤمن؛ کتب شدن ایمان در دل
بسم الله الرحمن الرحیم. و به نستعین. السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته. در بحث قلب مؤمن به آیهٔ بیست و دو مجادله توجه میکردیم:
«لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَٰئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَٰئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (مجادله/۲۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): مردمی را نمییابی که به خدا و روز بازپسین ایمان دارند و با کسانی که با خدا و رسولش دشمنی ورزیدهاند دوستی کنند، هرچند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آناناند که خدا ایمان را در دلهایشان نوشته و با روحی از جانب خود تأییدشان کرده و آنان را به بهشتهایی درمیآورد که از زیر آنها نهرها جاری است؛ جاودانهاند در آن؛ خدا از آنان خشنود است و آنان از او خشنود؛ آنان حزب خدایند؛ آگاه باش که حزب خدا رستگاراناند.
پیرامون کتب ایمان در دلها و قلب خاص و نشانههایش سخن گفته شد. اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالصلوةوالسلام دربارهٔ مشخصات مؤمنی که ایمان در قلبش کتب شده سخن بسیار گفتهاند؛ مخصوصاً امیرالمؤمنین و امام عسکری علیهماالصلوةوالسلام که نمونهاش میآید.
اینکه روی آیه دقت و تأمل میکنیم به یک معنا توقّل است؛ آیه را نمیخوانیم و رد میشویم به طمع ثواب. خود این کار تمرینی است برای ورود به وادی ایمان؛ اینکه انسان صرفاً عبادت را کثرت صوم و صلاة نداند. این کاری که میکنیم — چون بعضی شاید اشکال یا تعجب کنند — همان است که در جایی که نام نمیبریم، میان جمعی که ظاهراً موجه و اهل نماز و انقلابی شناخته میشدند، غالباً اشکال میکردند که حدیث را بگو و برو؛ سر یک حدیث ده جلسه میایستید. آنان غافلاند از گفتههای امام معصوم.
امام عسکری؛ عبادت کثرت تفکر در امر الله است
در تحف العقول صفحهٔ چهارصد و چهل و دو امام عسکری سلاماللهعلیه میفرمایند — و این کتابی است که علامه حسنزاده بسیار به آن تشویق میکردند. به نظر شما عبادت چیست؟ اصل عبادت، لب و خلاصه و عصاره و ریشهٔ عبادت چیست؟ ما معمولاً عبادت را صوم و صلاة فرض میکنیم؛ افتخار میکنیم صائم و مصلی هستیم. عبارت را ببینید: لیست العبادة کثرة الصیام و الصلاة. عبادت کثرت روزه و نماز نیست. اگر این روایت را میان جامعهٔ دیندار بخوانی و نگویی امام معصوم گفته، بلکه بگویی نظر من این است، شاید سنگسار کنند که دین جدید آوردهای. همه فکر میکنیم فلانی چقدر روزه میگیرد و نماز میخواند؛ این نیست.
ما همه عبادت را کثرت صوم و صلاة فرض کردهایم و به صائم و مصلی بودن افتخار میکنیم. امام میفرمایند لیست العبادة کثرة الصیام و الصلاة. پس عبادت چیست؟ جرأت شکافتن کامل روایت را نداریم؛ اهلش امام باقر شکافندهٔ علوم انبیا باید بشکافد؛ اما اهل فضل در جلسه هستند. انما وقتی میآید معنای حصر دارد؛ فقط و فقط. انما یتقبل الله من المتقین؛ فقط از اهل تقوا قبول میشود. کسانی ختم و اذکار و اوراد عجیب و کثرت صوم و صلاة دارند اما بیچارهاند چون تقوا ندارند.
پس چیست؟ انما — و انما حصر است؛ فقط و فقط. چنانکه انما یتقبل الله من المتقین؛ قرآن فقط از اهل تقوا قبول میکند. بعضی ختم و اذکار و اوراد عجیب و کثرت صوم و صلاة دارند اما بیچارهاند چون تقوا ندارند؛ خدا قبول نمیکند. اینجا هم انما آمده. لیست العبادة کثرة الصیام و الصلاة؛ انما العبادة کثرة التفکر فی امر الله. فقط و فقط عبادت کثرت تفکر در امر الهی است. الله اکبر. حالا ما عابد هستیم یا نیستیم؟ کثرت تفکر؛ و نه فقط تفکر؛ خود امر الهی باید معنا شود.
امر الهی؛ روح و صاحب الامر
یسألونک عن الروح؛ از تو دربارهٔ روح میپرسند. قل الروح من امر ربی؛ بگو روح از امر پروردگار من است. خود روح با آن عظمت — از روح اعظم بگیر تا پایین که همه و نفخت فیه من روحی؛ این ارواح جزئیه — همه از امر الهیاند. صاحب این امر کیست؟ حضرت صاحب الامر بقیةالله الاعظم.
کثرت تفکر در امر الله؛ تنزل الملائکة و الروح فیها باذن ربهم من کل امر. کل امر شب قدر بسیار سنگین است؛ ملائکه وزنش را نمیتوانند بکشند؛ برای همین حضرت روح تشریف میآورند؛ واسطهٔ فیض، روح اعظم. شب قدر واسطهٔ فیض خدا و امام عصر میشود. بارها گفته شد تفسیر فرات کوفی: امام صادق در گوشی به رفیقش فرمود این مادرم فاطمه است سلاماللهعلیها؛ همه را میآورد بر کی؟ صاحب الامر کیست؟ انسان کامل هر زمان که در بدن عنصری است امام عصر؛ اصلاً امر پیش ایشان است. البته امر در هر جای قرآن یک معنا نمیدهد؛ در روایات هم چنین است؛ باید آیات قبل و بعد و تأویل و تفسیر را دید. اینجا میگوید کثرت تفکر در امر الهی.
چند جلسه است روی آیهٔ بیست و دو مجادله کار میکنیم؛ امید است این رشحهای و جلوهای از تردد در امر الهی باشد؛ کثرت کامل نیست اما تفکر در امر الهی محسوب شود.
این دقت روی آیه تمرین ورود به ایمان است؛ آیه را برای ثواب نمیخوانیم و رد نمیشویم. انسان نباید عبادت را فقط کثرت صوم و صلاة بداند. در جمعی که نام نمیبریم — ظاهرالصلاة و انقلابی — اشکال میکردند سر یک حدیث ده جلسه میایستید؛ حدیث را بگو و برو. غافل بودند از این سنخ روایات امام معصوم که اصل عبادت را چیز دیگری میداند.
اول الدین معرفته؛ معرفت فطری نه فقط برهان
امیرالمؤمنین در نهج میفرمایند اول الدین معرفته. اکنون میخواهیم بگوییم فلانی دیندار است؛ دیندار کیست؟ بعضی نماز شب میخوانند اما خمس و زکات نمیدهند؛ واجب را رها کرده سراغ مستحب رفتهاند؛ در حزباللهیها هم متأسفانه زیاد است. اول الدین از نظر مولا علی معرفته است؛ معرفت؛ شناخت. آدم با شناخت باشد. و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون؛ همهٔ مفسران فرمودهاند ای لیعرفون؛ عرفان.
آیهٔ بیست و دو مجادله تنها آیهای در قرآن است که پیرامون قلب مؤمن سخن گفته؛ کتب شدن ایمان در قلب و اهل ایمان. اینطور حرف زدن کمی انتحاری است. در ساختن شتاب هست و در خراب کردن هم؛ از طرف سازندگی اگر با شتاب بگیری میشود سرعت سیر؛ به آدم سرعت سیر میدهد. فکر یعنی حرکت نفس از معلوم به مجهول؛ از جهت منطقی به این میگویند فکر.
خدا رحمت کند آقا مشتاق تهرانی را که میفرمودند اول الدین معرفته در حقیقت معرفت حضرت حق است که باید کثرت تفکر ما را به آنجا برساند؛ و میفرمودند نه آنکه این برهان فلاسفه و علم فکری و بحثهای فلسفی و کلامی مقصود معرفت باشد؛ گول نخوریم. آن معرفت فطری است. این فطرت الهیه در همه بوده و هست؛ منتها اشتغالات دنیایی چون غباری روی آن را گرفته و از آن غافل کرده. علم فکری و برهان و فلسفه و حکمت ما را هل میدهند و سوق میدهند و متوجه میکنند به آن فطرت الهی؛ غبارها و حجابها را کنار بزن. این علم فکری را نباید زیر آب زد. علامه میفرمودند چارهای نیست؛ ما نفس مکتفی نیستیم؛ نفس مستکفیایم. آنکه نفس مکتفی است علم را به تمامه در ذات دارد؛ اتحاد وجودی دارد؛ اصلاً خودش علم است؛ مولا خودش علم است. اما علم ما ذاتی نیست؛ باید کسب کرد و اندیشه و تفکر و سیر کرد. این عبادت است.
آقا مشتاق تهرانی تأکید میکردند معرفت مقصود همان معرفت فطری است نه برهان متقن فلسفی به تنهایی؛ برهان غبار را کنار میزند تا فطرت دیده شود. فکر از جهت منطقی حرکت نفس از معلوم به مجهول است؛ و همین حرکت سرعت سیر میآورد. در ساختن و خراب کردن هر دو شتاب هست؛ شتاب سازنده میشود سرعت سیر ایمانی.
جامهای لبریز طور؛ وصف مؤمن از زبان مولا
داشتم آیهٔ بیست و سه سورهٔ طور را نگاه میکردم؛ بسیار شیرین بود:
«يَتَنَازَعُونَ فِيهَا كَأْسًا لَا لَغْوٌ فِيهَا وَلَا تَأْثِيمٌ» (طور/۲۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): در آنجا جامی را از یکدیگر میگیرند که در آن نه بیهودهگویی است و نه گناه.
آنان که در بهشتاند جامهای لبریز را از یکدیگر میگیرند؛ نزاع است؛ درگیری بر سر همین جامها. مثل روایتی که اگر بدانید چه ثوابی در اذان گفتن هست شمشیر به روی هم میکشید. داشتم بررسی میکردم و گیج شدم؛ گفتم بهترین جا تفسیر روایی اهل بیت است. مولا صفات اینگونه آدمها را بیان کرده؛ ذیل این آیه سخن گفته؛ مولای سخن، امیر بیان. سندش تفسیر اهل بیت ذیل آیهٔ بیست و سه طور است.
چرا جامها لبریزند؟ و در آنها نه بیهودهگویی هست نه گناه. از یکدیگر میگیرند؛ تعبیر نزاع و درگیری است. عجب تعبیری. بهترین مرجع برای فهمش تفسیر روایی اهل بیت است؛ مولا ذیل همین آیه وصف صاحبان قلب مؤمن را آورده و خود میفرماید این وصف مؤمنین است؛ با بحث قلب مؤمن کاملاً مرتبط است.
میفرماید و من علامات احدهم؛ از علامتهای یکی از این مؤمنها — یکیشان را اختیار میکند — میشمرم. کسی که قلب مؤمن دارد دوراندیشی دارد با نرمی؛ دوراندیش و نرمخو است. هر کدام از اینها میطلبد منبر و جلسهٔ جدا؛ رد میشویم. ایمان در یقین؛ تعبیر عجیبی است. روایت طولانی است و چندین خط؛ جلسهٔ بعد کل روایت را بررسی میکنیم. روایت طولانی است و چندین خط؛ چون روزه و خستگی بود قرار شد جلسهٔ بعد روی کل روایت کار شود. فقط آخرش را میآوریم تا پیوند با قلب مؤمن روشن شود. مولا میفرماید همّه الشکر. هم و غم مردم چیست؟ دلار و سکه و ارز و بورس؛ فحش و دریوری و درگیری و نارضایتی که حقوق نمیرسد؛ فحش به زمین و زمان؛ شکرشان هم بوی ناشکری میدهد. چگونه است؟ الحمد لله میگویند اما سنگینتر از ناشکری است. میفرماید همّه الشکر؛ صبح میکنند در حالی که شغلشان شغله الفکر است. شغل اهل ایمان فکر است و با عبادتشان گره خورده. امام عسکری فرمودند انما العبادة کثرة التفکر فی امر الله؛ شغل مؤمن فکر است. چقدر حقیقتاً مشغول فکر امر اللهایم و چقدر ادعا میکنیم از صبح تا شب مشغولیم؟ بعضی حرفهای زشت و دویدنهای بیهوده؛ این مشغولیت نیست؛ غفلت است؛ خود را در پارههایی از حجاب گم کردهای و محصور کردهای.
و شغله الفکر. اولئک — با یکی دو خصیصه که گفته شد — الآمنون؛ در امناند به جهت همان ایمانی که دارند؛ چون کتب فی قلوبهم الایمان؛ در قلبشان ایمان کتب شده یعنی همان یقین. الآمنون المطمئنون؛ به اطمینان کامل رسیدهاند. مثل آنکه بعد از نماز با چه اطمینانی اشک میریخت وقتی بحث امام حسین را میگفت؛ ظهور باطن است. یکی علم حفظی میگوید؛ چهار کلام حفظ کرده؛ تأثیری نمیکند. یکی میجوشد و میگوید؛ غلیان دارد؛ اشک جاری میشود؛ درون را میریزد بیرون؛ خیلی شیرینتر از خواندن از روی کاغذ. المطمئنون الذین — وصلش کرد به آیه — یسقون من کأس لا لغو فیها و لا تأثیم؛ یعنی میخواهی بدانی آنان کیاند که این جام لبریز را از هم میقاپند و دعواشان میشود سرش؟ تا بعد ببینیم این جام چیست و چه در آن است که لبریز است. والحمد لله رب العالمین.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.