یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
استفتاء در طهارت با آب قلیل
از استفتائات پیرامون طهارت، پرسشی است که از رهبر معظم انقلاب شده: هنگامی که بخواهیم مخرج بول و غائط را با آب قلیل بشوییم، حکم چیست؟ ایشان احتیاط واجب فرمودهاند؛ زیرا بلافاصله فتوای قطعی ندادهاند و سپس احتیاط آوردهاند. احتیاط واجب مستحب نیست: یا باید همان را عمل کرد، یا به مرجع دیگری رجوع نمود.
در خصوص مخرج بول با آب قلیل، احتیاط آن است که دو بار شسته شود. میتوان در این موضع به مراجع دیگر نیز رجوع کرد. اما دربارهٔ مخرج غائط فرمودهاند همان یکبار شستن به اندازهای که همهٔ آثار نجاست از میان برود کفایت میکند و پاکی حاصل میشود.
نشانههای قلب مخبت؛ صبر بر آنچه میرسد
بحث نشانههای قلب مخبت بر پایهٔ آیهٔ سیوپنجم سورهٔ حج ادامه مییابد. پس از آنکه خداوند میفرماید «وبشّر المخبتین»، مخبتین را معرفی میکند:
«الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ» (حج/۳۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کسانی که چون خدا یاد شود دلهایشان به خشیت میلرزد.
این بخش پیشتر تبیین شده بود. امروز نوبت ادامهٔ آیه است:
«وَالصَّابِرِينَ عَلَىٰ مَا أَصَابَهُمْ» (حج/۳۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و بر آنچه به ایشان میرسد شکیبایاناند.
اینان بر آنچه از روزگار بدانها میرسد صابرند. نکتهٔ علمی دقیق آن است که خودِ صبر کردن نیز صبر میخواهد؛ آدمی باید بر صبر خویش نیز صبور باشد. چه هنگام میتواند چنین باشد؟
صبر از جنود عقل است
در قوای عقل، در حدیث جنود عقل و جهل که مرحوم کلینی در اصول کافی آورده، عقل هفتصد و پنج لشکر دارد و جهل نیز همان اندازه؛ و این دو پیوسته در درگیری و جنگاند. یکی از کارگزاران و سربازان عقل، صبر است. این نکته بسیار مهم است: انسان نمیتواند صبر حقیقی از خود نشان دهد مگر آنکه وارد وادی عقل شده باشد.
عوالمی در وجود آدمی هست. قطعاً باید از عالم خیال گذشته و به عالم عقل رسیده باشد. اگر کسی هنوز در عالم خیال به سر میبرد، شاید ظاهراً صبوری نشان دهد، اما بر صبر خود صبر ندارد. نشانهٔ آن این است که یا همان دم بیقرار است و آرامش ندارد، یا بعدها میگوید چه اشتباهی کردیم که صبر کردیم. پس صبرِ نشانِ مخبتین در آیه، صبر در وادی عقل است.
عالم خیال بازیگر است
چون آدمی وارد عالم خیال میشود — چنانکه پیشتر بیان شده — عالم خیال بازیگر است و بازی میکند. اجتماع عموماً گرفتار همین عالم است و نوعاً دوستیها و دشمنیها بر پایهٔ قوهٔ خیال صورت میگیرد؛ از این رو دوستیها پایدار نیست و حتی دشمنیها نیز پایدار نمیماند: امروز دوست است و فردا دشمن، و باز برعکس. چرا؟ چون در وادی خیال با یکدیگر تصویرسازی کردهاند و بر همان تصویر رفیق شدهاند.
زندگی آدمی عموماً — سر کار، درس، ازدواج و حتی عبادات — معمولاً در وادی عالم خیال صورت میگیرد و خیال بازیگر است. قوهٔ عکسبرداری از قوای عقل است؛ یعنی قوهٔ عاقله عکسبرداری و کلیسازی میکند تا مفاهیم کلی را درک کند. اما چون خیال عکسهای نادرست میاندازد یا بازی درمیآورد، قوهٔ عقل را نیز به بازی میگیرد. باید بسیار زیرک بود؛ غالب مردم هنوز در وادی خیالاند و به عقل نرسیدهاند، لذا نمیتوانند صبر کنند. صبر از جنود عقل است. اگر کسی به قوای عاقله دست یابد، وارد عالم مجردات شده است؛ عالم مجردات عالم عقول است، عالم ملائکه. ملائکه جنسشان از عقل است و با یکدیگر دعوا ندارند.
وحدت انبیا در برابر اختلافهای خیالی
حدیثی شگفت است که در هیئتها و پایگاههای مذهبی باید به یاد آورد: اگر صد و بیست و چهار هزار پیامبر گرد هم آیند، کوچکترین اختلافی میانشان نیست؛ و اگر مملکتداری را به همهٔ آنان بسپارند، باز کوچکترین اختلافی رخ نمیدهد. همهٔ اختلافاتی که در سطح کشور جاری و ساری است، نشأتگرفته از عالم خیال و خیالات است. اگر کسی وارد عالم عقل شود، برعکس میاندیشد: چنان عاشق صبر میشود که حتی اگر قدرت برطرفکردن مشکل را داشته باشد، گاه برطرف نمیکند.
نمونهٔ قرآنی؛ اطعام برای وجه الله
مگر در قرآن نیست:
«إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا» (انسان/۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ما شما را تنها برای وجه خدا اطعام میکنیم؛ از شما پاداش و سپاسی نمیخواهیم.
آن اطعامی که امیرالمؤمنین علیهالسلام و حضرت زهرا سلاماللهعلیها به یتیم و اسیر و سائل کردند، در بستر چه بود؟ روزه گرفته بودند چون امام حسن و امام حسین علیهماالسلام بیمار شده بودند. اگر کودک کسی بیمار شود، معمولاً نخست دامن امام زمان عجلاللهفرجه را میگیرد و میگوید قدرت خدا در دست اوست و میتواند شفا دهد. پس چرا مولا — که امام اول و ابوالائمه است و حقیقت اسم اعظم را دارد — لب تر نکرد تا خدا شفا دهد؟ مگر حسنین دعا نمیکردند تا شفا گیرند؟ چرا اینجا صبر میکنند و دعا برای شفای آنی نمیکنند و به قوای باطنی دست نمیزنند؟ چرا به صورت طبیعی صبر میکنند و سه روز روزه میگیرند و نذر میکنند که خدا آنان را شفا دهد؟
اینان عقل محضاند. همه چیز را به خدا میسپارند؛ بر صبرشان و بر بیماریشان نیز صبر میکنند. از این رو وقتی از شاگردی پرسیدند فقر را بیشتر دوست داری یا غنا را؟ گفت غنا را. سلامت را بیشتر دوست داری یا بیماری را؟ گفت سلامت را. حضرت فرمود: ما نه این را دوست داریم نه آن را؛ آنچه را خدا دوست دارد همان را دوست داریم. شاید اکنون خدا بخواهد من بیمار باشم. این نوع نگاه فقط در عالم عقل صورت میبندد. آنگاه همه چیز عوض میشود.
ستایش خلق و نشانهٔ خیال
اگر کسی تعریف کند، عاقل تعجب میکند که این ستایش برای چیست. نشانهها را باید دریابیم: اگر بسیار دوست داریم ما را بستایند، در عالم خیالیم. اگر عاقلانه رفتار کنیم میگوییم چرا بیجهت اینهمه تعریف میکنی؟
داستان شیخ عباس قمی در سرداب سامرا
داستانی برای اهل خیال راهگشاست. شیخ عباس قمی در سرداب مقدس سامرا نشسته بود و سلطانالواعظین شیرازی کنار او. سلطانالواعظین مردی ژولیده با عمامهٔ کوچک دید که ذکر میگوید و او را نشناخت؛ شیخ عباس بسیار ساده زندگی میکرد. مفاتیحی در دست سلطانالواعظین بود. پرسید این کتاب چیست و از کیست؟ با تعظیم بسیار گفت: کتاب حضرت استاد، شیخالمحدثین، آقای قمی، و ستایشهای بلند آورد.
شیخ عباس برآشفت: این حرفها چیست؟ این تعریفها را مکن؛ آنگونه که میگویی نیست؛ جمع کن. به پرِ او زد. سلطانالواعظین به تعصب درآمد و ناراحت شد و گفت خودت جمع کن و از اینجا برو. شیخ عباس نیز گفت تو جمع کن؛ به استاد ما جسارت میکنی. ناگاه کسی آنجا شیخ عباس را شناخت و به آرنج و کتف سلطانالواعظین زد که این خود شیخ عباس است. اللهاکبر؛ افتاد که دست شیخ عباس را ببوسد. سلطانالواعظین سید بود؛ شیخ عباس افتاد دست او را ببوسد و فرمود شما از ساداتید و من باید دست شما را ببوسم؛ اما دیگر از این تعریفها مکن.
چون آدمی وارد عالم عقل شود، همه چیزش برعکس میشود. تا در عالم خیال است، گرفتار مسائل روزمره و چیزهای کوچک است.
راه تصفیهٔ عالم خیال
آخر کلام — و این سخن علمی بزرگان است، از جمله علامه حسنزاده — راه تصفیهٔ عالم خیال برای رسیدن به عالم عقل آن است که سه حوزه سامان یابد: یک، معتقدات و اعتقادات انسان باید درست شود؛ دو، حوزهٔ خیال بهویژه از بدبینی و بددلی و سوءظن تطهیر گردد؛ سه، آمال و آرزوها سامان یابد. نوعاً گرفتار همین سه قصه هستیم. عاقبت به برکت صلوات بر محمد و آل محمد ختم به خیر باد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.