د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۷
دارای متن همگام
قلب مؤمن؛ کتب شدن ایمان در دل
قلب مومن7_ج479
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۲:۲۲
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۵ سرفصل
## قلب مؤمن؛ کتب شدن ایمان در دل
۰:۰۰
## امام عسکری؛ عبادت کثرت تفکر در امر الله است
۰:۴۲
## امر الهی؛ روح و صاحب الامر
۷:۰۲
## اول الدین معرفته؛ معرفت فطری نه فقط برهان
۹:۴۴
داشتم آیهٔ بیست و سه سورهٔ طور را نگاه میکردم؛ بسیار شیرین بود:
۱۰:۰۵
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیات. سلام علیکم و رحمة الله.
در بحث قلب مؤمن
این آیه رو داشتیم توجه میکردیم که
آیه بیست و دو مجادله. لا تجد قوما يؤمنون بالله واليوم الآخر يودون من خاد الله ورسوله
ولو کانوا آباءهم أو أبناءهم أو إخوانهم أو عشيرتهم
أولئك كتب في قلوبهم الإيمان.
در خصوص کتب ایمان در دلها و قلب خاص سخن گفتیم و نشانههاش.
وأيدهم بروح منه
ويدخلهم جنات
تجري من تحتها الأنهار خالدين فيها رضي الله عنهم ورضوا عنه
أولئک حزب الله ألا إن حزب الله هم المفلحون.
در مشخصات مؤمنی که
یعنی اون قلب مؤمنی که
ایمان در اون قلب کتب شده.
اهل بیت عصمت و طهارت علیهم الصلاة والسلام سخن زیاد گفتن.
مخصوصا امیر المؤمنین حضرت عسکری
علی علیه الصلاة والسلام
که حالا نمونهشو براتون عرض میکنیم.
اینکه ما داریم دقت میکنیم به این آیه
و تأمل میکنیم، توقل میکنیم
به یک معنا. یعنی آیه رو
نمیخونیم و رد میشیم به طمع ثواب.
این از نشأت خود این کار
تمرینیه برای ورود به
وادی ایمان. اینکه انسان
صرفا عبادت رو
کثرت صوم و صلاة ندونه.
مثلا در تهذیب العقول یعنی این کاری که ما داریم میکنیم چون بعضیا شاید اشکال کنن یا مثلا تعجب کنن یا براشون
عجیب باشه اینه که آقا یه آیه رو
ترجمه کنید و حالا متأسفانه تو اون جای قبلی که ما
حالا اسم نمیبریم بین یه مشت آدمی که ظاهرا هم مثلا موجه بودن یا ظاهر الصلاة بودن و
انقلابی هم شناخته میشدن متأسفانه
صحبت که میکردیم اشکال میکردن غالبا به ما که
آقا حدیثو بگو برو دیگه چه خبره؟
سر یه حدیث ده جلسه وایمیسته.
اینا، اینها
متأسفانه غافلن از
این دسته گفتههایی که امام معصوم فرمودن مثلا امام عسکری
سلام الله عليه روایت در تهذیب العقول صفحه چهارصد و چهل و دو هست ها میکنه.
دقت کنید نمیدونم حالا شما هم تعجب میکنید یا نه.
به نظر شما عبادت چیه؟ اصلا عبادت از نظر امام معصوم چیه؟
اصل عبادت، لب و خلاصه و عصاره و چکیده و ریشهی
عبادت چیه؟ اصلا عبادت چیه؟
ما الان عبادت رو چی فرض میکنیم؟
دیگه میگیم اصل عبادت
صوم و صلاة دیگه. همه ایام روزه داری و همه
افتخار میکنیم به اینکه مثلا صائم هستیم و
مصلی هستیم و امثالهم.
ببینید عبارت رو ببینید.
ليست العبادة اگر باور کنید بین
جامعه دیندار این روایتو بخونین نگی امام معصوم گفته
من اصلا از خودم شروع کنم بگم آقا نظر من اینه که عبادت اینه.
شاید اصلا بعضیا سنگسار کنن ما رو.
بگن شما دین جدید آوردی.
ليست العبادة کثرة الصيام والصلاة.
عبادت کثرت
روزه و نماز نیست.
ما همه فکر میکنیم اینه دیگه.
اه فلانی چقدر روزه میگیره، چقدر
نماز میخونه. این نیست.
پس چیه؟ به نظر شما
عبادت چیه اصلا؟ میفرماید و انما
حالا من جرات نمیکنم سلام میکنم.
جرات نمیکنم خیلی بشکافم روایتو.
البته ما که اهل شکافتن روایت نیستیم.
اهلش باید بشکافن. امام باقر که شفاعت-- شکافنده علوم انبیا و مرسلین بوده بشکافه.
اما دیگه الحمدالله اهل فضل هستن.
اهل علم تو جلسه هستن.
انما دیگه وقتی اینجا میاد
معنای چی داره؟ حصر
یعنی فقط و فقط. مثلا انما يتقبل الله من المتقين.
قرآن دیگه میفرماید فقط و فقط،
فقط دیگه معنای حصر فقط از اهل تقوا حالا قبول میکنه.
اینکه یه سری خیلی ختم و
اینها دارن اعمال عجیب و غریب و اینا خط و مات و اذکار
و اوراد و به قول
مقابل این روایت کثرت صوم و صلاة دارن
اما بیچارهان.
چرا؟ چون تقوا ندارن.
خدا از ما قبول نمیکنه. پس حالا الان اینجا دقت کنید
انما داره. این ترکیب حالا من جرات نمیکنم عرض میکنم بیشتر از این بشکافمش
از اول دوباره بخونم "لیست العبادة
کثرة صیام و صلاة".
عبادت به کثرت روزه و
نماز نیست. اصلاً پس عبادت چیه؟
امام عسکری منبعش هم که عرض کردیم.
این کتابی هم هست که علامه حسن زاده علیه الرحمه خیلی به این کتاب تشویق میکردن، ترغیب میکردن.
"انما"
فقط و فقط عبادت چیه بچهها؟
تعجب میکنید. "العبادة
کثرة تفکر فی امرالله".
اصلاً عبادت یعنی کثرت،
زیادی تفکر در امر الهی.
الله اکبر. حالا ما عابد هستیم یا نیستیم؟
کثرت تفکر. اونم نه فقط تفکر.
حالا خود امر الهی باید معنا بشه.
"یسألونك عن الروح"
از تو سؤال میکنند در خصوص روح.
یا رسول الله "قل الروح من امر ربی"
بهشون بگو که روح تازه خود روح با اون عظمت از روح اعظم بگیر تا پایین
که همه "و نفخت فیهم روحی" این ارواح جزئیه
اینا همه چی از
امر الهیاند. حالا
صاحب این امر کیه؟
سا-- حضرت صاحب الامر
بقیت الله الاعظم. این
کثرت تفکر
در امر الله
"تنزل الملائکة والروح فيها"
چی؟ فيها به چی، با چی میان؟
"تنزل الملائکة والروح فيها
من؟ نه، باذن ربه من
کل امر، کل امر".
کل امر رو عن بص امره دیگه.
کل امر شب قدر در هر عموری امر الهی رو
به یک باره یعنی خیلی سنگینه.
کل امر رو الملائکه نمیتونن وزنشو بکشن.
برای همین حضرت روح
تشریف میارن همراهشون.
واسطه فیضه، روح اعظم.
اون روح که دیگه میدونید کی هستن.
شب قدر واسطه فیض خدا و امام عصر میشه.
عرض کردیم دیگه بارها و بارها تفسیر فرات کوفی.
امام صادق درگوشی به رفیقاش فرمود این مادرمو فاطمه است
سلام الله علیها. همه رو میاره بر کی؟
صاحب الامر کیه؟ انسان کامل هر زمانی که به در بدن اون سری هست امام عصر.
اصلاً امر پیش ایشونه. حالا امر البته
هر کجای قرآن که اومده یک معنا نمیده.
در روایات هم این چنینه. باید دقت کرد آیات قبل و آیات بعد و تأویل آیه رو، تفسیر آیه رو همه.
اینجا میگه کثرت تفکر در امر الهی.
خب گفتیم که ما داریم الان این روایت رو ما
چند جلسهست مثلاً داریم-- آیه رو ببخشید، آیه بیست و دو سوره مجادله روش داریم کار میکنیم.
این امیدوارم این
یک رشحه ای
و جلوهای از این
تردد در امر الهی باشه.
کثرت حالا کثرت که نمیتونیم بگیم اما تفکر در امر الهی محسوب بشه.
مثلاً امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام در نهج چی فرمودن؟
اول دین رو چی فرمودن؟
ما الان میخوایم بگیم فلانی دینداره.
دیندار کی هستن از نظر ما؟
حالا الان که دیندارهای متعدد هستن، طرف
نماز شبم میخونهها
اما خمسشو نمیده، زکاتشو نمیده.
مثلاً واجبشو نمیده رفته سراغ مستحب.
سراغ داریمها تو حزباللهیها زیاد هستن
متأسفانه. و
هر روزم ما برخورد میکنیم. دیندار، حالا دیندار کیه؟
اول الدين، اول الدين از نظر مولا علی اصلاً به کی میگن
دیندار؟ اول الدين
فرمودن معرفته.
معرفته. معرفت،
معرفتشه. یعنی شناخت.
آدم با شناخت باشه. اون
"وما خلقت الجن والانس الا ليعبدون" همه مفسرین فرمودن عقل یعرفون میگه.
عرفان. آیه رو
بخون. آیه بیست و دو سوره مجادله.
چند جلسهست چون پی-- تنها آیه ایست در قرآن که پیرامون قلب مؤمن سخن گفته.
کتب شدن ایمان در قلب
و اهل ایمان. حالا ما اینطوری
صحبت بکنیم خب یه مقدار
انتحاریه دیگه. اصلاً انتحاری حرف زدنه.
نمیدونم حالا حوصلهش رو دارید؟
از کدوم طرف؟ میدونید شما
در ساختن هم شتاب هست، در خراب کردن هم شتاب هست از طرفی.
از اون طرفش که سازندگیش رو میخواید
با شتاب بگیرید اون میشه چی؟
میشه سرعت دیگه. سرعت سیر.
سرعت سیر. به آدم سرعت سیر میده.
بله فکر. اصلاً فکر یعنی حرکت نفس دیگه.
حرکت کنی، حرکت نفس از
معلوم به مجهول. از جهت منطقی به این میگن فکر.
حالا البته خدا رحمت کنه آقا مشتاق تهرانی
میفرمودن که این اول الدين معرفته.
ااا در حقیقت این معرفت حضرت حق اول دین محسوب میشه
که باید کثرت تفکر ما رو به اونجا برسونه.
میفرمودن که نف-- نه یعنی
این برهانی که مثلاً فلاسفه میارن،
علم فکری که ما مثلاً برهان میاریم،
برهان متقن هم میاریم، بحثهای فلسفی و اینها میکنیم و کلامی و چه میدونم و اینا.
این منظور معرفت نیستا.
گول نخوریمها. اون معرفت
فطریه. اینو آقا مجتهد میفرمود.
بعد اشاره میکنم به آیه این فطرت الهیه در همه ما بوده و هست.
خب منتها این اشتغالات دنیایی مثل یه غباری اومده روشو گرفته ما رو غافل کرده از اون فطرت الهی.
خب حالا این علم فکری، این برهان، این فلسفه، این حکمت،
اینها ما رو هل میدن، سوق میدن،
متوجه میکنند ما رو به اون فطرت،
به اون فطرت الهی،
به اون در حقیقت،
ااا بله چشم.
به اون ااا
زمینهای که در توجه به حضرت حق در فطرت ما خوابیده.
یعنی این اشتغالات و این غبارها و این حجابها رو کنار بزن توجه کن.
یعنی این علم فکری اینطور نیست که زیر آب اینم بزنیم.
علامه میفرمود که چارهای نیست.
علت، ما که نفس مس-- مکتفی نیستیم.
ما نفس مستکفیایم.
اونکه نفس مکتفیه علم رو به تمامه داره در ذات وجودش.
اتحاد وجودی با-- اصلاً خودش علمه.
مولا همه خودش علمه اصلاً.
اما ما که علممون ذاتی نیست که.
تذکری هم که نیست که. به هر حال
باید کسب کرد، باید اندیشه کرد، باید تفکر کرد، باید سیر کرد.
این عبادته. حالا الان
داشتم آیه بیست و سه سوره تور رو نگاه میکردم.
خیلی شیرین بود که برام
میگه اونها که تو بهشتن یه جامهای لبریز رو خیلی جالبه.
حالا دنبالشم البته.
جا-- که یعنی چی؟ این جامها چرا لبریزن؟
چرا لبریز؟ بعد این جامهای لبریز رو که نه بیهودهگویی توشه، نه گناه.
اینا از یکدیگر میگیرن.
از هم میگیرن جامهای لبریز رو.
چیه؟ این نزاعه دیگه.
نزاع چیه؟ درگیریه.
میفتن به جون همین جامها رو از هم بگیرن.
عجب تعبیریه. مثل اون روایت که فرمود اگر بدونید چه ثوابی در اذان گفتن هست،
شمشیر به روی هم میکشید.
این، این جا، جامهای لبریز رو میگیرن از هم.
خب حالا بعد داشتم بررسی میکردم،
گیج شدم. خلاصه گفتم بهترین جا همین تفسیر روایة اهل بیت و ببینم اهل بیت خودشون چی فرمودن.
حالا متحیر میشید ببینید که مولا صفات اینجور آدما رو بیان کرده.
ذیل این آیه مولا سخن گفته.
مولای سخن، امیر بیان،
سخن بگه ذیل این آیه،
دیگه چه عرض کنم دیگه. انتحاری هم بالاتر آقای وهنتی.
براتون بخونم؟ حوصله دارید؟
البته هر عنوانش، هر
بخشش که حضرت میفرمود، هر مشخصهای که اینها
اینجا پیرامون مؤمن، شخص که مؤمنه،
اینایی که اونجا جام رو از هم
میگیرن و صاحب قلب مؤمنن
بیان میکنه و خود حضرت میفرمود که این وصف مؤمنینه.
چون ما بحث قلب مؤمن رو داریم
دیگه خیلی هم
مرتبطه با بحث. به به.
سندشم که عرض کردیم تفسیر اهل بیت ذیل همین آیه بیست و سه سوره تور،
تور. ببینید چه کرده مولا.
میگه تازه این از علامتهای یکیشون یعنی یکی، یه دونه از این مؤمنها رو من اختیار میکنم، یه دونهشونو.
براتون میشمرم. این،
اینها، این کسی که قلب مؤمن داره دوراندیشی داره با نرمی.
دوراندیشه، همون نرم خوئه.
نرمش داره. حالا هر کدوم از اینا میطلبه که
خودش بشه یه منبر، بشه یه جلسه.
ما رد میشیم. ایمان در یقین.
خیلی عجیبه تعبیر. تفسیر و عمدنا، و عمدنا هم یا نه اونی که میگه
. توی خود آیه رو میگین؟
آیه بیست و سه سوره تور.
. .
اون کعس رو دست-- دارید میخونید از روش؟
. . خیلی شیرینه که این از دست هم میقاپن.
خیلی .
چرا. حضرت اینچنین فرمودن که
ذیل این آیه، حالا ایشون میگن وقت تموم شده.
اجازه بدید روایتو بگم.
قرآن رساله باید دست تو باشه.
خیلی خوبه. احسنت بشما.
آیه رو میگن باید آیه رو بیاری.
اجازه بدید این روایتو چون
بالاخره روزه هم هستید و خسته اید روایتو جلسه بعد روش کار کنیم خب؟
ازش بگذریم. فقط، فقط آخر روایتو راضی باشید بگم.
آخر روایتو ببینید چه کرده مولا
که اینها قلب-- کسی که مومنه اصلاً یه دونه از
مشخصات مثلا یه مؤمن رو از بین اهل ایمان آقا انتخاب کرده داره میگه این، این مشخصات رو داره.
درست شد؟ چون میفرماید "ومن علامات احدهم"
و از تازه از علامتهای یکی از این اهل ایمان این چیزاست.
ماشاالله حضرت چه کرده؟ طولانیه، چندین خطه.
بعد آخرش حالا
بیشتر حسب همین قسمت هم بود من انتخاب کردم روایت رو.
بعد جلسه بعد انشاالله کل روایتو با هم بررسی کنیم.
میفرماید "و همه و شکر".
همهشون، الان هم و غم ما چیه؟
هم و غم ما. اه دلار فلان،
سکه فلان، ارز فلان،
بورس فلان. چه خبر؟ همش فحش، دری وری، درگیری، نارضایتی.
حقوقمون نمیرسه. آی فحشو میکشیم به زمین و زمان.
چه وضع ب-- اصلاً شکرمونم
بوی ناشکری میده. چë-- چطوری آقا؟
خوب. ای hairstyle الحمدالله.
نگی سنگینتری. چی بگم؟
الحمد لله. آقا نگو.
میفرماید هم و ش-- همه و شکر
و یصبه و
اینا صبح میکنند در حالی که شغلشون چیه به نظر شما؟
شغل اهل ایمان چیه؟ ربطی به عبادتشون داره.
شغله الفکر.
شغلشون فکره. ما بالا عرض کردیم
امام عسکری فرمود "انما العبادة كثرة التفكر في امرالله".
شغل مؤمن فکره.
چقدر ما داریم؟ یعنی چقدر ما مشغولیم؟
بعدم چقدر ادعا میکنیم از صبح تا شب مشغولیم.
مثل جو بعضی موقعها بعضی حرفای زشتم میزنن مثل سگ میدونیم و.
این چه مشغولیت؟ این مشغولیت نیست که این غفلته.
خودتو در پارههایی از حجاب و اینها
گم کردی و محصور کردی.
حالا بماند. و شغله
الفکر. بعد ببینید
کلام بالا رو ببینید چقدر عالی،
چقدر عالی، متعالی.
اولئک که حالا من
یکی دو تا خصوصیاتشو گفتم.
تازه اینا کیان؟ الآمنون.
در امناند. ایمنن.
به جهت همون ایمانی که دارن.
چون کتب ایمان شده براشون.
"كتب في قلوبهم الايمان" تو آیه میفرماید.
تو قلبشون ایمان کتب شده یعنی همون یقین.
الآمنون المطمئنون.
اینا دیگه به اطمینان رسیدن. اطمینان کامل.
مثل عزیزم بعد از نماز با چه اطمینانی اشک میریخت
آقای وحدتی؟ بحث امام حسینو میگفت آخی
غصه نخورید. حضرت تشریف میارن بو میکنن.
اینا اطمینانه با این حالت آن انسان میگه ظهور باطنه دیگه.
یکی مثل من علم حفظیشو میگه.
یه چیزی چهار تا کلام حفظ کرده میگه.
تاثیری هم نمیکنه. یکی میجوشه و میگه.
غلیان داره. اشکش جاری میشه.
میگه. درونشو میریزه بیرون.
خیلی شیرینتره تا مثل من از رو کاغذ چهار تا کلام بگم.
المطمئنون. الذین حالا وصلش کرد به آیه حضرت.
الذین اینا کساییان که "یسقون من كأس
لا لغو فيها ولا تعثیم".
یعنی میخوای بدونی اونا کیان که این جام لبریز رو میقاپن از هم؟
دعواشون میشه سرش. حالا تا بعداً ببینیم این جام
چیه که توش چی باشه که لبریزه.
تا بعداً برسیم دوست داشتید دربارهش بحث کنیم.
والحمد لله رب العالمين صلوات ختم کنیم. اللهم صل على محمد
جلسه قبل
جلسه بعد