بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
السلام علیکم و رحمة الله.
استفتای دیگری که از رهبر عزیزمون شده این هستش که بعد از رو-- وضو و نماز متوجه میشیم که تو دستمون مانعی بوده، تو دستمون، تو صورتمون، جایی که باید شستشو میشده مانعی وجود داشته.
حالا ما چه کنیم؟
وضو و نمازی که باهاش خوندیم درسته یا نه؟
رهبری میفرمایند اگر چنانچه احتمال میدهید که این مانع در هنگام وضو گرفتن وجود داشته، هم وضوتون باطله هم نمازتون.
باید دو مرتبه وضو بگیرید، نماز رو بخونید، اقامه کنید.
اما اگر احتمال میدهید نه، بعد از وضو گرفتن این مانع در دست یا صورت و اینا ایجاد شده، نیازی نه به وضو گرفتن مجدد هست نه اقامه نماز مجدد.
خب یه سری رو هم به فضل الهی از موضوع قلب مخبت امروز عرض کنیم که این البته خودش جای بحث مبسوطی میخواد و داره، اِممم تبرّک ما عرض میکنیم و میریم.
ببینید عزیزان در آیه سی و پنج سوره حج وقتی نشانههای مخبتین رو میشمردیم، خدا فرموده که ال آیه قبلش که "و بشر المخبتین" خب "الذین اذا ذكر الله رجعت قلوبهم و الصابرین علی ما اصابهم و المقیمی الصلاه" این سومین نشانه رو گوش یه مقدار توقف کردیم به جهت اسراری که درش هست.
یکی از نکاتی که اینجا وجود داره ببینید به نظر میرسه اساسا قلب مخبت و حالت اخبات حالت حضوره.
اینو دقت بفرمایید حالت حضوره.
اصلاً از ما همین رو خواستن ولا غیر.
شما وقتی میری تو دستورالعمل بزرگان دینی و اونهایی که یه طی طریق معرفت کردن بررسی میکنی میبینی همیشه به س-- شاگردانشون توصیه میکردن که حس حضور رو در خودت همیشه حفظ کن.
این حس حضور به نظر میرسه حالا بررسیهایی که بنده حقیر انجام دادم در همین حوزه در معنای اخبات که گفتیم هم خضوع درشه، هم خشوع، هم سکون یا اطمینان.
خب آدم جایی میره ساکن میشه و جایی اطمینان خاطر پیدا میکنه که اونجا حضور رو حفظ میکنه یا حس میکنه.
حضور کیو؟
الله تبارک و تعالی که وقتی این حضور به شدت رسید هر چقدر شدتش بیشتر میشه، اون معنای عبودیت و عبد بودن و بندگی خودش رو نشون میده.
حالا شما این حضور رو بگیر.
برو حرم بهترین حرمها کجاست؟
اصلا برو تو حرم سید الشهدا معتکف شو.
این حس حضور و حالت حضور رو بگیر.
چی درک میکنی؟
چی مف-- میفهمی؟
به کجا میرسی؟
اما حس حضور رو داشته باش.
اصلا کنج خونهت بشین.
من نفی زیارت نمیکنم حواستون جمع باشه ها.
بحث چیز دیگهست.
کنج خونهت باشی اما حس حضور رو داشته باشی.
اونجا یک سلام، میگم یک سلام باحال، قلبت رو حاضر کن، چشم بصرت رو ببند، چشم دلت رو باز کن.
اینا نشانههای همونه.
اینجا اگر حضور سید الشهدا رو درک کنی که الان تو حرمشی.
اصلا میگه هر کجا ذکر ماست حرم ماست یعنی چی؟
نه اینکه رو زبونت بگی یا حسین.
نه، ذکر یعنی همون حضور.
ذکر یاد دیگه.
حضور جاییه که یاد اتفاق میافته، حاضر میشه.
اینکه میفرماید "فأینما تولوا" آیه قرآنه.
به هر طرف رو کنید "فسم وجه الله" رو به وجه خدا کردهاید، رو به خدا کردهاید.
حالا یه معناش، یه معناش میشه وجه خدا میشه حجت خدا.
رو به حجت خدا کردهاید یعنی این.
اگر حس ظو-- حضور باشه عزیزان یعنی حالت مخبت بودن که قبلاً عرض کردیم شدت و ضعف داره.
یکی ابتدای مرحله اخباته، یکی هم به حد نهایتش رسیده که معصومین علیهم الصلاة والسلام هستن.
و هر مقدار که این رو ما در وجودمون ایجاد کنیم، همون مقدار ما سعه وجودی پیدا کردیم.
یه نکتهای رو عرض کنم که آقا دیگه خدا کنه بگیره یکی، یه نفر رو تو جمعتون بگیره.
چون شاید خود منم نفهمم چی دارم میگم.
اما این نکته خیلی مهمه و هر جایی هم شما پیداش نمیکنید.
دقت بفرمایید فیض الهی علی الدوام لا یزال یا لا تزال.
به یک نسبت بر همه کائنات جاری و ساریه، فیض الهی.
اینجوری بگم به شما قربونتون برم.
فیض خدا همونقدر که سر پیغمبر اکرم داره میریزه سر من و شما هم میریزه.
خدا که بخیل نیست.
فیض الهی به یک نسبت بر تمام کائنات، بر جمادات و نباتات و حیوانات و انسانها از انسان کل بگیر تا جز همه و همه نازل داره میشه.
"انا انزلناه" این نزول، این انزال که بعضی موقعها جنبه تنزیلی پیدا میکنه، این در جریانه.
منتها گیرندهها مشکل دارن.
یکی مثل پیغمبر عزیز اسلام سعه وجودیش به قدریه که همه فیض رو دریافت میکنه، همه جا براش حالت حضور داره، هر جا باشه حس حضور داره یکی هم کمتر، کمتر، کمتر تا کسی هم احکا-احتمال داره نه حرم امام رضا، بالاتر از حرم امام رضا هم بره اما حس حضور پیدا نکنه.
یعنی حتی بمیره بره ببرن روحشو در ساحت قدس قرب اونجا، اونجا هم حس حضور پیدا نکنه.
بدش بیاد بگه منو ببرید از اینجا.
توجه کردید عزیزم؟
اینکه [نفس عمیق] در نماز میگه-- ببینید اینجا نشونه سوم مخبتین رو میگه چی؟
"والمقيم الصلاة".
اینها مقیماند.
چرا میگه تو-- خب همیشه باید آدم حس مقیم داشته باشه دیگه اقامت داشته باشه در محضر خدا.
چرا بحث صلاة رو آورده؟
چون دیگه اوجش تو نماز خودشو نشون میده.
اوج اوجش تو نماز خودشو-- و لذا نشانه نماز اینجا بیان شده لکن، لکن اصل در حقیقت حضور در همهی حالاته.
اینجاست که حاج ملا حسین قلی همدانی رحمتاللهعلیه وقتی از معذرت میخوان بیتالخلاء میاد بیرون یکی میاد بهش میگه آقا من پدرم از دنیا رفت میگه ثواب دستشویی که رفتم برسه به روح پ-پدرت.
الان میشه اینو فهمید یعنی چی.
اگه همینطوری بشنوین میگین این چه حرف زشتیه زده.
ولی اگر کسی همه جا حالت حضور داشته باشه، اینه که امیرالمؤمنین وارد بیتالخلاء میشه میگه "یا ستّر العیوب" و اینکه تو اونجا هر حرفی کراهت داره جز ذکر خدا.
چون اونجا هم همه-- اصلاً جایی نیست که خدا حاضر نباشه.
این توحید قرآنیه دیگه.
اما سه وجودی میخواد.
سه صد میخواد.
اینها همش-- ببین این نمازها، این ذکرها، این زیارتها شاید اون لحظهای که میریم حرم، اون لحظهای که نماز میخونیم خیلی حالیمون نشه.
اما این مثل بذریه که ما داریم تو وجودمون میکاریم تا یه وقتی ثمر بده.
یه دفعه یه سال بعد، شش ماه بعد، یه ماه بعد، یه روز بعد، یه ساعت بعد، یه دفعه این بذر ثمر میده سبز میشه.
یه حال خوش، یه خواب خوش، یه القای خوب، یه نگاه، دیدن یه جلوهای، یه چیزی [نفس عمیق] یه دفعه میبینی رخ داد.
این همون بذری-- رفتی ده سال پیش، یه سال پیش، یه ماه پیش تو حرم حاضر شدی.
اگرچه چون اونها در تجلی تا-تاماند دیگه.
دائماً در حال تجلی تاماند ما درک نمیکنیم.
اما میگه تو کارتو بکن، تو نمازو بخون، تو زیارتو بکن مثل یک بذری که کاشتی.
بعد خدا تو قرآن میفرماید "أأنتم تزرعونه" آیا شما زراعت میکنید و زراعت کردید "أم نحن الزارعون" یا مایی؟
تو چه میدونی؟
تو دونهتو بکار برو.
سمم بزن آفتشو، بذار بقیهش دیگه با خود منه.
"أم نحن الزارعون" ماییین این رو به رشد میکشونیم.
"هو الذي یصورکم في الارحام كيف یشاء" تو رحم مادر مایییم که صورتبخشی میکنیم.
تو دونه رو بکار برو.
تو فقط باید حس حضور رو هر چیزی که خلاصه کلام، هر چیزی که حس حضور به ما میده اون کمککنندهست تو این مسیر.
هرچی.
میتونه رفیق خوب باشه، مطالعه خوب باشه، خلوت و سکوت باشه.
میتونه ذکر و ورد باشه.
میشه تمرکز قوای فکری با هر چیزی که شما فکرشو بکنی حس حضور بهت بده استعدادت رو آماده میکنه برای کسب اون فیض.
این رو پیدا کنید.
و الا اگر این استعداد ایجاد نشه، یه دفعه میبینی میاد، ذکر میاد تو آمادگی نداری.
میاد و آمادگی نداری.
برای اینایی که میگن آقای داستانم بگو این نکته رو توجه داشته باشید برای این مسئله آخر بگم و السلام.
خدا رحمت کنه حاج شیخ ممت-ممتقی آملی.
ایشون شاگرد بلا فصل مرحوم آقای قاضی بود.
یکی از شاگردهای خوب آقای قاضی بود.
[نفس عمیق] خیلی از احوالات عجیبش گفتن.
ایشون یه خ-- و-وردی، یه ختمی حالا چیزی گرفت که چهل هفته انجام بده امام عصر رو زیارت کنه.
خیلی از شاگردهای آقای قاضی انجام دادن و ثمر داد.
ایشون انجام داد ظاهراً هفته سی و ششم بوده، سی و هفتم اینا، یهو توی حرم داشته ذکر رو میگفته بهش یه دفعه یه کسی متمثل میشه جلوش آماده باش که حضرت دارن تشریف میارن.
انگار که باورش نمیشده.
یک آن متوجه حضور حضرت که میشه و حال حضور پیدا میکنه، میبینه کشششو نداره.
داد میزنه، داد میزنه، جیغ میزنه میگن تو حرم.
فریاد میزنه.
ملت که نمیدونن چیه.
میبینن شیخ ممتقی آملی داره داد میزنه تو حرم.
میگه بگید نیاین.
بگید آقا نیاد، نیاد.
من نمیتونم.
تحملشو ندارم.
دلم داره وامیسته.
ببین اون عالم بزرگ، اگر انسان استعدادش رو کاملاً آماده این پذیرش فیض مطلقه نکنه گیر میکنه یه جا.
و اون گیر کردن یه وقت میبینی وقت مرگ میشه.
آقا میاد تو آماده نیستی.
سختت میشه.
انشاءالله عاقبتمون ختم به خیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد