ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

السلام علیکم و رحمة الله.

سؤال شده از رهبر عزیزمون که آیا بخار آب، بخار فوران کننده آب، اون حالت نقطه جوش که دیگه بخار خیلی شدید دما گرفته و این‌ها که از اون حالت برای استریلیزه مثلا بعضی ظروف استفاده می‌کنند.

آیا این بخار شدید آب نجاست رو برطرف می‌کنه؟

یعنی پاک می‌کنه؟

مطهره؟

یعنی عرض کنم خدمتتون مثلا در اتاق عمل این وسایل عمل خب توش خون بعضی موقع‌ها باقی می‌مونه یا اصلاً خون هم باقی نمی‌مونه بر اثر ارتباط با عین نجاست نجس شدن این‌ها.

بعد این‌ها رو می‌ریزن تو یه جایی در اثر بخار شدید آب، بخار آب.

این‌ها رو مثلا اصطلاحا استریلیزه می‌کنند یعنی میکروب‌کشی می‌کنند.

آیا این‌ها پاک هم می‌شن یا نه؟

رهبری فرمودن نخیر بخار آب هر چقدر هم شدت داشته باشه نجاست رو یا نجس رو پاک نمی‌کنه.

اون قصه دیگه، اون بحث میکروب‌کشی و این‌هاست.

ولی این دیگه هنوز نجسه باید با آب شستشو بشه.

یکی از آیات قرآن رو دقت بفرمایید این ورود به یک مدخل جدیدی از بحث تو قلب مخبت امروز اتفاق میفته که امیدوارم خدا کمک کنه بتونم جمعش کنم بحثو.

خیلی مهمه و قرآنی هم هست.

البته عنوان هست که خودش قرون، قرآنی هست قلب مخبت.

لکن خب این نکته‌ای که امروز عرض می‌کنیم هم باز برگرفته از قرآن هست.

این آیه‌ای که معمولا همه حفظیم که هو الذي خدا این چنین خودشو معرفی کرده.

هو الذي او کسی است که بعث في الاميين رسولا منهم يتلو عليهم آياته و یزکيهم و يعلمهم الكتاب و الحکمة.

فلسفه بعثت انبیا رو اینجا تو این آیه خدا سه جهت بهش داده.

یکی فرموده يتلو عليهم آياته.

این ذکر و آیات الهی، قرآن کلا و آیاتش ذکر الهی‌اند دیگه، ذکر‌اند.

می‌فرماید برای فلسفه ذکر‌اند یا تذکره.

بعد می‌فرماید یزکيهم.

فلسفه دوم بعثت انبیا می‌شه تزکیه.

طهارت باطن و ظاهر.

هر دو جهت.

بعد يعلمهم الكتاب و الحکمة.

سومین فلسفه می‌شه چی؟

تعلیم علم و معرفت و دانش.

سه ضلع پیدا کردیم مثلث بعثت.

رضا علامه جوادی آملی می‌فرماید که اصلا ما سه تا وظیفه رو این کره خاکی بیشتر نداریم.

یکی تذکره‌ست، یاد خدا، ذکر خدا که این عبادات و این‌ها رو شامل می‌شه.

قرآن خوندن، نماز خوندن، یاد خدا، ذکر، ورد، عبادات.

یکی تزکیه است که پاکی و طهارت رو از باطن و ظاهر می‌طلبه.

یکیشم تعلیم علمه.

تعلیم، یاد گرفتن معارفه.

مثل الان که با هم نشستیم چند دقیقه‌ای محضر قرآن و روایات.

توجه کردید؟

حالا این‌ها چه ربطی به بحث قلب مخبت داره؟

با یک زیرکی باید بهش برسیم دقت بفرمایید.

اولا داریم که إنما یخش الله من عباده العلماء.

یعنی فقط کسایی از خدا خشیت دارن که اینا عالمن.

چون ما قبلاً گفتیم اخبات تو سه تا فرمول جمع بود.

یادتونه دیگه خذو و خشوع و اطمینان، خذو و خشوع و اطمینان.

اینجا قرآن می‌فرماید که خشوع رو کجا می‌شه پیدا کرد؟

إنما، إنما هم هسته دیگه.

فقط یه جا خشوع وجود داره.

یخش الله من عباده العلماء.

فقط بندگان خدایی که عالمن، علم دارن، معرفت دارن، اونا به خشیت می‌رسن.

پس این یک اتصالش با قلب مخبت.

ببینید اگر قلب مخبت مجموع بین خذو و خشوع و سکون و اطمینان است، خشوعشو پیدا کردیم از کجا بهش باید رسید.

از طریق تحصیل علم و معرفت و دانش.

این یه ضلع مثلث.

خب تزکیه کجاست؟

تزکیه مقدمه تعلیمه.

اینو همه می‌دونید.

حالا مقدمه خشوع چیه؟

میگن خذو.

انسان اول خاضع می‌شه بعد خاشع می‌شه.

عرض کردیم مقدمه خشوع ذلت ظاهری‌ست که به ذلت باطنی در برابر خدا ختم می‌شه.

پس عزیزان دلم تزکیه می‌شه همون خذو یعنی از تزکیه، خذو ایجاد می‌شه.

چون تزکیه مقدمه عبادته دیگه.

طهارت.

شما الان خواستید نماز بخونید چکار کردید؟

اول کاری که کردید طهارت گرفتید.

اگر طهارت نمی‌گرفتیم ما اجازه نداشتیم رو به خدا کنیم.

درسته؟

پس چون مقدمه عبادات، مقدمه رو به خدا رفتن طهارت است، توجه کردید؟

تزکیه هم که همون طهارت است می‌شه همون مقدمه خضوع هم که مقدمه‌ی خشوع بود.

پس تزکیه، خضوع میاره.

اینم دو تا.

دو تا فرمول پیدا کردیم.

ارتباط این‌ها با هم.

خب پس خشوع از کجا میومد؟

[آیه قرآن].

خضوع از کجا دراومد؟

که س-- ضلع دوم عرض کنم اخبات بود.

از کجا؟

از تزکیه، از طهارت که حالا اینو باید بحث کنیم.

یه دونه موند، اونم سکون و اطمینان و آرامش قلبیه که در قلب مخبت وجود داره.

اون توی این آیه کجاست؟

یه دونه باقی موند دیگه.

[آیه قرآن] که گفتیم محض ذکر است.

حالا آیه ش کجاست؟

[آیه قرآن] دراومد.

ذکر خدا اطمینان قلب میاره.

آرامش و سکون میاره.

پس در حقیقت دقت بفرمایید چقدر زیبا وقتی آیات رو کنار هم می‌بینید چقدر قشنگ دستگیرت میشه موضوع.

همه با هم مرتبط‌اند و ما او تناقضات اقوال و که اصلاً بین اقوال شما تناقضی وجود نداره.

همش یکیه.

در حقیقت این آیه فلسفت-- فلسفه بعثت انبیا، فلسفه‌ش اینه که حکمتش اینه که بیاد انسان رو به مخبت بودن برسونه.

به حقیقت اخبات برسونه.

چرا؟

خیلی سریع بگم و تمام.

چون اخبات سه ضلع داشت؛ خضوع، خشوع، اطمینان.

ما این سه تا رو در این آیه پیدا کردیم.

اونچه که سبب اطمینان میشه [آیه قرآن].

اونچه که سبب خضوع میشه [آیه قرآن] که مقدمه عبادت هست، اونم مقدمه خشوع است خضوع.

و اونچه که مق-- اونچه که سبب خشوع میشه یعنی خشوع میاره [آیه قرآن].

[آیه قرآن].

پس ختم کلام برای رسیدن به قلب مخبت این آیه به زیرکی تمام داره به ما راه حل رسیدن به قلب مخبت رو چی-- چگونه بیان می‌کنه؟

تو سه جهت.

تمام.

یکی ذکر یا تذکره، تزکیه یا طهارت و تعلیم علم و معرفت.

حالا بحث طهارت چون مقدمه است و خیلی هم مهمه فردا با هم یه چیزکی ازش برداشت می‌کنیم تو معارف ببینیم چقدر جایگاه مهمی طهارت داره هم از جهت باطنی هم ظاهری.

ان‌شاءالله قصه تموم ختم به خیر بشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرج