یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
اصل کلی طهارت: همه چیز محکوم به طهارت است
اصلی کلی در طهارت وجود دارد که همهٔ مراجع بر آن متفقاند: همه چیز محکوم به طهارت است مگر آنکه خلافش ثابت شود. آن اثبات از دو راه است: یا خود عین نجاست یا متنجس شدن چیزی را ببینی، یا شخص عادلی خبر دهد که اینجا نجس شد. در غیر این صورت حتی سنگ توالت نیز پاک است اگر نجاستی در آن ندیدهای و شسته شده باشد. در بحث طهات ظاهری سخت نگیرید؛ آنچه اسلام سخت گرفته گناه و عدم طهارت باطنی است.
در بحث قلب مخبت بر اساس آیهٔ سی و پنج سورهٔ حج و نشانههای مخبتین بودیم. آیه چهار نشانه از اهل اخبات بیان میکند و این چهار نشانه باید همراه هم باشد؛ یک نشانه بهتنهایی کافی نیست که بگوییم قلب مخبت دارد.
«الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِینَ عَلَىٰ مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِیمِی الصَّلَاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ» (حج/۳۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کسانی که چون خدا یاد شود دلهاشان ترسان شود، و شکیبایان بر آنچه به آنان رسد، و برپادارندگان نماز، و از آنچه روزیشان کردهایم انفاق میکنند.
نشانهٔ سوم: مقیم الصلاة نه فقط خوانندهٔ نماز
یکی از نشانهها «الذین إذا ذکر الله وجلت قلوبهم» بود؛ بعدی «والصابرین علی ما أصابهم»؛ سوم «والمقیمی الصلاة». جالب است که هیچجای قرآن و دستورات اهلبیت نمیگویند «خواندن نماز»؛ همه بدون استثنا میفرمایند اقامهٔ صلاة.
خود صلاة اگر از ریشهٔ صَلَی گرفته شود معنای سوختن یا سوزاندن در خود دارد. نماز باید درون و ناپاکیهای وجود را بسوزاند؛ یا انسان چنان بخواند که با سوختن عشق بخواند — مانند کسی که عمری از دوری محبوب سوخته و آتشِ گِرگرفتهاش نمازش میشود. بر ریشهٔ لغت زیاد توقف نمیکنیم؛ بر اقامه کار داریم.
تا نماز درست نشود بقیهٔ کارها درست نمیشود؛ این اصل اساسی است. همچنین خود صلاة محک زدن بقیهٔ کارهاست. آیتالله بهجت فرمودهاند نماز را نخوان که کیف کنی و حال کنی؛ بخوان تا ببینی چگونه زندگی کردهای. اگر بیرون نماز درست باشد داخل نماز درست است؛ اشکال به بیرون برمیگردد. اقامهٔ صلاة یعنی نماز باید بر ذکر اقامه شود.
قیام کعبه و قیام امام عصر بر چهار ذکر
حضرت ولیعصر را قائم میگویند چون قیام میکنند به ذکر الله. چرا پشت به خانهٔ کعبه میزنند و قیام میکنند؟ چون خانهٔ کعبه نیز قائم است. قبةالارض — نخستین خشکی که در مرحلهای از خلقت از زیر آب بیرون آمد — قیام کرد. ما در خلقت انسان در مرحلهٔ هفتمیم و پس از ما نیز مراحل دیگری هست؛ هر کدام قبةالارضی دارد. در علم هیئت اینها بررسی میشود.
زمین قیام کرد بر اساس چهار ذکر؛ کعبه نیز چهار رکن دارد: سبحان الله، الحمد لله، لا إله إلا الله، الله اکبر. بر حقیقت این چهار ذکر قیام کرده است. امام عصر تکیه به جایی میزنند که او هم قائم است — کعبه. کسانی دور حضرت جمع میشوند که آنان نیز اهل قیاماند؛ بهترین نشانهشان در نماز است؛ صلاةشان را اقامه میکنند.
اقامه در این چهار ذکر یعنی روح و قوای عاقله و ذات و سرشت از این ذکر تغذیه شده است. تغذیهٔ باطن از حقیقت اذکار صورت میگیرد. آیتالله بهجت میفرمایند قوت ملائکه همین تسبیحات اربعه است که ما بهراحتی میگوییم و میگذریم. تسبیح حضرت زهرا نیز عظمتی دارد که در مساجد کمتر تعظیم میشود؛ ظاهرش را گاهی میگویند اما باطن حقیقت تسبیح — که قیام تمام عوالم هستی به آن است و قوام عوالم به همان چهار ذکر — باقیات الصالحات است.
سکوت، حکمت و تمرکز قوا بر اذکار
حدیث است کسی میتواند به حقیقت این ذکر دست یابد و وجودش قائم شود و نمازش اقامه باشد که به حکمت رسیده و سکوت اختیار کرده باشد. حدیثی از حضرت زهرا: بگردید دنبال کسی که سکوت زیاد دارد و با او رفیق شوید؛ کسی که سکوت زیاد دارد به حکمت رسیده و به او حکمت میدهند. حکیم وجودش قائم بر اذکار است؛ حواس و افکار و قوای خیال زیرمجموعهٔ عقل قرار گرفته؛ پراکنده فکر نمیکند؛ متمرکز است. همهٔ عوالم وجودی و افکارش — حتی شغل و ازدواج و دانشگاه — بر اساس این چهار ذکر اختیار میشود.
وقتی میخواهد سر کار برود میگوید سبحان الله؛ وقتی انتخاب میکند الله اکبر. یک وجه سبحان الله این است که همهٔ نواقص از تو بری است؛ اگر ضرری در زندگی است از خودم است.
«مَا أَصَابَکَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَکَ مِن سَیِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِکَ» (نساء/۷۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هرچه از نیکی به تو رسد از خداست و هرچه از بدی به تو رسد از خود توست.
چند نفر اقامه میکنند؟ حلقهٔ اطراف قائم
قرآن میفرماید هرچه سیئه از خودت است و هرچه خیر از خداست. خیر محض در این چهار ذکر نهاده شده. اگر کسی در این چهار ذکر تمرکز و تفکر و سکوت داشت نمازش قیام دارد. از میلیاردها انسان چند نفر نماز میخوانند و از نمازخوانان چند نفر اقامه میکنند؟
آیتالله بهجت حدود صد سال عمر کردند و فرمودند در کل عمر سه نفر را دیدم که نماز اقامه میکنند؛ دو تایشان را حس میبرد. یکی میرزای دوم که عجب نمازی میخواند؛ یکی شیخ عبدالله پیاده که آدم مقدسی بود و آقای بهجت میفرمودند اصلاً فکر معصیت هم نمیکرد. فکر معصیت نکردن یعنی قوای فکری متمرکز روی یک نقطه: ذکر الله که پایهٔ آن چهار ذکر است.
اگر کسی چنین شد میتواند دور امام عصر را بگیرد؛ جزو ابرار یا صلحا یا لااقل نقباء و نجبا باشد. اگر به هیچ وجه اقامه نکند و نماز کدورتها را نسوزاند متصل به قائم نیست و در قیام جهانی شرکت نمیکند. اما اگر به این اقامه رسید — که نشانهٔ اهل اخبات و قلب مخبت است — هر کجای عالم دفن شده باشد کشیده میشود دور حضرت. قیام حضرت اهل اقامه را میکشد.
توصیهٔ بزرگان: نماز پنجگانهٔ اول وقت
بیایید روی نماز کار کنیم. چقدر شنیدهایم تا نماز درست نشود هیچ چیز درست نمیشود. بزرگان مانند آقای بهجت از قول اساتیدشان مانند آقای قاضی فرمودهاند: اگر نماز پنجگانهٔ یومیه را درست و بهموقع اول وقت اقامه کنی تمام است؛ همه چیز درست میشود حتی دنیا. میگویند تو درست کن اگر نشد تف در صورت من. بزرگان دین این را میگویند و ما از این نماز غافلیم؛ مهر را پرت میکنیم و دنبالش راه میافتیم؛ هر جا آرام گرفت الله اکبر؛ بعد ال. همان سلام آخر اسراری دارد که نگو و نپرس. انشاءالله عاقبت ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
سختگیری در باطن نه در وسواس طهارت ظاهری
اسلام در گناه و ناپاکی باطن سخت گرفته است نه در وسواس طهارت ظاهری. اصل «همه چیز پاک است مگر خلاف ثابت شود» آرامش عبادی میآورد و از وسواس میرهاند. اثبات نجاست یا به مشاهده است یا به خبر عادل؛ گمان و وسوسه حجت نیست. سنگ و زمین و ظرف اگر عین نجاست در آنها دیده نشده محکوم به طهارتاند. این اصل را همهٔ مراجع پذیرفتهاند.
چهار نشانهٔ مخبتین باید با هم باشند: وجل قلب با ذکر، صبر بر مصیبت، اقامهٔ نماز، و انفاق. داشتن یکی بدون دیگری قلب مخبت نمیسازد. جلسه بر سومین نشانه متمرکز است چون اقامه کلید فهم بقیه نیز هست.
نماز محک زندگی بیرون
آیتالله بهجت نماز را آینهٔ زندگی بیرون میدانستند. اگر حضور و خشوع نیست، اشکال را در بازار و خانه و چشم و زبان بجو نه فقط در رکوع. اقامه یعنی بنا کردن زندگی بر ذکر؛ چنانکه قائم آل محمد قیامشان ذکر الله است و تکیه بر کعبهای که خود بر چهار ذکر ایستاده است.
تسبیح حضرت زهرا ظاهرش در مساجد گاه گفته میشود اما تعظیم باطنش کم است. قوام عوالم به سبحانالله و الحمدلله و لا إله إلا الله و الله اکبر است. باقیات الصالحات کسی است که وجودش قائم به حقیقت این اذکار شود.
از حلقهٔ نجبا تا اتصال به قیام جهانی
اگر اقامه حاصل شد انسان لااقل در حلقههای ابتدایی یاران قائم جای میگیرد: صلحا، نقباء، نجبا. اگر نماز کدورتها را نسوزاند اتصال به قائم قطع است. روایت است اهل اقامه را از هر کجا بکشند به سوی حضرت. بنابراین کار عملی روشن است: نماز پنجگانهٔ اول وقت را درست اقامه کردن. بزرگان گفتهاند اگر این را درست کنی همه چیز — حتی دنیا — درست میشود. غفلت از همین نماز است که مهر را پرتاب میکند و ذکر را بیحضور به پایان میبرد؛ در حالی که حتی سلام پایانی نماز اسرار دارد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.