یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
تطهیر لباس و بدن از بول و غساله
از رهبر عزیز استفتاء شده که اگر قطرهای بول یا ادرار بر لباس یا بدن بپاشد چگونه پاک میشود. در هر حال نخستین کار رفع یا ازالهٔ نجاست است. پس از برطرف شدن عین نجاست اگر آب کر بود یکبار شستشو میخواهد؛ قلیل بود دو بار. نکتهٔ قابل توجه: اگر بدن را شستشو میدهیم همین آبی که ریختیم چون به همهٔ محل نجاست برخورد کرد تمام پاک میشود. اما اگر لباس و این چیزها شستشو داده میشود باید غساله گرفته شود. غساله آب درون لباس یا فرش را میگویند. به این صورت که وقتی آب را ریختیم و در کل محل نجسشده آب همه جا را فرا گرفت، آخر سر یا با دست باید فشار دهیم یا آن پارچه و فرش را تکان دهیم در آب به گونهای که آب درونش حرکت کند؛ به آن آب درونش غساله میگویند؛ آن باید خارج شود؛ آن موقع پاک میشود.
لب و قشر؛ ظاهر و باطن
در خصوص حساسیتی که به جریان قلب و درون نشان میدهیم توجه به دعایی که در صحیفهٔ ثانیهٔ سجادیه امام سجاد سلاماللهعلیه به خدا میگویند: اللهم ارزقنی عقلا کاملا تا میرسند به لبا راجحا. البته این در دعای عالیة المضامین هم وارد شده؛ پیامبر نیز فرمودهاند. انسان یک لب دارد و یک قشر. قشر همین ظاهرش است و لب باطنش را تشکیل میدهد. اگر میان ظاهر یا قشر ظاهری و باطن یا لب اختلاف باشد — ظاهر خوبی داشته باشد و جسدش خشوع داشته باشد اما قلبش یا باطنش یا لبش بدون خشوع باشد یا آن لب راجح نباشد — آن موقع نشانهٔ نفاق است. البته بعضی اشتباهاً ظاهر را خراب میکنند مثل باطن؛ این اشتباه است. ظاهر درست است؛ باطن را باید درست کرد. این نشان میدهد ماهیچهٔ ما قلب ماست و از این جهت یک سالی است رجوع کردهایم به آیات قرآن پیرامون موضوع قلب؛ چون ماحصل وجود هنگام رفتن از این دنیا قلب است. احساس کنید نوار قلبی وصل کردهاند که نوسانات حال قلب را نشان میدهد؛ نوار قلب را وصل کردهایم به دستگاه قرآن؛ به آیات قرآن وضعیت و کیف و کم قلب را بررسی میکنیم که به چه شکل است.
قلب مخبت و نشانهٔ وجل
رسیدهایم از حدود شصت نوع قلبی که در قرآن بیان شده به قلب مخبت. یکی دیگر از نشانههای اخبات در آیهٔ سی و پنج سورهٔ حج به زیبایی بیان شده. انتهای آیهٔ سی و چهار خدای منان میفرماید و بشر المخبتین؛ پیامبر بشارت بده به اهل اخبات؛ آنان که دارای قلب مخبتاند. بعد در ابتدای آیهٔ سی و پنج نشانهٔ آنان که به حالت اخبات رسیدهاند را نخست چنین چهار نشانه خدا میدهد. اول میفرماید:
«الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ» (حج/۳۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کسانی که چون خدا یاد شود دلهایشان میلرزد.
اینان کسانیاند که به محض آنکه یاد خدا میشود پیششان دارای قلب وجلاند؛ قلبشان مضطرب میشود — نه مضطرب به معنای منفی؛ در بحث قلب وجل این آیه مفصل توضیح داده شد و حدود بیست نوع ذکر از آیات استخراج شد که به چه چیزهایی ذکر گفته میشود. اینجا مطلق ذکر خداست. نشانهشان آن است که بیتفاوت نیستند. انسان خودش را میسنجد: همیناکنون آیات قرآن که قرائت میشود، اذان گفته میشود، نماز که و لذکر الله اکبر است، همین بیان معارف و شنیدن این حقایق نیز ذکر خدا و اهلبیتاند. آیا اینها در قلب چه احساسی ایجاد میکنند؟ اگر بیتفاوتیم نشانهٔ خطر و مریضدلی است. اما اگر انسان تأثیر میگیرد به هر مقدار که متأثر میشود نشانهٔ امیدواری است.
دهان جسم و دهان روح؛ الهام کنار درخت
این ذکر به قدری مهم است که بنگریم: در فکر و سر و صورت دهانی داریم که با آن جسم را تغذیه میکنیم؛ دهان قشر و جسم ماست. همچنین روح ما نیز دهانی دارد که از طریق آن باید تغذیه شود. خدا حفظ کند علامه حسنزاده را؛ آنان که میگویند داستان بگو تا بفهمیم بنگرند که علامه میفرمودند یک روز کنار درختی قرار گرفتم و دقت میکردم تا از آن برداشتی کنم و به حقایق هستی توجه کنم تا علم و معرفتم بیشتر شود. همانطور که به دقت نگاه میکردم حیوانی آمد میان من و درخت حائل شد. یک لحظه دقت کردم دیدم منم و حیوان چهارپا و درخت. همانجا به قلب الهام شد: ببین این حیوان پوزش افقی است؛ دهانش افقی است؛ محلی که از آن تغذیه میکند افقی است؛ نه مطلقاً به سمت بالاست نه مطلقاً به سمت پایین. اما آن درخت دهانش در خاک قرار گرفته؛ از زمین و ریشهها تغذیه میکند؛ پاهایش به سمت آسمان است. عالم اینگونه ذرهبین میگذارد. ما که نمیدانستیم. و اما انسان تنها موجودی است که سرش به سمت آسمان است؛ یعنی در حال قیام است. آنکه سرش به سمت آسمان است نشان میدهد رزقش را باید از آسمان بگیرد؛ چون محل تغذیهاش چه جسمی چه روحی در سرش قرار گرفته. اینها نکتهاند. به هر حال همانگونه که از دهانمان که در سر قرار گرفته تغذیهٔ جسم میکنیم، از گوشمان که دهان روحمان است باید تغذیهٔ روحی کنیم؛ آن هم با شنیدن.
فرار از شنیدن حکمت
متأسفانه اشکال ما برمیگردد به آنکه خیلی اهل شنیدن نیستیم؛ حوصلهٔ شنیدن حکمت نداریم. بارها امتحان شده: وقتی وارد جمعی میشوی همه مشغول بگو بخند و صفا؛ به محض آنکه شروع میکنی حرف خوب زدن — نکتهٔ معرفتی، فرمایش امام صادق، آیهٔ قرآن — یکباره میبینی کاری ندارید؛ التماس دعا؛ میخواهند فرار کنند. معمولاً اینچنین است که از شنیدن فرار میکنیم؛ عادت نکردهایم؛ گوش جان به حرف خوب بدهکار نیست. خدا میداند همین صحبتهایی که هر روز به فضل الهی ارائه میشود بعضاً سه ساعت چهار ساعت؛ حداقل یک ساعت وقت گذاشته میشود تا بفهمیم چه داریم میگوییم؛ وقت تلف نشود. به هر حال جان تغذیه میشود و باید دانست چه شنیده میشود.
عالم خیال و عقل
معمولاً عزیزانی که در عالم خیال گیر میکنند؛ باید کوشید خود را حداقل به عالم عقل برسانیم. حواس ظاهری است؛ عالم ناسوت و طبیعت و حس؛ بعد عالم خیال؛ بعد ذهن و وهم؛ بعد عقل. وقتی کلی و امهات را درک میکنیم و مطالب علمی را میخواهیم بفهمیم عقل باید کار کند. عقل معمولاً از طریق قوهٔ خیال عکس میگیرد. قوهٔ خیال مانند دوربین عکسبرداری است که برای فهم عقل و کلیسازی مطالب عکسبرداری میکند. وجه دیگر آنکه قوهٔ خیال مانند آینهای است که اگر روش غبار گرفته باشد عقل نمیتواند از آن استفاده کند و بفهمد و در معقولات گیر میکند؛ اما اگر زلال باشد همه چیز را عقل درک میکند و با مسائل علمی راحت کنار میآید.
آنچه غبار بر قوهٔ خیال میریزد در سه جنبه فرمودهاند: یکی معتقدات؛ اعتقادات باید درست باشد وگرنه غبارآلود میکند عالم خیال را و نمیتواند درست عکسبرداری کند و عقل از کار میافتد یا تحتالشعاع قرار میگیرد. یکی حسن ظن؛ باید قوهٔ خیال حسن ظن داشته باشد؛ سوء ظن مثل ظلمت و غبار است؛ خوشدل باید بود. یکی آمال و آرزوها که باید رویش کار شود. اگر این درست شد عقل میتواند درک کند. معمولاً کسی که مطلب علمی میشنود و متوجه نمیشود سختش است درک نمیکند برخورد میکند با ذهنش؛ میگوید یک مثال بزن بفهمیم؛ معلوم است در قوهٔ خیالش گیر کرده هنوز به قوهٔ عقل نرسیده. باید کوشید به عالم عقل وجود برسیم. تازه بعد از آن راهها و سیرها در پیش است تا عالم قلب و روح و سر و جان؛ همینطور عوالم طی کنیم. عاقبت ختم به خیر باد به برکت صلوات بر محمد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.