ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

سلام علیکم و رحمة الله.

[نفس عمیق] از رهبر عزیزمون استفتایی شده اینو خوب گوش بدید چون خیلی مبتلا به هست.

اونم اینکه مثلا فرشی یه بخشیش یا بعضی قسمتاش نجس شده یا پتویی حالا گیلیمی، موکتی، جایی بعضی قسمت‌های این نجس شده ما نمی‌دونیم کجاش نجس شده.

فقط می‌دونیم که مثلا این نجس شده حالا به هر دلیلی.

می‌دونیم که این نجسه اما کجاش نجسه نمی‌دونیم.

سؤال اینه حالا که ما نمی‌دونیم کجای این فرش، این پتو، اینها نجسه، این تشک اگر شیء خیسی و مرطوبی بهش برخورد کنه به اون فرش، به اون پتو، خب آیا باید بگیم که نجس شد؟

اون شیی که برخورد کرد به این پتو، به این فرش به هر قسمتش آیا نجس می‌شه اون؟

چون ما نمی‌دونیم کجای این فرش نجس بوده که.

رهبری فرمودن که بنا به فرض مذکور، یعنی همین که شما نمی‌دونید کجاش نجسه، این شیء خیس و مرطوب که مرتبط شده با اون محکوم به طهارته.

یعنی اینکه نخیر باید بگی بنا رو بذاری ان شاالله پاکه چ- چون که شما نمی‌دونید کجاش نجس بوده که.

این سخت نگرفته فقه.

[نفس عمیق] در خصوص قلب مخبت نکته بسیار مهمی رو امروز به فضل الهی عرض کنم که البته [نفس عمیق] برای اینکه این جا بیفته حداقل یک ساعت ما باید با هم بحث کنیم.

اما خب سختم از خدا کمک کنه [نفس عمیق] این مسئله به این مهمی که یک ساعتم وقت می‌خواد جا بیفته رو ما تو ده دقیقه جمعش کنیم، تو هشت دقیقه جمعش کنیم.

[نفس عمیق] دقت بفرمایید که حالا اگر براتون سؤالی پیش اومد بعدا من پاسخگو هستم.

[نفس عمیق] قلب مخبت یا مقام اخبات گفتیم در ادامه ایمان و عمل صالح است [نفس عمیق] و طبق آیه قرآنی که براتون تلاوت کردیم از آیه بیست و سه سوره هود عرض کردیم شرط خلود در بهشته.

یعنی نمی‌شه به جز اون.

حالا بررسی‌هایی که حقیر کردم خلاصه عرض کنم که اخبات انتهای مقام توجه هست و مدخل ورود به مقام همت است که بعد از مقام همت صاحب الأمر است.

حالا من اینا رو خیلی سریع عرض کنم و رد شم ببینیم کجای کاریم.

انسان نفس ناطقه انسان یک قدرت خیلی بالایی خدا بهش داده.

می‌تونه از ابزار و قوای دیگه‌ای که داره مثل قوه مخیله و قوه اِاِاِ وهمش یا واهمه، می‌تونه تصور کنه.

می‌تونه صور و اشکالی رو بیرون از نفس ناطقه خودش ایجاد کنه، ایجاد کنه اصطلاحاً تو فلسفه میگن.

ایجاد کنه یعنی ایجاد کنه، بیافرینه.

این قدرت رو خدا به نفس ناطقه انسان داده.

شما در آن واحد اسم باباتو، تا اسم باباتو میارن چهره‌ش رو تصور می‌کنی.

میش- یعنی قشنگ شکلش رو می‌کشی تو وجود خودت، تو یه جایگاه خاصی مثل یه بوم که بوم نقاشی که تو وجودت خودت تعبیر کرده سریع می‌کشیش.

این قدرت بسیار بالایی‌ست که خدا به قوه مصوره یا مخیله انسان عطا کرده که قوه واهمه این‌ها رو جزء، جزء می‌کنه بعد عقل میاد کلیش می‌کنه، با اصول مرتبطش می‌کنه.

[نفس عمیق] خیلی این قوه کارسازه.

کسایی که میان از این قوه ایجاد صور و اشکال بیرون از وجود خودشون استفاده می‌کنند از طریق غیر شرعی، همون رمال‌ها و جادوگرها و شعبه- شعبده‌بازها و سر کتاب باز کننده‌ها و اینایی که حالا از طریق غیر شرعی یه کارایی می‌کنن بعضا می‌گین اِ زدم تو خال.

به حقم دقیقا درست گفت.

از آینده گفت، از اتفاقی افتاده گفت، دزد رو پیدا کرد چه چه.

اینا از همین قوه، از قوه توجه، توجه نفس ناطقه استفاده می‌کنند اما از طریق غیر شرعی چون مرتبط با عقلشون نیست.

ریاضاتی که می‌کشند شرعیه نیست.

اما اگر کسی توجه به خدای منان داشته باشه از این قوه توجهش توجه به خدا از طریق شرعیات و ریاضات شرعیه استفاده کنه، یعنی از طریق ریاضات شرعیه متوجه خدا بشه و این قوه به اوج برسه، می‌تونه برسه به مقام یواش یواش همت که اون مثلا اوج توجه هست که اینکه مثلا مرحوم آیه tabatabai رحمة الله علیه حتما شنیدید.

نمی‌دونم چرا، چرا بعضی از اساتید واهمه دارن از اینکه بگن این مربوط به چه کسی‌ست.

علامه طباطبایی به شهید مطهری فرموده بود که چجوری نماز می‌خونی؟

فرموده بود اون معانی و مفهوم جملات و کلماتی که میگم رو تصویر، تصور می‌کنم، مفاهیم رو.

بعد ایشون فرموده بود که تو که داری مفاهیم رو تصور می‌کنی، خدا رو که عبادت نمی‌کنی که.

وقت اون رسیده که از اون کلمات و مفاهیمش بگذری.

اینم یک صور خیالیه.

بگذری.

حالا یک راه مدخلی بود.

ببینید از توجه کشوندش به سمت همت با این تذکر.

حالا من خیلی سریع دارم عرض می‌کنم رد می‌شم.

اینا جای بحث و چکش کاری داره.

اگه تشنه id برید پیگیر باشید یا با هم بحث می‌کنیم دربارش.

خلاصه وقتی به مقام همت طرف رسید، مقام همت همش فقط و فقط خداست و در طریق امام عصر سلام الله علیه، عظمش از امام عصره.

همه وجودش تسلیم محض امام عصره.

و همتش عالی است به گونه‌ای که می‌تونه با کمک نفس مخیله‌ش یا عرض کنم قوه مخیله‌ش و قوه واهمه‌ش زیر نظر قوای عقل بدلی از خودش ایجاد کنه که گاهی آقا به این‌ها می‌گن چی؟

ابدال.

اون قبلیا ببینید آدم از ایمان شروع می‌کنه مؤمنه بعد می‌شه صالح.

اینجا هم می‌گه "إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات".

بعد از صالح چی می‌شه؟

می‌شه صاحب توجه.

صاحب توجه رو می‌گن ابرار.

بعد از ابرار کیان؟

ابدال‌اند.

ابدال از بدل میاد.

اینا می‌تونن بدل‌هایی برای خودشون ایجاد کنن.

یعنی اینجاست از خودش می‌تونه ده‌ها، صدها بدل مثالی از بدن خودش به شکل خودش درست کنه پخش کنه تو عالم برن به داد گرفتار‌ها برسن.

امام عصر سلام الله علیه شأنش خیلی بالاتر از اینه که آقا را بیفته تو بیابونا و تو مریضخونه‌ها و تو مثلا گرفتار جاهایی که مردم مسترن، گرفتن آقا بره بالا سرشون.

از این ابدال که سومین دسته‌اند استفاده می‌کنه حضرت.

اون‌ها در م-- یعنی به چنان توجه و همتی رسیدن که تشخیص میدن اذن آقا هست یا نیست.

و اونجاش کار می‌کنن، میرن به داد دیگران می‌رسن.

یه کسی که خدا اراده شفاشو کرده حضرت حجت محل اراده خدا و مشیت خدا قرار گرفته می‌خواد شفاشو بده، این آقا رو می‌فرسته حضرت.

اذن می‌ده اینم متوجه اذن می‌ده.

اذن می‌شه.

حالا به چه شکل باید بحث شه.

او میره به داد.

خیلی از کسایی که تو جبهه ما می‌دیدیم، بچه‌ها می‌دیدن آقا یکی اومد یه دفعه رفت جلو همه پشت سرش راه پیدا شد.

نمی‌دونم آقا تو جبهه‌ها زیاد امداد غیبی یکی اومد نمی‌دونم اسب سوار نه پیاده اینطوری اینا همین ابدال‌اند.

امام عصر که نمیاد که آقا که وقت این کارا نمیاد.

به هر حال از شأن آقا کمتره.

نباید تنزل کنه که شأنش خیلی بالاتر از این حرفاست به قول بزرگان.

یا تو مریضخونه‌ها یکی اومد دست سرم کشید.

یهو دیدم حالم خوب شد و بعد نگاه کردم نیست.

این که یه دفعه غیبش می‌زنه، چرا غیبش می‌زنه اون شکل، اون صور، اون صورت ظاهری؟

به خاطر اینکه بدل این شخص بوده.

به محض اینکه این شخص توجهش رو از اون ش-- از اون بدن مثالی خودش ورداشت، همون آن غیب می‌شه.

یعنی محو می‌شه.

ایجاد کرده بوده بیرون از نفس ناطقه خودش اون رو.

همون آن غیب می‌شه.

و این‌ها رو زیاد دیدیم ما مثلا تو حضرت آیت الله سیبوی یک شب شاید مثلا بعضیا که این امور رو یا به توانایی نفس ناطقه خودشون پیدا نبردن، اینا براشون مثلا عجیب و غریب بیاد و خرافات.

در صورتی که آقای حضرت آیت الله سیبوی که ما در اون حد نیستیم اما شاید انگشت کوچیکه بعضی از مراجع ما هم نباشه، بود که مثلا تو یه دهه‌ای چند تا هیئت دعوت بود تو یک ساعت و همش هم رفته بود.

بعدا مشخص شد و بعد از ارتحالشون ارتباطشون با امام عصر سلام الله علیه کشف شده.

حالا این‌ها چی-- کیا هستن؟

ابدال‌اند که این‌ها سربازای آقان، صاحبان همت بالان.

بعد از اینا می‌شن اوتاد.

"والجبال اوتادا" تو قرآن می‌گه.

اینا مثل دیگه میخ زمین اصلاً این زمین به وجود این‌ها مستقره.

مثل میخ کوبیده شدن رو زمین و خیلی از بلاهایی که میاد میره به واسطه وجود این‌ها از بین میره.

که حالا اینا رو تعدادشون هم مشخصه ما کاری نداریم.

دیگه بعد از اون حضرت حجته اون‌ها مرتبط‌اند.

دیگه این‌ها رو صاحبان همت رو می‌گن نفس مستکفی.

توجه کردین؟

صاحب امر رو که بالاتر از صاحبان همت هست می‌گن صاحب-- بهش می‌گن نفس مکتفی یا صاحب الأمر که همون حضرت حجت بن الحسن و امام زمان هست که فقط او این قدرت رو داره.

اون محل مشیت خداست.

این رونده، این سیره، این اتصاله.

این خطیه که انسان باید شروع کنه طی کنه.

ایمان، عمل صالح به ش-- به مرحله اخبات برسه که همون ابرارند.

توجه کامل.

ورود پیدا کنه به بحث همت عالی و ابدال.

بعد انشاالله اوتاد و دیگه در خدمت حضرت حجت باشه.

این اخ-اخبات رو و مخبتین رو توی این فرمول انشاالله توجه کردید کجا قرار گرفته.

انشاالله برسید و دست ما رو هم بگیرید نثار.

انشاالله عاقبتمون ختم بخیر بشه.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد كما علمت