ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 003

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

تطهیر با کر و قلیل؛ قطع آب لازم نیست

استفتایی دیگر از رهبر دربارهٔ طهارت چنین است: پس از برطرف شدن عین نجاست، با آب کر یک‌بار و با آب قلیل دو بار شسته می‌شود. آیا باید آب را قطع کرد و دوباره ریخت، یا با جریان پیوسته می‌توان نیت بار اول و دوم کرد؟ فرموده‌اند قطع لازم نیست. همین که آب بر آن موضع می‌ریزد و عین برطرف شده، با نیت شست‌وشوی اول یا دوم کفایت می‌کند؛ نیاز نیست آب را ببندی و از نو وصل کنی.

آیهٔ بیست‌وسه هود؛ ایمان و عمل و اخبات

«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» (سوره هود، آیه ۲۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند و به‌سوی پروردگارشان فروتنی ورزیدند، آنان اهل بهشت‌اند؛ در آن جاودانه‌اند.

عادت ذهنی بسیاری در قرآن جفتِ «آمنوا و عملوا الصالحات» است؛ شرطی شده‌ایم که پس از ایمان و عمل صالح، فوراً بهشت را انتظار کنیم. اینجا اما پس از ایمان و عمل صالح، «و أخبتوا إلی ربهم» آمده است. علامه طباطبایی می‌فرماید آیات را باید کنار هم دید؛ وگرنه کار به انحراف می‌کشد. اگر فقط بعضی آیات دیده شود، پنداشته می‌شود ایمان و عمل به‌تنهایی همان «اولئک اصحاب الجنة هم فیها خالدون» است؛ حال آنکه در این آیه اخبات شرط صریح خلود در جنت است. قلب مخبت، شرط تمام‌کننده است.

اخبات؛ خضوع و خشوع و اطمینان

اخبات حالتی است که در آموزه‌های پیشین چنین فشرده شده: خضوعِ ظاهر کنار خشوعِ باطن، همراه اطمینان و سکون. خلاصه‌اش تسلیم محض خدا بودن است. گاه انسان نماز می‌خواند اما از خدا متوقع است: این همه عبادت کردم، حاجتم را بده؛ و در درون می‌جنگد هرچند به زبان خاموش باشد. توقع، نشانهٔ نرسیدن قلب به اخبات است؛ هنوز ذلیلانه در برابر خدا حاضر نشده و پررویی باطنی مانده است.

دعای سجاد و عرفه؛ ذلت باطنی

امام سجاد — و در دعای عرفه نیز شبیه آن آمده — می‌فرماید هر مقدار مرا در چشم مردم بالا بردی، همان مقدار در درون به من ذلت بده. یک درجه رفعت ظاهری، یک درجه ذلت باطنی در برابر تو. چهار نفر که گرد آدم آیند می‌پندارد خبری شده؛ چند نماز شب و ذکر که انس گیرد، وهم گل می‌کند. وادی وهم در مسیر عقل و سر و قلب مهم است؛ اما رهزنی شیطان در واهمه بسیار قوی است. شیطان تا قوهٔ واهمه می‌رسد و به عقل راه ندارد؛ صور بسیار در خیال می‌نشاند تا گمان کند مرتبط با معنویت شده، حال آنکه هنوز بدل عقل نگشته و حالت ذلیلانه نگرفته است.

موسی کلیم؛ گزینش به‌سبب ذلت

در جواهر السنیة از حر عاملی آمده که خدا به موسی فرمود می‌خواهی بدانی چرا تو را برای کلیم‌اللهی برگزیدم؟ موسی گفت نمی‌دانم. فرمود در میان بندگانم حالتی ذلیلانه‌تر و خاضعانه‌تر از تو در برابر خود نیافتم. نقل دیگر: پس از نیایش، هیچ‌کس چون تو سر به خاک نمی‌گذاشت. هر دو یک معناست: ذلت در درگاه. سفیران الهی معمولاً خضوعشان از همه بیشتر است. مدیر را با زیردستش بیازمای؛ متواضع است یا متکبر.

نمونهٔ امام؛ پست به‌جای پاسدار خفته

در جماران برف بود؛ امام دید پاسدار سرماخورده بر پست خوابش برده. به‌جای خشم، اسلحه را بر دوش گرفت و بر سرش کشید: پسرم خسته‌ای، برو در سربازخانه استراحت کن؛ من به جایت پست می‌دهم. شاهان متکبر گردن می‌زدند؛ اینجا ذلت اولیاء است. خدا نکند چای آبدارچی دیر برسد و فریاد برآوریم. از همین راه‌ها ذلیلانه بودن یا متوقعانه بودن تشخیص می‌شود.

پس از نماز؛ محک توقع

چون نماز تمام شد وقت دعاست. گاه کار عبادی را انجام‌شده می‌انگاریم و متوقع می‌شویم. اگر به حالت ذلیلانه و بی‌توقعی — تسلیم محض که گاه مقام اخلاص نیز خوانده می‌شود — نرسیده باشیم، ایمان و عمل صالح به‌تنهایی فایدهٔ کامل ندارد. آیهٔ هود همین را می‌گوید: اخبات، رکن سومِ خلود در جنت است. امید عاقبت به خیر؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

جمع فقه طهارت و فقه قلب

نشست، هم حکم ظاهری طهارت را روشن کرد هم باطن اخبات را. در ظاهر، نیت متصل بر جریان آب کافی است و تکلّف قطع لازم نیست؛ در باطن، نیت متصلِ تسلیم کافی نیست اگر توقع جای ذلت نشسته باشد. قطع نکردن آب نماد سادگی شریعت است؛ قطع نکردن دعویِ طلب از خدا پس از عبادت، نماد سنگینی نفس است. قلب مخبت هر دو را می‌فهمد: آسان‌گیری در وسیله، سخت‌گیری بر ادعا.

وهم معنوی و خطر پررویی باطنی

انس با ذکر و نافله اگر با ذلت همراه نباشد، وهم را تغذیه می‌کند. انسان می‌پندارد چون با معنویت خو گرفته به مقصد رسیده؛ حال آنکه شیطان در همان واهمه صورت‌سازی می‌کند. محک صادق، رفتار با زیردست و حالِ پس از نماز است: آیا خشوع مانده یا طلبکار خدا شده‌ایم؟ اخبات همان آرامشی است که از تسلیم می‌زاید، نه از رسیدنِ زودرس حاجت.

ایمان و عمل بدون اخبات

عادت شرطی ذهن به جفت ایمان و عمل، آیهٔ هود را ناقص می‌خواند. علامه هشدار می‌دهد گزینش بعضی آیات و ترک بعضی، راه انحراف است. خلود در جنت در این آیه بر سه پایه نشسته: ایمان، عمل صالح، اخبات الی الرب. سومین پایه را سبک شمردن، همان سبک شمردن شرط الهی است. ازاین‌رو بحث مخبتین تکرار ملال‌آور نیست؛ تکمیل هندسهٔ نجات است.

ی

نیت در جریان آب؛ سادگی حکم

پرسش فقهی از دغدغهٔ وسواس برمی‌خیزد: آیا شمارش شست‌وشو وابسته به قطع و وصل فیزیکی است؟ پاسخ رهبری بار را بر نیت و استمرار جریان می‌نهد. عین که برطرف شد، همان ریزش می‌تواند بار اول و در قلیل بار دوم باشد، بی‌آنکه نمایش قطع لازم آید. شریعت در طهارت ظاهر را آسان گرفته تا طهارت باطن مجال یابد؛ آنکه در وسیله سخت می‌گیرد و در تواضع سست، توازن را باخته است.

شرطی‌شدن ذهن با زوج ایمان و عمل

در بیشتر آیات، ایمان کنار عمل صالح نشسته و ذهن شرطی شده که جز این دو نمی‌جوید. آیهٔ هود عطف سومی می‌آورد که معمولاً در حافظه نمی‌ماند. همین فراموشی، بحث مخبتین را برای بعضی ملال‌آور می‌نماید؛ حال آنکه قرآن صریحاً خلود را به اخبات گره زده است. خواندن چند آیه و ترک سیاق کامل، به تعبیر علامه، انحراف می‌آورد: بهشت را بر دو پایه می‌نشانیم در حالی که نص سه پایه نهاده است.

فرمول اخبات در یک نگاه

خضوع، نمود ظاهری فروتنی است؛ خشوع، شکسته‌دلی باطن؛ اطمینان، آرامشی که از تسلیم می‌زاید نه از بی‌خیالی. هر سه با هم تسلیم محض می‌سازند. عبادتِ با توقع، ظاهراً خضوع دارد و باطناً معامله است. محک ساده است: پس از فراغ از نماز، حال طلبکاری غالب است یا حال نیازمندیِ بی‌منّت؟ اولی پررویی پنهان است؛ دومی ذلت محمود.

وهم، خیال و سقف شیطان

مسیر به‌سوی عقل و سر و قلب از گذرگاه وهم می‌گذرد؛ وهم ابزار است نه دشمن مطلق. خطر آنجاست که رهزن در همین قوه صورت‌های معنوی بسازد و سالک پندارد رسیده است. شیطان به عقل راه ندارد؛ پس جنگ را در واهمه و خیال می‌آراید. نشانه‌های فریب: تکبر بر زیردست، ناشکیبی از تأخیر حاجت، و رضایت از چند عمل بدون افزایش ذلت. درمان، همان دعای رفعتِ ظاهری و ذلتِ باطنی است.

سفارت الهی و میزان خضوع

گزینش موسی بر پایهٔ ذلت، الگوی همهٔ سفیران است. هرچه پرچم هدایت بالاتر رود، سر باید نزدیک‌تر به خاک باشد. نمونهٔ امام در جماران ترجمهٔ عملی همین میزان است: قدرت، خدمتِ بیدار ماندن به‌جای خفته است نه تازیانه بر غافل. مقایسه با خشم بر آبدارچی، فاصلهٔ ما تا مخبتین را بی‌پرده نشان می‌دهد. ایمان و عمل اگر به این ذلت نرسند، در ترازوی هود ناتمام‌اند.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.