یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
مانع در اعضای وضو پس از نماز
استفتای دیگری که از رهبر شده این است که بعد از وضو و نماز متوجه میشویم در دست یا صورت — جایی که باید شسته میشده — مانعی وجود داشته. اکنون چه کنیم؟ وضو و نمازی که با آن خواندهایم درست است یا نه؟ رهبری میفرمایند اگر چنانچه احتمال میدهید این مانع در هنگام وضو گرفتن وجود داشته، هم وضو باطل است هم نماز؛ باید دوباره وضو بگیرید و نماز را اقامه کنید. اما اگر احتمال میدهید نه، بعد از وضو گرفتن این مانع در دست یا صورت ایجاد شده، نیازی نه به وضو گرفتن مجدد هست نه اقامهٔ نماز مجدد.
نشانههای مخبتین و راز اقامهٔ صلاة
به فضل الهی بخشی از موضوع قلب مخبت گفته میشود که جای بحث مبسوط دارد؛ تبرکاً کوتاه بیان میشود. در آیهٔ سی و پنج سورهٔ حج وقتی نشانههای مخبتین شمرده میشد، آیهٔ قبل میفرماید و بشر المخبتین؛ سپس الذین إذا ذکر الله وجلت قلوبهم والصابرین علی ما أصابهم والمقیمی الصلاة. بر این نشانهٔ سوم اندکی توقف شد به جهت اسراری که در آن است.
اخبات حالت حضور است
یکی از نکات این است که اساساً قلب مخبت و حالت اخبات حالت حضور است. اصلاً از ما همین را خواستهاند و لاغیر. وقتی در دستورالعمل بزرگان دینی و کسانی که طی طریق معرفت کردهاند بررسی میکنی میبینی همیشود به شاگردانشان توصیه میکردند حس حضور را در خودت همیشود حفظ کن. این حس حضور — با بررسیهایی در معنای اخبات که گفته شد هم خضوع در آن است هم خشوع هم سکون یا اطمینان — آنجا پیدا میشود که انسان ساکن شود و اطمینان خاطر یابد و حضور را حفظ کند یا حس کند. حضور کی؟ الله تبارک و تعالی. وقتی این حضور به شدت رسید و هرچه شدتش بیشتر شد، معنای عبودیت و عبد بودن و بندگی خودش را نشان میدهد.
حرم یا کنج خانه؛ ذکر بهمعنای حضور
این حضور را بگیر. برو حرم؛ بهترین حرمها کجاست؟ اصلاً برو در حرم سیدالشهدا معتکف شو. این حس حضور و حالت حضور را بگیر. چه درک میکنی؟ به کجا میرسی؟ اما حس حضور را داشته باش. اصلاً کنج خانهات بنشین. نفی زیارت نیست؛ حواس جمع باشد؛ بحث چیز دیگر است. کنج خانه باشی اما حس حضور داشته باشی. آنجا یک سلام با حال؛ قلبت را حاضر کن؛ چشم بصرت را ببند؛ چشم دلت را باز کن. اینها نشانههای همان است. اینجا اگر حضور سیدالشهدا را درک کنی که اکنون در حرمی. میگوید هر کجا ذکر ماست حرم ماست یعنی چه؟ نه اینکه بر زبان بگویی یا حسین. نه؛ ذکر یعنی همان حضور. ذکر یاد است. حضور جایی است که یاد اتفاق میافتد و حاضر میشود.
«فَأَیْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ» (بقره/۱۱۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس به هر سو رو کنید آنجا روی خداست.
شدت اخبات و سعهٔ وجودی
یک معنا میشود وجه خدا یعنی حجت خدا؛ رو به حجت خدا کردهاید. اگر حس حضور باشد یعنی حالت مخبت بودن — که پیشتر گفته شد شدت و ضعف دارد. یکی ابتدای مرحلهٔ اخبات است؛ یکی به حد نهایتش رسیده که معصومین علیهمالسلام هستند. و هر مقدار که این را در وجودمان ایجاد کنیم همان مقدار سعهٔ وجودی پیدا کردهایم.
فیض یکسان؛ گیرنده متفاوت
نکتهای بسیار مهم که هر جایی بهآسانی یافت نمیشود: فیض الهی علیالدوام لا یزال به یک نسبت بر همهٔ کائنات جاری و ساری است. فیض خدا همانقدر که بر سر پیامبر اکرم میریزد بر سر من و شما هم میریزد؛ خدا بخیل نیست. فیض الهی به یک نسبت بر تمام کائنات — بر جمادات و نباتات و حیوانات و انسانها از انسان کل تا جزء — نازل میشود. إنا أنزلناه؛ این نزول و انزال که بعضی موقعها جنبهٔ تنزیلی پیدا میکند در جریان است. منتها گیرندهها مشکل دارند. یکی مثل پیامبر سعهٔ وجودیاش به قدری است که همهٔ فیض را دریافت میکند و همه جا برایش حالت حضور دارد؛ یکی هم کمتر و کمتر تا کسی که احتمال دارد نه حرم امام رضا، بالاتر از حرم هم برود اما حس حضور پیدا نکند. حتی بمیرد و روحش را در ساحت قدس قرب ببرند آنجا هم حس حضور پیدا نکند؛ بدش بیاید و بگوید مرا از اینجا ببرید.
چرا نشانهٔ سوم صلاة است؟
اینجاست که نشانهٔ سوم مخبتین میگوید والمقیمی الصلاة. اینها مقیماند. چرا بحث صلاة را آورده؟ چون همیشود باید آدم حس مقیم داشته باشد؛ اقامت در محضر خدا. اوجش در نماز خودش را نشان میدهد؛ لذا نشانهٔ نماز اینجا بیان شده. لکن اصل در حقیقت حضور در همهٔ حالات است.
بیتالخلاء و توحید حضوری
اینجاست که حاج ملا حسینقلی همدانی رحمةاللهعلیه وقتی از بیتالخلاء میآید بیرون یکی میگوید پدرم از دنیا رفت؛ میگوید ثواب دستشویی که رفتم برسد به روح پدرت. اگر همینطور بشنوی میگویی چه حرف زشتی زده؛ ولی اگر کسی همه جا حالت حضور داشته باشد این فهمیده میشود. امیرالمؤمنین وارد بیتالخلاء میشود و میگوید یا ستار العیوب؛ و اینکه آنجا هر حرفی کراهت دارد جز ذکر خدا. چون جایی نیست که خدا حاضر نباشد. این توحید قرآنی است؛ اما سعهٔ وجودی میخواهد.
بذر عبادت و زارع حقیقی
این نمازها و ذکرها و زیارتها شاید آن لحظهای که به حرم میروی یا نماز میخوانی خیلی حال ندهد؛ اما مثل بذری است که در وجود کاشته میشود تا وقتی ثمر بدهد: یک سال بعد، شش ماه بعد، یک ماه بعد، یک روز بعد، یک ساعت بعد؛ ناگهان حال خوش، خواب خوش، القای خوب، دیدن جلوهای. همان بذری است که ده سال پیش یا یک ماه پیش در حرم حاضر شدی. آنان در تجلی تاماند و دائماً در حال تجلی تاماند و ما درک نمیکنیم؛ اما کار خود را بکن؛ نماز را بخوان؛ زیارت را بکن مثل بذری که کاشتهای.
«أَأَنتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ» (واقعه/۶۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا شما آن را میرویانید یا ماییم که میرویانیم؟
استعداد فیض و داستان شیخ ممتقی
خدا در قرآن میفرماید آیا شما زراعت میکنید یا ما زارعیم؟ دانه را بکار؛ آفتش را بزن؛ بقیهاش با ماست. هو الذی یصورکم فی الأرحام کیف یشاء؛ در رحم مادر ما صورتبخشی میکنیم. فقط باید حس حضور را؛ هر چیزی که حس حضور میدهد کمککننده است در این مسیر: رفیق خوب، مطالعهٔ خوب، خلوت و سکوت، ذکر و ورد، تمرکز قوای فکری. هرچه حس حضور بدهد استعداد را آماده میکند برای کسب آن فیض. این را پیدا کنید. وگرنه اگر این استعداد ایجاد نشود ناگهان ذکر میآید و آمادگی نداری.
خدا رحمت کند حاج شیخ ممتقی آملی را؛ شاگرد بلافصل مرحوم آقای قاضی بود و از شاگردهای خوب ایشان. بسیار از احوالات عجیبش گفتهاند. ورد و ختمی گرفت که چهل هفته انجام دهد تا امام عصر را زیارت کند. بسیاری از شاگردان آقای قاضی انجام دادند و ثمر داد. ایشان انجام داد؛ ظاهراً هفتهٔ سیوششم یا سیوهفتم ناگهان در حرم ذکر میگفته که کسی متمثل میشود جلویش: آماده باش حضرت میآیند. انگار باورش نمیشده. یک آن متوجه حضور حضرت که میشود و حال حضور پیدا میکند میبیند کشش ندارد. داد میزند، جیغ میزند در حرم. مردم نمیدانند چیست؛ میبینند شیخ ممتقی آملی داد میزند. میگوید بگویید نیایند؛ آقا نیاید؛ نمیتوانم؛ تحمل ندارم؛ دلم دارد میایستد. ببین آن عالم بزرگ اگر انسان استعدادش را کاملاً آمادهٔ پذیرش فیض مطلق نکند گیر میکند جایی؛ و آن گیر کردن یک وقت وقت مرگ میشود: آقا میآید تو آماده نیستی؛ سختت میشود. انشاءالله عاقبت ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.