ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آياته.

السلام علیکم و رحمة الله.

استفتای دیگری که از رهبرمون پیرامون طهارت شده اینه که خب وقت شستشو با آب کر بعد از برطرف شدن عین نجاست باید یک بار شستشو بشه و با آب قلیل دو بار.

حالا سؤال اینجاست که آیا ما باید آب رو قطع کنیم؟

یعنی اینکه مثلاً میگه عین نجاست که برطرف شد حالا یه دور میشوری، حالا دو بار میشوری با آب قلیل.

این حالا دو بار، حالا یه بار باید آب قطع بشه دو مرتبه آب ریزش پیدا کنه یا همین‌طوری که آب داره ریخ-- می‌ریزی و عین نجاست برطرف شد حالا نیت می‌کنی آب داره ریخته می‌شه، نیت می‌کنی بار اوله میشوری بار دومه میشوری.

آب قطع بشه یا نه همون‌طوری ادامه پیدا کنه آب؟

آقا فرمودن نه نیازی نداره که آبو قطع کنی.

همین که آب داره ریزش می-- می‌ریزه روی اون قسمته که حالا نجس بوده و عین نجاست برطرف شده حالا دیگه شما نیتت اینه که داری میشو-- میشوریش حالا چه بار اوله چه بار دومه.

نیتت یه بار شستنه، نیتت دو بار شستنه.

کفایت می‌کنه.

نمی‌خواد آبو قطع کنی دوباره از نو آبو وصل کنی.

یکی دیگه از آیاتی که پیرامون موضوع اخبات و قلب مخبط در حقیقت مخبتین رو خیلی زیبا معرفی کرده، آیه بیست و سه سوره هوده.

یکی از لطایفی در این آیات اومده که کمتر بهش توجه می‌شه.

ببینید [نفس عمیق] إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات.

معمولا ما تو قرآن هرچی نگاه می‌کنیم اینجوریه آمنوا، صالحات.

این عم-- آمن و عملو، آمن و عملو.

این دو تا با هم اومده ایمان کنار عمل صالح، تمام.

معمولا به ما وقتی هم که ذهنمونو سرچ کنیم می‌بینیم همیشه آمنوا، عملو این دو تا اومده دیگه بقیش تو ذهن ما چیزی نمیاد.

فرایند دیگه‌ای صورت نمی‌گیره.

عادت کردیم مثلاً شرطی شدیم تو آیات قرآن آمنوا، عملو.

لکن اینجا بلافاصله بعد از اینکه فرموده إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات و أخبتوا، یه جمله جدیدی آورده که معمولا توی آیاتی که بحث ایمان و عمل صالح هست این نیست.

اینه که علامه طباطبایی رحمة الله علیه می‌فرماین باید آیات قرآنو همه رو کنار هم دید و الا انسان به انحراف می‌که-- می‌کشه کارش یعنی منحرف می‌شه.

اگر چند تا آیه رو ببینه همه رو نبینه.

در حقیقت اینجا می‌فرمود بله، اون که قطعاً اون کسانی که ایمان آوردن و عمل صالح انجام دادن تمام.

نخیر و اخبتوا إلى ربهم.

اینا به مقام اخبات به سوی پروردگارشون رسیدن.

اونان که أولئک أصحاب الجنة هم فيها خالدون توجه کردید؟

ببینید طبق اون آموزه‌های قبلی‌مون بر اساس دیدن بعضی از آیات ما باید اینطوری می‌گفتیم آیه رو.

إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات أولئک أصحاب الجنة هم فيها خالدون کسی اشکال می‌کنه؟

کسی میگه آقا اشتباه بود.

میگه نه دیگه عمل صالح کنار ایمان اومده، جزاش بهشته.

اما اینجا شرطه و اخبتوا واقعا عطف هم آورده و این‌ها کسایی باید باشن که به مقام اخبات رسیده باشن.

یعنی قلب مخبت داشته باشن.

اون موقع است که أولئک أصحاب الجنة هم فيها خالدون برای همیشه تو جنت هستن.

ببینید این نشون میده که چقدر مقام اخبات مهمه.

ما فکر نکنیم که حالا بابا ولمون کن دیگه تو هم آقا گیر دادی به هی مخبتین، مخبتین.

ما همون ایمان و عمل صالح داشته باشیم بحثمونه.

نخیر، اگر بر اساس این آیه اگر کسی به مقام اخبات نرسه هم فيها خالدون به مشکل بر می‌خوره.

کجا در بهشت؟

اخبات هم که عرض کردیم یک حالتی‌ست که بچه‌ها خیلی خوب قشنگ فرمولش کرده بود.

درس مواد همون آموزه‌هایی که ما از روایات و آیات اینجا گفتیم.

خذو کنار خشوع با آرامش، تمام.

یادتونه؟

گفتیم خذو کنار خشوع، خذو ظاهر انسانه، خشوع باطن انسانه کنار اطمینان که می‌شه همون سکون، آرامش، آرامش محض در درون انسان آرامش داره.

خلاصه‌ش می‌شه حالا همین سه تا رو شما بخوای خلاصه کنی می‌شه تس-تسلیم محض خدا بودن.

یعنی گاهی اوقات انسان عبادت می‌کنه، نماز می‌خونه اما از خدا متوقعه.

توجه کردید؟

خیلی راحت می‌تونه انسان مهک بزنه خودشو.

عبادتشو انجام داده.

آیا توقع داره از خدا؟

آهای خدا حالا این همه ما نماز خوندیم، روضه خدا این حاجتمو بده دیگه چرا نمیدی و جنگ داره با خدا تو درونش و لو به ظاهر نگه.

این متوقع بودن خدا نشون میده که هنوز نرسیده قلبش به حالت اخبات.

تسلیم نیست.

ذلیلانه در برابر خدا حاضر نشده.

پررو هم هست اتفاقا.

ذلیل باید باشه دیگه.

اینکه امام سجاد سلام الله علیه در دعای شریفش به خدا عرض می‌کنه که خدایا یا ابی عبدالله سلام الله علیه هم در دعای عرفه این رو داره که می‌فرماید هر مقدار منو تو چشم مردم بالا بردی، همون مقدار در درون به من ذلت بده اگه یه درجه تو چشم مردم بردیم بالا، یه درجه در درون خودم ذلت بهم بده.

در برابر تو احساس ذلت کنم.

پررو میشه آدم.

چهار نفر دور آدمو بگیرن فکر می‌کنه خبریه.

حالا چهار تا نماز شب و نماز و روزه و ذکر و ورد و در هر حال نفس ناطقه انسان هم به گونه‌ایست که یه مقدار با معنویت خو می‌گیره، توهمش گل می‌کنه.

اون وهم، وادی وهم یک وادی بسیار مهمه در مسیر رسیدن به عقل و سر و قلب و استقرار قلب.

لکن رهزنی شیطان در قوه واهمه خیلی قویه.

می‌دونید دیگه شیطان تا قوه واهمه ما می‌تونه بیاد، به عقل دیگه نمی‌تونه دسترسی پیدا کنه.

اینه که شو-- اشکال و صور بسیاری تو ذهن آدم ایجاد می‌کنه تو قوه خیالیه ما عرض کنم مثال‌های متعدد میاره.

وهم و خیال آدم گمان می‌کنه خبریه.

مرتبط با معنویت هم شده به اینجا رسیده اما هنوز به بدل عقل نشده.

حالت ذلیلانه در درگاه خدا نگرفته.

اینه که خدای منان به موسی کلیم اینو فکر می‌کنم در کتاب جواهر الثنیه فی احادیث قدسیه دیدم از شیخ حر عاملی رحمة الله علیه.

خیلی قشنگه این جمله که خدا به موسی کلیم الله فرمود موسی می‌خوای بدونی چرا تو رو انتخاب کردم؟

بین این همه آدم تو رو انتخاب کردم برای کلیم اللهی، برای اینکه با من گفت‌وگو کنی.

کلیم اللهی خیلی مقام بالاییه و موسی عرض کرد خ-- بفرمایید خدای من نمی‌دونم چرا.

خدا فرمود به خاطر اینکه نگاه کردم در میان بندگانم حالتی ذلیلانه‌تر و خاضعانه‌تر از تو نیافتم در برابر خودم.

حالا تو یه جای دیگه دیدم فرموده بعد از نیایش و نماز تو و اینا دیدم هیچکس به اندازه تو سر به خاک نمی‌گذاره.

دوتاش یه معنا داره.

اون حالت ذلیلانه در درگاه خدا.

شما ببینید معمولا کسایی که سفیران الهی می‌شن در مسیر خدا و الهیت عالم پرچم‌دار می‌شن، خضوعشون از همه بیشتره.

الان مثلا یه مدیر ببینید با دفتردارش چگونه است.

خیلی راحت می‌شود تشخیص داد.

با زیردستش چگونه است.

متواضعانه است یا متکبرانه است.

مسئول، کسی که یه درجه مثلا بالاتر از کس دیگه‌ست.

وقتی امام تو جماران هوا سرد بود، برف اومده بود، نگاه کرد دید پاسداره سردش شده، چنبات‌مه زده خوابش رفته.

پُ-- پست داشت می‌داد برای مثلا از جماران از بیت امام پست داشت می‌داد و نگهبانی می‌کرد.

حالا اگه مثلا یه آدم متکبر و شاه و پادشاهی چیزی بود در دم می‌گفت گردن اینو بزنید.

خوابش رفته بود سر پست.

یه لحظه به هوش اومد، یعنی ب-بیدار شد از اون حالت دید اِ امام اسلحه‌شو ورداشته انداخته رو دوشش، اسلحه این پاسداره رو.

دست می‌کشه سرش میگه پسرم خسته ای برو تو سربازخونه‌ت اونجا استراحت کن.

من به جات اینجا پست میدم.

ببینه تو رو خدا آخه کی اینطور رفتار می‌کنه؟

کی؟

خدا نکنه یه ذره چاییمونو آبدارچی محل کارمون دیرتر بیاره بذاره رو میزمون.

دادمون بلند می‌شه.

این کی بود؟

این چی بود؟

بهش تذکر بدید فلان.

[نفس عمیق] از این راهه خیلی راحت می‌شه از این راه‌ها تشخیص داد حالت ذلیلانه داریم یا متوقعانه.

وقتی نمازت تموم می‌شه می‌فهمی.

خب حالا نماز تموم شد وقت درخواست خواسته‌هامون از خداست.

وقت دعا.

دیگه کارمونو انجام دادیم، متوقع‌ایم ما بعضی موقع‌ها.

یعنی خلاصه مطلب اذیتون نکنم.

اگر به این حالت ذلیلانه و بی‌توقعی که تسلیم است در برابر خدا به صورت محض که بهش مقام اخلاص هم بعضا می‌گن نرسیدیم عزیز دلم، ایمان و عمل صالح به تنهایی فایده نداره.

ان‌شاءالله عاقبتمون ختم به خیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد