بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایه آیاته.
السلام علیکم و رحمه الله.
قبلا عرض کرده بودیم که اگر چنانچه انسان اشتباها نماز دوم رو شروع کنه به خوندن و [نفس عمیق] متوجه بشه بین نماز دوم که نماز اولش رو نخوانده مثلاً عصر رو داره میخونه یادش بیفته که ظهر نخوانده یا عشا رو میخونه یادش بیفته مغرب رو نخوانده.
اینجا وظیفه اش اینه که برگرده نیت کنه به نماز اول و ادامه بده.
مگر اختصاصا در خصوص نماز مغرب اگه تو عشا باشه در صورتی میتونه نیتو عدول کنه که گفتیم به رکوع رکعت چهارم نرسیده باشه.
اگر به رکوع رکعت چهارم رسید یادش افتاد رهبری می فرمایند که همون نماز عشاشو تموم کنه بعد مغرب رو بخونه.
منتها احتیاط کرده رهبر که بعد از این یه مغرب و عشا دوباره احتیاطاً بخونه.
[نفس عمیق] این احتیاطش هم میتونه انجام نده.
همون نیت- [پچ،پچ] نه.
یا دو کار میتونه بکنه یا اینکه اگه رفته باشه رکعت چندم؟
چهارم یعنی ورود کرده باشه به رکوع رکعت چهارم.
اگه ورود نکرده به رکوع رکعت چهارم باید نیتو برگرده و نماز مغرب سه رکعتی تموم کنه.
اگه ورود کرده به رکعت چهارم رفته رکوع، اینجا دو کار میتونه بکنه.
یا اینکه نیت عشا رو بکنه همون که عشا بوده تموم کنه بعد یه مغرب بخونه یا اینکه نه، وقتی تموم شد مغرب و عشا رو با هم دوباره بخونه.
[پچ،پچ] بله از رکوعش.
اگر به رکوع نرفته میتونه نیت مغرب کنه بشینه، بشینه تشهد سلام بده.
به رکعت، به رکوع رکعت چهارم رفت دیگه نمیتونه نیت سه رکعتی کنه.
[نفس عمیق] خب بحث ما بحث قلوب بود و رسیدیم به دومین قلب در قرآن که به نام قلب مطبوع با طاء دسته و عین بود یعنی قلب مهر خورده.
و نکته ای را هم امروز عرض کنیم که دیگه از این قلب رد شیم.
وقتی دقت کنید به آیاتی که امروز عرض کردیم که پیرامون قلب مطبوع هست، یکی از بخشهای این آیات که خیلی هم مهم به نظر میرسه اینجا که می فرماید "کذلک یتبع الله على کل قلب متکبر جبار" خدا مهر میزنه آیه سی و پنج سوره قاف.
مهر میزنه به همه دلهایی که متکبر و جبارند.
این نهیب بزرگیست.
یعنی هر کسی که دچار تکبر و زورگویی بشه قطعا خدا مهر میزنه بهش.
برای همین خیلی خطر بزرگ یک چی؟
تکبر که ریشه گناهان کبیره است.
متکبرن جبار.
باید خودمون رو بترسونه که سعی کنیم تا اونجایی که میشه ریشه تکبر رو تو وجودمون بخوشکونیم.
غالبا اینطوریه که ماها گرفتار هستیم، توجه نداریم به رفتارمون وقتی توجه میکنیم میفهمیم که گرفتاریم.
مثلا نحوه سلام دادنمون با یه، با یه آدم پولدار، با یه آدم فقیر، با یه آدم معروف، با یه آدم غریب، با یه آدم ظاهرا تمیز، با یه آدم ظاهرا کثیف.
اینا همه نشون میده که ما دچار تکبر هستیم یا نه.
[سرفه] شخصی در کتاب شریف کافی معلون کلینی اعل الله مقام شریف جلد سه صفحه دویست و شصت و دو یه روایتی داره که تو همین مضمون میگه پیغمبر نشسته بود یه ثروت مندی اومد پیش پیغمبر نشست بلافاصله یه فقیرم اومد کنار این ثروت منده نشست.
تا فقیره نشست ف-- این ثروت منده خودش یه ذره جمع کرد.
به قول ما دامنشو جمع کرد.
پیغمبر ناراحت شد.
رو کرد به این آدم ثروتمند گفت چیه ترسیدی از ثروتش به این برسه یا از فقر اون به تو برسه؟
طرف ناراحت شد از این حرکت خودشو گفت یا رسول الله من حاضرم جبران کنم نصف ثرو-- خیلی هم آدم متوکل بوده.
نصف ثروتمو میبخشم به این فقیره.
پیغمبر رو کرد به این فقیر گفت تو قبول میکنی؟
گفت نه یا رسول الله.
چرا؟
گفت میترسم منم اینطوری بشم.
نمیخوام ثروتی که باعث تکبر بشه نمیخوام.
أخاف أن یدخلنی ما دخل، دخلک.
من میترسم اون چیزی که این درش داخل شده منم داخل بشم.
معمولا اینطوریه.
عنوان، مدرک تحصیلی، نژاد، نمیدونم پول حتی تیپ، قیافه، مدیریت، پست، شغل اینها متاسفانه به جای اینکه باعث بشه انسان افتاده تر، افتاده حال تر بشه و اهل خدمت بشه برعکس میشه.
تمام از مدیرانی که خودشیفته و متکبرن که هرچی میکشیم از دست ایناست و مرحبا به مدیرانی که هرچی اتفاقا ترازشون میره بالاتر افتاده حال تر، افتاده حال تر میشن.
شما رفتن به کرمانشاه رهبری رو مقایسه کنید با بعضی از مسئولین.
رهبر رفت تو دل مردم.
اصلا خ-- این بادیگاردها ترسیده بودن که بلایی سر آقا.
رفت حتی نعل ایناش و عباشون همه گل و خالی شد.
لابلای مردم.
ولی بعضی از مسئولین ما از همون بالا ماشین جرات نکردن پیاده شن.
همون بالا ماشین.
انگار میخوان سان ببینن ما رو.
امام فرمود اینا ولی نعمت ما مردم.
حالا اون مسئولی که اینطوری با مردم رفتار میکنه هیچوقت تو دل مردم جا نمیکنه.
در کتاب سفینه البحار جلد یک صفحه هشتصد و چهل هم یه روایت جالبی بود اینم بگم و بسه که [زیر بینی] خیلی جالبه این، ااا یه ذره هم خنده داره هم واقعا جالبه که منصور دوانیقی ملعون نشسته بود امام صادق هم پیشش بود.
این ملعون هی یه مگسی میشست رو دماغش رو صورتش هر کاری کرد زورش نرسید این مگس رو دفع کنه دوباره مگسه برمیگشت.
اعصابش خورد شد به امام صادق گفت آقا این فلسفه خلقت مگس چیه آخه؟
خدا برا چی مگس رو خلق کرده؟
[خنده] خیلی قشنگ آقا جواب داده فرموده اون سوالش این بود "لأي شيء ان خلق الله الذباب؟" چرا خدا این بشو مگس رو خلق کرده؟
جواب آقا رو ببینید.
قال علیه السلام "لیذل به الجبارین" [خنده] برای اینکه همین مگس ذلیل کنه آدمای جبار و متکبر رو.
واقعا هم اینطوریه.
آدمو به ذلت و خاری و اون حالات تکبر میکشونه پایین.
تکبر خیلی خطرناکه یعنی باید ریز بشیم تو کارهامون تا متوجه بشیم که هستیم یا نیستیم.
زنگ خطر بزرگیه که اگر کسی رعایت نکنه، مراقبت نکنه دلش مهر میخوره.
دیگه هرچی حقایق، آیه قرآن هم هست دیگه.
هرچی میان تو گوشش حقایقو میگن باز حرف خودشو میپذیره.
اصلا و ابدا زیر بار حرف حق نمیره.
خیلیا هم اینطورین ها، خیلی.
ایشالا ما جزو اون دسته نباشیم.
عاقبتمون به خیر بشه به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد