ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 006

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

استفتا؛ بخار آب و طهارت از نجاست

از رهبر عزیز سؤال شده که آیا بخار آب — بخار فوران‌کننده در نقطهٔ جوش که دمای شدید گرفته و برای سترون‌سازی بعضی ظروف به کار می‌رود — نجاست را برطرف می‌کند؟ آیا مطهّر است؟ مثلاً در اتاق عمل وسایل جراحی گاه خون بر آن‌ها می‌ماند یا بر اثر تماس با عین نجاست نجس می‌شوند؛ آن‌ها را در فضای بخار شدید آب می‌گذارند و اصطلاحاً میکروب‌کشی می‌کنند. آیا پاک هم می‌شوند؟

رهبری فرمودند: خیر؛ بخار آب هرقدر شدت داشته باشد نجاست یا نجس را پاک نمی‌کند. آن بحث میکروب‌کشی است؛ اما از نظر شرعی هنوز نجس است و باید با آب شستشو شود.

مدخل جدید؛ مثلث بعثت و قلب مخبت

ورود به مدخل جدیدی از بحث قلب مخبت است؛ نکته‌ای برگرفته از قرآن. آیه‌ای که معمولاً همه حفظ‌اند و خدا خود را چنین معرفی کرده:

«هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ» (جمعه/۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اوست که در میان بی‌کتابان پیامبری از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنان می‌خواند و پاکشان می‌گرداند و کتاب و حکمت به آنان می‌آموزد.

فلسفهٔ بعثت انبیا در این آیه سه جهت یافته است. نخست: یتلو علیهم آیاته — ذکر و آیات الهی؛ قرآن و آیاتش ذکرند؛ فلسفهٔ ذکر یا تذکره. دوم: یزکّیهم — تزکیه؛ طهارت باطن و ظاهر، هر دو. سوم: یعلّمهم الکتاب والحکمة — تعلیم علم و معرفت و دانش. سه ضلع؛ مثلث بعثت.

علامه جوادی آملی می‌فرماید ما بر این کرهٔ خاکی بیش از سه وظیفه نداریم: یکی تذکره — یاد خدا، ذکر، عبادات، قرآن و نماز و ورد؛ یکی تزکیه — پاکی و طهارت از باطن و ظاهر؛ یکی تعلیم علم — یاد گرفتن معارف، چنان‌که در محضر قرآن و روایات می‌نشینیم.

پیوند مثلث بعثت با اضلاع اخبات

این‌ها چه ربطی به قلب مخبت دارد؟ باید با زیرکی رسید. نخست:

«إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ» (فاطر/۲۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): از بندگان خدا تنها دانایان از او می‌ترسند.

فقط کسانی از خدا خشیت دارند که عالم‌اند. پیش‌تر گفته شد اخبات در سه فرمول جمع است: خضوع و خشوع و اطمینان. قرآن می‌فرماید خشوع را کجا می‌توان یافت؟ «إنما» حصر است؛ فقط بندگان عالم که معرفت دارند به خشیت می‌رسند. پس اگر قلب مخبت مجموع خضوع و خشوع و سکون و اطمینان است، خشوعش از طریق تحصیل علم و معرفت به دست می‌آید؛ این یک ضلع مثلث.

تزکیه کجاست؟ تزکیه مقدمهٔ تعلیم است. مقدمهٔ خشوع چیست؟ خضوع. انسان نخست خاضع می‌شود بعد خاشع. مقدمهٔ خشوع ذلت ظاهری است که به ذلت باطنی در برابر خدا ختم می‌شود. پس تزکیه همان خضوع می‌آورد؛ از تزکیه خضوع ایجاد می‌شود. تزکیه مقدمهٔ عبادت است — طهارت. برای نماز نخست طهارت گرفته می‌شود؛ بدون طهارت اجازهٔ رو به خدا کردن نیست. پس چون مقدمهٔ عبادات و رو به خدا رفتن طهارت است، و تزکیه همان طهارت، می‌شود مقدمهٔ خضوع که خود مقدمهٔ خشوع بود. دو فرمول یافت شد.

ضلع سوم؛ ذکر و اطمینان قلب

یک ضلع ماند: سکون و اطمینان و آرامش قلبی که در قلب مخبت هست. آن در کجای آیه است؟ همان ضلع ذکر و تذکره. ذکر خدا اطمینان قلب می‌آورد؛ آرامش و سکون می‌آورد:

«أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد/۲۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آگاه باشید که با یاد خدا دل‌ها آرام می‌گیرد.

وقتی آیات کنار هم دیده شوند موضوع زیبا دستگیر می‌شود؛ همه مرتبط‌اند و میان اقوال تناقضی نیست؛ همه یکی است. در حقیقت فلسفهٔ بعثت انبیا در این آیه آن است که انسان را به مخبت بودن و حقیقت اخبات برساند. چرا؟ چون اخبات سه ضلع داشت — خضوع، خشوع، اطمینان — و هر سه در این آیه یافت شد: آنچه سبب اطمینان می‌شود ذکر است؛ آنچه سبب خضوع می‌شود تزکیه و طهارت است که مقدمهٔ عبادت و مقدمهٔ خشوع است؛ و آنچه سبب خشوع می‌شود تعلیم علم و معرفت است.

پس ختم کلام: برای رسیدن به قلب مخبت این آیه به زیرکی تمام راه حل را در سه جهت بیان می‌کند: ذکر یا تذکره؛ تزکیه یا طهارت؛ و تعلیم علم و معرفت. بحث طهارت چون مقدمه است و بسیار مهم، در جلسهٔ بعد از معارف برداشت می‌شود تا جایگاه مهم طهارت باطنی و ظاهری روشن گردد. عاقبت به خیر، به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.