یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
عدول نیت از نماز دوم به اول
پیشتر گفته شده بود اگر انسان اشتباهاً نماز دوم را شروع کند و میان آن متوجه شود نماز اول را نخوانده — مثلاً عصر میخواند و یادش بیاید ظهر نخوانده، یا عشا میخواند و یادش بیاید مغرب نخوانده — وظیفه آن است که نیت را به نماز اول برگرداند و ادامه دهد؛ مگر اختصاصاً در مغرب و عشا: اگر در عشا باشد فقط وقتی میتواند نیت را عدول کند که به رکوع رکعت چهارم نرسیده باشد. اگر به رکوع رکعت چهارم رسید و یادش آمد، رهبری میفرمایند همان نماز عشا را تمام کند بعد مغرب را بخواند؛ منتها احتیاط کردهاند که پس از آن یک مغرب و عشا دوباره احتیاطاً بخواند — و این احتیاط را میتوان انجام نداد.
اگر به رکوع رکعت چهارم ورود نکرده باید نیت را برگرداند و نماز مغربِ سهرکعتی را تمام کند. اگر ورود کرده دو کار میتواند: یا نیت عشا کند و تمام کند بعد یک مغرب بخواند؛ یا پس از تمام، مغرب و عشا را با هم دوباره بخواند. اگر به رکوع نرفته میتواند نیت مغرب کند، بنشیند تشهد و سلام دهد.
قلب مطبوع؛ مهر بر دلِ متکبر جبار
بحث قلوب به دومین قلب در قرآن رسیده: قلب مطبوع — با طاء و عین — یعنی قلب مهرخورده. وقتی به آیات پیرامون قلب مطبوع دقت شود بخش مهمی این است:
«كَذَٰلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ» (غافر/۳۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اینگونه خدا بر هر دل متکبر زورگو مهر مینهد.
نهیب بزرگی است: هر کس دچار تکبر و زورگویی شود قطعاً خدا بر دلش مهر میزند. تکبر ریشهٔ گناهان کبیره است. باید خود را ترساند و تا جایی که میشود ریشهٔ تکبر را در وجود خشکاند. غالباً گرفتاریم و به رفتار خود توجه نداریم؛ وقتی توجه میکنیم میفهمیم گرفتاریم. نحوهٔ سلام دادن با آدم پولدار و فقیر، معروف و غریب، ظاهراً تمیز و ظاهراً کثیف — همه نشان میدهد دچار تکبر هستیم یا نه.
روایت کافی؛ ثروتمند و فقیر نزد پیامبر
در کتاب شریف کافی مرحوم کلینی، جلد سه صفحهٔ دویست و شصت و دو، روایتی در همین مضمون است: پیامبر نشسته بود؛ ثروتمندی آمد و نشست؛ بلافاصله فقیری کنار او نشست. تا فقیر نشست ثروتمند دامنش را جمع کرد. پیامبر ناراحت شد؛ رو کرد به ثروتمند: چه شده؟ ترسیدی از ثروتت به او برسد یا از فقر او به تو؟ او ناراحت شد و گفت یا رسولالله حاضرم جبران کنم؛ نصف ثروتم را به این فقیر میبخشم. پیامبر رو به فقیر: قبول میکنی؟ گفت نه یا رسولالله. چرا؟ گفت میترسم من هم چنین شوم؛ ثروتی که باعث تکبر شود نمیخواهم: أخاف أن یدخلنی ما دخلک — میترسم آنچه در او داخل شده در من نیز داخل شود.
معمولاً چنین است: عنوان، مدرک تحصیلی، نژاد، پول، تیپ، قیافه، مدیریت، پست، شغل — بهجای آنکه انسان را افتادهحالتر و اهل خدمت کند، برعکس میشود. از مدیران خودشیفته و متکبر هرچه میکشیم از دست آنهاست؛ و مرحبا به مدیرانی که هرچه ترازشان بالاتر میرود افتادهحالتر میشوند. رفتن رهبری به کرمانشاه را با بعضی مسئولین مقایسه کنید: رهبر در دل مردم رفت؛ حتی نعلین و عبا گلآلود شد؛ اما بعضی از بالا از ماشین جرأت پیاده شدن نداشتند، انگار سان میبینند. امام فرمود مردم ولینعمت ما هستند؛ مسئولی که چنین با مردم رفتار کند هرگز در دل مردم جا نمیکند.
مگس و ذلیل کردن جباران؛ سفینة البحار
در سفینة البحار جلد یک صفحهٔ هشتصد و چهل روایتی جالب و اندکی خندهدار است: منصور دوانیقی ملعون نشسته بود و امام صادق نیز پیش او. مگسی مدام بر دماغ و صورتش مینشست؛ هرچه کرد زورش نرسید دفع کند؛ اعصابش خورد شد. به امام صادق گفت فلسفهٔ خلقت مگس چیست؟ چرا خدا مگس را خلق کرده؟
«لِأَيِّ شَيْءٍ خَلَقَ اللَّهُ الذُّبَابَ؟ ... لِيُذِلَّ بِهِ الْجَبَّارِينَ» (سفینة البحار)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پرسید: خدا مگس را برای چه آفرید؟ فرمود: تا با آن گردنکشان را خوار کند.
واقعاً چنین است؛ انسان را از حالات تکبر به ذلت میکشاند. تکبر خیلی خطرناک است؛ باید ریز در کارها شد تا متوجه شویم هستیم یا نیستیم. زنگ خطر بزرگی است که اگر مراقبت نشود دل مهر میخورد؛ دیگر هرچه حقایق در گوش بگویند حرف خود را میپذیرد و ابداً زیر بار حرف حق نمیرود. بسیاری چنیناند؛ امید که از آن دسته نباشیم. عاقبت به خیر، به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.
مراقبت از ریزِ رفتارها
تکبر تنها در کاخ و تخت نیست؛ در ریز سلام و نگاه و جمع کردن دامن نیز هست. روایت کافی نشان میدهد حتی نیمخیز شدنِ ثروتمند از کنار فقیر پیامبر را ناراحت میکند؛ و فقیرِ آگاه ثروتی را که تکبر آورد رد میکند. مدیران خودشیفته مردم را ولینعمت نمیبینند؛ مدیران افتادهحال هرچه بالاتر میروند خاکیتر میشوند.
مهرِ مطبوع نتیجهٔ همین تکبر و جبر است. وقتی دل مهر خورد، حقایق در گوش میرود اما حرف خود پذیرفته میشود و زیر بار حق نمیرود. زنگ خطر آن است که پیش از مهر، ریز رفتارها را دید و ریشهٔ تکبر را خشکاند؛ وگرنه قلب مطبوع میشود و راه فهم بسته.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.