ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

السلام علیکم و رحمة الله.

در آیه بیست و دو سوره مجادله بودیم پیرامون قلب مؤمن و داشتیم تاکید می‌کردیم بر اساس این آیه که [مکث] خیلی اهل بیت علیهم السلام و السلام [مکث] توقع دارند از دوستدارانشون که [مکث] در بحث تبری [مکث]، اون خطوط الهی رو رعایت کنن.

دستورات الهی رو مثل همین آیه‌ای که قرائت کردیم رعایت کنن.

مثلاً امام رئوف قربونش بریم در یه روایتی می‌فرماید کمال الدین، کمال الدین به نظر شما به چیه؟

مثلاً اگه کسی دینش به کمال رسیده باشه.

فرمودن کمال الدین ولایت اونا.

[صدای محیط] ولایت اون‌ها رو هر کسی به هر میزانی اخذ کنه دارا باشه به همون مقدار دینش ک-- به کمال رسیده، تکمیل شده.

این اليوم اکملت لکم.

این اکملت یعنی همون از ت-- اِ-- اکمال میاد دیگه [صدای محیط] دروغش هم دروغ- دروغه دیگه.

آره.

اصلاً نمیشه.

هل الدین الا الحب والبغض.

توقع.

بله دیگه این دو تا باید با هم باشن.

که درستش تولی و تبریه.

بعد حضرت ادامه میدن کسی که ادعای محبت ما را دارد و از دشمن ما دوری نجزسته است دروغ می‌گوید.

کسی که ادعای دوستی و محبت ما را دارد اما از دشمن ما دوری نمی‌کند.

حالا اینجا یه بحثی پیش میاد که [مکث]، خب چطور بعضیا از مراجع مثل رهبر عزیزمون [مکث]، اون بحث تبری رو یه مقدار تذکر دادن که مراقب باشید.

علنی‌ش نکنید، عمومی‌ش نکنید، لعن نکنید.

مثلاً لعن علنی یا ناصزا و اینها که کلاً رد شده.

این به جهت مصالح دیگه.

عرض کردیم فکر می‌کنم دیروز بود.

عرض کردیم که [مکث]، اصلاً [مکث]، مصالح اسلام و مسلمین حرف اول رو می‌زنن.

این مصلحت [مکث]، گاهی کاری می‌کنه با انسان کامل که می‌شینه تو خونه بیست و پنج ساله.

حقش نیست که بشینه ولی می‌شینه.

مصلحت اسلام و مسلمین خیلی وقت-- اصلاً یه حکیم، یه- احسنت.

فق-- اصلاً فقیه که تفقه عمیق در دین، فهم عمیق در دین پیدا کرده، یکی از نشانه‌های عمر فقه و تفقه در دین یک فقیه، یک عالم دیندار و دین‌مدار همینه که بتونه به موقع و به وقتش مصلحت اسلام و مسلمین یا بتونه سر قصه حمله‌ی صدام به کویت بعد [مکث] بیش از شصت تا کشور چقدر؟

عدد بالایی بیش از شصت تا ریختن سر عراق.

بعد نامه زدن کشورهای اسلامی به رهبر عزیزمون که چه نشسته‌ای؟

مضمون نامه این بود.

آی وَ عل الإسلام السلام اینا ریختن سر کشور اسلامی عراق.

دارن غارت می‌کنن.

جنگ بین اسلام و کفر صورت گرفته.

همه کفر ریختن سر اسلام و خلاصه به نظر شما مثلاً جبهه‌گیری آقا چی بود؟

زیرش یه کوچولو مثلا یه امضا زده بود نوشته بود که این جنگ اسلام و کفر نیست، جنگ نفت است.

[خنده] بصیرت رو ببین.

آقا فرمود دیگه بعد از اون معروف شد به جنگ نفت.

خب اینو کی داره؟

این وساسه العباد باید توی دانشگاهی درس خونده باشه این سیاست اهل بیت رو بتونه اخ-- اتخاذ کنه.

مثلا آست-- حسن خمینی اخیراً یه حرفی که زدن جالب بود از قول پدرشون آست احمد گفتن ما-- ایشون از قول پدرشون آست احمد گفتن که [مکث] امام بارها و بارها فرمودن چون یه بحثی بود که مثلا شهید بهشتی یا شهید مطهری اینا زنده بودن، یه سری میگن اینا رهبر میشدن.

خب آست احمد محکم واستاده بود که نخیر باز هم آقای خامنه‌ای رهبر میشد.

بعد فرموده بودن که بارها ما از حضرت امام شنیدیم که امام عصر به آقای خامنه‌ای خیلی عنایت دارن.

این عنایت یعنی چی؟

مثلا اینکه به من، خب به ما، به شما، به هممون عنایت داره.

ولا ننسین علی الذکر.

حضرت فرمود ما هیچ وقت شما رو فراموش نکردیم و نمی‌کنیم.

اینکه مثلا نظر لطفی به ما دارن مثلا [مکث] بلاها رو از ما دفع می‌کنن و نماز شب اجازه میدن، لطف می‌کنن، پا میشیم و برای ما استغفار می‌کنن.

بله اینا همه عنایت‌ه.

بیومنه رو روز غلوه را دیگه همه، همه رزق، رزق‌شون رو بیومنه وجود امام عصر می‌گیرن با همه عنایت عمومی.

اما عنایت خاص و ویژه به حضرت آقا یه چیز دیگه است.

این [مکث] نشانه همون خلوص آدمه که حالا به وقتش باید صحبت کنیم که چی باعث می‌شه امام عصر به کسی توجه خاص و ویژه کنه.

خلوص آقا خلوص، خلوص، اخلاص نه ها.

می‌شه کسی اخلاص داشته باشه اما خلوص نداشته باشه.

مگه فرق می‌کنه بین اخلاص و خلوص؟

بله فرق هست.

[مکث] اینا بینشون فرق هست.

مثلا ملکوت، ملکوت بر وزن فعلوت، جبروت بر وزن فعلوت اینا [مکث] شدت جبراً، شدت ملکن و سلطنت و حکمرانی و حکم فرماییه.

به این شکل.

حالا بگذریم.

پس این خیلی مهمه که الان [مکث] انسان در مواجهه با دشمنان اهل بیت بدونه چگونه رفتار کنه.

حالا اون فرمایش رهبر به جهت مصلحت اسلام و مسلمین و که به هر حال می‌دونید دیگه جنگ فرقه ای و جنگ قبیله‌ای و جنگ م-- بین مذاهب دیگه از آرزوهای دشمنان قسم خورده ما بود دیگه.

مخصوصا شیعه و سنی رو به جان هم بندازن.

رهبر با این فرمایشش یه [مکث] تهدید بزرگی رو خنثی کرد.

الان خیلی‌ها تا از شاخک‌هاشون چیز شده دارن می‌فهمن.

این از بصیرت ایشونه.

حالا ما با اون کاری نداریم ولی خب مثلا یه روز پسر خود من پرسید بابا مثلا ما لعن نکنیم واقعاً؟

مثلا آقا اینطوری فرمود.

چرا؟

لعن کن.

گفتم چرا؟

لعن کن.

ما هم می‌کنیم اما در خفا، علنی نه.

به اون شکلی که بیرون بخوای فرقی-- خب اینم یه روایت که پس حضرت امام صادق صلوات الله علیه تشریح دارن که دروغ می‌گوید کسی که ادعای محبت ما را دارد و از دشمنان ما دوری نجستد.

این از خصوصیت‌های آدمای مضبضبه هستن اینطوری.

داری بر جد.

باز یه روایتی در وسایل، کتاب شریف وسایل شیخ حر عاملی جلد سه، صفحه دویست و هفتاد و نه.

امام صادق صلوات الله علیه فرمود اینم گوش بدید جالبه.

أو حل إلى نبي من أنبيائه خدای منان وحی کرد به یک پیغمبری از میان انبیاش.

حالا اسم نیاورده حضرت چه پیغمبری.

امام صادق صلوات الله.

قل للمؤمنین بگو به اهل ایمان، به این قبیله‌ای که دور و برته هم بهشون بگو [مکث] که لا تلبسوا، لا تلبسوا که اینا نپوشن چی رو؟

لباس اعدائی.

لباس دشمن منو تنشون نکن.

خوش شبیه به دشمنان من نکن.

مثلا یکی وجه که توی مثلا مراجع در فقه در شرع مقدس میگن مثلا کراوات انداختن یا پوشیدن اینا مثلا حرامه، حرمت داره.

همون تشبه به کفاره دیگه.

چون لباس اوناست.

جالبه که اونا خودشون میگن بی‌مصرف‌ترین چیزی که ما تا حالا ما اروپایی‌ها و غربی‌ها استفاده کردیم همین کراواته.

ما نمی‌دونیم مثلا به چه درد می‌خوره.

خودشون اینو میگن.

بعد مسلمونای ما که ادعای تمدن حالا بمونه.

بحثای اینطوری فعلا.

پس قل للمؤمنین لا تلبسوا لباس اعدائی دیگه چی؟

"ولا تطعموا متاع أعداء".

قابل توجه فست‌فودخورا.

صریح نهی امام صادق سلام الله علیه.

فرمایش ایشون با فرمایش امام زمان ما یکیه فرق نمی‌کنه.

فرمودن نخورید غذایی که دشمنان ما می‌خورن.

غذای دشمنان ما رو نخورید.

بسیاری از غذاهایی که الان تو ایران مد شده اینا مال اوناست، مال کشورا.

بعدم با افتخار می‌نویسه مثلا چی چیا ایتالیایی، چی چیا من...

ها؟

ارمنستان.

حالا "ولا تسلكوا".

[نفس عمیق] عجب!

خیلی جالبه.

"ولا تسلكوا مسالك أعداء".

راهی که دشمنان ما میرن شما نرید.

خیلی جالبه‌ها.

مثلا با فرم، با این فرمایش امام صادق علیه السلام شما داری توی کوچه‌ای میری، تو خیابونی میری مثلا می‌بینی یکی از دشمنان قسم خورده امیرالمؤمنین داره میره.

نباید پشت سرش راه بری.

نباید پشت سرش راه بیوفتی.

یه تأمل کن.

جان؟

تجارت کردن باهاش.

تجارت رو در صورتی که مراجع هم مثلا خود حضرت آقا فرمودن اگر به اقتصاد اون‌ها کمک بشه جایز نیست.

به اقتصاد کفر و شرک کمک بشه.

همون از شخصیه، اونم شخصیه.

خیلی به اقتصاد جهان کفر کمک نمیشه.

ولی اونم مذمومه یعنی ممدوح نیست اینکه شما بری-- خب این همه مسلمون چرا بری به کفار؟

خب اینم از این "فتكونوا أعداء كما هم أعداء".

این انتهاش تذکرش خیلی عجیبه.

می‌فرماید که حالا این تذکراتی که ما به شما دادیم اگر اینطوری شدی یعنی چی؟

یعنی اینکه لباس دشمنان ما رو به تن کردی، غذای اونا رو خوردی، راه اونا رو رفتی "فتكونوا أعداء كما هم أعداء".

همونطور که اونا اعدای ما هستن، دشمنان ما هستن، شما هم دشمنان ما هستین.

انقدر مهمه بحث تشبه که ما دو سه روز پیش با حاج حسین آقا بحث ولایت رو باز کردیم.

خیلی برای ایشون شیرین بود.

گفتیم اصلا همه قرب، قربتا الی الله یعنی تشبه به الله.

تلبس به اسماء الله و معنای ولایت توش خوابیده.

خلیفه باید به صفات مستخلف عنه باشه دیگه.

اون کسی که جانشین خداست باید شبیه‌ترین فرد به او باشه.

اون کسی هم که میگه شیعه، مشایعت می‌کنه امامش رو دنبال سرش راه میفته، خب اون باید شبیه‌ترین آدما به امامش باشه دیگه.

به چه شباهتی با امامت بردی که نه غذات شبیه اونه، نه ق-- نه لباس و پوشاکت، سبک زندگیت، معماریت، راهت، مسلکت، هیچی که بچه...

این بلایی که متاسفانه سر کشورهای اسلامی به جمله ایران آوردن به اسم تمدن غرب.

اونا می‌خواستن تمدن‌سازی کنن در حالی که تمدن ما چندین هزار ساله بود.

[نفس عمیق] خب این همه تا-- جان؟

وقت تموم شد؟

خب وقت گذشته.

پس این رو حالا من هی دارم تاکید می‌کنم.

همه این خودش جای شرح و تعدیل و بحث و بسط داره.

دیگه با خودتون.

که ازش می‌گذریم که بریم سراغ نکات دیگه آیه.

که حالا این خصوصیت کیه؟

کسی که به شدت مراقب این چیزاست که عجب ش-- غذاش، لباسش، مسلک و راهش شبیه دشمنان نباشه.

مال کیاس که این رو رعایت می‌کنه؟

دروغ نمیگه دوست‌دار اهل بیته.

دروغ نمیگه اهل ایمانه.

لازم نیست قرآن بهش تشرح بزنه که "يا أيها الذين آمنوا آمنوا".

ای کسی که، به کسایی که مدعی هستید ایمان آوردید، ایمان بیارید.

این تشرح لازم نیست.

ای کسی که ادعا می‌کنی محب امیرالمؤمنین، محب باش.

با این تشرح نیاز بهش نیست.

کیان؟

اینا کسایین که همه حرف اینجاست.

"كتب في قلوبهم الإيمان".

ایمان نوشته شده تو قلب ایناها.

یعنی نمی‌تونی ایمان رو از این‌ها بگیری.

باور یقین مثل اون شهیدی که الله اکبر الآن تو [نفس عمیق] زندگی بعضی از شهدا می‌خونا واقعا می‌مونه که اینا کی بودن؟

می‌گفت من ااا این عقده یه آه کشیدنو به دل دشمن می‌گذارم.

حالا اسمش از خاطرم رفته که از شهدا.

که بعد وقتی به اسیر گرفتنش زنده زنده این شهید معلّطی؟

آره.

حالا زنده زنده بعید می‌دونم این که من دارم میگم الان اسمش شهید معلّطی باشه.

زنده بود.

از شدت-- سرش رو این پوست سرش رو با چاقو زنده زنده بریدن و کاسه سرش رو زنده زنده جدا کردن.

خیلی عجیب که-- ولی یه آه نکشیده این بچه، این شیرمرد.

هرچی کردن که یه آه بکشه، یه دادی بزنه، یه فریادی.

هیچی.

خیلی آدم تعج-- یه سوزن بره تو تن آدم فریاد آدم بلند بشه.

این جز این همین آیه است، حقیقت این آیه است که "كتب في قلوبهم الإيمان" که ایمان تو بند بند وجودش رسوخ کرده و مثل حجر بن عدی.

عُدی میگن ولی درستش عدیه.

با پسرش و اینا داشتن می‌رفتن که گرفتنش ایشونو با پسرشو ظاهراً با سیزده تا از یاران امیرالمؤمنین که حالا اعوان و انصار ایشون بودن تو راه.

اینم بگم و دیگه بسه امروز.

بعد گرفتن و می‌خواستن بهش گفتن شما ااا اعلام برائت کن از علی علیه الصلاة والسلام العزو بالله ما در امانی.

شروع کرد مدح امیرالمؤمنین.

گفتن شمشیر بالا سرش، خودش، پسرش، اعوان و انصارش.

گفتن خب کسی که از علی دم می‌زنه صداش مرگه.

بفرمایین ما حرفی نداریم.

گفتن اول خودتو بکشیم یا پسرتو؟

خیلی جالبه‌ها.

این اصلاً تصورشو از اینجا تا خونه بکنید.

دارید از سر کار میرید.

گفتش که نه اول پسرم رو جلوی چشم خودم.

گفتن ای قسی القلب تو چه پدری هستی که حاضری پسرتو جلوی خودت سر ببرن؟

گفت می‌خوام مطمئن بشم، ببینم با چشم خودم ببینم مطمئن بشم که در ولایت امیرالمؤمنین جون داد که بعد از من یه وقت ضعف نفس نگیردش.

پدرشو بکشید بعد دست از علی برداره.

الان که می‌دونم سا-- دارای ولایت امیرالمؤمنینه جلوی چشم من با علی از دنیا بره.

ببینید پدر رو.

بعد جلوی پ-پدر سر از بدن جدا کردن از پسر، بعدم پدر رو، بعدم اون سیزده نفرن.

این آخه این‌ها حکایت‌های داستان و قصه نیست.

چیزهاییه که باید مثل آینه همیشه جلوی روی ما باشه.

پس كتب فی قلوبهم الايمان.

والحمد لله رب العالمين.

صلوات ختم کنیم.

اللهم صل على